چند کلمه درد دل با شهردار و شورای شهر محمودآباد (محموجیق)

چند کلمه درد دل با شهردار و شورای  شهر  محمودآباد (محموجیق)

سنبله برنجی
گروه اجتماعی: کویر قلب این خطه که تکه_ای مفقود از بهشت روی زمین است روزهای متوالیست که تشنه‌ی باران مهر و محبت و دست یاریگر مسئولین است. مخاطب اصلی این مقاله شورای شهر و شهردار محترم شهر محمودآباد هستند.
آقایان محترم! تاکنون به طبیعت وحشی که محمودجق از آن بهره‌مند است و در بطن خود هزاران رمز و راز مرموز از کائنات را جای داده است از دریچه‌ی زیباشناختی نگریسته‌اید؟ مکانی که در هر فصل سرفصلی از زیبایی خیره کننده‌ی مختص را خود نهفته دارد!؟ تاکنون به دیدار غارهای چندگانه‌ی جوشاتو که گویا تمام ارواح، اشباح و اجنه‌ی سرگردان قرون و اعصار جهان در قلب آن‌ها اجتماع کرده‌اند رفته‌اید؟ بله! محموحق مکانی است که برای هر آوایی نامی خاص دارد و این عناوین یادگاری سترگ از دوران کهنی است که این منطقه تحت سیطره‌ی مغول‌ها اداره می‌شد.
هر چند باستان‌شناسان محلی بر طبق شواهد و قرائن محرز و تأیید شده‌ی انکار ناپذیر شکوفایی تمدن باستانی این منطقه را منصوب به دوران اورارتویی در هزارهای نخستین پیش از میلاد می‌دانند.
آقای شهردار! آیا میان کوچه باغ‌های انبوه شهر قدم زده‌اید شاهین دژ جاندارترین گوشه‌ی تاریخی آذربایجان و بلکه ایران است که هنوز پس از سپری شدن قرون متمادی از تمدن درخشانی که پشت سر با غرور به یادگار و افتخار دارد بناهای تاریخی کهن، سالم و پابرجایی در قلب پر مهر خویش پنهان نموده پیدا که در حکم شناسنامه‌ی هویت برای این منطقه‌ی زرخیز هستند. به کناره های دیواری که بالای غارهای چندگانه ی جوشاتو احداث شده و شباهت شگرفی به معمارهای باستانی اینکاهای اولیه دارد گذر کرده‌اید؟ همان دیوار تاریخی که اعجاز را بر می‌انگیزاند و یادگار سترگ پیشینیان باشکوه پرغرورمان از دوران پیش از تاریخ است؟ همان دیواری که هزاران رمز و راز کهن قرون و اعصار باستانی را در میان سنگ‌های اعجاز برانگیز خویش مستور نموده است؟ اما با زبان بی زبانی اندکی مهر و عطوفت را فریاد برمی آورد اما فریادهایش متأسفانه! تاکنون شنونده ای برای مظلومیتش نیافته است؟ آیا به صف‌های طولانی که در دامنه‌ی کوه های غارهای جوشاتو که در جوار آب معدنی قطار شده‌اند را به نظاره نشسته‌اید؟ که از شهرهای دور و نزدیک برای بهره‌مندی از این آب که فاقد کمترین املاح مضر است اجتماع کرده‌اند اندیشه ای در سر پرورانده‌اید؟ بکارت زیبایی‌های این ناحیه همچون زبان شاعرانه‌ی زیبای سرخپوستی ناب است که با وسواسی خاص همه‌ی آن داستان‌های خرافی لطیف، شیرین و در عین حال دهشتناک انسان را جذب می‌کنند و گردشگر با مشاهده‌ی آن‌ها ناگهان خود را در قلب پروی باستانی باز می‌یابد! مطالعه و درک فلسفه‌ی زیبایی این منطقه آسان نیست و در واقع به زمان کشدار و طولانی نیازمند است.
برای گردشگران این موسیقی، زبان. تجسم، تصویر، رؤیا و الهام و … که از شلوغی گریخته و به شوکت سکوت این مکان رؤیایی پناهنده شده‌اند بسی دل انگیز و روح بخش است. این مکان در وسعتی کوچک به اندازه‌ی تمام دنیا حرف برای گفتن و بالاخص درد دل برای شنیده شدن دارد.
شورای محترم شهر باستانی و غیور محوجیق! نمی‌دانید از این که برایتان نامه نگاری می‌کنم و دل نوشته ای ارسال می‌نمایم چقدر خوشحال و ناراحتم! با خودم فکر می‌کنم چه ذوق و هیجان درونی در قلوب مردمان بی آلایش این مکان خواهد جوشید! تصوری قوی از اینکه مناظر این خطه دیگران را میهمان قصه های کهن اما ناگفته می‌نماید و کسی پیدا شده تا درد دل کهنه و تکراری آنان را با برخی مسئولین مغرض رده بالا و مردمانی که منصف‌ترین قاضی‌ها هستند بازگو نماید.این طرف خبرهای بی شماری برای شنیدن وجود دارد. اما گوش شنوایی وجود ندارد و مسافران این دیار به یُمن برخی جهالت‌ها مناظر بهشت گونی را از دست می‌دهند چرا که در کل منطقه شاهین دژ تابلوی کوچک اطلاع رسانی مبنی بر معرفی و وجود چنین ابنیه های باشکوهی برای مسافران ناآشنا وجود ندارد.
بسیار گفته‌ایم و هیچ نشنیده‌اند! چه بسا متونی که در آن‌ها به بی کاری روز افزون جوانان اشاره شده، اما هر عقل سلیمی می‌داند بی کاری مادر همه‌ی جرائم و بزه های استثنایی است به دلیل اینکه مدت‌های مدیدی است شعار خودشناسی را مد نظر قرار داده‌ایم بارها برای دیدار اطراف شاهین دژ برای کشف زیباهای نامکشوف رفته‌ایم و در میان آشنایان به شاهین دژ شناس معروف گشته‌ایم.
نوروز امسال میزبان تعدادی از اقوام از شهر اصفهان بودیم که صلاح دیدیم آنان را به بازدید از غارهای نامکشوف جوشاتوی محموجیق ببریم. خوشبختانه همسرم دارای حافظه‌ی خارق‌العاده ای است. با نعمت وجود آن حافظه‌ی شگرف و اینکه سومین بازدیدمان از این غارها بود توانستیم نه چندان به آسانی! در قلب ارتفاعات جوشاتو غارها را پیدا کرده و شیفتگان طبیعت گردی را میهمان اعجاز سرانگشتانه ی قدرت پروردگار نماییم.
یافتن این غارها در عمق ناپیدای قلب کوه کار حضرت فیل است. چرا که دهانه‌ی آنان همانند چاه است و از اطراف کم‌ترین دیدی ندارند. به دلیل اینکه کشت و گذار در قلب زیبایی‌های نامکشوف غارها مستلزم وقت زیادی است گروه مان مغروق خیالات و تاریکی قلب غارها که تنها روشنی بخش آن چراغ قوه‌ها بودند بعد از تاریکی هوا از غار بیرون آمده و تازه متوجه شدیم ساعت ده شب است.
مقارن ساعت دوازده و نیم به دامنه رسیدیم. این گشت و گذار رؤیایی و این سفر فراموش ناشدنی تبدیل به یادمانی دل انگیز برای میهمانان کلان شهر گردید، تا آن حد که در اولین فرصت در تعطیلات بر آن شدند این دیدار را تجدید نموده و عده‌ی دیگری را با خود به شاهین دژ آوردند. به دلیل عدم حضور ما در شاهین دژ برادرم (که در سفرهای قبلی نیز همراه ما بود) آن‌ها را به کوه جوشاتو هدایت کرده بود. بعد از قریب هفت و هشت ساعت تمام الافی الکی در ارتفاعات بدون یافتن غارهای مورد نظر با تنی خسته از ارتفاعات پایین آمده بودند.
اکنون جا دارد از شما شورای شهر و شهردار محترم بپرسیم آیا غارهایی با این زیبایی و جذابیت نباید یک تابلو در مقابل ورودی‌های خود داشته باشند؟ اصلاً چرا بر سر راه جوشاتو در محمودآباد عکسی جاذب از این غارهای سحرانگیز نصب نشده؟ چرا هنگام انتخابات شوراها بنرهای تبلیغاتی و عکس‌های ریز و درشت چند متری حضرات شهر را به سیطره‌ی نامأنوس خویش در آورده بودند که زباله های آنان حتی تا هم اکنون نیز قابل مشاهده است اما دریغ از یک نشانه‌ی کوچکی از تعیین فاصله… چرا این قدر به فکر دل مشغولی‌های بی پایان خودتان و غافل از مجموعه ای هستید که در قبال شان مسئول و متعهد گشته‌اید …؟ آقای شهردار! هیچ می‌دانید اگر زنجیره‌ی این بازدیدها تداوم یابد هر کدام از بازدید کنندگان تبدیل به تبلیغات چی این مناظر شده و بدون صرف هزینه ای برای معرفی، خود به خود این مکان به دیگران معرفی خواهد شد و در آن زمان چه اتفاق نادر و چه میزان درآمدزایی شگرفی در این ناحیه به وقوع خواهد پیوست؟ از چه روی خود را به خواب زده‌اید و نعمات خدادادی را نادیده می‌گیرید و بعد از کمبود امکانات، بیکاری، بیماری‌های روحی و روانی، کوچ روزافزون، عدم درآمد و اشتغال زایی اشک تمساح می‌ریزید …؟ چرا نمی‌خواهید قبول کنید دیار ما وجب به وجب موزه و ثروت سرشار نادیده انگاشته شده است؟ ?

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴۴ ق.ظ

۳ نظر

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. +1

    ۷۲ ساعت دیگه مجبورم خودکشی کنم
    سلام
    سلام به صاحب امر و الزمان
    دیگه بریدم جونم به لبم رسیده!نمیتونم تحمل کنم.نمیتونم تو چشم بابام نگاه کنم.الان چند ماه تهران اواره هستم نه کار دارم نه جا و مکان.لیسانس دارم ولی باید التماس به کی کنم که من تا کار نکنم نمیتونم سابقه کارداشته باشم حقوق نمیخوام بذارین سابقه کار داشته باشم.کارگری قبولم نمیکنن چون چهار سال نرفتم یاد بگیرم رفتم درس خوندم ولی من بلدم کارگری رو اونا قبول نمیکنن.چرا؟شاید لیسانس دارم.بخدا قرار بود سرایدار شم ولی قبول نکردن.چیکار باید کنم؟خودکشی
    زن نمیخوام بچه نمیخوام ۲۵-۲۶ سالم شده نون میخوام شکم خودم رو سیر کنم بابام بازنشسته و پیر شده دیگه چقد ازشکم خودش بزنه واسه چی تو عمرش کار کرده واسه من؟؟ از پنیر متنفرم که باید هم صبح بخورم هم شب اونم با قیمت ۳۰۰۰-۴۰۰۰ تومان.از تخم مرغ و سیب زمینی متنفرم که باید همیشه سرما و گرما ناهار من باشه.چیکار کنم؟خودکشی
    هر دفعه کنکور دادم نتایجش هفته اخر ماهی میاد که باید اعلام شه مثل همه دنیا قشنگ یه روز خاص اعلام کنین مثلا دوشنبه تا این همه به شرکتای اینترنتی کمک نکنین.سواد اینارو که دارین.۸ سال کنکور مختلف دادم بیش از ۱۴ تا کنکور دادم.چقده ملت باید به سایتا سر بزنن و هی بلا تکلیف نمیدونن و هی به خودشون فحش میدن.هفته اخر دی ماه یعنی چه روزی از شنبه تا جمعه و حتی دو روز بعدش نتایج نمیاد رو سایت.آخه یکم فکر کنین تکلیف و اینده ما سرنوشت ما دست شماست /من چند ماه باید اواره باشم سردمه خسته هستم کمک میخوام.تنهام .اعلام میکنین من مشخص شه باز باید برم کارگری یا برگردم شهرمون؟؟باید چیکار کنم؟خودکشی
    خدایا من ماشین نمیخوام اسب نمیخوام موتور هم نمیخوام دوچرخه هم نمیخوام کفش ندارم کفشام داره پاره و مندرس میشه.چقدر بابام با کفش سالها قبلش مدارا کنه که من کفش بپوشم؟چقده بابام با پیراهن سالهای قبلش بره مسجد که من یه پیراهن بپوشم؟خب کار بهم نمیدن کارگری هم فقط پول کرایه من میشه و پول پنیر.ارایشگاه نمیرم با قیچی خودم هی کمی از موهام رو میچینم تا نخوام بالای ۸۰۰۰ یا ۱۱۰۰۰ بدم ارایشگاه.خسیس نیستم دارم پول دانشگاه رو جمع میکنم تا بابام نخواد دوباره بره از عمو و اقوام قرض کنه.بهم وام نمیدن کار ندارم وام چند بدن اونم با التماس؟چیکار کنم ؟خودکشی
    پارتی ندارم پول ندارم ماشین ندارم حتما زیبایی هم ندارم لباس خوب ندارم ولی خدا که دارم .خدایا تو کمک کن هی
    با هزار شرم زنگ نزنم بابام بگم بابا تا بخوام بگم سلام بگه خدا بزرگه جور میشه.اهای کار میخوام کار هست ولی به من نمیدن.چیکار کنم؟خودکشی
    واسه کارت امتحان دانشگاه دیگه نمیتونستم زنگ بزنم بابام که پول و هزینه دکتر پاهاش که درد میکنه و سالها زحمت پا درد واسش اورده بریزه به حساب من.امتحان اولی رو التماس کردم.امتحان دومی رو دیگه مجبور شدم زنگ بزنم دامادمون.زشته.زشت.دلم میخواد بعد ۳-۴ ماه برم پدر مادرم رو ببینم ولی نمیشه.یه روز رو از دست بدم باید خجالت بکشم.چیکار کنم؟خودکشی
    دانشگاه میخوام انصراف بدم باید هزینه انصراف بدم/من که هزینه ثبت نام رو به بدبختی جور کردم پول بازنشستی بابا و پول دوا دکتر و … حالا انصراف هم قوز بالا قوز….هیچکس هم جوابگو نیست .تو اخبار سر زده میرن یه ارگانی ولی چه فایده داره ایا درد ملت اینه؟خب ببینی اساس چیه چه دردی دارن که اونجان اگه کارمند فلان جا رسیدگی میکنه سر وقت و عالی درست ولی ارباب رجوع باید ۳۰۰۰۰۰۰میلیون به خاطر سر وقت بودن اوشون بده؟؟داره این بلا سرم میاد.چیکار کنم؟خودکشی
    دوستم معتاد شد چون توی شهر کوچیک بود کسی به دادش نمیرسه ۳ تا دیگه هم در حال روی اوردن به اعتیاد هستن ولی فقط تهران یه چیزایی پیدا میشه.تهران یه کشور دیگست.ندیدی زنهای شهر ما تو خونشون میشینن تا مردا خجالت نکشن که کار ندارن بتونن برن نون واسه زن بچشون در بیارن.چرا پسرا بیکارن البته بعضیاشون.چون تو استخدامی ها ۶۰ درصدشون به خانم نیازمندن تا پول ماشین شخصی ارایش لباس اضافی و سفرهای دور دور رو در بیارن.بعد پسر میخواد زن بگیره کی زن بیکار میشه؟زن نخواستیم کار میخوایم ولی جان خودت تو استخدام ننویس به یک خانم نیازمندیم.ظرف خوب میشورم.خوب اشپزی میکنم.کار خوب میکنم.منشی خوبی میشم.فروشتون رو میتونم بالا ببرم.انواع فروش رو زود یاد میگیرم ولی ارایش نمیتونم بکنم.چیکار کنم ؟خودکشی
    سر جلسه امتحان دنیا جلو چشمام خاموش میشه سیزده تا کتاب خوندی رفتی دریغ از یه فرمول و جمله که بشه بنویسی ولی خانم فلانی و خانم فلانی از سر جلسه میان بیرون هندزفری زیر مقنعه رو میارن بیرون با شادی ممنون که زود سوالارو گفتی نوشتم.من نمیتونم وقتی سرم رو بر میگردونم و میگن تقلب کردی گریه کنم و بگم ببخشید و نمیخوام تقلبی کنم خدا داره میبینه ولی الان میتونم زار زار گریه کنم.چیکار کنم ؟خودکشی
    دارم پیر میشم .خوشی نمیخوام راحتی هم نمیخوام ولی ناراحتی هم نمیخوام نا خوشی هم نمیخوام.۶ ماه هستش دلم درد میگیره کسی نیست نازم رو بکشه چون از همه خانواده دور هستم.ناز نمیخوام ولی نگین فلانی بهانشه فلانی گداست.فلانی بی سواده.منم لیسانس بالاتر از شمارو دارم ولی پارتی ندارم تا سابقه کار واسم درست شه و کار یاد بگیرم.کار از کجا یاد بگیرم؟؟؟کار کجایی تا ما هم یاد بگیریم.آخه شانس هم ندارم.ولی یه چیزی شکر.خدارو دارم.چیکار کنم؟خودکشی
    والسلام

  2. 0

    خیلی عالی بود. واقعاً اگه مسئولا به فکر باشن میتونن شاهیندژو بالا بکشن. چون همونطور که شما اشاره کردید پتانسیلشو داره.
    با آرزوی بهترین ها برای دیار عزیزمون

  3. 0

    باسلام
    عالی بود و لی مناسفانه کو گوش شنوا

نظر -49 - 0 از 3اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه


شش − = 3