زنان نخستین قربانیان آسیب ها و انحرافات اجتماعی

زنان نخستین قربانیان آسیب ها و انحرافات اجتماعی

گروه اجتماعی: زنان جز نخستین قربانیان بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی اند. در این میان اعتیاد اگر نه اولین و عمده ترین، بلکه یکی از مهمترین آنان است. تصور اکثر افراد جامعه در مورد اعتیاد این است که مواد مخدر و سوء مصرف مواد عمدتا پدیده ای مردانه است. به عبارتی اعتقاد بر این است که زن ها بسیار کمتر از مردها به اعتیاد روی می آورند، بخصوص در ایران حتی سیگار کشیدن زنان و دختران، تعجب اطرافیان را برمی انگیزد، شاید بدان علت که اعتیاد با نقش آشنای همسر و مادری مهربان و دلسوز در جامعه ایرانی همخوانی ندارد.
کم شدن سن جرم و بزهکاری در واقع نشان دهنده افزایش خشونت اجتماعی در جامعه است. جوانان و یا نوجوانانی که به جرم یا بزه کشیده می_شوند در واقع قربانیان نوعی خشونت هستند. منظور از خشونت کلیه عوامل بازدارنده ای است که اجازه نمی دهد تا انسان ها شخصیتشان را تا سرحد امکان، رشد دهند و شکوفا سازند.
عواملی از قبیل نبود امکانات تربیتی، فقدان امید به آینده، گسیختگی خانواده ها، کاهش فضای خلاقیت در زندگی اجتماعی، فقدان و یا کمبود امنیت اجتماعی و نبود امکانات مناسب برای گذراندن اوقات فراغت، وسعت یافتن شکاف نسل ها و وابستگی اقتصادی جوانان به خانواده ها و در عین استقلال طلبی آن ها. از عوامل موثر گرایش زنان به مواد مخدر و عدم تمایل به ترک اعتیاد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
یکی از علل اعتیاد در زنان رشد نیافتن مهارت_های لازم برای توفیق در زندگی (ورود ناگهانی از کودکی به بزرگسالی) است.
فقدان شایستگی فردی برای کسب پایگاه شغلی نیز از دلایل روی آوردن زنان به مواد مخدر و اعتیاد است.
احساس بازنده بودن در رقابتهای شغلی و به دنبال آن، احساس ناتوانی در نیل به موفقیت احساس ناامنی، ناعادلانه دانستن نظام اجتماعی احساس خشم و بی اعتمادی در خانه، محل کار و مدرسه نیز در گرایش زنان به اعتیاد و مواد مخدر موثر است. کم ترین عارضه اجتماعی اعتیاد در زنان متلاشی شدن خانواده است توزیع ناعادلانه منابع در آمد نیز از دلایل اعتیاد در زنان است.
تشدید احساس محرومیت نسبی (تحت تاثیر فرهنگ جهانی و اقتصاد جهانی) نیز از علل اعتیاد در زنان و روی آوردن آنها به مواد مخدر است.
روابط نزدیک و صمیمی زنان، به نظر می رسد دختران نوجوان نسبت به فشار گروه همسالان در مقایسه با پسران، آسیب پذیر تر باشند و ممکن است به منظور احساس پذیرفته شدن در گروه همسالان، اعتیاد را تجربه کنند. زندگی با یک مرد معتاد نیز از مهمترین علل گرایش زنان به مواد مخدر است.
خشونت نیز از دیگر دلایل اعتیاد در زنان است. مجموعه تحقیقات درباره زنان معتاد نشان می_دهد که زنان معتاد و الکلی نسبت به دیگر زنان میزان بیشتری از خشونت را تجربه و تحمل می کنند یعنی حدود ۹۰ در صد بیشتر. مشکلات روحی و روانی نیز در روی آوردن زنان به اعتیاد و مواد مخدر موثر است. زنان معتاد در مقایسه با دیگر زنان مسائل و مشکلات روانی بیشتری دارند.
مشخص شده است که اختلالات افسردگی یا اضطراب، شایع ترین بیماری در نزد زنان معتاد به مواد مخدر است. مطالعات نشان داده است رفتارهای خودکشی، آسیب پذیری بالا و عزت نفس پایین در زنان معتاد بسیار بیشتر از دیگران است و حتی بسیاری از زنان، گرفتار مشکلات بازگشت افسردگی مزمن می شوند. پدیده های اجتماعی نیز در گرایش زنان به اعتیاد و مواد مخدر دخیل است. زنان به عنوان همسر، مراقبت کننده و پایه و اساس اخلاق به حساب می آیند. با این حال نگاه مرد سالارانه در جامعه، که اعتیاد زنان را منفیتر از مردان می داند و همچنین سایر نگرش های اجتماعی درباره ناپسند تر بودن اعتیاد زن، یک مانع عمده درمان آنها محسوب می شود. حتی زنانی که خود می دانند از یک بیماری رنج می برند این نگرانی درد آور را که دیگران مشکل آنها را بپذیرند همراه خود دارند. آنها می ترسندکه خانواده شان، همراه، شریک، و یا جفتشان و یا حتی کارفرمایشان دیدگاه مسلط جامعه را که اعتیاد را یک مشکل اخلاقی می دانند، داشته باشند و آنها را در درمان حمایت نکنند. بازداشت و زندانی کردن زنان به دلیل خطاهای مرتبط با مواد مخدر در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته، جرائمی نظیر دزدی های کوچک شریک شدن در برخی جرائم، فروش مواد مخدر روسپی گری و ضرب و شتم و تهاجم.
آسیب‌ پذیری زنان در اعتیاد بیشتر از مردان است و مداخلاتی که برای بهبودی آنان انجام می‌شود باید به صورت مداوم و پیگیرانه باشد.اگر زنان معتاد برای بهبودی بستری نشوند باز به چرخه آسیب‌ها وارد می شوند و آسیب‌های اجتماعی تسری بیشتری می یابد.
اگر مردی مصرف‌کننده مواد مخدر باشد با وجود یک زن سالم، احتمال اینکه خانواده او سالم بماند بیشتر است اما در خانواده هایی که زن مصرف‌کننده باشد آن خانواده از هم می‌پاشد و از بین می رود.
اعتیاد مساله‌ای اجتماعی است و تا وقتی که مردم در این امر مشارکت نکنند کاری از پیش نخواهد رفت.
چند سالی است که رسانه وعوامل دیگری که توانایی آگاه‌سازی در زمینه مبارزه با اعتیاد را دارند به این موضوع پرداخته‌اند؛ اگر این روند به طور متعادل و هماهنگ پیش برود بطور قطع موفق می شویم ۹۷ درصد پاک جامعه از بلای اعتیاد مصون بداریم.
اگر جامعه مردمی یعنی افرادی که می‌ترسند خودشان یا فرزندشان گرفتار شوند به حوزه پیشگیری از اعتیاد وارد شود و این جزو دغدغه‌شان شود بدون شک توانسته‌ایم رویکرد اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر را محقق سازیم.
اعتماد و مشارکت مردم در هر حوزه‌ای نتیجه‌بخش است و این گونه سرمایه اجتماعی در حوزه مبارزه با مواد مخدر بالا می رود و اعتماد اجتماعی نیز نسبت به منابع خبری به وجود می‌آید.
همچنین خانواده‌های دارای فرزندان »بیش فعال« را بیش از بقیه مستعد اعتیاد دانست. بیش فعالی زمینه اصلی برای ورود به مصرف مواد مخدر است و اگر به موقع و زودهنگام مداخلاتی برای این بچه‌ها اعمال شود می‌توانیم جلوی مصرف کنندگان آینده مواد را بگیریم.

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۸:۲۲ ب.ظ

دیدگاه


× 5 = بیست پنج