زبان مشترک حلقه مفقوده نسل‌ها

زبان مشترک حلقه مفقوده نسل‌ها

محمد حسن مقدم نیا
گروه فرهنگی: روایت فتح با آن نثر ثقیل و پر تکلفش که در آن روزها شاید نیمی از مردم حتی متوجه نمی‌شدند که آوینی در پس این جملات شاعرانه و عباراتی که بعضاً به نیایش‌های عارفانه با خدای متعال می‌نمود و همچنین در پسِ این نوع نگاه آوانگاردش دنبال چه چیزی است، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های ابتکارات برای ترویج فرهنگ دفاع مقدس بین مردم بود که تا سال‌ها از آن یاد می‌شود.
ابتکار آوینی سبب شده بود تا مردم ساعتی را از زندگی فارغ شوند و بر بال قاب تصویر و نثر دشوارش چشم به سنگرهای ساده و پوتین‌های خاکی بدوزند. برای نخستین بار مردم از قاب تصویر به درون سنگرهای جنگ می‌رفتند و رزمندگان را می‌دیدند و شگفت زده می‌شدند با آن می‌خندیدند و اشک می‌ریختند کسی نبود که روایت فتح را ندیده باشد. آیا این جز ابتکار در ترویج معارف دفاع مقدس بود؟کاری که آوینی کرد این بود که در آن زمان با امکاناتی که به روز بود دوربینی را سر دست گرفت و به میدان نبرد رفت و این چنین شگفتی آفرید اما امروز با استفاده از ابزار کنونی مثل شبکه‌های مجازی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، اینترنت، تلفن‌های هوشمند، سینماهای پیشرفته و دیجیتال و … چه کار شاخص ابتکاری در سطح استان سمنان انجام شده است؟سوال اساسی و موضوع گزارش پیش رو اما این است که با وجود سه هزار شهید دفاع مقدس، هفت هزار ایثارگر و ۴۰هزار رزمنده و نقش آفرینی در اکثر عملیات ظفرمندانه جنگ تحمیلی، چقدر جوانان این استان از معارف دفاع مقدس آگاه هستند و آیا اقدامات صورت گرفته برای اشاعه و شناساندن این معارف به نسل جوان کافی بوده است؟ آیا امروز که بسترها نسبت به دوران آوینی به مراتب مهیا تر است توانسته‌ایم از ظرفیت فضاهای مجازی و فناوری‌ها برای تبادل مفاهیم دفاع مقدس به نسل جوان استفاده بهینه کنیم؟یک رزمنده دیروز و فعال فرهنگی امروز با اشاره به اینکه اقدامات قابل توجهی برای ترویج معارف دفاع مقدس انجام شده اما نتیجه حاصل از آن برای نسل جوان عینیت نیافته است،، می‌گوید: کتاب‌های فراوانی از شهدای و عملیات مختلف تهیه شده است که شاید مجلدهای فراوانی را نیز در بر بگیرد از سوی دیگر سالانه ده‌ها شاید هم صدها یادواره شهدا در سطح شهرها و روستاهای برگزار می‌شود اما چقدر از جوانان ما می‌دانند که اصلاً استان سمنان چه تعداد شهید دارد؟
وی می‌افزاید: مشکل ما اینجا است که نتوانسته‌ایم نیازهای مخاطب را بشناسیم لذا یادواره شهدا برای رزمندگانی برگزار می‌شود که خودشان آن روزها را تجربه کرده و در آنجا حضور داشته‌اند امروز به محافل روایتگری و شهدا نگاهی بیندازید چند درصدشان جوان هستند؟ آیا این برنامه‌ها صرفاً به دور همی های رزمندگان قدیمی برای بیان خاطرات محدود نشده است؟این فعال فرهنگی درباره اینکه چرا نتوانسته‌ایم جوانان را جذب کنیم، می‌گوید: ابتدا باید گفت ما می‌خواهیم با تفکر قدیم، موضوعات امروز را بررسی و حل کنیم که قطعاً نمی‌توانیم و ثانیاً زبان مشترک مفاهمه نسل امروز را نداریم و اراده‌ای هم برای دانستن آن وجود نداشته است.ابوالقاسمی درباره راهکار این موضوع می‌افزاید: باید دست به ابتکارات جدید زد که در دو الی سه سال اخیر کم و بیش شاهد آن بوده‌ایم. برای مثال درست کردن پادکست‌های صوتی در فضای مجازی، درست کردن موزیک ویدئو از آثار فاخر موسیقی دفاع مقدس مانند مجید انتظامی و محمد رضا علیقلی و حسین علیزاده و دیگران با استفاده از تصاویر فاخر دفاع مقدس و دست آخر ایجاد پایگاه‌های محکم در فضای مجازی.وی می‌گوید: اقداماتی که انجام شده در مرحله اول باید گفت کافی نبوده و در مرحله دوم به دلیل تک بعدی نگریبه این معنی که مثلاً رزمنده دفاع مقدس با استفاده از فضای مجازی پایگاه یا گروهی را راه اندازی می‌کند اما هر آنچه سلیقه خودش است را در آن قرار می‌دهد، نتوانسته‌اند موفقیت‌های چشم‌گیری را به دست آورد لذا راهکار نهایی فقط ابتکارات آن هم به دست خود نسل جوان است و رزمنده آن روزهای دفاع مقدس فقط باید بر مسیر آن نظارت کند.یکی دیگر از صاحب نظران حوزه فرهنگی و دفاع مقدس نیز با اشاره به ضرورت به کارگیری ابتکارات در ترویج مفاهیم دفاع مقدس، می‌گوید: باید دید امروز جوان ما چه چیزی می‌خواهد؟ اگر موسیقی می‌خواهد چه اشکالی دارد که با زبان موسیقی آن هم از نوعی که او می‌خواهد برایش خوراک فرهنگی فاخر ایجاد نکنیم؟
سید محمد رضا حسینی با اشاره به ضرورت به کارگیری جوانان در کنار موی سپیدهای عرصه جهاد، می‌افزاید: چه ایرادی دارد که اصلاً یک جوان دهه هفتادی را مسئول یک نهاد فرهنگی مرتبط با دفاع مقدس کنیم و در کنارش رزمندگان آن روزها به وی مشاوره بدهند؟ به جای اینکه یک پیرمرد را مسئول بخشی کنیم که فقط در اسم چند جوان را کنار خودش نگه داشته باشد. بالاخره مگر قرار نیست زبان مشترک مفاهمه با نسل جوان را بیابیم چرا از خودشان استفاده نکنیم؟وی می‌افزاید: این تصور که همه نسل امروز جامعه افرادی بی دغدغه و اهل مدل موی آن‌چنانی و بی هویت هستند، درست نیست اتفاقاً در بین نسل امروز جامعه است که عباس دانشگر و شهید حججی ها پیدا می‌شوند. مگر شهید باقری و همت و فرماندهانی چون محسن رضایی و خانی قالیباف و اخوی عرب و … در زمان دفاع مقدس چند ساله بودند؟ چطور آن موقع که جوان بودند امور به دست جوانان سپردن درست بود امروز که خود همین نسل پا به سن گذاشته‌اند هنوز می‌خواهند در مرکز باشند و جوان گرایی عیب است؟این فعال فرهنگی که در حوزه فضای مجازی نیز فعالیت دارد بیان می‌کند: امروز باید مدل سازی جدید از اشاعه فرهنگ دفاع مقدس برای جوانان ترسیم شود که در آن جوان محور باشد و مابقی مسائل حل او چیده شود اما متأسفانه تفکر حاکم این است که همیشه یک فرد در مرکز بوده و مجموعه دور او چیده شده است لذا درکی از خواست جوانان وجود ندارد.
حسینی بیان می‌کند: ده‌ها نهاد و بنیاد فرهنگی در ایران اسلامی و در همین استان سمنان وجود دارد ده‌ها اداره کل وجود دارد که صدها شهید را تقدیم دفاع مقدس کرده‌اند مانند جهاد، اما چقدر از این ظرفیت‌های در راستای تولید محتوای فاخر فرهنگی با مضامین دفاع مقدس در بستری که با زبان امروز جوانان مطابقت داشته باشد، استفاده شده است؟
وی با بیان اینکه جوان امروزی در فضای مجازی به وضوح بیان می‌کند که چه چیزی می‌خواهد اما متأسفانه اولویت‌ها در سیاستگذاری تغییر کرده است، افزود: زمانی صحبت از موسیقی دفاع مقدس تابو بود چرا که رزمندگان ما اهل موسیقی نبودند و موسیقی دان های ما هم اهل مذهب و جبهه؛ پس درک مشترکی وجود نداشت اما بالاخره این موضوع حل شد و شاهد بودیم که چه موسیقی‌های فاخری نیز تولید شد و نسل جوان حتی آن را زیر لب زمزمه می‌کرد پس باید گفت که بالاخره یک ابتکار به نام موسیقی توانست به یکباره ما را در مسیر اشاعه فرهنگ دفاع مقدس به جلو پرتاب کند.موضوع بعد اینکه باید زبان مفاهمه مشترکی بین نسل رزمنده آن روزها و نسل نیازمند خوراک فاخر فرهنگی امروزی وجود داشته باشد که پلی بین این دو نسل و به خصوص راهی برای شناساندن معارفی دفاع مقدس محسوب شود و در نهایت لازم است تا نگاه تصمیم سازان ما نسبت به جوانان تغییر یابد تا موفق تر عمل کنیم.
به گزارش آراز آذربایجان به نقل از مهر، ایجاد یک اتاق فکر و ایده و حمایت از آن توسط ارگان‌ها و نهادهای فرهنگی می‌تواند یکی از راهکارهایی باشد که با الگوگیری از پارک‌های علم و فناوری به عملی شدن نزدیک شود. حال که در تصمیم سازی و مدیریت فضاهای فرهنگی نوبت به جوانان نمی‌رسد حداقل می‌توان از ایده‌هایشان بهره برد. تنها کافی است که شتاب دهنده‌هایی وجود داشته باشند که در سایه اعتماد به جوانان، به ایده‌هایشان جامع عمل بپوشانند.
. Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۰۲ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱:۰۲ ب.ظ

دیدگاه


× هفت = 56