برقراری ارتباط اولین خط دفاعی دربرابر سرزنش

برقراری ارتباط اولین خط دفاعی دربرابر سرزنش

گروه خانواده وسلامت : باچه روش¬هایی می‌توان از تضعیف روحیه و سرزنش توسط اطرافیان پیشگیری و با آن مقابله کرد.چه در مورد کارتان، چه در مورد تصمیم‌گیری‌های‌تان برای زندگی بهتر یا حتی تصمیم‌های مقتصدانه‌ای که برای جمع‌وجور کردن اوضاع مالی‌تان گرفته‌اید. انگیزه هر چه باشد، بسیاری از شما با افرادی از دوستان یا خانواده برخورد داشته‌اید که به نظر می‌رسد از ایراد گرفتن به شما، تحقیرتان یا سبک شمردن تصمیم‌های‌تان لذت می‌برند.
این چیزی است که به آن تضعیف اجتماعی می‌گویند وگرچه ممکن است درنگاه اول بی‌ضرر به نظر برسد، اما می‌تواند باری احساسی را به دوش شما تحمیل کند. به خصوص اگر از افرادی باشید که از مجادله پرهیز می‌کنید، ممکن است به خودتان شک کنید. به هر حال بهتر است آن آشنای موردنظر را پیش از این‌که شما را به نهایت تحمل‌تان برساند آچمز کنید. شاید این راه‌کارها به کمک‌تان بیاید:رفتارهایی که هدف آن‌ها از بین بردن قابلیت ایجاد و نگهداری روابط مثبت میان افراد، ممانعت از پیشرفت‌های شغلی و خدشه‌دار کردن اعتبار افراد باشد تضعیف اجتماعی نامیده می‌شوند.در اساس تضعیف اجتماعی از توصیف‌های منفی برای تضعیف اهداف فرد یا کوچک نمایاندن موفقیت‌هایش استفاده می‌کند. البته باید براساس خصوصیات اخلاقی‌تان بدانید که تا چه حد حساس هستید. اگر در موردی خاص به شک افتادید می‌توانید از یک ناظر بی‌طرف سوال کنید. مثلا من از مادرم سوال می‌کنم چرا که بهتر از هر کسی می‌داند من تا چه حد حساس هستم.زمانی که مطمئن شدید که با تضعیف سروکار دارید، باید بفهمید که طرف مقابل چرا این کار را می‌کند. فرض اولیه این است که آن‌ها به واسطه حسادت اهداف، موفقیت‌ها یا تصمیم‌های شما را تضعیف می‌کنند. بسیاری از اوقات این فرض درست است، اما دلایل دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد. از جمله:
رقابت چیزی است که در محیط‌های کاری بسیار شایع است. شما ممکن است همکار، رییس یا ناظری داشته باشید که رفتارش با شما تهاجمی باشد تنها به این دلیل که در برابر شما احساس ضعف می‌کنند. مطالعه دیگری در ژورنال روانشناسی کاربردی به پست‌ترین نوع طرز فکر می‌پردازد. چیزی که باعث می‌شود یک نفر برای حاضر می‌شود برای موفقیت هر کاری انجام دهد و البته هر رقیبی را به هر شکل ممکن از سر راه بردارد.افراد ممکن است تصمیم‌های شما را تضعیف کنند چرا که آن‌ها را به یاد کارهای خودشان می‌اندازد. پیش از آن‌که به لس‌آنجلس بیایم یکی از همکاران دور و مسن ایمیلی به من زد و نوشت »این احمقانه‌ترین تصمیم زندگی‌ات است و سال بعد دست از پا درازتر بر خواهی گشت.« گرفتن چنین ایمیلی آن‌هم از کسی که چندان ارتباطی با او نداشتم بسیار ناراحت‌کننده بود. اما در ادامه گفت و شنیدها چیزی گفت به این مضمون که همه ما رویاهایی دیوانه‌وار در سر داریم، اما بیشتر ما آن‌ها را دنبال نمی‌کنیم چرا که به اندازه کافی باهوش هستیم که بدانیم این رویاها دیوانه‌وار هستند. من همان‌جا فهمیدم که صحبت‌های او بیش از آن‌که درباره من باشد، درباره خود اوست!از سوی دیگر من فکر می‌کنم گاهی تضعیف اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که طرف مقابل واقعا نگران شماست. پدر و مادر من واقعا نگران رفتن من به کالیفرنیا بودند. برای مدتی طولانی آن‌ها از هر فرصتی برای تضعیف تصمیم من استفاده می‌کردند. البته آن‌ها قصد رقابت یا تایید خودشان را نداشتند. آن‌ها نگران بودند که ممکن است شاهد شکست من باشند.دانستن دلیل رخ‌دادن این تضعیف‌ها می‌تواند به شما کمک کند که مناسب‌ترین تصمیم را در برابر آن‌ها اتخاذ کنید.در بیشتر مواقع ارتباط برقرار کردن باید اولین خط دفاعی شما باشد. طرف مقابل شما ممکن است خودش هم نداند که در حال تضعیف شما است. زمانی که من فهمیدم که والدینم نگران وضعیت من در یک شهر جدید هستند راه ارتباط با آن‌ها را پیدا کردم. برنامه‌هایم را برای آن‌ها شرح دادم و گفتم که به همه چیزهایی که آن‌ها نگرانش هستند فکر کرده‌ام. به علاوه به آن‌ها گفتم که به حمایت‌شان نیاز دارم. از همان لحظه تضعیف متوقف شد و آن‌ها به بزرگ‌ترین حامیان من تبدیل شدند.توضیح دادن به دوستان و اطرافیان در مورد اهداف‌تان، اهمیتی که این اهداف برای شما دارد و تاثیر نظرات آن‌ها بر شما می‌تواند به آن‌ها هم کمک کند که درک بهتری از موقعیت داشته باشند.ارتباط برقرار کردن بویژه زمانی که در محیط کار تضعیف می‌شوید اهمیت به‌سزایی دارد. در اولین مرحله شما می‌توانید با یک مکالمه ساده وضعیت را برای طرف مقابل شرح دهید. به عنوان مثال اگر شما را به جلسه‌ای دعوت نکرده‌اند، می توانید به سراغ فرد موردنظر بروید و بگویید که مطمئن هستید این اتفاق سهوا رخ داده و از او بخواهید در موارد بعدی حتما شما را هم دعوت کند. داشتن چنین تعاملاتی باعث می‌شود که طرف مقابل را نسبت به موارد مشابه بعدی حساس می‌کند.البته رک و راست به سراغ اصل مطلب رفتن لزوما در همه موارد جواب نمی‌دهد. اگر طرف شما رفتار تهاجمی نداشته باشد ممکن است به سادگی مظلوم‌نمایی کرده و از شما بپرسد که چرا این‌گونه تهاجمی رفتار می‌کنید. اگر کمی صراحت به کار نیامد راه‌های دیگری هم وجود دارد.اگر اطرافیان احساس بدی در شما بوجود می‌آورند، روند پیشرفت، اهداف و موفقیت‌های‌تان را از آن‌ها مخفی کنید. در راه رسیدن به اهداف اینرسی حرکتی بسیار مهم است. زمانی که کسی شما را کند می‌کند یا زمین می‌زند این اینرسی را از بین می‌برد و ممکن است باعث شکست شما شود.این تنها مربوط به اهداف هم نمی‌شود، گاهی افراد باعث می‌شوند نسبت به زندگی که دارید حس بدی پیدا کنید. در این حالت از هرچیزی که آن‌ها را وارد گود می‌کند پرهیز کنید. گاهی باید موضوع تمرکز دوستی‌تان را عوض کنید.روی چیزهای خوب تمرکز کنید. آیا فعالیتی هست که هر دوی شما را در شرایطی مثبت کنار هم نگه دارد؟ شاید اگر کارها را به صورت تیمی انجام دهید طرف مقابل‌تان دیگر نظرهای منفی ابراز نکند. شاید اگر هر دوی‌تان با هم برای دویدن بروید او هم به اندازه‌ای نفس کم بیاورد که توان گله کردن و منفی‌بافی نداشته باشد! این کارها را بیشتر انجام دهید و سعی کنید فعالیت‌هایی که باعث می‌شود او انتقاد کند یا جبهه بگیرد را کمتر انجام دهید.اگر جنبه‌هایی از زندگی شما هست که مستقیما حسادت یا رقابت طرف مقابل را برمی‌انگیزد و البته می‌خواهید رابطه را حفظ کنید، باید از آن جنبه‌ها صرف‌نظر کنید.البته می‌توانید از تکنیکی شبیه تکنیک‌های نرم هنرهای رزمی استفاده کنید. تکنیکی که هم تدافعی و هم تهاجمی است.
شما نمی‌خواهید به طرف مقابل‌تان آسیب بزنید، فقط می‌خواهید از شر حمله او در امان بمانید. در هنرهای رزمی از انرژی خود حمله‌کننده برای مقابله استفاده می‌کنند. انرژی او را سد نمی‌کنند بلکه از سر راهش کنار می‌روند و اتفاقا کمی هم نیرو در جهت حمله به او وارد می‌کنند تا به مسیرش ادامه دهد و دور شود.
مثلا اگر دوستی به شما می‌گوید که باید یک ماشین نو بخری و این لگن قراضه را دور بیاندازی، به جای مقابله بگویید »واقعا ماشین‌های جدید را دوست دارم« و صحبت را به مدل‌های جدید و خصوصیات‌شان بکشید و البته لازم نیست برای خرید ماشین جدید هیچ اقدامی بکنید.
اگر طرف مقابل شما یک آشنای دور یا یک همکار باشد به سادگی می‌توانید ارتباط را با او قطع کنید. ولی در مورد اعضای خانواده یا دوستان نزدیک چنین کاری به سادگی ممکن نیست. در این صورت سعی کنید وقت کمتری را با آن فرد بگذرانید یا دوستی را موقتا کم‌رنگ‌تر کنید.
به خصوص زمانی که پای رقابت در میان باشد، کمی دوری می‌تواند به نفع شما باشد. ضرب‌المثل قدیمی »دوری و دوستی« چندان هم بی‌راه نیست. این دوری به طرف مقابل‌تان کمک می‌کند که درک کند دوستان باید از یکدیگر حمایت کنند نه این‌که در صدد تضعیف هم باشند.
از جهاتی این تضعیف‌ها می‌توانند انگیزه دهنده هم باشند. من دوست ندارم در زندگی دایم با آن‌ها سروکار داشته باشم اما راه‌هایی را برای مفید ساختن آن‌ها یاد گرفته‌ام.رقابت می‌تواند انگیزه ایجاد کند. من سال‌ها با یکی از دوستانم به صورت مداوم رقابت می‌کردم. غالبا دستاوردها یا موفقیت‌های طرف دیگر را کوچک می‌شمردیم و این برای هر دوی ما انگیزه رقابت را بیشتر می‌کرد. ما سخت‌تر کار می‌کردیم تا ثابت کنیم طرف مقابل اشتباه می‌کند.

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۷:۴۹ ق.ظ

دیدگاه


3 × شش =