ARAZAZARBAIJAN

آذربايجان‌غربي و بازتعريف دکترين بقاي ملي


آذربايجان‌غربي و بازتعريف دکترين بقاي ملي

شاهرخ احمدزاده

گروه تحليل: در تاريخ تحولات سياسي اقتصادي ايران، جغرافيا همواره همزاد تقدير بوده است اما امروز در ارديبهشت 1405اين تقدير در تلاطم موج‌هاي خليج‌فارس و بن‌بست تنگه هرمز شکلي سخت‌افزاري به خود گرفته است.


به گزارش آرازآذربايجان، در حالي که محاصره دريايي بنادر جنوبي و تهديدات مستقيم عليه لجستيک آبي، شريان‌هاي سنتي تجارت ايران را هدف قرار داده، جغرافيا در شمال‌غرب کشور نه در معناي حاشيه امنيتي بلکه در قامت قلب تپنده اقتصاد ملي بازگشته است. اکنون آذربايجان‌غربي ديگر يک استان مرزي نيست بلکه گره راهبردي و پل عبور ايران از انسداد دريايي به سوي تاب‌آوري زميني است.
براي بيش از يک قرن، اقتصاد ايران بر پايه دکترين آبي استوار بود وابستگي مطلق به خليج فارس براي صادرات نفت و واردات کالاهاي اساسي. اما رويدادهاي اخير و افت ترافيک تنگه هرمز به زير 20 کشتي در روز، نشان داد که اين وابستگي پاشنه آشيل تاب‌آوري ماست. در عصر محاصره مزيت جغرافيايي ايران از سواحل جنوبي به مرزهاي کوهستاني غرب جابجا شده است.
آذربايجان‌غربي در اين بازآرايي ژئواکونوميک، نقش سوپاپ اطمينان را ايفا نمي‌کند، بلکه به کريدور اصلي تبديل شده است. فعال‌سازي مسيرهاي زميني، ديگر يک انتخاب براي کاهش هزينه‌هاي حمل‌ونقل نيست، بلکه تنها راه خنثي‌سازي راهبرد خفگي لجستيکي است که از سوي دشمن طراحي شده است.
* بازرگان شاهرگ حيات در بن‌بست هرمز
اگر تنگه هرمز را گلوگاه انرژي جهان بدانيم، مرز بازرگان امروز گلوگاه تنفس اقتصاد ايران است. در شرايطي که بيمه‌هاي جنگي و ريسک‌هاي ناوبري هزينه تجارت دريايي را به عرش رسانده اتصال مستقيم آذربايجان‌غربي به شبکه حمل‌ونقل جاده‌اي و ريلي ترکيه و متعاقباً اروپا، يک برتري مطلق است.
هدف‌گذاري تجارت 30 ميليارد دلاري با ترکيه، در سايه تحولات اخير ابعادي استراتژيک يافته است. طرح جامع ساماندهي مرز بازرگان و 24 ساعته شدن فرآيندها، صرفاً يک اقدام اداري نيست بلکه پدافند غيرعامل در برابر محاصره بنادر جنوبي است. هر کاميوني که از بازرگان يا ساري‌سو عبور مي‌کند در واقع تيري است که سد محاصره دريايي را مي‌شکافد.
*انقلاب لجستيک، عبور از ترانزيت خام به ارزش‌افزوده مرزي
يک اقتصاد مقاوم در برابر محاصره، نبايد مرز را صرفاً به عنوان دالان عبور ببيند. تأکيد بر ايجاد 10 مرکز لجستيک پيشرفته در آذربايجان‌غربي، پاسخي هوشمندانه به محدوديت‌هاي بنادر جنوبي است. استاني که با سه کشور مرز مشترک دارد، بايد به هاب فرآوري تبديل شود.
مدل پيشنهادي ما در اين يادداشت، عبور از ترانزيت ساده به توليد مرزپايه است. ايجاد شهرک‌هاي صنعتي مشترک و صنايع تبديلي در جوار پايانه‌هاي صادراتي مانند تمرچين و رازي به معناي اين است که کالاي ايراني نه در بنادرِ تحت محاصره، بلکه در لبه‌ي مرزهاي زميني توليد و صادر شود. اين رويکرد هزينه نهايي کالا را در بازار رقابتي منطقه به شدت کاهش داده و تاب‌آوري شبکه توزيع را در برابر تکانه‌هاي سياسي تضمين مي‌کند.
*مرزنشينان، پياده‌نظام ارتش اقتصادي
يکي از بزرگترين خطاهاي استراتژيک در دهه‌هاي گذشته نگاه امنيتي انتظامي به مرزنشينان بود. اما در دکترين جديد، مرزنشين يک فعال اقتصادي شناسنامه‌دار و خط مقدم مقابله با تحريم است. ساماندهي هوشمند فعاليت‌هاي پيله‌وري و رسمي‌سازي اقتصاد مرزي، به معناي تبديل کولبري به ديپلماسي اقتصادي خرد است.
تجربه بحران اخير نشان داد که شبکه توزيع محلي مرزنشينان در آذربايجان‌غربي، در تأمين کالاهاي اساسي و تنظيم بازار داخلي، به مراتب منعطف‌تر و کارآمدتر از بوروکراسي‌هاي عظيم دولتي در بنادر عمل کرده است. اين يعني امنيت مرز از مسير رفاه مرزنشين مي‌گذرد و مرزنشين، نگهبان واقعي اين سپر اقتصادي است.
*ديپلماسي اقتصادي، اقتدار از مسير پيوند منافع
نشست‌هاي اخير ديپلماتيک در اروميه و تهران نشان‌دهنده يک بلوغ ساختاري است: فهم اين نکته که سياست خارجي بايد در خدمت لجستيک باشد. تفويض اختيارات ويژه به استاندار آذربايجان‌غربي براي مديريت گمرکي و بانکي، کليد طلايي عبور از بروکراسي مرکزگراست.در عصر محاصره دريايي ديپلماسيِ مرز يعني بستن قراردادهاي تعرفه ترجيحي با اوراسيا و اقليم کردستان در همان نقطه‌ي صفر مرزي.
وقتي منافع اقتصادي همسايگان با جريان کالا از مرزهاي ما گره بخورد، محاصره ايران به معناي آسيب به منافع آن‌هاست و اين، قوي‌ترين ابزار بازدارندگي در ژئوپليتيک امروز است.
*آذربايجان‌غربي؛ دژ تاب‌آوري ملي
در تحليل نهايي، بايد گفت که آينده اقتصاد ايران نه در عمق آب‌هاي بين‌المللي که تحت سلطه ناوگان‌هاي بيگانه است، بلکه در جاده‌هاي ترانزيتي شمال‌غرب نهفته است. آذربايجان‌غربي با ظرفيت‌هاي مازاد توليد (مانند آرد و صنايع غذايي) و موقعيت منحصربه‌فرد خود، پيشران جديد اقتصاد ملي است.ما نيازمند يک بازنگري کلي در نقشه آمايش سرزميني هستيم. اگر روزگاري بنادر جنوبي ويترين توسعه ايران بودند امروز مرزهاي زميني آذربايجان‌غربي ستون‌هاي خيمه اقتصاد ملي هستند. نوسازي ناوگان هوشمندسازي مرزها و تکميل زنجيره ارزش در نقاط مرزي نه يک پيشنهاد توسعه‌اي بلکه يک فرمان جنگي براي خنثي‌سازي محاصره است.مرز در آذربايجان‌غربي ديگر خط پايان قلمرو نيست بلکه نقطه آغاز يک ايرانِ نوين است که ياد گرفته است چگونه تهديدِ دريايي را به فرصت زميني تبديل کند و از دل جغرافيا، سپري براي اقتصاد ملي بسازد


برچسب ها:

تاریخ: 1405/02/19 08:57 ق.ظ | دفعات بازدید: 1795 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور