نقش فرهنگ های قومی در مشارکت های اجتماعی

نقش فرهنگ های قومی در مشارکت های اجتماعی

ابراهیم حاجیانی
گروه اجتماعی:بخش مهمی از جمعیت و جامعه ایرانی را اقوام و خرده فرهنگ های قومی، محلی و منطقه ای تشکیل می دهند و گرایش ها، نگرشها و کنش های آنان در حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حائز اهمیت فراوان است. ازجمله این حوزه ها یا مسائل، موضوع انتخابات است که به سبب تکرار و فراوانی انتخابات در ایران، رابطه و نوع فعالیت اقوام در برهه های انتخاباتی موضوعی مهم و قابل مطالعه وبررسی است در این باره می توان به ابعادی همچون میزان وجهت گیری مشارکت سیاسی اقوام در انتخابات وبه طور مشخص منازعات دسته جمعی در مناطق قومی پرداخت. اما آنچه در این نوشتار قابل تامل است بررسی وضعیت احتمالی مشارکت سیاسی اقوام در انتخابات شورای اسلامی در پایان سال جاری و پیشران ها، عوامل و متغیرهای مرتبط با آن است.
براین اساس، سوال اصلی دراینجا آن است که »میزان مشارکت اقوام در انتخابات پایان سال چگونه خواهد بود و این موضوع تحت تاثیر چه عوامل ومتغییرهایی خواهدبود؟«. علاوه براینکه ماهیت ومکانیسم برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی با انتخابات ریاست جمهوری تفاوت اساسی وجدی دارد. با تاکید بر مرور اعداد و ارقام مشارکت اقوام در انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی، باید گفت مشارکت اهالی مناطق قوم نشین به خصوص بلوچستان و کردستان عمدتا بالاتر از میانگین ملی نرخ مشارکت بوده است، همین طور میزان مشارکت مناطق لر نشین در مرکز وغرب کشور (به خصوص لرستان، چهارمحال بختیاری وکهگیلویه و بویر احمد) نیز از سایر استان ها بالاتر بوده است، این امر، که به وضوح بیشتری در انتخابات ریاست جمهوری قابل مشاهده است، تا حدی بالا بوده که گاهی میزان مشارکت عملی و واقعی از نرخ جمعیت در سن رای دهی هم بالاتر می رود که دلایل خاص خود را دارد. درتحلیل چرایی موضوع و بالابودن نرخ مشارکت سیاسی اقوام ایرانی نباید فراموش کرد که این مطلب یک ویژگی ذاتی کلیه مناطق محروم وکمتر توسعه یافته کشور است به نحوی که معمولا میزان مشارکت سیاسی این مناطق از میانگین ملی و به خصوص از استان های صنعتی و کلان شهرها بالاتر است شاید علت اصلی این مهم رابتوان در ماهیت مشارکت کنندگان و انگیزه_های ملی، دینی ونیز پایگاه قوی تر مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در مناطق کشور ملاحظه کرد، به این معنی که چون مقبولیت وجایگاه نظام در این مناطق قوی تر است.همدلی وهمراهی آنها در کنش های انتخاباتی بیشتر است ونظام رسانه ای و تبلیغی کشور توانایی بسیج بیشتری دراین مناطق دارد ضمن آنکه نبایستی تاثیرات خدمات گسترده حمایتی، تامینی و رفاهی نظام را دراین مناطق (نسبت به گذشته) ازیاد برد. بنابراین افزایش یا بالا بودن نرخ مشارکت در مناطق قومی را نیز تا حدودی می توان براین پایه تحلیل کرد، چراکه معمولا مناطق قومی کشور از حیث شاخص های اقتصادی اجتماعی توسعه شرایط مناسبی ندارند وبه خصوص استان بلوچستان و کردستان معمولا در ردیف استان_های کمتر توسعه یافته کشور، که واجد نا برابری بیشتری هستند، قرارمی گیرند. افزون براین، باید به مسئله قوت هویت ملی و گرایش_های مرکزخواهانه دراین مناطق توجه کرد. برخلاف تصور کسان بسیاری که گرایش_های ملی را دراهالی این مناطق ناچیز می دانند تحقیقات و بررسی های پیمایشی متعدد حاکی از آن است که میزان تمایلات فرهنگی اجتماعی اقوام به ارزش های ملی، جغرافیا، فرهنگ، سنت ها، تاریخ و میراث ایرانی بسیار بالاتر از فارس هاست و اهالی این مناطق به جز در بعد زبانی (تعلق به زبان فارسی) و نیز وفاداری به بعد سیاسی هویت ملی (یعنی احساس نزدیکی درونی وقلبی با ارزش ها ونهادهای سیاسی)، در سایر ابعاد به شدت دارای تعلقات ملی و وطنی هستند و این مسئله (به خصوص درمیان لرها) مشهود است.این ارقام حتی در میان ایرانیان عرب زبان، کرد زبان و بلوچ هم باالاتر ازمیانگین ملی است. مشارکت اقوام در انتخابات مجلس شورای اسلامی و سایر انتخابات بدان دلیل است که اهالی این مناطق از فضای انتخاباتی به عنوان یک فرصت بی بدیل برای مشارکت سیاسی بهره می_جویند دراین زمینه دو توجیه مهم قابل طرح است: نخست آنکه، انتخابات فرصتی برای “بیان هویتی” و اعلام حضور اقوام در فضای سیاسی کشوراست و امکان ارائه خود جمعی یا هویت قومی را به عنوان یک کنش گر سیاسی فراهم می_سازد علت اصلی این مطلب را هم باید در فرصتی دانست که نظام سیاسی برای ابراز هویت ایجاد می کند، بعد دوم نیز به مسئله مطالبات انباشته اهالی مناطق قومی مربوط می شود، انتخابات شرایطی برای طرح مطالبات و تقاضاهای دسته جمعی اقوام بوجود می آورد و اقوام تصور می کنند امکان بیان و پیگیری تقاضاهای عمومی شان با کمترین هزینه در زمان انتخابات فراهم است به این جهت است که کاندیدای هوشیار نیز با انگشت گذاشتن براین نیازها، مطالبات خود را به عنوان سخنگو و تریبون این مطالبات معرفی کرده و ادعای حل و فصل و پاسخ گویی به آنها را می کنند تا ازاین طریق حداکثر آرا را به سبد رای خود وصندوق های اخذ رای جلب و جذب کنند، درواقع، اقوام احساس می کنند، از طریق این کاندیداها می_توانند هویت متفاوت فرهنگی خود را به رخ کشیده و از سوی دیگر انتظار دارند که این کاندیداها پیگیر مطالباتشان در مرکز کشور باشند. نکته مهم آنکه نباید تصور کرد که تمامی این مطاالبات قومی الزاما واگریانه، تجزیه طلبانه و برندازانه است، بلکه عمده و اکثر این درخواست-ها در چارچوب و در درون ساختار رسمی موجود قرار می گیرند و غیر ساختارشکنانه هستند اما چون تصور بر آن است که امکان طرح و پیگیری آنها در فضای غیرانتخاباتی میسور نیست، درهنگامه انتخابات تبلور و ظهور بیرونی می یابند.
ازجهت دیگر، میزان مشارکت سیاسی در انتخابات مجلس به صورت طبیعی افزایش شدیدی می یاید وآن بدان دلیل است که ماهیت رقابتی محلی بیشتری در میان کاندیداها وجوددارد. توجه به این نکته مهم است بافت جمعیتی و اجتماعی شهرها ومناطق قوم نشین کشور کماکان ماهیت عشیره ای دارد و نقش وابستگی های خانوادگی وعشیره ای کاندیداها در جلب آرا انکار ناپذیر است. به عبارتی، نقش سران قبایل، نخبگان قومی، خوانین و سرداران و شخصیت های محلی در جهت دهی به آرای عموم بسیار تعیین کننده است و بهمین دلیل کاندیداها نیز می کوشند تا حداکثر استفاده را از وابستگی های قومی و عشیره ای خود کرده و با نزدیکی به مراجع غیر رسمی قدرت سیاسی، رای دسته جمعی و گروهی روستاها وعشایر را به سمت خود هدایت کنند. رقابت های محلی میان کاندیداها و تلاش برای کسب آرا بیشتر در مناطق قومی فی النفسه موجب افزایش مشارکت اقوام در انتخابات می شود. افزون براین عوامل، باید نقش عوامل سیاسی وتاثیرگذاری احزاب وگروه های سیاسی (خودی) هم اشاره کرد که ضمن آنکه برگرمی انتخابات می افزایند، مشارکت اقوام را دو چندان می کنند. در مجموع، میزان مشارکت اقوام در انتخابات مجلس شورای اسلامی تابعی از شدت گرفتن مطالبات و تقاضاهای قومی محلی، تعارضات عشیره ای و ساختار فرهنگی-قبیلگی حاکم برشهرستان، نوع کنشگری کاندیداها ومیزان یا سطح مداخله سران، خوانین، سرداران واقطاب است بر این عوامل بایستی نقش متغیر تفاوت مذهبی رانیزافزود، چراکه در بسیاری از مناطق علاوه بر تفاوت قومی، تفاوت مذهبی نیز وجود دارد و شکاف های اجتماعی متراکم تری به وجود می آید که ناشی از اهل سنت بودن رای دهندگان است این متغیر در اکثر شهرهای کردستان و آذربایجان غربی، تمامی بلوچستان، گلستان و خراسان رضوی و جنوبی ، جنوب فارس ، هرمزگان، کرمانشاه و تا حدوی بوشهر قابل مشاهده است. به عبارتی، اقلیت گرایی (سنی) در سایر استان ها موجبات مشارکت بیشتر اهل سنت را فراهم می سازد اهل سنت ایران با در نظر گرفتن تمایلات همگرایانه آنان ، معمولا نگرانی ها وتقاضاهای مذهبی دارند که انتظار دارند منتخبان شان در مجلس شورای اسلامی انها را پیگیری کنند این مسِله هرچند در کردستان و آذربایجان غربی کم رنگ تر است (چون کردها بیشتر وحداقل تاکنون بیشتر قومی اند تامذهبی)، در بلوچستان حائز اهمیت فراوان است. مجمل کلام آنکه مشارکت انتخاباتی اقوام ایرانی واهل سنت ناشی از شکاف های ساختاری (قومی– مذهبی) است و خوشبختانه این تمایزات تاکنون باعث واگرایی، انفعال و عدم مشارکت نشده و بالعکس مشارکت فغالانه، موثر و پیگیرآنها را موجب گردیده است.سوال، دغدغه و نگرانی جدی دیگری که مطرح است درباره پیش بینی میزان مشارکت سیاسی اقوام ایرانی در انتخاباات هفتم اسفند ۱۳۹۴ است که با توجه به شرایط جدید کشور، آرایش احزاب و گروههای سیاسی، شرایط بین المللی و منطقه ای و به خصوص استقرار دولت یازدهم مساله مهم و حائزاهمیتی است بدیهی است هرچه میزان مشارکت اقوام در استان های مختلف به ویژه استان های مرزی بالاتر باشد ثباات نظام نیز ارتقا می یابد. به عبارتی، حفظ مشارکت سطح بالای اقوام در انتخابات بعدی بسیار مهم است. ضمن آنکه این مشارکت بایستی عمیق تر، داوطلبانه تر، متامللانه تر و آگاهانه تر از قبل هم باشد تا از طریق آن رویکردهای همگرایانه و مرکز گراینه در اقوام بیش از پیش تشدید شود. این مسئله به درستی و عمیقا می تواند ماهیت تهدید زایی داشته باشد وبطور جدی تهدیدات ناشی از مداخلات قدرت های بزرگ، قدرت های منطقه ای و به خصوص جریانات سلفی- تکفیری فعال در منطقه را دفع و زائل سازد. بنابراین تلاش عموم نهادهای نظارتی، اجرایی، سیاسی ، امنیتی، واطلاعاتی باید درجهت ایجاد زمینه برای مشارکت حداکثری اقوام در انتخابات باشد ومخاطرات وریسک های احتمالی مشارکت بالا بر هزینه های احتمالی آن می چربد.

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۵:۴۲ ق.ظ

دیدگاه


شش × 9 =