مفهوم بغرنج شده آزادی زنان

مفهوم بغرنج شده آزادی زنان

راحله کاردوانی
گروه فرهنگی: »آزادی«، به عنوان مقوله‌ای جهانی، فراملیتی و فرافرهنگی، از مفاهیم پیچیده و پرکاربرد جهان امروز به شمار می‌رود؛ مفهومی که در شعارهای متعدد و از سوی اقشار متفاوتی مانند زنان، جوانان، اسیران، کارگران و… بدون تعریف و حد و مرزی به زبان آمده و در حقیقت به عنوان نوعی راه فرار از هست‌ها و بایدها به کار گرفته شده است.
اما سؤال اینجاست که آیا حقیقتاً آزادی مفهوم مطلقی است و نباید از خواستاران آن پرسید: »آزادی از چه؟ و برای چه؟«
در این نوشتار، برآنیم مفهوم رایج و پرطرفدار »آزادی زن« را موشکافی کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم: »آزادی زن به چه معناست و چگونه و با چه شرایط و حدودی به استقلال و عزت زن می‌افزاید و نه به اسارت و ذلت او؟«
»آزادی« یکی از بزرگ‌ترین و عالی‌ترین ارزش‌های انسانی و مافوق ارزش‌های مادی است. خواست اولیه و طبیعی هر انسانی این است که هیچ مانعی در برابر خواسته‌های او نباشد و به همین دلیل، انسان‌ها دوستدار مفهوم آزادی به معنای »رهایی از موانع و محدودیت‌ها« هستند و مجذوب هر آن کسی می‌شوند که این شعار را سر دهد؛ اما مسئله‌ی اساسی در رابطه با مفهوم »آزادی« نقش مؤثر آن بر اعتلا یا سقوط شرافت و عزتمندی انسان است.
آزادی انسان، در حالی که می‌تواند ابزار ارزشمندی برای دستیابی وی به اوج کمال و شکوفایی باشد، می‌تواند در اشکال و ابعادی بروز یابد که انسان را به حیوانی تمام و کمال مبدل سازد.
بنابراین، تعیین حدود و شرایط بهره‌مندی انسان از این ابزار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
در دیدگاه اسلام و اندیشه‌ی مدرن، تعریف انسان، اهداف انسان، موانع تحقق و دستیابی به آن اهداف و در نتیجه، تعریف آزادی متفاوت است.
در دیدگاه اسلام، »آزادی« وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف است، یعنی انسان با داشتن آزادی و رهایی از موانع باید به اهداف خود برسد.
از این رو، آزادی هدف نهایی انسان نبوده و از ارزش نهایی برخوردار نیست، بلکه صرفاً دارای ارزش ابزاری است.
بنابراین در دیدگاه اسلام، آزادی مقدمه‌ی کمال است، نه خود کمال. خداوند انسان را خلق کرده است تا به واسطه‌ی آزادی و انتخاب و اختیار، به کمال وجودی خویش برسد و این آزادی از آن جهت ارزشمند و متعالی است که در فقدان آن انسان نیز همچون سایر موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نیست و در نتیجه، تجلی و ظهور استعدادها در انسان معنا و مفهومی نخواهد داشت.
آزادی در این دیدگاه مقدس است و از آن رو قابل تقدیر است که انسان می‌تواند به آن وسیله به حرکت درآید و در مسیر زندگی خود دست به انتخاب بزند و جهت زندگی خویش را برگزیند.
پس بر این اساس، آزادی با هر شکل و شرایطی قابل قبول نیست و با مفهوم لاابالی‌گری و بی‌بندوباری معنایی متمایز می‌یابد.
به تعبیر استاد مطهری، »با آزادی است که ممکن است انسان به عالی‌ترین کمالات و مقامات برسد و ممکن است به اسفل‌السافلین سقوط کند.«
این مسئله تفاوت اصلی اسلام با غرب پیرامون موضوع آزادی است؛ یعنی در غرب آزادی برای آزادی خواسته می‏شود و در اسلام آزادی برای سعادت نهایی بشر. در اسلام در کنار آزادی انسان، چیزهای دیگری هم داریم.
یکی از این موارد امر قدسی و فراانسانی »عقل‏« است که همه‌ی ما در آن شریکیم. این عقل بسیاری از »آزادی‏های نامعقول‏« را محدود می‏کند.
امر دیگری که آزادی را محدود می‏کند وحی است.
بر همین منوال، »آزادی زن« با پاسخ به سؤالات »از چه« و »برای چه« می‌تواند وسیله‌ای در راستای استقلال و رهایی زنان از زیر بار سلطه و ستم و بروز و ظهور استعدادها و توانایی‌های ایشان باشد یا اینکه هدف نهایی خلقت زن تصور شود و نتایج فردی، خانوادگی و اجتماعی متفاوتی را به بار نشاند.
شعار »آزادی زن« عمدتاً از اواخر سال ۱۷۰۰ توسط سردمداران جنبش احقاق حقوق زن در غرب مطرح شد و به طور گسترده، اما نه با سرعتی چشمگیر، به تمامی جهان تسری یافت.
مبانی و اصول زیربناییِ این جنبش برگرفته از تفکری بود که بعد از رنسانس و عصر روشنگری در مغرب‌زمین حاکم شد و عمدتاً بر ۳ پایه‌ی اساسی قرار داشت:
۱٫ اومانیسم یا انسان‌گرایی که انسان را به عنوان موجودی مستقل، بریده از آسمان و بی‌نیاز از هدایت‌های الهی معرفی می‌کرد.
۲٫ لیبرالیسم یا اصالت بخشیدن به آزادی‌های فردی و انکار اصول و ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی که ثمره‌ای جز اباحی‌گری و نفی همه‌ی محدودیت‌های برخاسته از تعالیم دینی نداشت.
۳٫ سکولاریسم یا عرفی‌گرایی که پیامد آن نفی حاکمیت دین در عرصه‌ی قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی بود.
در طول ۳ قرن تلاش جدیِ فعالان احقاق حقوق زن در غرب، دستاوردهای متعددی در حوزه‌ی مسائل زنان، خانواده و جامعه‌ی غربی حاصل شد.
دستاوردهایی که بعضاً، به ویژه در ابتدای مسیر، احیاکننده‌ی حیات انسانی و اجتماعی زن به شمار می‌رفت و بخشی دیگر، به دور شدن هرچه بیشتر زنان از هویت و فطرت جنسی آن‌ها و در نتیجه اضمحلال بی‌رویه‌ی نهاد خانواده و ترویج روابط اجتماعی آسیب‌زا انجامید. اولین و به واقع مهم‌ترین دستاورد سر دادن و مطالبه‌ی شعار آزادی زن را می‌توان تصویب قانونی در سال ۱۸۸۲ دانست که به موجب آن، زنان بریتانیای کبیر امتیاز بی‌سابقه‌ی حق نگه داشتن درآمد خود را دارا شدند.
این اولین گامی بود که توانست به طور گسترده‌ای زنان را از خانه به کارخانه بکشاند و چرخ دنده‌های نظام سرمایه‌داری غربی را، با نیروی کاری ارزان و پرکار، با سرعت هر چه تمام‌تر به حرکت درآورد.
بنابراین اولین گام جنبش غربی در دفاع از حقوق زن، جداسازی سپهر عمومی و خصوصی زنان بود و پس از آن، با تغییرات اساسی در حقوق مدنی در خانواده، حق آزادی بیان و نیز حق داشتن پارلمانی مستقل، که زنان بتوانند در آنجا نماینده‌ی خود را داشته باشند، همراه شد.
علی‌رغم وجود تفاوت‌های اساسی در باورمندی‌های فعالان احقاق حقوق زن، اتفاق نظری در میان شاخه‌های مختلف آن بود.
اینکه باید زنان را از ستم در عرصه‌ی خصوصی یعنی خانواده و مردان نجات داد و هر چه را که زمینه‌ی این اسارت و ظلم را موجب می‌گردد ویران کرد.
از نظر آن‌ها، تشکیل خانواده نقطه‌ی آغازین پذیرش بندگی و ستم بود و باید ازدواج و خانواده را، که بستر به اسارت درآمدن زنان است، از میان برداشت.
در راستای این هدف، قوانین مربوط به طلاق هر چه بیشتر آسان شد و حق سقط جنین و به عبارت بهتر، قتل جنین مطالبه شد و به زنان این حق اعطا شد که با آزادی کامل در عرصه‌ی عمومی، مشارکت اجتماعی داشته باشند و برای رفع مزاحمت ناشی از فرزندان ناخواسته در سایه‌ی خانواده یا روابط جنسی آزاد، به صورت کاملاً قانونی و نظام‌مند به قتل کودکان بی‌گناه متولدنشده‌ی خویش اقدام کنند.
پدیده‌های مدرن متعددی همچون طلاق بدون تقصیر، مادران مجرد، کودکان ناخواسته، غرایز سرکوب‌شده‌، سقط جنین یا نسل‌کشی نامرئی شرکای جنسی جایگزین همسر، بیماری‌های مقاربتی، فعالان همجنس‌باز و… از جمله دستاوردهای مطالبه‌ی بدون حد و مرز آزادی زنان در غرب به شمار می‌رود.
دستاوردهایی که افزایش انواع بیماری‌های روحی و روانی و به ویژه تنهایی و افسردگی را برای بسیاری از جوامعِ به اصطلاح توسعه‌یافته همراه با پیشرفت‌های روزافزون تکنولوژی و رفاه مادی به ارمغان آورد. برخی از نظریه‌پردازان غربی، با مشاهده‌ی چنین دستاوردهایی، شعار »آزادی زن« را به چالش کشیدند و جنبش زنان را بدترین دشمن زنان نامیدند. سوزان فالودی در این باره می‌گوید: »زنان توسط آزادی خویش به بردگی گرفته شده‌اند. آن‌ها حلقه‌ی طلایی استقلال را به چنگ آورده‌اند، اما به قیمت از دست دادن حلقه‌هایی که بااهمیت هستند.
همان گونه که بارها گفته و ثابت شده است، جنبش زنان بدترین دشمن خود زنان است.«
مطالبه‌ی »آزادی زن« توانست زن را از زیر بار ستمی که قدمتی تاریخی و شیوعی گسترده در جوامع غربی داشت، تا حد بسیاری برهاند.
زن تا قبل از شروع فعالیت‌های جدی در راستای مطالبه‌ی حقوق وی، در بسیاری از جوامع، به عنوان موجود ضعیفی به شمار می‌رفت که تنها قدرت تولید نسل را دارد و می‌بایست تحت فرمان و سلطه‌ی مردان خانواده‌ی خویش باشد.
حتی زنان از حق اولیه و اساسی مالکیت نیز برخوردار نبودند و بر خلاف اسلام، هیچ تأثیری در سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جوامع نداشتند.
دین اسلام ۱۲۰۰ سال قبل از شروع فعالیت‌های احقاق حقوق زن در غرب، از حق مالکیت بر درآمد، مهریه، اموال و ارثیه‌ی زن دفاع نموده و بر آزادی زن در عرصه‌های آزادی تفکر، تحصیل، فعالیت‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تأکید کرده است.
این تعریف از آزادی زن قابل تقدیر و ستایش است و می‌تواند به استقلال و غنای درونی او و به تبع آن، خانواده و جامعه بینجامد؛ همان گونه که در بسیاری از نقاط جهان زنانی دانشمند، فرهیخته و مؤثر توانسته‌اند خدمات متعددی را در راستای ارتقای جامعه‌ی خویش انجام دهند.
اما سیر تحولات جوامع آزادی‌خواه و سکولار نشان داده است که آزادی از تعهدات اخلاقی و الهی، برای تمامی افراد جامعه، اعم از زن و مرد، چیزی جز اسارت در شهوات و تمتعات دنیوی، ذلت و تنهایی به بار نمی‌آورد.
اما زنان در چنین جوامعی، به دلیل ویژگی‌های طبیعی خویش، دستخوش آسیب‌های بیشتری شده‌اند.
اغلب خشونت‌های جسمی و به ویژه جنسی، تبعات حاصل از بارداری‌های زودهنگام و سقط‌های مکرر و… قبل از همه، دامن‌گیر زنان می‌شود و طعم خوش آزادی را بر کام آن‌ها تلخ می‌نماید.
به گزارش آرازآذربایجان به نقل از فارس ، بنابراین باید عزم جدی در میان دولتمردان و سردمداران و به تبع آن، تمامی افراد یک جامعه، در راستای حفظ عفت عمومی، بهره‌گیری از توانایی‌های بالقوه‌ی افراد اعم از زن و مرد و تبیین فرهنگی جایگاه زن و مرد در جامعه و خانواده وجود داشته باشد تا بتوان از فواید وجود خانواده‌های منسجم در جامعه سود برد و از سقوط در پرتگاه‌های اجتناب‌ناپذیر اضمحلال و فروپاشی خانواده‌ها در امان ماند.
Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۷:۲۷ ق.ظ

دیدگاه


9 × = پنجاه چهار