زنان همچنان با درهای بسته جامعه رو به رو هستند

زنان همچنان با درهای بسته جامعه رو به رو هستند

شیرین احمدنیا
گروه اجتماعی: زن ایرانی مدرن ، همچون زنان بسیاری جوامع دیگر در دنیای حاضر، دائم و همزمان در چند جبهه که خودش، آگاهانه در مقابل خویش گشوده است در تلاش بی وقفه و شاید بتوان گفت مبارزه ای خستگی ناپذیر با موانع پیش رویش است، در تلاش برای این که از قالب ها، یا کلیشه های تحمیلی برای ایفای نقش در عرصه های خصوصی و عمومی فراتر رود.
در این مسیر، ابتدا باید خودش به این باور رسیده باشد که انتظار از او خیلی بیش از انتظاری است که از مادرش و مادربزرگش می رفته است. اکثر زنان نسل های قبل غالبا این بود که نقش های همسری و مادری خود را به خوبی ایفا کنند.
اما زنان امروز می دانند که گذشته از ایفای نقش های سنتی خود، می توانند افق های جدیدی را بگشایند، مسیرهای جدیدی را بپیمایند، و آرزوهای جدیدی را که خودشان برای خودشان ترسیم کرده اند، علی رغم انواع موانع فرهنگی و حقوقی و سیاسی دنبال و محقق کنند.
از زنان ایالات متحده، آمریکای لاتین و اروپا که بگذریم، در حوزه های همسایگی مان، زنان در هند، ترکیه و حتی افغانستان توانسته اند در چنین تلاشی به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند، زنان ایران چرا نتوانند؟
کمتر کسی است که نداند نمونه های زنان ایرانی که عرصه های علمی و فرهنگی، هنری و سیاسی را برای فعالیت هایشان گشوده اند و آوازه شان ابعاد جهانی پیدا کرده است، فراوان اند، خواننده ای که این سطور را می خواند در این لحظه به نام های آشنایی در عرصه بین المللی که برای ایران افتخار آفرین بوده اند می اندیشد و نیازی نیست که فهرست بلند بالای آن اینجا مرور شود، بله، همان زنان ایرانی که با جایزه نوبل، یا معتبرترین جایزه ریاضی، یا جوایز فستیوال های هنری و سینمایی و عرصه های ورزشی بین المللی در ذهن ها تداعی می شوند.
همان نمونه ها کافی است تا برخی هوشیار شوند که این زنان علی رغم تمامی محدودیت ها و موانع توانسته اند جایی برای خود در بالاترین سطوح موفقیت در رقابت های مهم و معنی دار باز کنند و چه بسا، در ایفای نقش های سنتی شان به عنوان همسر و مادر هم موفق و الگو بوده اند، اما آنچه باعث شده ملت شان به ایشان افتخار کند محدود به شایستگی هایشان در حوزه نقش های خانوادگی نبوده، بلکه، دستاوردهایی بوده است که در صحنه نقش آفرینی و سپهر عمومی حاصل کرده اند.واقعیت این است که در شرایطی که زنان به باور درونی برای توسعه جایگاه اقتصادی اجتماعی خود نائل می شوند، و در تلاش اند تا سدهای سنتی مقابل شان را بشکنند، هم گروه هایی از زنان را در مقابل خود به عنوان مخالف خوان می یابند و هم گروه هایی از مردان را.
گروه های مخالف خوان زن، همان ها هستند که آرامش و امنیت را در تداوم و بازتولید هویت زن وابسته و غیرمستقل می شناسند و به زنانی که بخواهند از حریم امن وابستگی به مردان زندگی خود فراتر بروند، گوشزد می کنند که مبادا پای از گلیم خود خارج کنند و خود را از ویژگی های زنانگی مبرا کنند و صفات مردانه را هدف هویت یابی خود قرار دهند..
ایشان موفقیت زنان را در تداوم صفات زنانگی در کلیشه های جامعه پذیری جنسیتی می یابند که از زنان قراتر از نیل و حفظ جذابیت ظاهری و روحیه تسلیم و اطاعت و تامین و تضمین خدمات برای سایر نقش های موجود در خانواده انتظار چندانی ندارد.
گروه های مردانی هم که تفکر سنتی دارند، در همراهی با این نگاه، زنان را اساسا هماهنگ و پاسخ دهنده به نیازهای مردان می شناسند که حیطه حضور و فعالیت شان در محیط های اندرونی و بیرونی است . در نهایت اگر زنان در عرصه عمومی نیز ظاهر بشوند، عمدتا به فعالیت هایی می توانند بپردازند که همان خدمات مرسوم و مالوف زنانه را این بار در فضای عمومی تداوم می بخشند، نظیر معلمی، پرستاری، امور خیریه و نظایر آن. می دانیم که زنان امروز، برای این که با این نگاه های محدود کننده تحقق موجودیت انسانی شان مواجهه و مقابله ای داشته باشند، در این قدم، متوسل و مهمترین ابزار در دسترس شان، یعنی آموزش و ادامه تحصیلات شان شده اند و آمارها حکایت از این دارد که این عرصه ها را به خوبی گشوده اند، هر چند که هنوز نسبت متعادلی را میان دستاوردهای عرصه تحصیلی شان و حضور فعال شان در بازار رسمی اشتغال ایران شاهد نیستیم و موانع فرهنگی و قانونی همچنان در کارند تا حضورشان در رده های پایین شغلی، در نقش های شغلی به اصطلاح زنانه و در نقش های خدماتی متمرکز بماند، زنانی هم که از عرصه خصوصی خانه و خانواده فراتر عمل کرده و به فعالیت شغلی می پردازند، عملا با دو کارفرما در درون خانه و بیرون خانه مواجه اند که از ایشان خدمت رسانی را در عالی ترین شکل آن می طلبند، بدون این که از فشار مضاعفی که زنان متحمل می شوند آگاه باشند یا بدان توجهی داشته باشند، ضمن این که معمولا زنان از امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند و نیروی کار موقت ، یا پاره وقت و فاقد بیمه و مزایای شغلی را شکل می دهند. سقف شیشه ای برای مانع شدن از رشد زنان در سلسله مراتب پیشرفت شغلی و نیل ایشان به مسوولیت های اجرایی و مدیریتی نیز همچنان محکم برجا و برقرار است.
در تحولات اخیر در صحنه سیاسی ایران نیز همچنان زنان توانمند این سرزمین با درهای بسته رو به رو هستند و همه را با این شگفتی روبه رو کرده اند که چگونه است که در کشور همسایه و برادر یعنی افغانستان چندین وزیر زن در کنار وزرای مرد به خدمت به جامعه مشغولند و این سوی مرز، برخی، سخن از ناتوانی زنان ایرانی در سطوح وزارت می رانند.
زنان از تجربیات مدیریتی کمتری در ایران برخوردارند، به دلیل این که عرصه تجربه اندوزی مشابه آنچه برای مردان میسر است، برایشان فراهم نشده است.
راه چاره این نیست که زنان را همچنان از عرصه های تجربه اندوزی محروم بدارند، بلکه، ضرورت دارد همان عرصه آزمون و خطا را که مردان همواره از آن بهره مندند برایشان تامین کرد و فرصتی فراهم آورد تا شاید همان ویژگی های زنانه، این بار در کسوت مسوولیت پذیری شان در قبال جامعه و نه فقط خانواده، در بوته آزمایش قرار داده شود تا خلاقیت ها و اندیشه ورزی و نوآوری های حاصله زمینه حضور و شکوفایی بیابد.
زنان ، برای نقش های سنتی خویش ارج و قرب قائل اند، اما همانگونه که مردان خود را محدود به ایفای نقش فرزند پروری نمی کنند، بلکه از استعدادهای خود در عرصه های متفاوت و متنوعی بهره برداری می کنند، زنان نیز به عنوان تشکل دهنده نیمی از جمعیت و گروه های فعال اقتصادی چشم امید به تدبیر دولتمردان امروز ایران دارند که جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ این کشور را از حضور فعال و ثمر بخش نیمی از نیروی انسانی مولد توسعه محروم کنند. تنها در شرایط تسهیل و جلب مشارکت بهترین استعدادها اعم از زن و مرد در این کشور است که شایسته سالاری می تواند محقق شود.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۰۴ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۸:۴۱ ق.ظ

دیدگاه


شش − = 4