بمناسبت روز همبستگي و همدردي با کودکان و نوجوانان فلسطيني

روز موعود

روز موعود

رستم عظیم پور
حقیقتی مسلم و انکارناپذیر را با کلام نغز سعدی، شاعر و کلام نوار شیرین سخن کشورمان آغاز می کنم:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر هضوها را نماند قرار
……… حالا چرا بسیاری از دولتمردان جوامع انسانی این کره خاکی با ادعای به اصطلاح متمدن بودن و تمدن برتر، با نه پسندیدن و رفع و دفع مسلک و مرام و فرهنگ و آداب زندگی دیگر جوامع بشری در حالیکه شعار و تبلیغات : » ما به خدا ایمان داریم« و یا با تمسک به دین و مذهب آئین و سنت و فرهنگ آداب و غیره را در بوق و کرنا دمیده و گوش جهان وجهانیان را می آزارند، خدا و انسانیت و اشرف مخلوقات بودن را بدست فراموشی سپرده و هر چه را که دلشان بخواهد می کنند بی آنکه خدا، دین، مذهب، آئین، سنت ، فرهنگ و غیره به آنها مشروعیت داده باشد و در واقع همه ادعاهای متمدن بود و فضل و فهم و شعور و آگاهی هایشان ریشه در جهل و جهعالت خودپرستی یا نزاد و قوم پرستی و یا حتی ملیت پرستی و توسل به روز بی منطق و حیوانی دارد و بس.
تازه اگر بخواهی همچو آئینه نمایانگر و نشان دهنده اعمال منفور جابرانه و منحطّشان باشی با هزار اما و معما و دلایل شست و پوچ خود را تبرئه کرده و بر اعمال ننگیشان صحه می گذارند.
کرامین دین و مذهب، آئین و مسلک، سنت و فرهنگ این رفتارهای خشونت آمیز و غیر انسانی را تایید کرده و خدا کی اجازه همچو رسالتی را به آنان داده که در امور داخلی و زندگی و اداره کرد دیگر کشورها شرورانه به نفع نظام و سلطه کثیف و نفرت انگیز سرمیاه داری خود مداخله نمایند؟
دلیل این همه آشوب و فتنه در فلسطین، یمن، سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، هندوستان، آمریکای لاتین، خلاصه در پنج قاره جهان چیست؟ و ….؟
فرشته آزادی، با قامتی به سان جنگلهای سیمانی و تودرتوی شهرهای بزرگ، سرد و بی روح ایستاده و مشعلی دروغین بر دستش، با بلند بالایی سنگی و سنگین، با چشمانی بی فروغ و کور به این دنیا و زبانی در کام فروبسته و قلبی خاموش بر روی پاهایی مفلوج و راکد، بی حرکت و بی هیچ احساسی قد بر افراشته و … انگاری که این فرشته سرد و بی روح تا زمان واژگون شدنش محکوم به ایستادن شده است و….چگونه فرشته ای است این فرشته آزادی که زبان در برابر این همه به بند کشیدنها و به بنده گیری و تحقیر و حقارت انسانها و انسانیت در دهان فروبسته و رذیلانه با پستی و دنائتی زاید الوصف گنگی و خاموشی برگزیده؟ و …
فرشته عدالت، در آنسوی دریاها و اقیانوسها و در پناهگاه تاریک و ظلمانی شیاطین، در سرزمینی دوردست، در دیار فرشته آزادی سنگی، در حالیکه در دستی ترازویی و بر دست دیگر شمشیری و دو بال بر پشت که نه ترازویش را جنایت ها و نسل کشی ها از تعادل و توازن درمی آورد و نه شمشیرش را تیزی و برائی است در برابر این همه جنایات، و نه بالهایش لطافت و نرمی بال فرشتگان دارد و نه قلب سنگی اش رافت و مهربانی داوری و آسمانی، او نیز همانند همزاد سنگی اش، فرشته آزادی غربی، تمام احساسات و عواطف خود را در گورستان سرد و بی روح پیکر خویش ساخته و ترازوی سنگی و ساکن عدل و دادخواهی اش تا زمان واژگون شدنش ظلم و ستم و زورگویی را مساوات و برابری داده و …کدام بت و تندیس ظلم و ستمی دوام و بقا داشته که این نیز داشته باشد؟
کشت و کشتار، جویبار حاصل از خون اجساد کشته شدگان بی گناه آدمیان که در کوی و برزن شهرهای کشورهای گوناگون (بویژه اسلامی) توسط شیاطین بزرگ و انحصار طلب سودجو بوجود آمده و سرزمین های مظلوم توسط این نابکاران پلید و بد سرشت اشغل می شود. زنان و دختران اسیر مورد تجاوزهای مکرر جنسی قرار گرفته و آخر الامر همچون کالایی به مکانهای فاسد و لانه های شیطانی انتقال می یابند تا اسباب عیش و عشرت و خوشگذرانی این اهریمنان دوزخی را فراهم آورنمد…
مردان پیر و جوان یا کشته می شوند و یا در اردوگاههای اسرا به بردگی و بندگی درمی آیندو …چگونه فرشته ای است این فرشته عدالت کر و کور و لال و افلیج و ناتوان و …؟
این دو قلوی سنگی و اهریمنی نه تنها نمادی از آزادی و عدالت نیستند بلکه بتی در بتکده مشرکان و فاقد هر گونه قدرت و قداست و عدالتند که صرفاً همچون مترسکهایی جهت قدرت نمایی و تراسندنند از زورگویان و جباران اشغالگر و خونریز جهانی.
ین قدرتهای ویرانگر و جهنمی، در راس آنها شیطان بزرگ ( آمریکای جهانخوار) با ساخت و نصب این مجسمه ها و خلق قهرمان نماهای پوچ و تهی و توخالی از قبیل سوپرمن، بتمن، رامبو، راکی، فلاشمن و … قدرتهای نداشته خود را برای ارعاب و وحشت جهانیان به صحنه های نمایشی درآورده و جای پاهای نامیمون و منحوس خود را بر دل ملل باز می کنند و …نمونه بارز جنایات و خونریزی هایشان فلسطین سرزمین در بند کشیده و مظلوم است … کودکان و نوجوانان فلسطینی نه تنها وادار و مجبور به برآوردن مطامع جنسی این ابلیسان می گردند، بلکه در مواردی عدیده پیکرشان تکه تکه شده و مورد استفاده در پیوند اضعاء فرزندان شیطان و مریدانشان قرار می گیرند.
از سالها پیش از دفاع مقدس کشورم در مقابل این متجاوزین ، خون مردان پیر و جوان فلسطینی از سرانگشتان و چنگالهای صهیونیست ها و امپریالیست ها چکیده و خانه هایشان بر اثر بمباران و موشکهای این آدم نمایان پلید و دیو صفت بر سر ساکنانش فرو ریخته و تلّی از کشته شدگان را بوجود آورده آنانکه زنده مانده و می مانند آواره و سرگردان کوهها و بیابانها شده بی هیچ آب و غذایی و …
هنوز هم آن ایام فلاکت بار و تیره روزی در فلسطین اشغال شده مظلوم تداوم دارد. هر کودک و نوجوان، پیر و جوان کشور اسلامی من با تک تک کودکان و نوجوانان و مردم داغدیده و ستم کشیده فلسطینی حس همدردی و همبستگی نموده و با اشکها و غمهایشان مغموم شده و می گریند.
بدانگونه که قطرات ریز باران سیلابها را بوجود می آورند، قطرات اشک (ما) نیز سیلابهای کف بر لب آورده تشکیل خواهند داد که کاخهای ظلم و ستم را از بیخ و بن ریشه کن خواهند نمود و بنیاد هر جباری و قلدری را برخواهد کند….
دور نیست آن روز موعود که مظهری از جلال و جبروت، شکوه و عظمت ، عدالت ومهربانی، تجلی ای از قدرت و اراده پرودگاری از دیار و سرزمین اکی ها و نور مطلق، همچون جرقه ای خدایی بر این خرمن اهریمنی و شیطانی زده و به یکباره این خرمن سیاه و قیرگون غرق در انوار الهی و در آتش قهر و غضب این رهایی بخش و فرشته راستین عدالت و آزادی به تلی از جهنم سوزان مبدل شده و جبار و جباران ظالم و ستم پیشه را به کام خود فرو خواهد کشید و آنروز نه اثری از ظلم خواهد بود و نه نشانی از ظالم، نه آوارگی خواهد بود و نه اشکهای حسرت و داغ عزیزان.
آن روز دلها از (مهر) این داور عادل لبریز و لبها از (داد) او متبسم و چهره ها از (یاد) و (یار) این ناجی بزرگ و رهایی بخش خندان خواهد بود.

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۱۱ ق.ظ

دیدگاه


چهار × = 24