رنجی که فرزندان اعتیاد می‌برند

رنجی که فرزندان اعتیاد می‌برند

ناهید زمانی
گروه اجتماعی: هر ذره از مواد مخدری که دود می‌شود و عده‌ای از آن کام می‌گیرند، آتشی می‌شود بر زندگی هزاران کودک بی دفاع مثل فاطمه نیلوفر و باربد که در کنجی از خانه، دور از چشم دیگران لال و کور شدند، سوختند و مردند.
فاطمه شش سالش بود که مردی شیشه‌ای که با مادر او ارتباط داشت چشم‌ها و زبانش را با فندک سوزاند و او را زیر مشت و لگدهایش گرفت.
نیلوفر دو ساله نیز که هنوز زبان باز نکرده بود تا بتواند دیده‌هایش را بازگو کند، گریه‌ها و بی تابی‌هایش از پویا مردی قاچاقچی که به مادر مطلقه و معتاد نیلوفر سرپناه داده بود، قاتلی بی رحم ساخت. مادر نیلوفر، معتاد و خمار، بی عارتر از آن بود که وقتی گریه‌های دخترش، پویا را دیوانه می‌کند و دخترک را به باد کتک می‌گیرد، واکنش نشان دهد. همین شد که در روز حادثه، نیلوفر بی تاب و بهانه گیر زیر ضربات شیلنگ‌هایی که پویا به سرش کوبید، جان داد.
این دو کودک نماینده هزاران کودکی هستند که در پستوی خانه‌ها، زیردست بزرگ‌ترهای معتاد و خمار شکنجه می‌شوند و اگر شانس بیاورند و همچون فاطمه و نیلوفر مرگی هولناک را تجربه نکنند، در نهایت آدم‌هایی شکست خورده و منزوی می‌شوند که از ترس دنیای پیرامون ممکن است خود نیز به دامان اعتیاد بلغزند.
*ای کاش خانواده نداشتند
ساکت و بی صدا و ترسان و لرزان، جور خانواده‌ای را می‌کشند که مواد مخدر را بیش از همه چیز دوست دارد. کودکان خانواده‌هایی که یک یا چند نفر در آن دلداده موادند، تنهای تنهایند با این که آدم‌های زیادی دور و برشان پرسه می‌زنند؛ آدم‌های بی خاصیت.
خانواده‌ای که سرنوشتش به اعتیاد گره خورده است اسمش خانواده است، اما خانواده نیست چون نه از دل آن آرامش بیرون می‌آید و نه دلگرمی و امید. خانواده آلوده به مواد، خوره جان است و بیشتر بچه‌ها را می‌خورد، چون کودکان بی دفاع، خودشان می‌مانند و خودشان، با پدر یا مادری که کام گرفتن از مواد را به بوسیدن صورت فرزند و نوازش او ترجیح می‌دهد.
ترس، نگرانی و در انتظار حادثه نشستن ویژگی اعضای خانواده‌های آلوده به اعتیاد است. در این خانه‌ها آرامش وجود ندارد و چون رفتار بزرگ‌ترهای معتاد آن، ارزش و اعتباری ندارد پس نمی‌شود روی قول هیچ کس حساب کرد. همین است که کودک این خانواده‌ها تنهای تنها می‌شود و مجبور به زدن دست‌ها بر زانوی خود و بلند شدنی نامطمئن.
خانه برای این کودکان جای گرمی نیست که بشود با خیال جمع در آن اظهار نظر یا درددل کرد، چون هر دهان باز کردنی می‌تواند به فاجعه‌ای تبدیل شود و زیر پای کودک را خالی‌تر از قبل کند.
التهاب دائم، ره آورد این شرایط برای کودکان است که اگر چه سکوت می‌کنند و چشم و گوششان را به ظاهر بر این نابسامانی می‌بندند ولی از آن‌ها آدم‌هایی ساخته می‌شود با روحی آسیب دیده که از همه دارایی دنیا فقط کنجی می‌خواهند برای فرار و پناه گرفتن و دمی برای آسودن، بی ترس، بی خشم و بی غصه.
*کودک آزاری همین است
شکنجه جسمی مشهودترین نمود اعتیاد در خانواده است که هر سال کودکان زیادی را قربانی می‌کند، اما مهم‌تر از آن شکنجه‌های روانی حاصل از اعتیاد است که کودک را می‌شکند و همان طور شکسته و ترک برداشته به دنیای بزرگ‌سالی می‌سپارد.
امروز با کودک آزاری‌های مشهود مقابله می‌شود و کودکان بدسرپرست زیر بال و پر نهادهای حمایتی می‌روند، اما هنوز مشکل، آن دسته از آزارهای پنهانی است که یا کسی از آن‌ها باخبر نمی‌شود یا جرات فاش کردن آن وجود ندارد.گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد اعتیاد مهم‌ترین عامل افزایش کودک آزاری از سوی مادران است؛ مادرانی که به احتمال زیاد در آمار رسمی یک میلیون و ??? هزار نفری معتادان شمرده نشده‌اند، ولی موجودات خطرناکی هستند که مسبب آزار کودکانشان خواهند بود.
گفته می‌شود مادران و پدران معتاد انگیزه‌ای برای نگهداری از نوزاد (یا کودک) خود ندارند و وقتی هر دو به طور هم‌زمان معتاد هستند این انگیزه قوی‌تر می‌شود به طوری که یا به مرگ کودک ناآرام و بیمار خود فکر می‌کنند یا برای خلاص شدن از شرش، به او نیز مواد می‌خورانند.
کودک توان تحمل این همه فشار را ندارد، این همه سرخوردگی، سرکوب شدن و دلهره داشتن. بررسی‌ها تائید می‌کند افرادی که با پدر و مادری معتاد بزرگ شده‌اند در بزرگ‌سالی گرفتار حالت‌های منفی هستند که لحظه‌ای ذهن آن‌ها را آزاد نمی‌گذارد؛ احساساتی همچون درماندگی و بیچارگی، افسردگی، اضطراب، از دست دادن اعتماد به نفس، وابستگی و زودرنجی و پرخاشگری.احتمال کشیده شدن این افراد به سمت اعتیاد نیز زیاد است یعنی پیمودن همان راهی که بزرگ‌ترهای خانواده رفته‌اند و برای کودک الگو شده است.
این را چرخه تکرار می‌نامند که بیشتر کودکان آسیب دیده از اعتیاد راهی جز آن نمی‌شناسند و برای فرار از ترس‌های دائمیشان به آن پناه می‌برند. سن اعتیاد در کشور در حال کم شدن است، تعداد کودکانی که هر سال قربانی اعتیاد یکی از اعضای خانواده می‌شوند نیز رو به فزونی است، میزان ورودی کودکان بدسرپرست (به دلیل اعتیاد به مواد مخدر صنعتی) به مراکز بهزیستی هم سیری صعودی دارد که نشان می‌دهد اعتیاد در ایران تا چه اندازه به کودکان آسیب می‌زند و آسیب دیدگان از اعتیاد تا چه اندازه به حمایت نیاز دارند.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۴۵ ق.ظ

دیدگاه


− چهار = 2