اختلافات درون جریانی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بسیار زیاد است

اختلافات درون جریانی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بسیار زیاد است

گروه سیاسی: اصولگرایان که پس از انتخابات مجلس ۹۸ گام‌های خود را برای رفتن به پاستور محکم‌تر برداشته و خود را پیروز زودهنگام انتخابات ۱۴۰۰ می‌دانند اکنون با اختلافات جدی درون جریانی مواجهند؛ اختلافاتی که برخی آن را انکار، برخی آن را علنی و برخی از آن اظهار بی‌اطلاعی می‎کنند اما آنچه مثل روز روشن است این است که اصولگرایان یک مینی بوس نامزد دارند که نمی‌دانند با آن چه کنند. برخی آن را موجب شکست اصولگرایان و برخی آن را موجب رغبت مردم به مشارکت در انتخابات تلقی می‌کنند.
به گفته »عباس سلیمی نمین«، فعال سیاسی اصولگرا »هرچه تعداد نامزدهای انتخاباتی، بیشتر باشد به امر مشارکت کمک می کند«
او البته می‌گوید:» طرفدار تعداد زیاد نامزدها نیستم و معتقدم تا حدودی باید فراتر از توهمات عمل کرد چراکه هر کاندیدایی ممکن است در مورد خودش توهماتی داشته باشد.«
گفت و گو با عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی اصولگرا و چهره نزدیک به قالیباف، فقط به بحث اختلافات درون جریانی اصولگرایان و بحث وحدت محدود نشد و درباره مسائلی چون میزان شانس کاندیداهای مطرح برای پیروزی، دولت ائتلافی، شیخوخیت و غیره پرداخته شد. مشروح گفت و گوی با عباس سلیمی نمین را می‌‎خوانید؛
* آقای سلیمی نمین! در مورد شاخصه‌های ریاست‌‎جمهوری، برخی‌ها می‌گویند ما به یک رئیس جمهور نظامی نیاز داریم، برخی هم می‌گویند چون مشکل اصلی کنونی کشور و مردم، اقتصادی است اقتصاددانان بهتر می‌توانند کشور را اداره کنند، برخی بر رئیس جمهور سیاستمدار تاکید دارند، نگاه شما به این ایده ها چیست؟
در ارتباط با شخصیت‌هایی که خودشان را عرضه ‌می‌کنند باید گفت که به هر حال هر کس، یک ارزیابی از خودش دارد و بر اساس آن ارزیابی، کاندیدا می شود. در این زمینه قطعا تشخیص با مردم خواهد بود از این رو نمی‌توانیم به افرادی که وارد میدان می‌شوند ایراد وارد کنیم.
مسلم این است که هرچه تعداد نامزدهای انتخاباتی بیشتر باشد بدین معنا است که مشارکت جامعه در مسائل سیاسی به گونه‌ای است که در افراد مختلف رغبت ایجاد می‌کند. البته من طرفدار تعداد زیاد نامزدها نیستم و معتقدم تا حدودی باید فراتر از توهمات عمل کرد چراکه ممکن است هر کاندیدایی در مورد خودش توهماتی داشته باشد.
*یعنی تنوع کاندیداها به مشارکت کمک می کند؟
کاندیداهای متنوع از دل همین رقابت گسترده بیرون می آیند. منتهی نکته‌ای که مطرح است این است که اکثر افراد متاثر از اطرافیانشان، یک ذهنیت هایی پیدا می کنند که نباید این ذهنیت‌ها مبنای حرکت‌شان باشد؛ در ارتباط با موضوعاتی مثل انتخابات، قطعا افراد به یک سری مشاورهای امینی احتیاج دارند، مشاورانی که نه تنها منافعی از قِبَل کاندیدا شدن آنها ندارند بلکه کاملا دلسوزانه و صادقانه با آنها سخن می‌گویند از این رو باید به آنها مراجعه کنند و از آنها مشورت بگیرند چون در آستانه انتخابات یک سری دلال‌ها فعال می‌شوند که این دلال‌ها برای اینکه به یک سری امکانات مالی یا به یک سری امکانات سیاسی و اجتماعی برسند،افراد را به این وادی وارد می‌کنند به عنوان مثال درحال حاضر موسسات یا شرکت‌های تبلیغاتی به وجود آمده است که دور و بر کسانی که در مظان کاندیدا شدن قرار دارند، رفته و زمزمه‌هایی می‌کنند و به گونه‌ای به آنها مشاوره می‌دهند که گویا آنها به طور یقینی توسط ملت انتخاب خواهند شد اینها به این دلیل این ‌کارها را انجام می‌دهند چون منافع اقتصادی خودشان در این قضیه قرار دارد یعنی یک نگاه میلیاردی در پس این مشاوره دادن‌ها وجود دارد.
بنابراین اولین توصیه من به افرادی که به وادی کاندیداتوری وارد می‌شوند این است که اجازه ندهند افراد سودجو و فرصت‌طلب به آنها مشاوره دهند چراکه بسیار حائز اهمیت است تحت تاثیر مشاوره چنین افرادی قرار نگیرند.
* اگر بخواهیم به بحث مشارکت در انتخابات اشاره کنیم آیا مشارکت حداقلی که برخی در طیف اصولگرایی به آن باور دارند آیا می‌تواند به مصالح ملی و جمهوریت نظام آسیب بزند؟
نمی‌دانم چه کسانی مشارکت حداقلی را مورد استقبال قرار می‌دهند. قطعا هر چه بتوانیم مشارکت بیشتری را از سوی مردم شاهد باشیم به نفع مصالح ملی است بدین معنا که مشارکت حداکثری، جامعه را از تعرض مصون می‌دارد، جامعه را در ارتباط با امور خود فعال می‌سازد و بدخواهان را به گونه‌ای از ضربه زدن به جامعه مأیوس می‌کند ازاین در مجموع نتایج بسیار خوبی برای کشور به همراه دارد. بنابراین این نظر درست نیست بلکه مطلوب همه باید این قضیه باشد که همه گرایش‌ها و همه اقشار در ارتباط با سرنوشت خود فعال باشند یعنی نسبت به سرنوشت خودشان بی‌تفاوت نشوند. بی‌تفاوتی در این زمینه آفات فراوانی دارد یعنی افرادی که در ارتباط با سرنوشت خودشان فعال نیستند، به تدریج نسبت به عرق ملی هم رویکرد مثبتی نخواهند داشت.
اگر عرق ملی داشته باشیم طبیعتا سرنوشت جامعه را رها نمی‌کنیم و به گونه‌ای عمل نمی‌کنیم که برایمان مهم نباشد چه کسی سکان‌دار امور اجرایی کشور هستند،چه کسانی برای کشور تصمیم‌سازی می‌کنند. بنابراین اگر از مشارکت فاصله بگیریم به تدریج عرق ملی هم در کشور تضعیف خواهد شد کما اینکه امروز این تضعیف شدگی را در برخی اقشار جامعه شاهد هستیم بنابراین اگر منفعت جامعه را دنبال می‌کنیم باید به گونه‌ای عمل کنیم تا انگیزه مشارکت در امور جامعه افزایش پیدا کند.
* اصولگرایان برای افزایش مشارکت حداکثری چه برنامه‌هایی را می‌توانند مدنظر خودشان قرار دهند؟
اولین بحث، تحمل و بردباری نسبت به آراء مخالف است که هم اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان باید این توانایی را درخودشان افزایش دهند یعنی باید سطح بردباری‌شان در ارتباط با مشارکت و اداره جامعه ارتقا پیدا کند.هرچقدر این بردباری افزایش پیدا کند یعنی میزان تحمل افراد افزایش می‌یابد. طبیعتا وقتی در جامعه، تعاملات سیاسی تقویت شود موجب تشویق اقشار مختلف جامعه برای حضور در صحنه‌های تعیین‌کننده خواهد بود.
* آیا در حال حاضر وضعیت جریانات سیاسی به گونه‌ای است که بگوییم این صبر و تحمل وجود دارد؟ و اختلافات جناح های سیاسی نیز می‌تواند به گونه‌ای حل شود که مثلا شاهد دولت ائتلافی در سال ۱۴۰۰ باشیم؟
اگر مراد از دولت ائتلافی این باشد که بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان ائتلافی صورت گیرد، با آن فاصله بسیاری داریم یعنی انتظار اینکه چنین ظرفیت‌سازی در جامعه صورت گرفته باشد که یک اصلاح‌طلب سالم به لحاظ اقتصادی و سیاسی مورد پشتیبانی اصولگرایان واقع شود یا به عکس، یک عنصر اصولگرای سالم بسیار سازنده و تعیین‌کننده، مورد پشتیبانی اصلاح‌طلبان قرار گیرد، از آن فاصله بسیاری داریم به بیانی دیگر حتی امروز در میان خود اصلاح‌طلبان و اصولگرایان به سختی ائتلاف صورت می‌گیرد یعنی همه آنها اصلاح‌طلب هستند یا همه‌ اصولگرا هستند اما به آسانی حاضر نیستند با هم اقدام مشترک در مورد انتخابات انجام دهند یعنی حاضر نیستند به یک مکانیزم ساده و یک ساز و کار ابتدایی تن دهند.
اختلافات و دعواهای اصولگرایان با یکدیگر از یک سو و بین اصلاح‌طلبان از سوی دیگر، بسیار زیاد است در حالی که جامعه از آنها انتظار دارد تا حدودی از خودشان فداکاری نشان دهند تا بتوانند به تعبیری حول محور یک سری افراد توانمند با هم متحد شوند. در گذشته این قضیه را هم در مورد اصلاح‌طلبان و هم در مورد اصولگرایان دیدید. برخی از اصلاح‌طلبان، برخی از نیروها را وادار به حذف کردند و برخی از اصولگرایان هم متاسفانه تا آخرین لحظه حاضر نبودند بپذیرند که رأی ندارند و تعهدی که دادند را اجرا کنند. به هر حال اینها را در گذشته هم شاهد بودیم و فکر می‌کنم در آینده هم ما شاهد آنها باشیم مگر اینکه از منفعت‌طلبی‌ها فاصله بگیریم.
*یعنی شما می‌گویید وحدت در حال حاضر برای هر دو جریان یک مسئله دور از دسترس است؟
نمی‌گویم دور از دسترس است بلکه دشوار است چون در حال حاضر بسیاری از گروه‌ها، تمامیت‌خواه هستند یعنی حاضر نیستند تا حدی از زیاده‌خواهی فاصله بگیرند چون می‌خواهند همه چیز زیر نظر آنها باشد یا آنها حرف اول را در همه زمینه‌ها بزنند.
*پیش بینی شما از وضعیت وحدت در جریان اصولگرایی چطور است؟ آیا روند وحدت را با توجه به ساز و کار دوگانه‌ای که در شورای ائتلاف و شورای وحدت شکل گرفته ، در دسترس می‌بینید؟
در حال حاضر نمی‌توان قضاوت کرد. آنچه مسلم است می‌توانیم بگوییم چه کسانی در این مسیر گام برنمی‌دارند و حاضر نیستند به یک ساز و کار منطقی تن دهند. وقتی جامعه را به مشارکت در امور خودشان دعوت می‌کنیم و به دنبال به‌گزینی هستیم اما در مقابل خودمان حاضر نیستیم به مکانیزم‌های «به‌گزینی» تن دهیم چگونه جامعه را به مشارکت دعوت کنیم؟ بنابراین زمانی چنین دعوتی معنا پیدا می‌کند که خودمان هم به، «به‌گزینی» اعتقاد داشته باشیم یعنی وقتی چندین کاندیدای اصولگرا یا چندین کاندیدای اصلاح‌طلب وجود دارد که بعضی‌ها می‌گویند تا صد نفر کاندیدای اصلاح‌طلب و اصولگرا وجود دارد، بهتر است این افراد یک مکانیزمی را بپذیرند یعنی هم گروه‌های فعال در طیف اصولگرا و هم گروه‌های فعال در طیف اصلاح‌طلب بیایند و خودشان را با یک ساختاری، به گزینی کنند یعنی بپذیرند که فلان کاندیدا از بنده بهتر است یعنی اگر کاندیدایی کارنامه بهتر و امکان خدمت بیشتری برای مردم داشت را بپذیریم، اگر نمی‎پذیریم به این دلیل است که حاضر نیستیم، خودمان تن به چیزی دهیم که جامعه را به آن دعوت می‎کنیم.
* برخی‎ها می‎گویند اصولگرایی از بحث شیخوخیت عبور کرده است. نقش چهره‌های با نفوذ در جریان اصولگرایی را در این روند وحدت چگونه می‎بینید؟
موافق این مسئله نیستم که اصولگرایان از شیخوخیت عبور کند. ما در آستانه انتخابات با یک آفت مواجه هستیم و آن آفت، افراد متملق و فرصت‌طلبی هستند که دور افراد جمع می‎شوند. یکی از بهترین راه‎ها برای اینکه از دام اینها رهایی پیدا کنیم، پذیرش داوری شیخوخیت است یعنی کسانی که دارای یک منزلت و سابقه مثبت دارند. امروز هر کاندیدایی، وقتی وارد میدان می‎شود باید میلیاردها خرج کند، بسیاری از افراد فرصت‌طلب به این میلیاردها تومان چشم می‎دوزند که آن را از کف افراد درآورند یعنی به آنها وعده رأی‎آوری دهند و با قراردادهایی پول را از دستشان خارج کنند از این رو به نظر من پذیرش شیخوخیت، شرط عقل است.
*شما می‌گویید داوری و شیخوخیت باید در جریان اصولگرایی باشد، در حال حاضر جامعه روحانیت مبارز تلاش دارد محوریت این جریان را برعهده بگیرد. نگاه شما به این موضوع چگونه است؟
الزاما این گونه نیست آنهایی که شورای شیخوخیت دارند روحانیت باشند یا روحانیت نباشند بلکه کسانی که دارای منزلتی هستند ممکن است حرفشان برای آن طیف اعتبار داشته باشد و گذشته و حال آنها دارای اعتبار است.
*یعنی جامعه روحانیت مبارز نمی تواند تنها داور باشد یعنی گروه‎های دیگر هم می‎توانند باشند؟
قطعا این گونه است. عملکرد اصولگرایی در گذشته همین را نشان می‎دهد. شورای ائتلاف در ارتباط با انتخابات مجلس این‎گونه نبود که همه اینها روحانیت مبارز باشند یا حتما در کسوت روحانیت قرار داشته باشند.
*منظورتان این است که جریان اصولگرایی به سمت روند دموکراتیک حرکت کرده است؟
قبلا یک مکانیزمی بود که آن مکانیزم انتخابی بود یعنی شورای ائتلاف را انتخابی تعیین می‌کردند که مکانیزم بسیار خوبی بود که امیدوار هستم آن مکانیزم همچنان در دستور کار قرار گیرد و ضعف های آن برطرف شود. آن سازوکار این گونه نبود که افرادی که در شورای ائتلاف قرار می‎گیرند روحانی باشند یا روحانی نباشند.
به گزارش آراز آذربایجان به نقل از خبر آنلاین، کسانی بودند که به گونه‎ای توسط خود نیروهای اصولگرا انتخاب می‎شدند به عنوان مثال مجلسی اصولگرا شکل می‎گرفت که نمایندگانی از همه شهرستان‎ها در آن حضور داشتند و بعد، آنها شورایی را تعیین می‎کردند که آن شورا در این قضیه به‌گزینی کند بنابراین بحث روحانی بودن یا نبودن در ارتباط با اینکه این مجلس اصولگرایی را انتخاب کند بستگی به خودشان داشت.
Arazazarbaijan.siyasi@gmail.com

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ

دیدگاه


هشت − = 1