ARAZAZARBAIJAN

چالش ذخيره‌سازي گاز در آستانه زمستان


چالش ذخيره‌سازي گاز در آستانه زمستان

گروه تحليل :با نزديک شدن به روزهاي سرد سال و افزايش شديد مصرف گاز، زنگ هشدار ناترازي انرژي بار ديگر در کشور به صدا درآمده است.


هم‌زمان با آغاز فصل سرما و پيش‌بيني افت محسوس دما در ماه‌هاي پيش‌رو، مديريت مصرف و تأمين پايدار انرژي بار ديگر به کانون توجه کارشناسان و مسئولان ارشد اقتصادي کشور بدل شده است. در همين راستا، سعيد توکلي مديرعامل شرکت ملي گاز ايران به‌تازگي اعلام کرد که با تکميل زودهنگام عمليات تزريق گاز در مخزن سراجه قم، رکورد تازه‌اي در حجم گاز ذخيره‌شده در اين مخزن راهبردي براي استفاده در ماه‌هاي سرد سال به ثبت رسيده است. به گفته اين مقام مسئول، افزايش حجم ذخيره‌سازي در کنار هماهنگي زنجيره توليد و توزيع، پشتوانه‌اي مهم براي حفظ پايداري شبکه انتقال محسوب مي‌شود؛ هرچند وي تأکيد کرده که عبور ايمن از چالش زمستان، بدون همراهي مشترکان در بهينه‌سازي مصرف و تنظيم دماي سامانه‌هاي گرمايشي ميسر نخواهد بود. اين تحولات، بار ديگر نگاه کارشناسان انرژي را به پرسشي بنيادين معطوف کرده است: مخازن ذخيره‌سازي زيرزميني چه جايگاهي در امنيت انرژي دارند و آيا ظرفيت کنوني اين بخش، پاسخگوي شکاف فزاينده ميان توليد و مصرف در اوج يخبندان خواهد بود؟
کارکرد راهبردي باتري‌هاي زيرزميني در زنجيره گاز
توليد گاز طبيعي از ميادين هيدروکربوري به‌ويژه فازهاي دريايي پارس جنوبي فرآيندي کاملاً پيوسته، حساس و خطي است. امکان فني بستن چاه‌ها در فصول گرم يا برداشت فراتر از ظرفيت ايمن مخزن در ايام زمستان وجود ندارد، اما منحني مصرف در ايران ماهيتي به‌شدت نوساني دارد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که مصرف بخش خانگي و تجاري در اوج روزهاي سرد به بيش از چهار برابر ايام گرم سال افزايش مي‌يابد. در چنين ساختاري، فناوري ذخيره‌سازي زيرزميني گاز (UGS) نقشي هم‌تراز يک باتري عظيم انرژي ايفا مي‌کند؛ به اين معنا که مازاد توليد تابستاني در لايه‌هاي نفوذپذير اعماق زمين ذخيره مي‌شود تا در روزهاي بحراني به ياري شبکه بيايد.از سوي ديگر، جغرافياي انرژي در ايران داراي يک عدم توازن ساختاري آشکار است؛ بخش عمده پالايشگاه‌ها و ذخاير عظيم توليد گاز در دورترين نقاط جنوبي کشور مستقر هستند، در حالي که گلوگاه‌هاي اصلي مصرف و کلان‌شهرهاي پرجمعيت در فلات مرکزي، دامنه‌هاي زاگرس، البرز و نوار شمالي قرار دارند. انتقال صدها ميليون مترمکعب گاز در خطوط لوله‌اي با فواصل بيش از هزار کيلومتر، حتي با به‌کارگيري صدها دستگاه توربوکمپرسور، با محدوديت‌هاي شديد هيدروليکي، افت فشار و مقاومت فيزيکي مواجه است. قرار گرفتن مخازني همچون سراجه در مجاورت پايتخت، مانند يک تزريق‌کننده پرقدرت فشار عمل مي‌کند و نه‌تنها از افت شبکه در انتهاي خطوط جلوگيري مي‌نمايد، بلکه نوعي پدافند غيرعامل در برابر حوادث فني يا سرماي بي‌سابقه به شمار مي‌رود.
فاصله معنادار ظرفيت کنوني کشور با استانداردهاي جهاني
با وجود اهميت غيرقابل‌انکار دستاوردهايي مانند تکميل ظرفيت سراجه قم، نگاهي واقع‌بينانه به آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد که فاصله موجود ميان توان فعلي ذخيره‌سازي و نياز روزهاي يخبندان بسيار عميق است. بر اساس استانداردهاي بين‌المللي، کشورهايي که داراي منابع گازي فراوان هستند يا مصرف بالايي دارند، معادل 10 تا 20 درصد از مجموع مصرف سالانه گاز خود را در مخازن زيرزميني انبار مي‌کنند. اين رقم ذخيره استراتژيک در کشورهاي توسعه‌يافته به شبکه اجازه مي‌دهد تا در ماه‌هاي سرد زمستان، نزديک به يک‌سوم گاز مصرفي روزانه را صرفاً از محل مخازن تأمين کنند و هيچ خللي در روند توليد کارخانه‌ها ايجاد نشود.
اين در حالي است که در ايران، سهم فعلي ذخيره‌سازي در سراجه قم و شوريجه خراسان کمتر از 3 درصد کل مصرف سالانه را تشکيل مي‌دهد و مجموع توان برداشت اين تأسيسات از حدود 25 تا 30 ميليون مترمکعب در روز فراتر نمي‌رود. در روزهاي اوج سرماي زمستان، ناترازي ميان توليد و مصرف گاز در کشور به رقمي معادل 200 تا 300 ميليون مترمکعب در روز مي‌رسد. در نتيجه، اگرچه پر بودن کامل مخزني مانند سراجه براي تثبيت شبکه گازرساني حياتي است و پايداري شبکه شهري استان‌هاي مرکزي را بيمه مي‌کند، اما واقعيت مهندسي نشان مي‌دهد که اين حجم به تنهايي قادر به خنثي کردن بار سنگين ناترازي گسترده در مقياس ملي نخواهد بود.
اولويت‌هاي توسعه‌اي و نقشه راه مهار کسري گاز
تثبيت پايدار شبکه گاز کشور و توقف روند نگران‌کننده تعطيلي صنايع زيربنايي، مستلزم تغيير رويکرد مديريتي از اقدامات فصلي به اجراي راهبردهاي کلان و بلندمدت است. در نخستين گام، تسريع در تکميل فازهاي دوم و طرح‌هاي الحاقي مخازن موجود از جمله افزايش ظرفيت برداشت شوريجه D در شرق و توسعه ميدان سراجه در مرکز، کوتاه‌ترين و کم‌ريسک‌ترين مسير براي رساندن توان برداشت روزانه به ارقام بالاي 60 ميليون مترمکعب محسوب مي‌شود. در گام دوم، ده‌ها ميدان نفتي و گازي تخليه‌شده در مناطق مرکزي و غرب کشور وجود دارند که به سبب تکميل اکتشافات زمين‌شناسي، مطلوب‌ترين زيرساخت‌ها براي تبديل شدن به مخازن ذخيره کم‌هزينه و پربازده به شمار مي‌روند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از مهر، افزون بر اين، ورود صنايع بزرگ فولاد، پتروشيمي و سيمان به سرمايه‌گذاري مستقيم در پروژه‌هاي ذخيره‌سازي، بازي برد-برد اقتصاد انرژي کشور خواهد بود. قطع گاز صنايع در زمستان سالانه ميلياردها دلار به بدنه اقتصاد ملي خسارت وارد مي‌کند؛ اعطاي مجوز رسمي و مالکيت معنوي به کنسرسيوم کارخانجات بزرگ براي ذخيره گاز مازاد در ايام گرم و تضمين بي‌قيدوشرط بازپس‌گيري آن در فصل سرما، جذاب‌ترين محرک سرمايه‌گذاري خواهد بود. هم‌راستا با اين اقدامات، احداث تأسيسات مقياس‌کوچک گاز مايع (Mini-LNG) در مجاورت استان‌هاي سردسير انتهاي خطوط و ذخيره‌سازي در گنبدهاي نمکي، زنجيره دفاعي کشور را در برابر افت فشار کامل مي‌کند. ذخيره‌سازي يک انتخاب تشريفاتي نيست، بلکه پي‌ريزي امنيتي است که از آسيب به زيرساخت‌ها جلوگيري مي‌کند.


برچسب ها:

تاریخ: 1405/08/12 11:12 ق.ظ | دفعات بازدید: 1730 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور