شور یا شعور حسینی

شور یا شعور حسینی

بهرام جلیل‌خانی
گروه جامعه: آیا شور حسینی خوب است یا شعور حسینی بهتر است؟آیا شیعه شور می خواهد یا شعور؟ آیا حسین مهم است؟ یا معرفت حسین؟ دو مقوله شور وشعور حسینی می توانند جایگزین و جانشین هم شوند؟ آیا دو مفهوم شور و شعور حسینی مکمل و متمم هم هستند؟
نوشتن مطلبی در رابطه با امام حسین(ع) برایم بسیار دشوار است، زیرا نه بضاعت علمی لازم را در این حوزه دارم و نه لیاقت اظهار نظری، چند روزی است که ماه محرم آغاز شده و پیامک های مختلفی را دریافت نموده ام که برخی از آنها تاکید به شور حسینی دارند و برخی دیگر شعور حسینی را به جای شور حسینی مطرح می نمایند. همین امر بهانه ای شد تا مطلب زیر را بنویسم و امیدوارم از راهنمائیهای اندیشمندان و صاحب نظران بهره مند شوم. نمونه ای از پیامک ها را که دریافت نموده ام عبارتند از :
- هرکس برحسین گریه کند، به گونه ای که اشک برگونه هایش جاری شود فرشتگان بر وی بشارت بهشت و فضل بی منتهای الهی را بر بنده نوید می دهد.- عاشورا روز بالیدن است نه نالیدن، بساطش آموزنده است نه موزه، تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن، نماد شعور مذهبی است نه شور مذهبی…
- بیایید این بار در محرم زنجیر نزنیم، زنجیری از پای گرفتاری بازکنیم، سینه نزنیم، سینه دردمندی را از غم پاک کنیم، اشک نریزیم، اشک از چهره مظلومی پاک کنیم و… همانطوری که ملاحظه می شود برخی طرفدار شور حسینی هستند و برخی دیگر شعور حسینی را مهم می دانند. برخی شور حسینی را زیر سئوال می برند و فقط به شعور حسینی تاکید می نمایند.
آیا شعور حسینی خوب است یا شعور حسینی بهتر است؟آیا شیعه شور می خواهد یا شعور؟ آیا حسین مهم است؟ یا معرفت حسین؟ دو مقوله شور وشعور حسینی می توانند جایگزین و جانشین هم شوند؟ آیا دو مفهوم شور و شعور حسینی مکمل و متمم هم هستند؟
شعور زاییده فکر و اندیشه است و مبتنی بر آگاهی، شناخت و دانایی است ولی شور زاییده احساسات، علایق و هیجانات است. در فطرت آدمی هم شور است و هم شعور، هیچکدام نفی دیگری نیست هرکدام می تواند در جای خویش موثر و مفید باشد، شور به تنهایی و شعور بدون شور پذیرفتنی نیست، زیرا شعور به تنهایی فکر،اندیشه و یک ایده است،فکری که به عمل تبدیل نشود ارزش ندارد، شوری که بر اساس شعور نباشد ممکن است به بی راهه رود.
برای اینکه شعور به اقدام عملی تبدیل شود به شور نیز نیازمند است و شور نیز برای اینکه در راستای هدف باشد بی نیاز از شعور نیست. یادمان باشد که شور و شعور حسینی در تقابل و هم عرض هم نیستند که مجبور باشیم یکی را بدون دیگری داشته باشیم، این دو مقوله در طول هم قرار دارند. جنس دو مقوله یکی نیست که بتوانند جایگزین هم یا جانشین هم شوند، بلکه دو مفهوم جدایی هستند که مکمل و متمم هم هستند ، یکی بدون دیگری کامل و تمام نمی شود.
شور حسینی بدون شعور حسینی کامل وکافی نیست، شعور حسینی نیز بی شور حسینی ناقص است. شور و شعور حسینی به مثابه دو بال یک پرنده ای است که برای پرواز کردن و اوج گرفتن به هر دو به یک اندازه نیاز دارد و با یک بال پریدن امکان پذیر نمی باشد.
اگر چه فرق شور و شعور فقط یک “ع” است اما تفاوت بسیار زیادی با هم دارند. حسینیان هم شور را به اندازه و هم شعور را به اندازه توسعه و پرورش می دهند و می دانند که یکی بدون دیگری کافی و کامل نیست. شور حسینی با شعور حسینی آغاز می شود، تا شعورحسینی پیدا نشود و حسین را نشناسی شور حسینی ایجاد نمی شود. مقدمه هر شوری شناخت و شعور است تا حسین را نشناسی برایش اشک نیز نخواهی ریخت. شور و شعور حسینی همزاد و همراه همند، در کنار هم و همپای هم باید قرار گیرند چرا سالیانی است منبر و نوحه در کنار هم مطرح می شوند؟ چرا منبر و مداحی لازم و ملزوم یکدیگر بوده اند؟چرا ابتدا در مراسم حسینی یک واعظ در بالای منبر سخنرانی می کند و سپس یک نوحه خوان در پای منبر نوحه می سراید ؟ چون باید در منبر شعور زاییده شود و مداح نیز با هنر خود شور را با شعور تلفیق نماید. برای اینکه مقدمه و پیش نیاز شور، شعور است.
این دو مقوله با همدیگر اثر هم افزایی نیز دارند هر کس که شعورش بیشتر باشد شورش نیز بیشتر خواهد بود؟ و هرکس شورش بیشتر باشد شعورش نیز افزایش خواهد یافت. مقدمه حب حسین معرفت حسین است، بدون معرفت دوست داشتن معنی ندارد. هر قدر معرفت بیشتر شود دوست داشتن نیز بیشتر می شود و هر چقدر دوستی بیشتر شود معرفت نیز افزون خواهد شد.
به نظرم می توانیم شور و شعور حسینی را با مصادیق زیر نیز بیان کنیم:
شور خواستن است و شعور توانستن/شور وسیله است و شعور هدف/شور عمل و اقدام است و شعور فکر و اندیشه/شور عشق است و شعور جهت حرکت/شور احساس است و شعور منطق/شور حرارت است و شعور ایمان/شور انگیزه است و شعورشناختن/شور دوست داشتن و شعور معرفت/شور کاردل است و شعور کار خرد/شور عمل است و شعور ایده/شور محرک احساسات و شعور محرک عمل/شور صورت است و شعور سیرت.
لذا برای حسینی بودن ، حسینی ماندن و حسینی مردن هم به شور حسینی نیازمندیم و هم به شعور حسینی یکی بدون دیگری پذیرفتنی نیست.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۸:۳۴ ق.ظ

دیدگاه


9 + = چهارده