ARAZAZARBAIJAN

آينده موسيقي‌دان‌ها در خطر است


آينده موسيقي‌دان‌ها در خطر است

گروه فرهنگي:با ظهور هوش مصنوعي و استفاده از آن در موسيقي شاهد موارد عجيب و البته جديد هستيم، مثلاً شايد گمان نمي‌کرديم روزي آهنگ شجريان را با صداي بيلي آيليش بشنويم.


اين موارد، ابتدا بيشتر شبيه به يک شوخي بود که البته خارج از ايران به يک جنجال تبديل و باعث شد قوانين کپي‌رايت، موارد جديدي وضع کرده و مانع اين نوع استفاده در موسيقي شود. رفته رفته شاهد فراگير شدن استفاده از هوش مصنوعي در موسيقي ايران هستيم، تا جايي که امروز بسياري از مردم آهنگ‌هايي را که با استفاده از اين تکنولوژي ساخته شده است گوش مي‌دهند. بررسي‌ها نيز نشان مي‌دهد بخشي از شنوندگان، بيش از هويت سازنده، به خود موسيقي و تأثير آن بر احساساتشان اهميت مي‌دهند. اگر يک اثر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شايد منشأ توليد آن براي همه شنوندگان تعيين‌کننده نباشد.
از طرفي، هوش مصنوعي تا جايي پيش رفته است که حتي هنرمندان مختص به خود را معرفي کرده و با استفاده از آنها دست به توليد اثر مي‌زند. بعضاً فعاليت اين هنرمندان رباتيک موسيقي تا جايي پيش رفته است که احتمالا پس از شنيدن آثار آنها بلافاصله متوجه نشويد آنچه شنيده‌ايد حاصل هوش مصنوعي بوده است. به عنوان نمونه در مواردي اين هنرمندان رباتيک آثار قديمي و متعلق به دهه چهل يا پنجاه خورشيدي ايران را با تنظيم جديد و با استفاده از صدايي امروزي‌پسند، منتشر کرده و توانسته‌اند مخاطبان بسياري را نيز جذب کنند.
اين ميزان استفاده از هوش مصنوعي، نگراني‌هايي را ايجاد کرده است تا حدي مجله فوربز هم به چالش‌هاي جهاني آن پرداخته است.
هوش مصنوعي و چالش نقض حق کپي‌رايت
مدل‌هاي هوش مصنوعي مولد به مرحله‌اي رسيده‌اند که مي‌توانند آثاري توليد کنند که تشخيص آن‌ها از ساخته‌هاي انساني دشوار است. اين مدل‌ها با استفاده از مجموعه‌هاي گسترده‌اي از داده‌هاي موجود در اينترنت و پلتفرم‌هاي موسيقي آموزش مي‌بينند؛ داده‌هايي که در بسياري از موارد، بدون دريافت مجوز از صاحبان آثار گردآوري شده‌اند. اين مسئله نگراني‌هايي را درباره نقض حقوق مالکيت فکري ميليون‌ها هنرمند به وجود آورده است. با اين حال، هنوز درباره مسئوليت حقوقي شرکت‌هاي توسعه‌دهنده اين فناوري و نحوه رسيدگي به اختلافات مربوط به آثار توليدشده با هوش مصنوعي، ابهام‌هاي زيادي وجود دارد.
قوانين فعلي حق کپي‌رايت نيز براي مواجهه با تمام ابعاد اين مسئله آمادگي ندارند. زماني که يک مدل هوش مصنوعي با استفاده از الگوها و اطلاعات برگرفته از هزاران اثر موسيقايي، قطعه‌اي جديد توليد مي‌کند، تعيين حدود مالکيت اثر و تشخيص موارد نقض حقوق پديدآورندگان به مسئله‌اي پيچيده تبديل مي‌شود.
اين ابهام‌هاي حقوقي مي‌توانند پيامدهاي اقتصادي قابل توجهي براي فعالان موسيقي داشته باشند. پلتفرم‌هاي پخش موسيقي نيز ممکن است به استفاده از آثار توليدشده با هوش مصنوعي، به‌عنوان راهي براي کاهش هزينه‌ها، تمايل بيشتري نشان دهند. در چنين شرايطي، درآمد هنرمندان از محل حق امتياز پخش آثارشان ممکن است بيش از پيش کاهش پيدا کند. به بيان ديگر، وقتي امکان توليد موسيقي با هزينه کمتر و بدون نياز به دريافت مجوز از صاحبان آثار وجود داشته باشد، اين نگراني مطرح مي‌شود که شرکت‌ها به‌جاي خريد حق استفاده از آثار هنرمندان، توليدات هوش مصنوعي را جايگزين آن‌ها کنند.
پلتفرم‌هاي پخش موسيقي و گسترش محتواي توليدشده با هوش مصنوعي
پلتفرم‌هايي مانند اسپاتيفاي و يوتيوب با گسترش فناوري هوش مصنوعي با پرسش‌هاي تازه‌اي درباره نحوه انتخاب، پيشنهاد و انتشار موسيقي روبه‌رو شده‌اند. يکي از نگراني‌هاي مطرح‌شده اين است که با افزايش توليد آثار موسيقايي به کمک هوش مصنوعي، حجم قابل توجهي از اين محتوا وارد فهرست‌هاي پخش و پيشنهادهاي اين پلتفرم‌ها شود؛ آثاري که ممکن است بدون اعلام صريح، به‌عنوان موسيقي توليدشده توسط انسان به مخاطبان عرضه شوند.
چنين وضعيتي مي‌تواند اعتماد شنوندگان را تحت تأثير قرار دهد و تشخيص آثار انساني از توليدات ماشيني را دشوارتر کند. از سوي ديگر، اگر پلتفرم‌هاي پخش موسيقي براي کاهش هزينه‌ها به استفاده از آثار توليدشده با هوش مصنوعي روي بياورند، احتمال کاهش تقاضا براي خريد مجوز پخش آثار هنرمندان انساني نيز وجود دارد. در اين صورت، بخشي از درآمدي که پيش‌تر از محل پخش موسيقي به صاحبان آثار اختصاص مي‌يافت، ممکن است تحت تأثير قرار بگيرد.
در اين ميان، شفافيت درباره منشأ آثار موسيقايي اهميت ويژه‌اي دارد. الزام پلتفرم‌ها به مشخص کردن محتواي توليدشده با هوش مصنوعي مي‌تواند به مخاطبان کمک کند تا با آگاهي بيشتري موسيقي مورد نظر خود را انتخاب کنند. همچنين، چنين اقدامي امکان ارزيابي دقيق‌تر تأثير اين فناوري بر بازار موسيقي و وضعيت اقتصادي هنرمندان را فراهم مي‌کند. بدون وجود قواعد مشخص در اين زمينه، نگراني‌ها درباره تقدم منافع اقتصادي شرکت‌ها بر حقوق و خلاقيت هنرمندان همچنان پابرجا خواهد بود.
آيا مخاطبان به هنرمندان هوش مصنوعي علاقه‌مند مي‌شوند؟
يکي از پرسش‌هاي مهم درباره آينده موسيقي اين است که آيا براي مخاطبان تفاوتي دارد که هنرمند مورد علاقه‌شان يک انسان باشد يا الگوريتمي که با هوش مصنوعي کار مي‌کند. اين احتمال وجود دارد که بخشي از شنوندگان، بيش از هويت سازنده، به خود موسيقي و تأثير آن بر احساساتشان اهميت بدهند. اگر يک اثر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شايد منشأ توليد آن براي همه شنوندگان تعيين‌کننده نباشد.
پيشرفت فناوري‌هاي هوش مصنوعي نيز مي‌تواند اين روند را تقويت کند. مدل‌هاي پيشرفته‌تر قادرند الگوهاي موجود در موسيقي و بيان احساسات انساني را تحليل کنند و آثاري بسازند که از نظر عاطفي به تجربه‌هاي شنوندگان نزديک باشند. با اين حال، توانايي بازآفريني الگوهاي احساسي با تجربه و احساس واقعي انسان يکسان نيست و همچنان اين پرسش مطرح است که آيا موسيقي توليدشده با هوش مصنوعي مي‌تواند همان تأثير آثار برآمده از تجربه‌هاي انساني را داشته باشد.
اين موضوع بحث‌هاي گسترده‌تري را درباره اصالت در هنر و جايگاه تجربه‌هاي شخصي در فرآيند خلاقيت مطرح مي‌کند. در شرايطي که مرز ميان موسيقي انساني و ماشيني هر روز کم‌رنگ‌تر مي‌شود، تشخيص منشأ آثار و آگاهي مخاطبان از نحوه توليد آن‌ها اهميت بيشتري پيدا مي‌کند.
آينده صنعت موسيقي در عصر هوش مصنوعي
تحولات پيش رو مي‌تواند مسيرهاي متفاوتي را براي آينده صنعت موسيقي رقم بزند. در يک سناريو، دولت‌ها با هماهنگي بيشتر بر سر مقررات استفاده از آثار هنري براي آموزش هوش مصنوعي به توافق مي‌رسند و پلتفرم‌ها نيز با اتخاذ سياست‌هاي شفاف‌تر، زمينه هم‌زيستي فناوري و خلاقيت انساني را فراهم مي‌کنند. در چنين شرايطي، هنرمندان مي‌توانند از ابزارهاي هوش مصنوعي براي توسعه ايده‌ها و بهبود فرآيند توليد آثار خود استفاده کنند، بي‌آنکه جايگاه حرفه‌اي و حقوقشان ناديده گرفته شود.
در مقابل، نبود مقررات مؤثر و گسترش استفاده بدون مجوز از آثار هنري مي‌تواند پيامدهاي متفاوتي داشته باشد. افزايش حجم موسيقي توليدشده با هوش مصنوعي در پلتفرم‌هاي پخش، در صورت همراه شدن با کاهش فرصت‌هاي درآمدزايي و ديده‌شدن آثار انساني، ممکن است شرايط فعاليت را براي بسياري از هنرمندان، به‌ويژه فعالان مستقل، دشوارتر کند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايسنا، در چنين وضعيتي، احتمال دارد دسترسي به مخاطبان و کسب درآمد پايدار بيش از گذشته به امکانات مالي و تبليغاتي وابسته شود.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


برچسب ها:

تاریخ: 1405/07/26 08:32 ق.ظ | دفعات بازدید: 1706 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور