هستی شناسی بومی زبان مادری در ارومیه

هستی شناسی بومی زبان مادری  در ارومیه

علی رزم آرای
گروه فرهنگی: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های امروزین ترک زبانان ایرانی ساکن در نقاط مختلف کشور، در حوزه زبان مادری خود، نوشتن به این زبان است. این دغدغه که یک دغدغه چند وجهی است به یقین برآمده از پیشینه تلخی است که فرهنگ زبان ترکی (در ایران) و ادبیات آن از دوران حکومت منحوس پهلوی و طاغوت زمان به حافظه خود دارد. وجوه مختلف این دغدغه از ابتدایی‌ترین سطوح آن یعنی نوشتن با هدف فقط نوشتن و نه چیزی دیگر تا عمیق‌ترین صورت آن یعنی نوشتن با هدف ایجاد اندیشه و تفکر انسانی در حافظه و فرهنگ زبان مادری که نزدیک‌ترین رسانه برای رشد و تربیت انسانی‌ست، است. یکی از اساسی‌ترین جنبه‌های نوشتن به زبان مادری و رسیدن به ادبیات و فرهنگ خاص آن تشکیل و موجودیت جهان بینی انسانی (جمعی و فردی) نسبت به سرنوشت خود، حیات خود، آینده خود و حتی گذشته خود است.
مردمی که جهان بینی و شعور جمعی خاص فرهنگ خود که برآمده از صورت و تحریر مکتوب زبان است را نداشته باشند یقینا ً در حیات عادی خود دچار مشکل اساسی توقف اندیشه هستند. به نحوی که معنا به شکل واقعی، تأثیرگذار و عملی در روابط انسانی این مردمان شکل نگرفته و در نتیجه منتقل نیز نمی‌شود. حتی اگر معنا شکل هم بگیرد، لااقل درست و اثرگذار منتقل نمی‌شود. در چنین حالتی مشکلات مضاعف فرهنگی و تربیتی، آموزشی و علمی، روانی و اجتماعی و… بروز کرده و جامعه را در خود غرق می‌کند. در خصوص زبان ترکی باید گفت که این زبان با سابقه دیرین و تاریخی خود – هم از نظر ادبی و هم از نظر زبانی- و همچنین روند و موجودیت فعلی خود در نشر و انتشار، مطبوعات و رسانه‌ها و… در شرایط معنایی و فکری مساعدی به سر می‌برد. تنها مشکل این زبان در حوزه نوشتاری و مکتوب خود، عدم عمومیت آن است. به عبارتی وضعیت تحمیلی نسبت به این زبان در طول سال‌های قبل از انقلاب و در زمان طاغوت، این زبان را در حوزه نوشتاری و تحریر به زبان نخبگان و روشنفکران ترک ایرانی تبدیل کرده است. البته تلاش‌های بی شمار انجام شده در فضای بعد از انقلاب و حتی در چهارچوب زبان فارسی در فضای قبل از انقلاب، تا حدودی توانسته است که این خاصیت مشکل‌زای زبان ترکی (آذربایجانی) را از بین ببرد، ولی همچنان خلاء وجود یک صورت مناسب عمومی برای نوشتن و تحریر مکتوب این زبان به شدت احساس می‌شود.
یکی از دلایل عمده این مسئله را عدم رسمیت زبان ترکی آذربایجانی در چهار‌چوب آموزش رسمی کشور می‌دانند که البته سهم عمده‌ای را هم دارا است. ولی مشکل اصلی آنجاست که هنوز هم نگرش، به صورت نوشتاری زبان ترکی، روشنفکرانه و خاص است نه عام و عادی. در این راستا می‌توان به جنبه‌های مختلف این مشکل اشاره کرد. نوشتن و تحریر صحیح زبان ترکی (آذربایجانی)، ساده نویسی و عام نویسی و پرهیز از خاص نویسی در این زبان، خالص نویسی در آن، تفاوت لهجه‌ای در نوشتن این زبان، میزان اثرپذیری از دیگر زبان‌ها برای مثال عربی، انگلیسی، فارسی، فرانسوی و… مهم‌ترین سرفصل‌های آن به شمار می‌روند. در همین زمینه باید به دو نکته اساسی دیگر نیز اشاره کرد. اول اینکه میان صورت ادبی نگارش به زبان ترکی (آذربایجانی) و صورت عمومی آن باید تفاوت قائل شد. دوم اینکه نسبت صورت ژورنالیستی این زبان با صورت ادبی آن نیز مشخص شود.
*انتخاب زبان معیار بر اساس متداول‌ترین زبان و مناسب‌ترین لهجه: یک حقیقت را هرگز فراموش نکنیم؛ زبان روز هر جامعه‌ای (ملتی) از مجموعه لغات، اصطلاحات و قواعدی تشکیل می‌شود که اکثریت مطلق آن جامعه (ملت – مثلا بالای ۹۰ درصد) بدون کوچک‌ترین زحمتی و بدون نیاز به فرهنگ لغات قادر به درک صحیح و سریع آن هستند. امروزه برخلاف چند صد سال گذشته خواندن و نوشتن منحصر به عده‌ای خاص نیست و به شکل یک ضرورت عمومی درآمده و همین باعث شده است که در تمام زبان‌ها، حرکت در جهت پیدایش یک زبان عمومی و روزمره در کنار زبان ادبی آن ضروری باشد. خصوصیات زبان عمومی و روزمره، سادگی، قابلیت درک عمومی، نزدیکی هرچه بیشتر به زبان عامیانه در عین حفظ اصول و قواعد زبان و استفاده از مجموعه لغات محدود و اجتناب از بکار بردن لغات و اصطلاحات دور از ذهن است. گاهی برخی از کسانی که در حوزه ادبیات ترکی (آذربایجانی) و ژورنالیسم آن فعال هستند، لغات و اصطلاحاتی را به کار می‌برند که حتی در زبان مکتوب ترکی استانبولی و ترکی جمهوری آذربایجان نیز مشاهده نمی‌شود. مثلا ً در ترکی استانبولی برای لغت »اجتماعی«، کلمه انگلیسی »سوسیال« استفاده می‌شود، ولی در مقابل، همان کسان کلمه »توپلومسال« را به کار می‌برند. هرچند استفاده از لغات اصیل ترکی و تلاش برای یافتن ترکیب‌ها و اصطلاحات جدید کار ارزشمندی است ولی این لغات فعلا ًباید در حوزه نوشته‌های صرف ادبی استفاده شود و از تحمیل آن‌ها به حوزه ادبیات عمومی به شدت خودداری شود. باید دقت کرد که ورود یک لغت جدید به فرهنگ عمومی مردم در یک روند بسیار ُکند انجام می‌گیرد.
برای مثال هرچند کلمه »رایانه« در زبان فارسی به صورت رسمی به عنوان معادل کامپیوتر استفاده می‌شود ولی هنوز هم اکثریت مردم در محاورات روزمره خود از کلمه کامپیوتر استفاده می‌کنند نه از رایانه. به عبارت دیگر این کلمه هنوز در حوزه عمومی زبان فارسی مصطلح نشده است. این که ما برای نشان دادن قدرت، اصالت و پهنه زبان ترکی (در کل) و یا به رخ کشیدن معلومات زبانی خود مشکل‌ترین و دور از ذهن‌ترین لغات و اصطلاحات اصیل ترکی را که گاه حتی در ادبیات روزمره در ترکیه و جمهوری آذربایجان نیز کمیابند را، به روی کاغذ بیاوریم و آن را به مردمی که کم‌ترین آموزش را به زبان مادریشان نیز نداشته‌اند به عنوان زبان متداول به خوردشان بدهیم، مانند آن است که در کلاس اول ابتدایی کتاب گلستان سعدی را آموزش داده باشیم! البته تلاش برای تلخیص زبان ترکی آذربایجانی بسیار ارزشمند است، به شرطی که فعلا ً در حوزه صرف ادبی آن باقی بماند تا امکان ظهور یک ادبیات ساده و قابل درک برای اکثریت مطلق مردم در حوزه عمومی به وجود آید و مرزهای این دو حوزه کاملا حفظ شود. مسأله دیگری که باعث می‌شود یک زبان برای شنونده و خواننده بیگانه به نظر برسد، نحوه ادای لغات و اصطلاحات یعنی همان لهجه است. ریشه بسیاری از لغات زبان ترکی در بین لهجه‌های مختلف آن یکی است و تنها تفاوت در نحوه ادای آن‌ها و پیشوندها و پسوندها است. از لحاظ زبان شناسی نیز تمام لهجه‌های یک زبان دارای تمام قابلیت‌های آن هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. بنابراین زبان معیار ما باید بر مبنای لهجه و ساختار امروزی زبان مردم منطقه ساخته شود تا قرابت بیشتری با زبان امروز اکثریت متکلمان داشته باشد. برای مثال لهجه ارومی یا تبریزی و… متأسفانه امروزه در منطقه ما اکثرا ً زبان معیار متداول در جمهوری آذربایجان و گاه زبان متداول در ترکیه و حتی لهجه¬های دور مانند لهجه‌های مختلف آذربایجان شرقی، زنجان، اردبیل و… به عنوان زبان معیار استفاده می‌شود که این خود یکی از دلایل عمده احساس بیگانگی مردم ارومیه با نوشته‌های سال‌های اخیر است. در حالی که ما باید زبان معیار مختص خود را بر اساس لهجه و ساختار امروزی زبان مردم منطقه بسازیم و این یگانه‌ترین راه برای رسیدن به یک صورت مکتوب زبانی در حوزه عمومی و ادبی به تفکیک است. مسئله بسیار مهم دیگر زبان عامیانه است که به نظر می‌رسد از آن غفلت شده است. در تمام دنیا و در بین تمام ملت‌ها همیشه زبان عامیانه محبوب‌تر و دوست داشتنی‌تر از زبان رسمی است که دلیل آن احساس مسرت بخش خودمانی بودن در آن است. از طرفی زبانی طبیعی‌تر است که شکل رسمی آن به شکل عامیانه آن نزدیکتر باشد. از این نظر زبان ترکی بسیار زبان قدرتمندی است. به همین دلیل باید زبان عامیانه و نوشته‌های موجود به این زبان را در چهارچوب زبان ترکی (آذربایجانی) به رسمیت شناخته و در جهت توسعه هر چه بیشتر آن تلاش کرد.

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۶:۱۵ ق.ظ

دیدگاه


9 + نُه =