سکان¬داران هشتاد ساله¬ی آذربایجان¬غربی

سکان¬داران هشتاد ساله¬ی آذربایجان¬غربی

داود حیدرخانی
با آغاز حکومت رضاشاه پهلوی در سال ۱۲۹۹ و تقسیم مناطق مختلف کشور به ولایات منظم و یکپارچه¬ای که امروزه از آن¬ها به¬عنوان استان یاد می¬شود، ارومیه به¬عنوان بخشی از ولایت آذربایجان محسوب می¬شد که حکام و فرمانداران آن توسط والی آذربایجان مستقر در تبریز انتخاب و به ارومیه اعزام می¬گردید. افرادی همچون سردار سطوت بهادری، حاج میرزا آقابلوری، امیرمحتشم آراسته و علی¬آقا میرپنج در این مقطع به حکومت ارومیه منصوب شدند.در سال ۱۳۱۱ شمسی، ارومیه و ۵ شهر از توابع آن شامل خوی، شاپور (سلماس)، سلدوز (نقده)، ساوجبلاغ (مهاباد) و ماکو در تقسیمات کشوری، از تبریز منفک شده و به¬صورت یک استان مستقل رسمیت یافت و از آن زمان به بعد، در مورد استانداران آذربایجان باختری، در پایتخت تصمیم گیری شد. از بین اسامی ثبت شده به عنوان استاندار آذربایجان¬غربی، ۱۸ نفر تا قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ۱۳ نفر در سال¬های بس از آن عهده¬دار عالی¬ترین منصب اجرایی در استان بوده¬اند.
این روزها نیز با تشکیل دولت یازدهم و تعیین مناصب و انتخاب وزرای کابینه، باید منتظر ماند تا با معرفی استاندار، مشخص گردد نماینده¬ی دولت تدبیر و امید در استان چه کسی خواهد بود. فراموش نباید کرد که در سیمای کلی استان چه به لحاظ اقتصادی، چه سیاسی و چه فرهنگی و اجتماعی و به تبع آن درحافظه¬ی تاریخی ساکنین استان آن¬چه پایدار و ماندنی است ماحصل تلاش¬ها و تفکرات سکان¬داران اداره¬ی استان است و بس! برای مردم عادی آن¬چه بیش و پیش از وابستگی¬ افراد به جریانات سیاسی، مهم و مد نظر است، نحوه¬ی مقابله-ی افراد با مسایل مبتلابه استان و میزان دلسوزی و تلاش ایشان برای رفع موانع پیشرفت استان است.با نگاهی دیگر به عینه می¬توان دید که مناصب دنیوی پایداری چندانی ندارند و هر شخص با هر تفکر و گرایشی به جز دوره¬ای محدود، زمان چندانی برای بروز توانایی¬ها دراختیار ندارد و این فرصت کوتاه همان امکانی است که برای حل مسایل و برجای گذاشتن نامی نیک و آن¬چه در باور دینی باقیات صالحات می-خوانیمش نصیب افرادی محدود می¬شود.مروری بر تاریخ هشتادویک ساله¬ی استان نشان می¬دهد، ظرفیت فراوانی در این استان نهفته است، استانی که به سبب هم مرزی با سه کشور در زمان جنگ، خط مقدم دفاع از میهن می¬شود و در سایر اوقات، فرصتی است برای بهره¬گیری از مزیت¬های گوناگون از امکان ترانزیت کالا گرفته و اولین ایستگاه گردشگران خارجی تا محلی برای ایجادشغل¬های بادوام و سودآور چه به لحاظ گردشگری و چه به لحاظ دسترسی راحت به بازارهای خارجی. آن¬چه در این بین اهمیت دارد، باور مسوولین استانی به این توانمندی¬ها و شکل گیری فضای همدلی و اجرایی نمودن راهکارهای دست یابی و به انجام رساندن آن¬هاست.
پرونده¬ی هفته در قدم نخست کوشیده¬است با یادی از سکان¬داران سابق استان، یادآور این موضوع باشد که موقعیت و منصبی که این روزها آرزوی بسیاری است برای عده¬ای دیگر خاطره¬ای بیش نیست و هرگاه دغدغه¬های عمومی جامعه پاسخی مناسب و شایسته دریافت کرده، به ماندگاری نام و عمل مجریان و بانیان انجامیده¬ است. این حکایت اما، سر دراز دارد و در بخش دوم به بررسی خواسته¬ها و انتظارات استان خواهیم پرداخت.
استانداران پیش از انقلاب
محمد ساعد مراغه ای:
به عنوان اولین استاندار تاریخ آذربایجان¬غربی از سال ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۲ این سمت را بر عهده داشت و بعدها به جهت نزدیکی¬اش با رضاشاه به دربار پهلوی راه یافت و لقب ساعدالوزرا گرفت.
مظفرخان اعلم ( ۱۳۱۲ شمسی ):
او در سال ۱۲۹۸ هم فرمانده قشون آذربایجان و هم والی تبریز و ارومیه بود و به جهت غلبه بر قوای سمیتکو و فتح شهر سلماس، به » سردار انتصار « ملقب گشته و نزد مردم آذربایجان محبوبیت فراوانی داشت. وی فردی فرهنگ دوست بود، از این رو دو دبستان به¬نام¬های (نوید فتح) که بعدها به مظفریه شهرت یافت و دیگری مخصوص دختران و به¬نام (دوشیزگان) تأسیس نمود.
عامری ( ۱۳۱۳ شمسی ):
وی مدت کوتاهی بعد از سردار انتصار استاندار بود.
فرخ ( ۱۳۱۳ شمسی ):
همزمان با استانداری فرخ، سرلشکر شاه بختی نیز فرمانده لشکر ارومیه بود که داستان رقابت سخت و چشم و هم¬چشمی¬های این دو در تاریخ شهر ارومیه معروف است.
عبدالله مستوفی ( ۱۳۱۵- ۱۳۱۴ ):
شاید بتوان مستوفی را نامحبوب ترین و حتی منفورترین استاندار تاریخ آذربایجان¬غربی محسوب کرد. بدسلیقگی، بددهنی، توهین به آداب و رسوم و زبان مردم آذربایجان و جریحه دار کردن احساسات آن¬ها از مواردی است که در کارنامه¬ی این استاندار بی نزاکت ثبت شده است.
ادیب السلطنه سمیعی ( ۱۳۱۶-۱۳۱۵ ):
وی فردی اهل دانش و فرهنگ بود و برای اصلاح ذهنیت مردم آذربایجان باختری نسبت به شاه، پس از مستوفی به¬مدت یک¬سال به¬عنوان استاندار عازم ارومیه شد.
مظفر اعلم سردارانتصار ( ۱۳۱۸-۱۳۱۶ ):
از آن¬جا که مردم ارومیه خاطره¬ی خوبی از سردار در ذهن داشتند، برای دومین بار استاندار این استان شد.
حسین خان مستشاری ( ۱۳۲۰-۱۳۱۸ ):
در سال ۱۲۹۸ شمسی (هم¬زمان با حکومت سردار انتصار در کل آذربایجان) رئیس اداره¬ی فرهنگ و معارف رضائیه بود و سابقه¬ی معلمی داشت و به جهت روابط نزدیکش با سردار انتصار، خدمات و فعالیت¬های فرهنگی و آموزشی بسیاری را با کمک سردار در این شهر پایه گذاری کرده بود. مدارسی که در دوران شادروان مستشاری تأسیس شد، در حقیقت اولین آموزشگاه¬های منسجم و مدرن ارومیه محسوب می¬شوند که علاوه بر دبستان¬های نوید فتح و دوشیزگان که قبلا ذکر شد، مدرسه نوید دانش نیز در دو مقطع دبستان و دبیرستان راه اندازی شد که بعدها به مدرسه احمدیه معروف شد و پس از انقلاب با نام دبستان ۲۲بهمن در خیابان امام به فعالیت خود ادامه داد. آموزشگاه¬های دیگری همچون شاهدخت (لعیا)، دبستان ملی ناموس (ساختمان قبلی ناحیه یک ارومیه روبروی دارایی)، صائب (کشاورزی) و شش کلاسه مختلط در این دوره ساخته شده¬اند.
اردلان ( ۱۳۲۰ ):
وی آخرین استاندار زمان پهلوی اول محسوب می شود چرا که در شهریور همان سال و با حمله¬ی متفقین (انگلیس) به ایران، رضاشاه از سلطنت خلع و تبعید گردید.
تیمسار سرتیپ کوپال ( ۱۳۲۱-۱۳۲۰ ):
بعد از اشغال ایران امورات ارتش به¬دست انگلیسی¬ها افتاد و برای نقاط مختلف کشور استانداران نظامی منصوب کردند.
دکتر امین الملک مرزبان ( ۱۳۲۳-۱۳۲۱ ):
وی استاندار زمان اشغال خوانده¬می¬شود. فردی که تحصیل¬کرده¬ی فرانسه بود و همسری یونانی داشت. در دوران استانداری مرزبان شورش و غارتگری اکراد یاغی مسلح از سر گرفته شده و به حدی رسیده بود که حتی آبادی¬های اطراف ارومیه را اشغال کرده و محاصره نموده بودند و اگرچه مرزبان به¬عنوان استاندار در این شهر سکونت داشت، اما برای هر اقدام کوچکی می¬بایست موافقت مقامات اشغال-گر خارجی و نمایندگان کنسولی آن¬ها را جلب می¬کرد به همین خاطر مردم ستمدیده¬ی ارومیه از فرط استیصال و از روی ناچاری روز بیستم تیرماه ۱۳۲۳ به کاخ استانداری هجوم برده و استاندار را در دفترش به باد کتک گرفتند که با دخالت نیروهای نظامی، مردم عصبانی¬تر از قبل، متفرق شده و با سردادن شعار خواستار استعفای مرزبان می-شوند. به این ترتیب نام وی به¬عنوان اولین استاندار مستعفی آذربایجان¬غربی در تاریخ ثبت می¬شود.در دوران استانداری مرزبان سرلشکر احمد زنگنه (نام قدیم خیابان کاشانی فعلی) که آن موقع درجه سرهنگی داشت به¬جای سرهنگ نوتاش به سمت فرمانده تیپ ارومیه منصوب شد تا با کمک سرگرد هدایت الله مافی (یکی از خیابان¬های ارومیه به¬نام اوست) اشرار مسلح را سرکوب کند. وی اگرچه توفیق چندانی در این کار کسب نکرد اما به¬خاطر تلاشش نزد مردم محبوبیت یافت.
سرلشکر علی اکبر درخشانی ( ۱۳۲۴ ۱۳۲۳):
غائله¬ی طغیان اشرار سبب شد که علی اکبر درخشانی فرزند سرهنگ علی نقی خان کنگرلو به پیشنهاد سرلشکر رزم آرا، رئیس وقت ستاد ارتش به¬عنوان استاندار استان چهارم (آذربایجان¬غربی) انتخاب شود.
پس از سرکوب اشرار مسلح و برقراری امنیت نسبی در ارومیه، غائله¬ی پیشه¬وری پیش آمد و حکومت خودمختار محلی تحت عنوان »فرقه دموکرات آذربایجان« با حمایت¬های روس¬ها اعلام موجودیت کرد و استان¬های آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، زنجان و حتی بخشی از قزوین به اشغال دموکرات¬ها در آمد و دوران پرفراز و نشیب استانداری سرلشکر درخشانی در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ به پایان رسید، اما در بازگشت به تهران بر اثر توطئه¬ی عده¬ای، به علت خیانت و همکاری با دموکرات¬ها به ۱۵ سال زندان محکوم شد که پس از سه سال به دستور شاه آزاد شد، ولی از ارتش اخراج گردید و سال¬ها بعد در ۷ فروردین ۱۳۵۷ به¬دلیل فعالیت¬های سیاسی علیه رژیم، توسط ساواک دستگیر شد و همان شب در اثر شکنجه درگذشت.
علی اکبر ملکی ( ۱۳۳۹-۱۳۳۴ ):
دانشکده¬ی کشاورزی ارومیه و مرکز بهداشت صحیه¬ی این شهر در دوران استانداری ملکی احداث گردید.
– شاپور میهن ( ۱۳۴۲-۱۳۳۹ ):
سیلوی ارومیه در دوران وی ساخته شد و مراحل ساخت تصفیه خانه¬ی آب این شهر نیز به اتمام رسید.
غلامحسین دیلمی ( ۱۳۴۴-۱۳۴۲ ):
لوله کشی آب مشروب به مناطق مرکزی و داخلی ارومیه در این دوره انجام شد که چنین طرح عمرانی مهم و بزرگ در شرایط خاص آن زمان و در مدت کمتر از دو سال عملکرد ارزشمندی به شمار می¬رود.
ابراهیم همایونفر ( ۱۳۴۶- ۱۳۴۴ ):
ارومیه در زمان استانداری مهندس همایونفر تلاش می¬کرد به¬عنوان یک شهر توریستی و تفریحی شناخته شود و دقیقا” از همان زمان بود که ارومیه به »پاریس ایران« شهرت یافت. ساخت کارخانه¬ی پاکدیس، احداث پلاژهای ساحلی گلمانخانه در ساحل دریاچه¬ی ارومیه و ساخت موزه¬ی ارومیه از دستاوردهای همایونفر در این دوران بود.
غلامحسین کیانپور ( ۱۳۵۰-۱۳۴۶ ) :
در این دوره نیز سعی شد ارومیه هرچه زودتر ظاهری توریستی به-خود بگیرد. افتتاح کاخ جوانان، فرودگاه ارومیه، شرکت اتوبوسرانی ارومیه، خانه¬ی جوانان شیرو خورشید، باغ-های کودک و کتابخانه¬ی کودکان (پارک شهرچایی) از اقدامات کیانپور محسوب می¬شود.
عبدالعلی دهستانی ( ۱۳۵۷-۱۳۵۰ ):
وی از نزدیک¬ترین افراد یه محمدرضا پهلوی بود و از اعضای مطرح شورای مرکزی حزب رستاخیز ایران به شمار می¬رفت.
تیمسارکریم ورهرام(۴ ??/??۷/??۵۷-۲۲?/?۱۱/??۵۷ ):
وی آخرین استاندار قبل از انقلاب است و تا ۲۱ بهمن همچنان در ارومیه بود. در آستانه¬ی پیروزی انقلاب اسلامی، ورهرام که از مدتها قبل فرماندهی لشکر ارومیه را برعهده داشت با توجه به شرایط خاص آن زمان با حفظ سمت به¬عنوان استاندار نظامی آذربایجان¬غربی منصوب شد.
استان¬داران پس از انقلاب
اسماعیل اردلان (۶ ?/??۱۲/?? ۵۷ سرپرست ):
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اردلان که از نیروهای ملی مذهبی و از دوستان مرحوم بازرگان بود از سوی دولت موقت به¬عنوان سرپرست استانداری آذربایجان¬غربی منصوب شد. دوران استانداری او که تنها ?? روز طول کشید، کوتاه¬ترین دوره¬ی استانداری تاریخ استان محسوب می¬شود.
محمد مهدی عباسی (۲۱ ??/۱۲??/??۵۷ ):
با حکم دولت موقت به¬مدت ?? روز استاندار بود و سپس به سمت استاندار تهران منصوب شد.
جمشید حقگو (۲۸??/۳?/??۵۸ ) :
وی در سال¬های گذشته رئیس اتاق بازرگانی و تجاری ایران و ایتالیا بود و درزمینه¬ی تجاری و بازرگانی فعالیت می¬کند.
حسین طاهری (??۲۹/۴?/??۵۹ ) :
وی پس از آذربایجان¬غربی، در سوم خرداد ???? به¬عنوان استاندار آذربایجان-شرقی عازم تبریز شد و دو سال بعد به¬عنوان استاندار پایتخت معرفی شد.
اصغرابراهیمی اصل (۲۵ ??/۳?/??۶۰ ):
وی درزمان استانداری¬اش با نمایندگان وقت ارومیه اختلافات زیادی پیدا کرد. راثی و جسیم سعادتی نمایندگان وقت میاندوآب و مهاباد نیز بارها از او نزد مسئولین بالای نظام، گلایه و شکایت کرده بودند به همین دلیل مدت استانداری او هم، جزو کوتاه¬ترین دوره¬های استانداری به شمار می¬رود. ابراهیمی اصل در دولت نهم، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران بود که به دلایل نامعلومی برکنار شد.
علیرضا شیخ عطار ( ??۲۷/??۱۰/?? ۶۰):
وی یکی از استاندارانی بود که مدت چهار ساله¬ی استانداری خود را به پایان رساند. هر چند برخی از چهره¬های سیاسی استان از جمله حجت الاسلام حسنی از شیخ عطار ناراضی بودند. وی بعد از این سمت نیز در سمت¬های مختلف سیاسی در وزارت امور خارجه حضور داشت و مدتی نیز معاون وزیر امور خارجه در دولت احمدی¬نژاد بود.
زین العابدین میریوسفی_عطائی(۱۹ ??/۹?/??۶۴ ):
وی پیش از این، استانداری آذربایجان¬شرقی و استانداری ایلام را درکارنامه¬ی خود داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای که آن زمان رئیس جمهور کشورمان بود، در این مقطع سفری به استان داشت که اولین سفر یک مقام عالی¬رتبه¬ی نظام به آذربایجان¬غربی پس از انقلاب محسوب می¬شد. عطایی در آغازین روزهای آبان¬ماه سال ۱۳۶۹ در حالی¬که از مأموریت تهران بازمی¬گشت در اثر تصادف درگذشت. در سال ۱۳۷۲ به پیشنهاد برخی بزرگان شهر خیابانی به¬نام مرحوم عطائی نام¬گذاری گردید.
قربانعلی سعادت قره باغ (۶۹/۸/۶ ):
سعادت قبل ازاستانداری، معاون سیاسی امنیتی مرحوم عطائی بود. وی پس از فوت عطائی با حکم بشارتی وزیر وقت کشور به¬عنوان سرپرست استانداری منصوب شد و در ۲۶ اسفند همان سال با حکم قطعی، استاندار آذربایجان_غربی گردید. وی با ۷ سال استانداری طولانی¬ترین دوره¬ی استانداری این استان را به خود اختصاص داده است.
وی بعد از دوم خرداد ۷۶، در ۲۳ بهمن همان سال به¬عنوان اولین استاندار قم عازم این شهر شد و در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۱ به سمت استاندار لرستان منصوب گردید.
سعادت با ۱۵ سال استانداری در استان¬های مختلف کشور، بیشترین سابقه¬ی استانداری را دربین استانداران کشور دارا می¬باشد. در طول دوران حضور سعادت در استانداری ارتباطات استان با جمهوری تازه استقلال یافته¬ی آذربایجان پررنگ-تر گردید و تبادلات فرهنگی و تجاری بسیاری فیمابین شکل گرفت.
سفر رهبرمعظم انقلاب (سال ۱۳۷۴ ) و هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت کشور به استان (سال۱۳۷۳) در دوران استانداری قربانعلی سعادت انجام گرفت.
علی محمد غریبانی(۷۶/۷/۲۱ ):
این مرد اردبیلی درکمتر از دو سال، دوران پرفراز و نشیبی را در آذربایجان¬غربی سپری کرد و با بسیاری از افراد اختلاف پیدا نمود و پس از ۲۰ ماه استانداری، با آذربایجان¬غربی وداع کرد.
برگزاری اولین دوره¬ی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا (بهمن ۷۷) از مهمترین اتفاقات دوران استانداری علی محمد غریبانی به شمار می¬رود. به اعتقاد بسیاری، دوران استانداری غریبانی زمان اوج فعالیت مطبوعات و شکل گیری فعالیت¬های روزنامه¬نگاری وسیع در سطح استان به شمار می¬رود.
وی در سال ۱۳۷۸ توانست در انتخابات مجلس ششم به¬عنوان نماینده¬ی مردم اردبیل وارد مجلس شود.
سید محمود میرلوحی ( ۷۸/۴/۵ ):
میرلوحی پاسدار سابق سپاه شهرستان خمین که گفته می¬شد از بستگان شهید نواب صفوی بود پله های ترقی را خیلی زود پیمود وی ابتدا در آبان ماه ۷۶ به¬عنوان استاندار سمنان انتخاب شد و ۱۹ ماه بعد به¬عنوان استاندار آذربایجان¬غربی منصوب شد. وی برای اولین بار یک روحانی ( حجت الاسلام فقیه ) را به معاونت سیاسی امنیتی استاندار و یک زن ( دکتر فریبا بشیری ) را به¬عنوان مشاور استاندار برگزید. سفر سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت به استان (شهریور ۷۹)، ماجرای صید غیرقانونی آرتمیای دریاچه¬ی ارومیه و نا آرامی¬های پیرانشهر، از شاخص¬ترین اتفاقات دوران استانداری میرلوحی است.وی با شروع چهارسال دوم ریاست جمهوری خاتمی به سمت معاون امور حقوقی و پارلمانی وزارت کشور برگزیده شد و تا پایان دوره اصلاحات در این سمت باقی ماند.
جمشید انصاری ( ۸۰/۱۰/۲۳ ):
وی اصالتا” زنجانی بود. پیش از استانداری معاون سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود و به همین دلیل در طول دوران استانداری¬اش بیشتر، به جنبه های کارشناسی کارها اهمیت می¬داد . .در این دوران برای نخستین بار یک مدیرکل زن (نرمین غنی¬زاده) در دفتر اموراجتماعی و انتخابات استانداری منصوب شد.سفر دوم خاتمی به استان نیز (شهریور ماه ۸۳) در این دوره انجام شد.
جمشید انصاری پس از آن نماینده¬ی مردم زنجان و طارم و عضو فراکسیون اقلیت مجلس هشتم بود.
رحیم قربانی ( ۸۴/۷/۱۸ ):
رحیم قربانی تحصیل¬کرده¬ی رشته¬ی عمران در حالی به استانداری آذربایجان-غربی منصوب شد که در موقع انتصابش به این سمت ۲۹ سال خدمت کرده بود و در آستانه¬ی بازنشستگی قرار داشت. وی پیش از آن معاون برنامه ریزی و مشاور عالی شهرداروقت تهران (احمدی نژاد) بود و گفته می¬شد روابط نزدیک و صمیمانه¬ای بین او و رئیس جمهور برقرار است چراکه آشنایی و همکاری آن¬ها به استانداری اردبیل بازمی¬گشت زمانی¬که قربانی در آن¬جا هم معاون برنامه ریزی استاندار بود.حضور یک استاندار بومی بعد از ۸ سال، نوید اتفاقات خوش یمن و مبارکی را می¬داد، ضمن آن¬که اصول¬گرایان در بخش¬های مختلف مدیریتی و تصمیم¬گیری استان (هم نمایندگان مجلس و هم اعضای شوراهای شهر) اکثریت قاطع را داشتند اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تشتت و شکاف میان نیروهای سیاسی اصول¬گرا در استان روزبه روز بیشتر و عمیق¬تر شد. انتصاب افراد بعضا” غیر متخصص در سمت¬های مختلف، استفاده از بستگان و نزدیکان در پست¬های مدیریتی استان و درگیری و اختلاف با نیروهای سیاسی اصول¬گرا به¬خصوص نمایندگان مجلس، از جمله مواردی بود که در دوران استانداری قربانی صدای خیلی ها را درآورد.
اما جدای از برخی انتقاداتی که بر عملکرد دکترقربانی وارد است، تلاش و پیگیری¬های مداوم وی در خصوص پل میانگذر دریاچه¬ی ارومیه که مراحل نهایی را سپری می¬نمود تحسین برانگیز بود به حدی که به¬خاطر کارشکنی-های وزارت راه و ترابری، با رحمتی وزیر سابق این وزارتخانه درگیر شد و کار را تا آنجا پیش برد که رحمتی از وزارت کنار گذاشته شد و درنهایت با تلاش¬های وی، نمایندگان استان و به خصوص شهر ارومیه و مساعدت¬های ویژه¬ی احمدی¬نژاد یک باند این پل برای عبور مسافران آماده شد و در آذر ماه سال ????افتتاح شد.
آذربایجان¬غربی در این دوره در حوزه¬ی ساخت سیلو، ایجاد شهرک¬های متعدد صنعتی رسمی کردن مرز حاج عمران پیرانشهر و ارائه¬ی تسهیلات به بنگاه¬های زودبازده اقتصادی نیز عملکرد قابل قبولی داشت، هرچند برخی معتقدند تسهیلات بنگاه¬های زودبازده و ایجاد شهرک¬های صنعتی نتوانسته است جلوی تعطیلی و ورشکستگی واحدهای بزرگ و متوسط تولیدی و صنعتی استان را بگیرد. در دوره¬ی چهار ساله¬ی استانداری قربانی، یک اتفاق نادر دیگر نیز افتاد و آن چهار بار سفر رئیس جمهور به استان بود که در دیگر استان¬های کشور بی¬نظیر بود، دو بار سفر استانی ( ?? ۸۵و ۸۷?? ) یک¬بار برای افتتاح پل میانگذر (?? ۸۷) و یک¬بار هم سفر تبلیغات انتخاباتی (_خرداد ?? ۸۸)!قربانی در پایان دوره¬اش با این¬که با همراهی طیبه صفایی همسرش (نماینده¬ی مردم تهران ) تلاش¬های بسیاری برای گرفتن یک پست مناسب در پایتخت انجام داد وحتی نامش به¬عنوان وزیر راه، کار و علوم هم مطرح شد اما در این زمینه موفق نبود و تصمیم به بازنشستگی گرفت.
وحید جلال زاده (۴ ?/?۸۸/۸?? ) :
وی استاندار دولتی بود که عدالت محوری و مهرورزی شعار اصلی آن به شمار می¬رفت و مردم را ولی نعمت خود می دانست، دولتی که مدعی بود تمام تلاش خود را به¬کار خواهد بست تا فضای کشورمان باردیگر به آرمان¬های اصیل و ناب اوایل انقلاب بازگردد و روحیه¬ی ایثار فداکاری و مهم¬تر از همه اخلاص در عمل دولتمردان بر فضای کشور مسلط گرد. سخن گفتن از او و دوران مسوولیت¬اش در عین سادگی سخت هم هست چراکه تلاشمان برای گفت¬وگو با ایشان تا این لحظه به نتیجه¬ی مطلوب نرسید و لاجرم بحث درباره¬ی ایشان را به فرصتی دیگر موکول می¬کنیم.

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۰۴ ب.ظ

دیدگاه


هشت + 8 =