راز و رمز ابیات حافظ جزء لاینفک فرهنگ سرزمین ما

راز و رمز ابیات حافظ جزء لاینفک فرهنگ سرزمین ما

گروه فرهنگی: می‌گویند بعداز کتاب آسمانی در خانه‌ی هر ایرانی، حتما نسخه‌ای از دیوان حافظ وجود دارد. اقبالی که ایرانیان به مناسبت‌های مختلف به دیوان حافظ دارند نشان از علاقه‌ و توجه ایرانیان به این کتاب است. بقایی، این توجه را خواسته‌ای والا تعبیر می‌کند که ریشه در معانی عمیق و اندیشه‌های همیشه ماندنی حافظ دارد و هر کسی را در هر سطح آگاهی و دانش، مجذوب خود می‌کند. از گوته که یکی از پنج غول تفکر در تاریخ بشریت است تا مردم کوچه و بازار که از خواندن حافظ لذت می‌برند گو اینکه چندان درک عمیقی از آن برایشان ممکن نباشد.انسانی که در قرن بیست و یکم زندگی می‌کند، گاه نیازمند گفتگوی میان دل خود با اهل دلی‌ست که به او ایمان دارد. پاره‌ای اوقات گفته‌هایش را می‌خواند تا در آن تعقل کند و پاره‌ای اوقات آن را می‌خواند تا دل ناآرامش را با آن آرام کند و این هر دو ارزشمند است.
براستی آن حافظ پژوه به درستی گفته است که »حافظ حافظه ماست«؛ وقتی دل می سپاری به اشعارش روحت سبکبال به ملکوت پرواز می کند. براستی چرا ما ایرانی ها علاقه مندیم حافظ را وارد زندگی خود کنیم؟ غیر از این است که در زندگی ماشینی به دنبال لطافت و معنویت هستیم که نظیر آن در شعر حافظ کم نیست؟ البته در این میان برخی جایگاه غزل لسان الغیب را در حد خرافه و پیشگویی پایین می آورند.هرچند این موضوع چندان جدید نیست و شاید در دهه های اخیر مرسوم شده که سودجویانی دام هایی برای حافظ چیده اند و از قِبَل سادگی مردم نان می خورند. انتشار فال نامه های حافظ با اشکال گوناگون در این سال ها رواج بسیاری دارد؛ فال نامه هایی که افرادی به چاپ آن مبادرت کرده اند که کمترین شناخت را هم به اشعار حافظ ندارند. حال انتشار و توزیع این فال نامه ها به صورت نفیس یا پاکت های فال تا چه اندازه می تواند در شناخت مردم از شعر حافظ تاثیرگذار باشد؟برخی کار‌شناسان به‌رغم اینکه اعتقاد به فال حافظ را برای یک انسان قرن بیست و یکمی منطقی نمی‌دانند اما آن‌را وسیله‌ای می‌دانند برای بازخوانی و دوباره‌خوانی شعر حافظ، فراموش نشدن این کتاب، زنده نگه داشتن زبان فارسی و حفظ سنت‌های ایرانی.برخی به آن اعتقاد ندارند و اصولا دل بستن به چنین مستمسک‌هایی را بویژه در دنیای مدرن کاری عاقلانه نمی‌دانند. برخی هم پس از گذشت قرن‌ها جای آن‌ را در مراسم ایرانی و باستانی خود خالی نمی‌کنند و هنوز تفال می‌زنند؛ تفال به حافظ؛ دیوانی از شمس‌الدین محمد از قرن هشتم قمری.
وضویی می گیری، فاتحه ای می خوانی، صلواتی می فرستی و دیوان خواجه را گشوده و دل به زمزمه غزل او می سپاری »صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم / به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم«.نجیب مایل هروی، مصحح و پژوهشگر درباره این که انتشار فال نامه ها تا چه اندازه بر روند حافظ شناسی موثر است، می گوید: این موضوع یک بیماری اجتماعی است و در این زمینه بیماری فرهنگی نیز اضافه شده است. امروز فال نامه های حافظ بسیار شده و در مواردی دیوان را با فال نامه چاپ می کنند.متاسفانه دیوان سازی در شعر حافظ بسیار زیاد شده است.این زمینه ها یک مفهوم را القا می کند؛ خیلی عامیانه کردن تفکر حافظ است و فرهنگیان راه مناسب را نشان نمی دهند؛ در حالی که به آسانی می شود این معضل را حل کرد و جلوی آن را گرفت. راهش فقط آگاهی دادن به این مفهوم است که تفال در این زمینه چه دلیلی، تا چه اندازه بار تاریخی و تا چه مقدار بار فرهنگی دارد. مجموع این پدیده بر اثر آگاهی رفع می شود، ولی اگر آگاهی نباشد گسترده می شود و گسترده تر از این خواهد شد. این فرهنگ نه در شأن حافظ است و نه شعر حافظ و ما با این روش به شناخت حافظ کمک نمی کنیم و حافظ را فال بین و رمال به جامعه نشان داده ایم.در این بین بسیاری اعتقاد دارند نسخه های زیادی از دیوان حافظ وجود دارد و یکی از دلایلی که تکثر فال نامه ها بسیار شده است نبود نسخه ای دقیق و واحد از دیوان حافظ است.
شناخت گسترده حافظ از توش و توان واژه های فارسی باعث شده است سخن حافظ سخنی چندپهلو، ابهام آمیز و تاویل پذیر باشد، به گونه ای که اشعار او را می توان هم بالای منبر، هم بر سکوی میخانه، هم در مجلس عروسی و هم در کلاس فلسفه و حکمت خواند. حافظ، حافظه تاریخی، جمعی و قومی ماست و هر آنچه در فرهنگ اساطیری ما هست، از جمله آمدن عید و بهار، جشن های ماه رمضان و انتقادهای اجتماعی را در شعر خود بیان کرده است.با همه این تفاسیر شکی نیست که مردم بیش از دانستن فال، از خواندن شعر حافظ لذت می برند و شاید اصلی ترین دلیلی که به سمت دیوان حافظ می روند، همین زیبایی در معانی اشعار است، اما آیا معنی برخی ابیات می تواند تاثیر منفی در ذهن خواننده ایجاد کند.
حسین باهر، جامعه شناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به تاثیرات سوء، فال نامه_هایی که در ذیل ابیات دیوان حافظ نوشته می_شود و ضمن سطحی دانستن این برداشت ها می گوید: دیوان حافظ لفظش واحد است و معنا متفاوت. به این معنی که معنا بر قلب هر خواننده ای به گونه ای خاص نازل می شود.
با هر فال نویسی را دکان بازاری برای فروش کتاب می داند و می گوید: می توان برای هر بیت از دیوان حافظ، برداشت های متعددی داشت؛ زیرا این اثر متنی باز است و قرار دادن معنای واحد برای آن، ارزش اشعار این شیرین سخن فارسی را پایین می آورد. راه پژوهش برای همه پژوهشگران و مولفان باز است، اما بسیاری از مقدمات و پژوهش هایی که در این حوزه انجام می شود، با آثار گذشتگان تفاوت چندانی ندارد، تنها تفاوتی که در این زمینه دیده می شود، تغییر لحن نویسنده است.
اما با همه تاثیرات منفی که فال نامه های حافظ در جامعه داشته است، گاهی تکثیر این فال نامه ها به عنوان یک رسانه عامه پسند می تواند مردم را با شعر حافظ بیش از پیش آشنا کند.
دکتر غلامرضا جمشیدنژاد در این باره معتقد است: فال نامه هایی که هم اکنون منتشر می شود، از نسخه های معتبر استفاده می شود و چندان نمی_تواند مشکلاتی را در شعر حافظ ایجاد کند.
وی می گوید: در چاپ تفال ها در اکثر موارد از نسخه مرحوم فروغی استفاده می شود و اعتبار آن هم در سطح بالایی است. مردم ما برای رسیدن به آرامش به شعر حافظ نیاز دارند و اگر فال نامه_هایی در این زمینه به چاپ می رسد، سبب آشنایی بیشتر مردم با شعر حافظ می شود.
به گفته جمشید نژاد، در گذشته نیز متون بسیاری برای فال نامه ها منتشر شده است و چاپ این کتاب ها کار تازه ای نیست.روایت چاپ دیوان خواجه شیراز رئایت غریبی است. کمتر فارسی زبانی را میتوان پیدا کرد که از نوستالژی کودکیاش، تصاویر حافظ خوانی شب یلدا و سال تحویل را در ذهن نداشته باشد.خلاصه به قول بسیاری از ادبا و صاحب قلمان این راز و رمز ابیات حافظ است که از ادیب و مفسر گرفته تا زاهد و پارسا و مردم عامه را از خود راضی نگه داشته است و طی این شش قرن جزء لاینفک فرهنگ ایران زمین بوده و با این تفاسیر آنچه بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، معرفی درست شعر حافظ به جامعه است تا بسیاری حافظ را فقط یک پیشگو ندانند.

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۰۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۵:۴۵ ق.ظ

دیدگاه


× 4 = شانزده