نيلوفر مولايي
گروه سياسي: دبير کل حزب کارگزاران سازندگي گفت: من به رئيسجمهور، رئيس مجلس، آقاي رضايي دبير شوراي عالي امنيت ملي، و فرماندهان محترم سپاه هشدار ميدهم که در زمينه جلوگيري از جنگ احتمالي سوم، مطلقاً حق ندارند هيچ ريسکي را بپذيرند.
هر تدبير سياسي و نظامي و هر عقبنشيني تاکتيکي که لازم باشد، بايد انجام شود تا ايران حفظ شود و مردم بيش از اين تحت فشارهاي روزافزون قرار نگيرند.
حسين مرعشي، بيان کرد: « نکتهاي که از نظر من مسئولان جمهوري اسلامي بايد به آن توجه جدي داشته باشند، اين است که ما تحت هيچ شرايطي نبايد ايران و نظام جمهوري اسلامي را در معرض خطر جدي قرار دهيم. بايد روشن باشد که ايران، مهمتر از هر مسئله ديگري است؛ مهمتر از غنيسازي و مهمتر از حفظ دستاوردهاي هستهاي. حفظ ايران و نظام جمهوري اسلامي بايد در اولويت قرار داشته باشد.»
در ادامه گفتوگوي با حسين مرعشي، دبيرکل حزب کارگزاران ميخوانيد؛
* آقاي مرعشي، در شرايطي قرار داريم که احتمال وقوع جنگ وجود دارد و وضعيت نه جنگ و نه صلح بر کشور حاکم است. شرايط فعلي کشور را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
پيش از هر چيز، ميخواهم بر چند نکته تأکيد کنم که در تمام مصاحبههايم بر آنها تأکيد داشتهام. ما در جنگ 12 و جنگ 40روزه، با دو ارتش بزرگ جهان و منطقه، يعني ارتش آمريکا و ارتش مجهز اسرائيل که يکي از بزرگترين ارتشهاي خاورميانه است، مواجه شديم. اين دو ارتش جنگ را آغاز کردند؛ جنگي که از نظر حقوق بينالملل و قواعد روابط ميان کشورها، بههيچوجه توجيهي نداشت. بااينحال، ايران توانست بهخوبي از عهده اين جنگ نامتقارن برآيد. ايران شکست نخورد و در برابر تلاش آنها براي نابودي کشور، تسليم نشد. با وجود تفاوت چشمگير قدرت نظامي دو طرف، ايران توانست از ميدان جنگ فاتح خارج شود.
نکته دوم اين است که پيروزيها فقط در ميدان نظامي رقم نميخورند. ديپلماسي نيز در تکميل دستاوردهاي ميدان نقشآفريني ميکند. در اين زمينه، نقش آقاي پزشکيان، آقاي قاليباف و فرماندهان عالي سپاه برجسته بود. در نتيجه اين تلاشها، به توافقي 14مادهاي رسيديم که 13 ماده آن به نفع ايران بود. اين دستاورد، موفقيتي قابلتوجه براي کشور محسوب ميشد. پرسش اين است که چرا پس از آن شکوه، بار ديگر به نقطهاي بازگشتيم که هم ضربات ديگري متحمل شديم و هم شرايط کشور دوباره به وضعيت جنگي نزديک شد؟
* يک محاصره هوايي هم صورت گرفته است
بله، محاصره هوايي نيز بهصورت نسبي در جريان است و به نظر من، عامل تعيينکنندهاي نيست. اما محاصره دريايي اهميت بيشتري دارد؛ زيرا صادرات نفت ايران و در نتيجه، منبع اصلي درآمد ارزي کشور را تحت تأثير قرار ميدهد. جهش سنگين قيمت ارز در يک ماه اخير نيز از جمله تحت تأثير همين محاصره دريايي بوده است. علاوه بر اين، محدوديتهاي ايجادشده بهتدريج مشکلاتي براي صنايع و کارخانهها به وجود ميآورد.
سياست اصلي آمريکاييها در حال حاضر اين است که بدون ورود به جنگي جديد و نهايي، از طريق فشار اقتصادي ايران را وادار کنند در مسائل هستهاي امتيازهاي سنگيني به غرب بدهد. آنها به دنبال هدفي هستند که از راه نظامي به آن دست نيافتند. حتي بمبارانهاي سنگين تأسيسات هستهاي ايران نيز نتوانست ايران را از داشتن دانش هستهاي و غنيسازي منصرف کند. هرچند غنيسازي اکنون تعطيل است، ما اصل اين موضوع را که نبايد چنين دانشي داشته باشيم، نپذيرفتهايم.
بنابراين، سياست مشخص آمريکا اين است که با فشار اقتصادي، ايران را به دادن امتيازهاي گسترده در مسائل هستهاي وادار کند. اينکه اين سياست درست است يا خير و ما چگونه بايد در برابر آن عمل کنيم، موضوعي است که در ادامه توضيح خواهم داد. در مقابل، اسرائيليها رويکردي ماجراجويانهتر دارند. آنها متحداني نيز در منطقه پيدا کردهاند؛ يکي دو کشور عربي که نميخواهم نامشان را ببرم، اکنون با اسرائيل و لابي آن هماهنگ هستند. فشار اين کشورها بر آقاي ترامپ، رئيسجمهور آمريکا، اين است که نبايد ايرانِ تضعيفشده را رها کرد تا بار ديگر خود را تقويت کند.
* ما دو جنگ نظامي را پشت سر گذاشتهايم که خسارتهاي سنگيني به کشور وارد کردهاند؛ چه از نظر آسيبديدن تأسيسات هستهاي و صنايع پتروشيمي و چه از نظر از دست دادن افرادي که ميتوانستند نقشهاي مهمي در کشور ايفا کنند.
من پيش از آغاز جنگ دوم، در گفتوگوهاي مفصلي که با مرحوم شهيد علي لاريجاني داشتم، بر اين مسائل تأکيد ميکردم. به آقاي قاليباف، با دفتر رئيسجمهور و مسئولاني که از طرف ايشان مأمور بودند و حتي دوستانمان در سپاه مفصل توضيح دادم که به هر قيمتي که ميشود بايد جلوي آغاز جنگ دوم را بگيريد. جنگ دوم خسارت سنگيني براي ايران به همراه داشت. مهمترين خسارت آن، از دست دادن رهبري ايران بود؛ رهبرياي که در اوج تجربه و تسلط قرار داشت، کاريزما داشت و ميتوانست تصميمات مهمي براي کشور بگيرد. اسرائيل و آمريکا اين سرمايه را از ايران گرفتند و ضربه بزرگي بود.
اکنون نيز به مديران جمهوري اسلامي تأکيد ميکنم که شما حق نداريد در زمينه حفظ موجوديت جمهوري اسلامي و تماميت ارضي ايران کوتاهي کنيد. هر تدبيري که لازم باشد، بايد اتخاذ شود. اين تدبير ميتواند تهاجمي يا دفاعي باشد و حتي ممکن است به عقبنشينيهاي تاکتيکي نياز داشته باشيم. ميتوانيم در جايي امتيازي بدهيم تا امتيازهاي بزرگتري به دست آوريم.
مهمترين امتيازي که جمهوري اسلامي امروز بايد به دست بياورد، حفظ تماميت ارضي ايران، استقلال کشور و حفظ نظام جمهوري اسلامي است؛ نظامي که چتر امنيتي بر سر کشور محسوب ميشود. اين دستاورد بسيار مهم است. در مرحله بعد، بايد به سمتي حرکت کنيم که اقتصاد کشور از اين بحران سنگين خارج شود.
تورم 90درصدي که اکنون به آن رسيدهايم، ممکن است فراتر برود و در ادامه، کشور را با ابرتورم مواجه کند؛ بهگونهاي که در دورههاي کوتاه، افزايشهاي بسيار سنگين قيمتها را تجربه کنيم. ايران بايد اولويتبندي کند و کاملاً هوشيارانه عمل کند. ممکن است دستيابي به بسياري از خواستههاي ما به يک بازه زماني ميانمدت يا بلندمدت نياز داشته باشد. ضرورتي ندارد که همهچيز در کوتاهمدت محقق شود. در کوتاهمدت، مهمترين وظيفه اين است که حتماً از جنگ سوم جلوگيري کنيم و اجازه ندهيم اسرائيليها، خدايناکرده، دست به اقدامات خطرناک و خشونتآميز در ايران بزنند. بايد مانور بدهيم، واقعيتها را بپذيريم و امکانات خود را بسنجيم. متناسب با امکانت راهبرد را انتخاب کنيم، نميتوان حصر دريايي باشد و اقتصاد را نيز بدون توجه به پيامدهاي آن اداره کرد.
* منتقدان و مخالفان مذاکره ميگويند ما دو بار مذاکره کردهايم و در حين مذاکره به ايران حمله شده است. حتي تفاهم اسلامآباد نيز بهنوعي برهم خورد و ترامپ از اين تفاهم خارج شد. با وجود همه اين مخالفتها، آيا همچنان امکان مذاکره وجود دارد؟
مخالفت با مذاکره در دو سطح است و اشکالي ندارد. هر کسي که با مذاکره مخالف است، ميتواند استدلالهاي خود را به مسئولان کشور ارائه دهد. اين کار بسيار خوبي است و مسئولان نيز حتماً استدلالها را ميشنوند و پس از بررسي، تصميم ميگيرند. اما تصور کنيم که ما بگوييم مذاکره نميخواهيم؛ در اين صورت، چه چيزي را جايگزين آن ميکنيم؟ آيا ميخواهيم بگوييم که در ميدان جنگ ميتوانيم آمريکاييها را وادار کنيم خواستههاي ما را بپذيرند؟ اگر چنين است، بايد روشن کنيم که دقيقاً چه ميخواهيم و قرار است چه کاري انجام دهيم.اينکه توانستهايم در يک جنگ نامتقارن از ايران دفاع کنيم و موقعيت کشور را تثبيت کنيم، به اين معنا نيست که اگر بهطور دائم در وضعيت جنگ يا در شرايط ناپايدار نه جنگ و نه صلح باقي بمانيم، خطرات ديگري کشور را تهديد نخواهند کرد.
اگر کسي استدلال کند که اقتصاد، بيش از خود جنگ به ايران لطمه ميزند، چه کسي قرار است پاسخگوي پيامدهاي آن باشد؟ بالاخره بايد مشخص کنيم که ميخواهيم چه کنيم. جنگي اتفاق افتاده است و در نهايت بايد تمام شود. اين جنگ يا بايد در ميدان نظامي پايان يابد يا در ميدان ديپلماسي؛ مگر راه سومي وجود دارد؟
کساني که ميگويند مذاکره نکنيم، بايد توضيح دهند که راهحل جايگزينشان چيست. آيا معتقدند اکنون اين امکان و فرصت و توانايي را داريم که وارد جنگ با آمريکا شويم و با جنگ، آمريکاييها را از منطقه خارج کنيم؟ آيا ميتوانند چنين راهکاري ارائه دهند؟
آيا ميتوان گفت اقتصاد کشور ويران شود، تورم به 100 درصد برسد و نشاط و شادابي از جامعه رخت بربندد؟ دولت در مقطعي اعلام کرد که ميخواهد با پرداخت يک ميليون تومان يارانه به مردم کمک کند تا بتوانند کالاهاي ارزانتر بخرند.
* دوگانهاي که پيشتر با عنوان «ميدان و ديپلماسي» شناخته ميشد، اکنون به دوگانه «مقاومت و مذاکره» تبديل شده است. عدهاي معتقدند مذاکره نبايد انجام شود و بايد صرفاً بر مقاومت تأکيد کرد. آيا اساساً ميتوان اين دو رويکرد را در کنار يکديگر قرار داد و از اين دوگانگي عبور کرد؟
اختلافنظر درباره اين مسائل اکنون در جامعه ما بسيار جدي شده و بايد براي آن چارهانديشي کنيم. مشکل اين است که همگرايي ما به واگرايي تبديل شده است. زماني يک همگرايي وسيعي وجود داشت. زماني که در دوران دفاع مقدس با عراق ميجنگيديم، ميگفتيم ميخواهيم مقاومت کنيم تا صدام متجاوز، سر جاي خود نشانده شود و خسارتهاي ما جبران شود. در آن زمان، همگرايي گستردهاي در جامعه وجود داشت و همه اين هدف را قبول داشتند. ممکن بود در سطوح تصميمگيري اختلافنظرهايي وجود داشته باشد؛ عدهاي با پايان جنگ موافق باشند و عدهاي ادامه آن را ترجيح دهند. اما هنگامي که امام موضوعي را مطرح ميکردند، در سطح جامعه همگرايي و هماهنگي گستردهاي شکل ميگرفت.
امروز ايران با يکي از سختترين شرايط خود پس از پيروزي انقلاب مواجه است. ما هيچگاه چنين تورم سنگيني را تجربه نکرده بوديم و هيچگاه با آمريکا وارد جنگي با اين ميزان خسارت نشده بوديم. اسرائيل نيز تا اين اندازه جسارت نداشت که به ايران حمله کند. اما بهتدريج تجهيزات و امکانات خود را افزايش داد و در مقابل، توان و امکانات ما در منطقه، بهدليل شرايط اقتصادي، کاهش يافت. سرانجام اسرائيل حملات خود را انجام داد.به گزارش آرازآذربايجان به نقل از خبرآنلاين،در چنين شرايط دشواري، بهجاي آنکه همگرايي بيشتري در کشور شکل بگيرد، با واگرايي گستردهاي مواجه شدهايم. هر کسي حرفي ميزند، بهجاي آنکه پاسخ او را محترمانه بدهند، تخريب و اتهامزني آغاز ميشود. آقاي روحاني سخني ميگويد و به او حمله ميشود؛ آقاي خاتمي حرفي ميزند و با حمله مواجه ميشود. حتي اگر رئيسجمهور يا رئيس مجلس سخني بگويند، با توهين و حمله روبهرو ميشوند. با اين شيوه نميتوان کشور را اداره کرد.


۲۹۶۲ راس احشام قاچاق از مرزهای آذربایجان غربی کشف شد
ضربه پلیس به قاچاقچیان مواد مخدر؛ کشف ۲ کیلوگرم کوکائین در میاندوآب
260 دستگاه ماينر غيرمجاز در آذربايجانغربي کشف شد
کابوس ترافيک در خيابانهاي اروميه / وقتي خودروها شهر را ميبلعند
جنگ يا در ميدان نظامي يا در ميدان ديپلماسي بايد پايان يابد
هفت وعده اقتصادي دولت و يک سؤال مهم منابع اجراي برنامه کجاست
شناسايي 347 نقطه بحراني براي مديريت روانآبها در آذربايجان غربي
هشدار براي همسريابي کودکان
از رنج تا حمايت
مديريت يا زبانآوري
