گروه فرهنگي:بنيامين شکوهفر معتقد است که هوش مصنوعي در حال بازتعريف بنيادين مفهوم کار و روابط کارگري-کارفرمايي است؛ پديدهاي که فراتر از ابزارهاي افزايش بهرهوري، ساختارهاي حقوقي، اقتصادي و اجتماعي را دستخوش دگرگوني ميکند.
او کتاب »حقوق کار در عصر هوش مصنوعي« را با تکيه بر بيش از يک سال پژوهش مستند تدوين کرده است. بنيامين شکوهفر نويسنده کتاب »حقوق کار در عصر هوش مصنوعي« و عضو هيئت علمي دانشگاه اظهار کرد: هوش مصنوعي در حال بازتعريف بنيادين مفهوم کار و روابط کارگري-کارفرمايي است؛ پديدهاي که فراتر از ابزارهاي افزايش بهرهوري، ساختارهاي حقوقي، اقتصادي و اجتماعي را دستخوش دگرگوني ميکند. از يک سو، الگوريتمها امکان تصميمگيري خودکار در استخدام، ارزيابي عملکرد و حتي اخراج نيروي انساني را فراهم آوردهاند و از سوي ديگر، مسئوليت مدني ناشي از خطاي سيستمهاي هوشمند، حريم خصوصي دادههاي کارگران در برابر نظارت تماموقت ديجيتال، و ابهام در اعتبار قراردادهاي منعقده توسط چتباتها، چالشهايي کاملاً نوظهور در قلمرو حقوق کار به شمار ميروند. در ايران، با ترکيب جمعيتي جوان، نرخ بيکاري قابل توجه و حضور روزافزون پلتفرمهاي ديجيتال در صنايعي چون بانکداري و خودروسازي، ضرورت تدوين چارچوبي حقوقي براي مواجهه هوشمندانه با اين تحولات بيش از پيش احساس ميشود. کتاب »حقوق کار در عصر هوش مصنوعي« دقيقاً در پاسخ به اين نياز و با تکيه بر بيش از يک سال پژوهش مستند، مطالعات تطبيقي پانزده نظام حقوقي پيشرفته (از اتحاديه اروپا، آلمان و فرانسه گرفته تا کره جنوبي، ژاپن و استراليا)، بررسي ميداني 20 شرکت ايراني و تحليل عميق رويههاي قضايي داخلي و بينالمللي، تدوين شده است.
شکوهفر درباره بخشهاي مختلف اين کتاب گفت: اين کتاب در چهار فصل سازماندهي شده و کوشيده است تا از مباني نظري تا راهکارهاي عملياتي را پوشش دهد. فصل اول اين کتاب به مباني و چارچوب نظري اختصاص دارد؛ در اين بخش، ابتدا مفاهيم کليدي مانند هوش مصنوعي، يادگيري ماشين، پردازش زبان طبيعي، رباتيک و الگوريتم تعريف شدهاند و سپس سير تحول فناوري در محيط کار را در قالب پنج موج از مکانيزاسيون صنعتي (قرن 18) تا هوش مصنوعي عمومي (از 2017 تا کنون) ترسيم ميکند. در ادامه، مباني حقوقي مطلوب براي عصر ديجيتال شامل نظريه مسئوليت گسترده در خطاي الگوريتمي، اصل شفافيت قابل تفسير، اصل تناسب و انصاف، اصل پاسخگويي الگوريتمي و اصل مشارکت کارگري تشريح شده است. فصل اول همچنين به تحليل مواد کليدي قانون کار ايران از جمله مواد 7، 9، 11 و 19 ميپردازد و بررسي ميکند که آيا قراردادهاي منعقده توسط سيستمهاي خودکار معتبر هستند و چگونه ميتوان دورکاري هوشمند را در چارچوب ماده 26 قانون کار تحليل کرد. بخش پاياني اين فصل به چالشهاي نظري مانند شخصيت حقوقي رباتها، بررسي نظريه شخصيت الکترونيک، مسئوليت مدني و کيفري ماشينها، و پديده اخراج خودکار کارگران توسط الگوريتمها (با ذکر مثال سيستم رتبهبندي آمازون) اختصاص دارد.
وي افزود: فصل دوم با عنوان »چالشهاي تحليلي در عصر هوش مصنوعي« به تأثيرات عيني اين فناوري بر بازار کار ميپردازد. نويسنده در اين فصل، دادههاي جهاني از جمله پيشبينيهاي مجمع جهاني اقتصاد درباره حذف و ايجاد فرصتهاي شغلي در سالهاي 2023 تا 2025 و گزارش سازمان توسعه و همکاري اقتصادي (OECD) درباره شکاف مهارتي در اقتصادهاي ديجيتال را ارائه ميدهد. در سطح داخلي، کتاب به طور مشخص به آمار اتوماسيون در صنايع بانکي و خودروسازي ايران، نرخ جايگزيني نيروي انساني در بانکداري، خط توليد رباتيکشده خودروسازي، و اخراجهاي غيرمستقيم در عصر تحولات ديجيتال اشاره ميکند. همچنين پروندههاي حقوقي کارگران در مواجهه با سيستمهاي هوشمند و مصائب و چالشهاي نوظهور آنها به تفصيل بررسي شده است.
اين نويسنده تأکيد کرد: فصل سوم به »چارچوبهاي حقوقي نوين« اختصاص دارد؛ اين بخش نشان ميدهد که نظام حقوقي چگونه ميتواند در مواجهه با فناوري، هم از مزاياي هوش مصنوعي بهره ببرد و هم منافع حاصله را در چارچوب اصول حقوقي حفظ کند. مطالعه تطبيقي سيستم استخدامي سال 2018 و شکايت به کميسيون فرصتهاي شغلي برابر، درسهايي براي شرکتهاي ايراني در زمينه غربالگري رزومه ديجيتال ارائه ميدهد. تحليل حريم خصوصي شغلي و قابليتهاي نظارتي دادهمحور، استناد به ماده 17 قانون جرايم رايانهاي ايران و تطبيق آن با مقررات حمايت از دادههاي اروپا در نظارت بر کارمندان دورکار، و مطالعه ميداني استفاده از نرمافزارهاي کنترل فعاليت در 20 شرکت ايراني و تحليل احساسات چهره در مصاحبههاي مجازي، از جمله مباحث اين فصل هستند. در بخش مسئوليتپذيري الگوريتمي، ظرفيتهاي ماده 1 قانون مسئوليت مدني ايران مورد بررسي قرار گرفته و سپس پيشنهاد »ماليات بر رباتها« با الهام از الگوي سنگاپور در بيمه بيکاري ديجيتال مطرح شده است. همچنين امنيت شغلي با نگاهي به تجربه کره جنوبي و امکانسنجي اجراي آن در ايران، حق تشکيل اتحاديههاي مجازي با تأکيد بر چالشهاي حقوقي شناسايي اعضاي پراکنده در ميان رانندگان تاکسي اينترنتي، و موضوعات آيندهنگرانه مانند داوري ديجيتال، آزمايش قراردادهاي هوشمند در حل اختلافات کارگري فريلنسرها و موانع حقوقي در نظام قضايي ايران، بخشهاي پاياني فصل سوم را تشکيل ميدهند.
شکوهفر درباره بخش پاياني کتاب گفت: فصل پاياني کتاب به »راهکارها و آينده نگري« ميپردازد. در اين فصل به طور مشخص هشت محور را پيشنهاد کردهام؛ بازتعريف رابطه کار در عصر ديجيتال، طراحي سازوکارهاي حمايتي نوين، تنظيمگري هوشمند روابط کار، آموزش و توانمندسازي سهجانبه (کارگر، کارفرما و نهاد قضايي)، نظارت و اجرا، ايجاد حق توضيح براي تصميمات الگوريتمي، تأسيس و توسعه نهادهاي مکمل براي تضمين شفافيت و پيگيري حقوق، و مرحلهبندي و تدريج در اجراي مقررات. کتاب همچنين با ارائه ملاحظات طراحي، شناسايي چالشهاي پيشروي اصلاحات و راهکارهاي اجرايي براي تحقق تحولات، به کار خود پايان ميدهد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا،وي در پايان اظهار کرد: پيام بنيادين کتاب که در پيشگفتار بر آن تأکيد شده، اين است که اگر هوش مصنوعي از هدايت خردمندانه انساني و اصول اخلاقي مبتني بر کرامت انساني دور بماند، به جاي ارتقاي رفاه و عدالت، به عاملي براي گسترش بيعدالتي و نابرابري بدل خواهد شد؛ از اين رو آمادگي امروز جامعه حقوقي و کارگري ايران براي مواجهه با اين تحولات، شرط اساسي بهرهمندي از مواهب فناوري و پيشگيري از قرباني شدن آيندگان در برابر پيامدهاي ناگوار آن است.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


از حصار تا بازار؛ بازخواني استراتژيک مثلث مرزي شمال غرب در عصر بازپيکربنديهاي منطقهاي
بخش قابلتوجهي از ظرفيتهاي مرزي استان بلااستفاده مانده است
رصد مستمر عملکرد مديران براي جذب و تسهيل سرمايهگذاري در آذربايجانغربي
انحراف از جاده اتوبوس در محور تسوج _ سلماس ۲۹ مصدوم داشت
انهدام کامل یک تیم از گروهکهای معاند و تجزیهطلب در مرزهای شمالغرب کشور
ظرفيتهاي آذربايجانغربي ميتواند زمينهساز تحول اقتصادي منطقه باشد
گذرگاههاي جديد مرزي ايران و ترکيه توسعه تجارت و گردشگري را تقويت ميکند
راه اندازي پايانه مرزي کوزه رش سلماس مطالبه جدي مردم است
پارادوکس مناطق آزاد؛ بهشت سرمايه يا جهنم معيشت
اشتغال دانشآموختگان در گرو تقویت پیوند دانشگاه و صنعت است
