ARAZAZARBAIJAN

ميلياردهاي فقير پديده نوظهور


ميلياردهاي فقير پديده نوظهور

گروه تحليل: برخي اقتصاددانان اعتقاد دارند ما اکنون با نوعي از فقر مواجه هستيم که صرفا با شاخص درآمد يا ثروت قابل سنجش نيست.


پديده‌اي که به‌تدريج خود را نشان مي‌دهد، ظهور »ميلياردرهاي فقير« است؛ افرادي که شايد در ظاهر صاحب خودرو يا منزل مسکوني باشند، اما از پس نگهداري، تعميرات و هزينه‌هاي جاري آن برنمي‌آيند. حثِ روز، »اقتصادي« است؛ نه تنها در ايران بلکه در سطح جهان. اگر پيش‌تر براي آغاز گفت‌وگويي در کوي و برزن موضوعي پيدا نمي‌شد، حالا اولين مورد، اقتصاد است.
اين روزها حتي افرادي که ماشيني ميلياردي زير پايشان است از گراني صحبت مي‌کنند؛ هرچند قيمت يک کوييک در بازار آزاد بيش از يک ميليارد شده و با نگاه به سطح خيابان‌ها ميلياردرهاي فراواني مشاهده مي‌شوند. اما، جنس موضوعات اقتصادي به عنوان موضوعي براي بحث در فضايي خلاگونه شکل مي‌گيرد.
مردم با احتياط در مورد آينده اقتصاد سخن مي‌گويند. با ترديد براي فردايشان برنامه مي‌ريزند و اگر بودجه‌اي در اختيار داشته باشند، خريد ملزومات زندگي‌شان را به فردا نمي‌اندازند. اما، پرسش کليدي آن‌ها يک چيز است؛ اين وضعيت تا کجا ادامه خواهد داشت؟
جامعه‌شناسان معتقدند بحران‌هاي اقتصادي مستقيما کيفيت زندگي و روابط اجتماعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و اقتصاددانان نيز تاکيد مي‌کنند که اقتصاد را نمي‌توان جدا از وضعيت اجتماعي تحليل کرد. برخي تحليلگران بر اين باورند که جامعه ايران پيش از اين نيز واکنش‌هاي مختلفي به فشارهاي اقتصادي نشان داده، اما اکنون به دليل فضاي جنگي و نااطميناني حاکم، نوعي »تعليق اجتماعي« شکل گرفته است.
اميرحسين خالقي، اقتصاددان، ضمن واکاوي اين مساله مي‌گويد: »مردم پيش از اين به مشکلات اقتصادي واکنش نشان داده‌اند؛ ضمن اينکه بايد تاکيد کرد واقعا نمي‌توان بحث اقتصاد و اجتماع را از يکديگر جدا کرد.«
ايران در آستانه دهه سخت اقتصادي اميرحسين خالقي مي‌گويد: »ما پيش از آغاز اين ماجرا نيز با وضعيت اقتصادي بسيار دشواري مواجه بوديم و متاسفانه نتايج آن را در اتفاقاتي غمبار مشاهده کرديم. بازنشستگان وضعيت خوبي ندارند، بحران هزينه‌هاي دولت، مشکلات نظام بانکي و تحريم‌هاي سنگين همچنان پابرجاست و در کنار همه اين‌ها، جنگ نيز اضافه شده است. خسارات جنگ در برخي برآوردها بيش از 200 ميليارد دلار و حتي تا 270 ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود.«
به گفته او: »اين تصوير نشان مي‌دهد که ايران در آستانه يک دهه بسيار سخت قرار دارد؛ وضعيتي که پيش‌تر نيز وجود داشت و اکنون ابعاد آن گسترده‌تر شده است. اين شرايط نيازمند اصلاحات بسيار جدي است.«
اين اقتصاددان در پاسخ به اين پرسش که »آيا ما اکنون آثار جنگ را ديده‌ايم و آن را از منظر اقتصادي تجربه کرده‌ايم؟« مي‌گويد:»واقعيت اين است که ما هنوز به‌طور کامل وارد وضعيت پساجنگ نشده‌ايم، اما آثار آن به‌تدريج خود را نشان مي‌دهد. بخشي از صنايع و پتروشيمي‌ها آسيب ديده‌اند و اين آثار کم‌کم نمايان مي‌شود. شايد هنوز همه ابعاد بحران را به‌طور کامل حس نکرده باشيم، اما افزايش قيمت‌ها و رکود سنگيني که بر فعاليت‌هاي اقتصادي حاکم شده، به‌خوبي قابل مشاهده است.«
او مي‌افزايد: »اين شرايط حتي براي اقتصادي که در وضعيت رونق قرار داشته باشد نيز بحران‌زا خواهد بود. اکنون بسياري صرفا دست نگه داشته‌اند و در وضعيت انتظار به سر مي‌برند تا ببينند چه اتفاقي رخ خواهد داد. هنوز هيچ چشم‌انداز روشني وجود ندارد و سناريوهاي مختلفي مطرح است.«
خالقي مي‌گويد: »پس از اتفاقات سال گذشته، ديگر هيچ سناريويي دور از ذهن نيست. اين وضعيت حاصل روندي است که طي دهه‌ها شکل گرفته، به‌تدريج بدتر شده و اکنون به يک بزنگاه دشوار رسيده است. در چنين شرايطي ناگزير بايد همان نکته هميشگي را تکرار کرد که براي بهبود اقتصاد، بايد از مسير سياست عبور کرد. سياستمداران بايد شرايطي ايجاد کنند که اقتصاد بتواند نفس بکشد.«
اين اقتصاددان با بررسي مفهوم »طبقه«در جامعه ايران مي‌گويد: »در مورد مفهوم طبقه اجتماعي نيز بايد گفت که اين واژه، دست‌کم در معناي نظري آن، همواره محل نقد بوده و شايد اصطلاح دقيقي براي توصيف وضعيت کنوني نباشد. با اين حال، تفاوت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه‌اي متنوع و متکثر مانند ايران قابل انکار نيست. اگر منظور از طبقه، نوعي قشربندي اجتماعي باشد، طبيعتا چنين شکاف‌هايي وجود دارد. اما بنظر مي‌رسد طبقه مفهومي مشکل‌ساز است که در توضيح ماجرا کمکي نمي‌کند. مسئله مهم‌تر، گسترش فقر و افزايش جمعيت آسيب‌پذير است؛ وضعيتي که اکنون آثار آن به‌وضوح قابل مشاهده است.«
او مي‌افزايد: »برخي تحليلگران از اصطلاحاتي مانند »پاکستانيزه شدن« يا »بمبئي شدن« جامعه ايران استفاده مي‌کنند. اکنون به‌تدريج شاهد آن هستيم که شماري از افراد شغل خود را از دست داده‌اند. اين مسئله به معناي آن است که بخش گسترده‌تري از جامعه تحت تاثير بحران‌هاي اقتصادي قرار گرفته و دامنه آسيب‌هاي اجتماعي نيز رو به گسترش است.«
پديده »ميلياردرهاي فقير« در حال ظهور است
خالقي مي‌گويد: «ما اکنون با نوعي از فقر مواجه هستيم که صرفا با شاخص درآمد يا ثروت قابل سنجش نيست. پديده‌اي که به‌تدريج خود را نشان مي‌دهد، ظهور »ميلياردرهاي فقير« است؛ افرادي که شايد در ظاهر صاحب خودرو يا منزل مسکوني باشند، اما از پس نگهداري، تعميرات و هزينه‌هاي جاري آن برنمي‌آيند. هزينه‌ها آن‌قدر افزايش يافته که افراد صرفا تلاش مي‌کنند مالکيت دارايي خود را حفظ کنند، بي‌آنکه توان واقعي استفاده يا نگهداري مناسب از آن را داشته باشند.«
اگر بخواهيم ميان جامعه‌شناسي و اقتصاد پيوند برقرار کنيم، معمولا از مفهومي به نام طبقه متوسط ياد مي‌شود؛ طبقه‌اي که در ايران به‌تدريج فرسوده و به طبقات پايين‌تر رانده شده است. اين همان قشر تحصيل‌کرده‌اي است که معمولا مسائل جامعه را واقع‌بينانه‌تر و عقلاني‌تر تحليل مي‌کند و مي‌تواند نقش متعادل‌کننده در جامعه داشته باشد که در حال حاضر وضعيت مناسبي ندارند. تحليل اين اقتصاددان از اين افراد اين است که: »شايد مفهوم طبقه متوسط تعريف دقيقي نداشته باشد، اما اگر منظور، گروهي باشد که در ميانه توزيع درآمد قرار دارند، مصرف فرهنگي دارند و دغدغه‌هاي اجتماعي و توسعه‌اي را دنبال مي‌کنند در اين طبقه هستند، بايد گفت اين طبقه تا حد زيادي تضعيف شده است.«
او مي‌افزايد: »امروز فشار معيشتي به اندازه‌اي افزايش يافته که بسياري از افرادي که پيش‌تر مي‌توانستند کتاب بخوانند، فعاليت سياسي، اجتماعي و فرهنگي داشته باشند يا در مسائل عمومي مشارکت کنند، ناچار شده‌اند اين امور را کنار بگذارند چون همگي لوکس شده. اين اتفاق براي هيچ جامعه‌اي مطلوب نيست؛ زيرا طبقه متوسط، با همين تعريف کلي، نقش اصلاح‌گر و تصحيح‌کننده روندهاي توليدي اجتماعي را ايفا مي‌کند. اين قشر مي‌تواند نسبت به سياست‌هاي اشتباه هشدار دهد و ظرفيت اجتماعي لازم براي بهبود اوضاع را فراهم کند. متاسفانه به نظر مي‌رسد اين طبقه، دست‌کم بر اساس تجربه زيسته، به‌شدت کم‌رنگ و کم‌تحرک شده است«
او در مورد چشم‌انداز اقتصادي ايران مي‌افزايد: »اگر هنوز با کمبودهاي شديد و نايابي گسترده کالاها مواجه نشده‌ايم، بخشي از آن به آمادگي حداقلي پس از جنگ دوازده‌روزه بازمي‌گردد. بنابراين هنوز براي رسيدن به کوپني شدن کالاها زود است، همانطور که در جنگ 8 ساله اتفاق افتاده بود.«
اين اقتصاددان مي‌گويد: »تورم، مسئله‌اي نيست که صرفا پس از جنگ ايجاد شده باشد. ما سال‌هاست با تورم مزمن مواجهيم؛ هرچند ممکن است کانال‌هاي بروز آن در سال‌هاي اخير تغيير کرده و پس از جنگ تشديد شده باشد. اين وضعيت، حاصل دهه‌ها عملکرد نامناسب دولت‌ها، سياست‌هاي نادرست پولي، بودجه‌اي و مالي، نابساماني‌هاي ساختاري و تحريم‌هاي گسترده است که بيش از يک دهه بر اقتصاد ايران سايه انداخته‌اند. مجموعه اين عوامل باعث شده امروز با اقتصادي نابسامان روبه‌رو باشيم.«
او مي‌افزايد: »وضعيت فعلي، هنوز تمام آن چيزي نيست که ممکن است در ماه‌هاي آينده با آن روبه‌رو شويم. در اقتصاد مي‌توان يک تعبير ساده داشت؛ وقتي فردي شغلش را از دست مي‌دهد، به اين معناست که فرد ديگري در نقطه‌اي ديگر مشتري خود را از دست مي‌دهد. بنابراين بيکاري و رکود، به‌صورت کاملا آبشاري منتقل مي‌شود.«
خالقي مي‌گويد: »بايد توجه داشت شوکي که امروز از آن به‌عنوان جنگ ياد مي‌کنيم، صرفا يکي از بحران‌هايي است که بر اقتصاد ايران تحميل شده؛ در حالي که روندهاي منفي و مشکلات ساختاري از قبل نيز وجود داشتند و ادامه داشتند. اکنون کشور در شرايطي بسيار دشوارتر گرفتار شده و به نظر مي‌رسد هنوز ابعاد واقعي نتايج اين وضعيت به‌طور کامل آشکار نشده است.«
خالقي ادامه مي‌دهد: »اکنون بايد اين مسئله را با صداي بلندتر و تاکيد بيشتري تکرار کرد که تا زماني که تحريم‌ها ادامه دارد، جنگ و نااطميناني پابرجاست و همه در انتظار اين هستند که چه اتفاقي خواهد افتاد، طبيعي است که نبايد انتظار اصلاح اقتصادي جدي داشت. افزون بر اين، هرگونه اصلاح اقتصادي نيازمند سطحي از سرمايه اجتماعي و مقبوليت عمومي است.«
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از فرارو، او در نهايت مي‌افزايد: »متاسفانه در شرايط فعلي، جامعه بيش از هر چيز در وضعيت انتظار قرار گرفته است؛ انتظاري براي اينکه آينده چه خواهد شد.«


برچسب ها:

تاریخ: 1405/02/26 08:05 ق.ظ | دفعات بازدید: 1727 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور