ARAZAZARBAIJAN

مادرانِ کار، کودکانِ بي‌مهد


مادرانِ کار، کودکانِ بي‌مهد

گروه اجتماعي: از روزي که مهدکودک‌ها همزمان با آغاز شرايط جنگي تعطيل شدند، بحران تازه‌اي در خانه‌هاي بسياري از خانواده‌ها آغاز شد؛ بحراني که کمتر ديده شد اما زندگي روزمره هزاران زن شاغل را به‌هم ريخته است.


9 اسفند، همان روزي که سايه جنگ بر سر شهرها افتاد، مادرهاي شاغلي که کودکانشان را به دست مهدکودک سپرده بودند، سراسيمه به سراغ فرزندانشان رفتند و آنان را نزد خود آوردند. از آن روز به بعد، مهدکودک‌ها عملا تعطيل و سازوکارهايي براي مادران تدارک ديده شد؛ دورکاري يا مرخصي جنگ. اگرچه اين تعطيلي‌ قرار بود موقتي باشد اما حالا هفته‌ها از آن گذشته و هنوز خبري از بازگشايي رسمي نيست.در تازه‌ترين اظهارات، رئيس سازمان ملي تعليم و تربيت کودک اعلام کرده: »به صورت رسمي، مهدهاي کودک در سراسر کشور فعلا بازگشايي نمي‌شوند.« اين تصميم در نگاه اول، صرفا يک اقدام احتياطي است، اما در عمل، زندگي هزاران خانواده، به‌ويژه زنان شاغل را دستخوش آشفتگي کرده.
حالا مادراني وجود دارند که بايد بين کار و يا مراقبت از فرزندانشان يک گزينه را انتخاب کنند؛ آن هم در شرايطي که سايه تعديل بر سرشان سنگيني مي‌کند. حالا با گذشت زمان، نه چشم‌انداز روشني براي بازگشايي وجود دارد و نه راه‌حل جايگزيني که براي همه قابل دسترس باشد.
يا بچه‌ات را نگه دار، يا کارت را
الهام، 34 ساله و کارمند يک شرکت خصوصي است. دختر سه‌ساله‌اش تا پيش از تعطيلي‌ها، هر روز به مهد مي‌رفت. او مي‌گويد: »هفته اول فکر مي‌کرديم چند روزه حل مي‌شود. مادرم گفت بچه را بياور اينجا، اما الان بيشتر از دو ماه گذشته. مادرم خودش بيمار است و نگهداري از يک بچه سه‌ساله واقعا برايش سخت شده.«او مي‌گويد در اين مدت بارها ميان محل کار و خانه دچار تنش شده است: »شرکت از يک جايي به بعد ديگر درک نمي‌کند که شما بچه داري. از طرفي نمي‌توانستم بچه را تنها بگذارم. عملا به جايي رسيده‌ام که يا بايد کارم را نگه مي‌داشتم يا بچه‌ام را.«نکته اين است وقتي زيرساخت‌هاي مراقبتي مانند مهدکودک از دسترس خارج مي‌شوند، اولين فشار مستقيم به زنان وارد مي‌شود؛ چرا که هنوز در بسياري از خانواده‌ها، مسئوليت اصلي مراقبت از کودک بر عهده مادران است.
يک کارمند بي‌دردسر
در اين ميان، نگراني ديگري نيز آرام‌آرام در حال شکل‌گيري است؛ ترس از حذف تدريجي مادران داراي فرزند کوچک از بازار کار. برخي زنان شاغل مي‌گويند پس از تعطيلي مهدکودک‌ها، ناچار شده‌اند بارها مرخصي بگيرند، دير به محل کار برسند يا در ميانه روز براي نگهداري از فرزندشان محل کار را ترک کنند؛ اين وضعيت، به خصوص در شرکت‌هاي خصوصي، با نارضايتي کارفرما همراه شده.مونا، کارمند 33 ساله مي‌گويد: »خواهرم مرضيه کارمند يک اداره دولتي است، آن‌ها طبق مصوبات مجبور به کنار آمدن با مادران شاغل هستند، اما شرکت ما در ليست تعديل خود پس از جنگ 3 مادر را گنجانده بود. کارفرما مي‌گفت بهتر است در اين وضعيت کارمندي بي دردسر داشته باشم.«درواقع، بسته بودن مهدکودک‌ها همزمان با ميان زمين و هوا بودن بسياري از کسب‌وکارها همراه شده. در اين شرايط بعضي کارفرمايان ترجيح مي‌دهند به جاي حفظ نيروهاي داراي مسئوليت مراقبتي، سراغ استخدام افرادي بروند که به تعبير خودشان »دردسر کمتري« دارند. همين مسئله، اضطراب تازه‌اي را براي مادران شاغل ايجاد کرده؛ اينکه تعطيلي طولاني‌مدت مهدکودک‌ها، تنها به آشفتگي روزمره ختم نشود و در نهايت به حذف تدريجي آنان از محيط کار بينجامد.نفيسه آزاد، جامعه شناس و فعال حقوق زنان نيز پيش‌تر در خصوص قانون دوکاري ويژه براي زنان نيز گفته بود: »اگر يکي از قلاب‌هاي اين زنجيره قوانين را تغيير دهيد، حتي اگر آن قلاب به‌خودي خود خوب باشد و امتيازي براي زنان شاغل محسوب شود، ممکن است برآيند آن به حذف بيشتر زنان از بازار کار منجر شود؛ مثل قانون مرخصي 9ماهه زايمان.« مقصود اين جامعه‌شناس در برابر استدلال کارفرماها قرار مي‌گيرد، همان‌هايي که مي‌گويند بهتر است کارمندان بي‌دردسرتري را بپذيرند. حالا همزمان با گسترش موج تعديل نيرو در برخي بخش‌ها، مادران داراي کودک خردسال ممکن است به يکي از آسيب‌پذيرترين گروه‌هاي بازار کار تبديل شوند.
بازار خاکستريِ نگهداري کودک
همزمان با تعطيلي رسمي مهدها، حالا نوعي بازار غيررسمي و خاکستري هم شکل گرفته. برخي مهدکودک‌ها بدون مجوز رسمي فعاليت خود را از سر گرفته‌اند و بعضي ديگر از والدين تعهدنامه‌هايي گرفته‌اند که مسئوليت هر اتفاق احتمالي را بر عهده خانواده‌ها مي‌گذارد؛ از شرايط بحراني گرفته تا حوادث ناشي از جنگ يا ناامني.
مادر يکي از کودکان در شرق تهران مي‌گويد: »مهد بچه‌ام گفت اگر مي‌خواهيد فرزندتان بيايد بايد نامه‌اي امضا کنيد که هر اتفاقي بيفتد مسئوليتش با خودتان است. عملا يعني هيچ مسئوليتي قبول نمي‌کنند.«
در ظاهر، اين راه‌حل شايد براي والدينِ درمانده يک گزينه باشد، اما کارشناسان معتقدند شکل‌گيري چنين فضاهايي مي‌تواند تبعات خطرناکي داشته باشد؛ از نبود نظارت بر ايمني و سلامت کودکان گرفته تا افزايش احتمال سوءاستفاده مالي. وقتي يک خدمت عمومي و ضروري تعطيل مي‌شود اما نياز اجتماعي به آن همچنان پابرجاست، بازار غيررسمي به‌سرعت جاي خالي آن را پر مي‌کند؛ بازاري که نه پاسخگوست و نه تحت نظارت.از سوي ديگر، هزينه استخدام پرستار کودک نيز افزايش پيدا کرده در حالي که اطمنيان کردن هم سخت است. بسياري از خانواده‌ها مي‌گويند ديگر توان پرداخت حقوق پرستار را ندارند. نرخ‌هاي ساعتي يا ماهانه نگهداري کودک در خانه، براي بخش زيادي از طبقه متوسط عملا غيرقابل پرداخت شده و همين مسئله، خانواده‌ها را به سمت راه‌حل‌هاي فرسايشي سوق داده است.
مادربزرگ‌ها؛ ستوني در ميان بي‌پناهي
در نبود مهدکودک، بسياري از خانواده‌ها ناچار شده‌اند به شبکه‌هاي سنتي مراقبت بازگردند؛ يعني سپردن کودکان به مادربزرگ‌ها، خاله‌ها يا اقوام. اما اين راه‌حل نيز هميشه پايدار نيست.
فريبا، 61 ساله، حالا هر روز از نوه دوقلوي چهارساله‌اش نگهداري مي‌کند. او مي‌گويد: «دخترم و دامادم هر دو شاغل‌اند. اول گفتيم يکي دو هفته تحمل مي‌کنيم، اما الان واقعا خسته شده‌ام. نگهداري از دو بچه کوچک در اين سن آسان نيست.»نکته قابل توجه اين است که در جامعه امروز ايران، سالمنداني که خود نياز به مراقبت دارند، حالا بار تازه‌اي را به دوش مي‌کشند و اين مسئله مي‌تواند به فرسودگي جسمي و رواني آنان منجر شود.
زنان و کار بي‌مزد مراقبتي
همين حالا وقتي در مورد باز نبود مهدکودک‌ها سخني به ميان مي‌آيد، اکثر جامعه به مصائبي که زنان در نبود اين محل با آن مواجه مي‌شود مي‌انديشد. کسي به اين موضوع فکر نمي‌کند که پدر بچه قرار است با چه چالش‌هايي مواجه شود. اين نکته خود دريچه‌اي رو به مشکلي بزرگ‌تر است.تعارض نقش‌هاي اجتماعي ديده‌شده براي زنان که بسيار گسترده به نظر مي‌رسد؛ يعني تعارض ميان کار بي‌مزدي که جامعه بر عهده زنان مي‌گذارد و از آنان انتظار دارد، و اشتغالي که در چند سال يا دهه اخير به پرونده مسئوليت‌هاي او اضافه شده. نفيسه آزاد در اين خصوص مي‌گويد: «جامعه تمام بار بي‌مزد مراقبتي، پرورشي و خانه‌داري را بر عهده زنان مي‌گذارد و قانون نيز از اين وضعيت حمايت مي‌کند. در نتيجه، زنان شاغل با حجم فرساينده‌اي از کار روبه‌رو هستند که همين مسئله مي‌تواند مسيرهاي ارتقاي زنان را محدود کند يا به حذف آنان از بازار کار رسمي بينجامد.«و شايد مسئله اصلي در اين روزها فقط تعطيلي چند مهدکودک نباشد؛ مسئله، معلق ماندن هزاران خانواده در وضعيتي سردرگم‌کننده است. مادراني که هر صبح گوشي به دست مستاصل هستند که آيا به مدير منابع انساني پيام بدهند يا نه؟ آيا آن مدير درکشان خواهد کرد که مجبور به گرفتن مرخصي يا دورکاري شده‌اند؟ آيا ماه آينده اولين نامي که در ليست کارمندها خط مي‌خورد نام آن‌ها نيست؟ماندن در خانه و مراقبت از کودک حين دورکاري هم مساله ديگري است؛ حالا در بسياري از خانه‌ها، لپ‌تاپ‌هاي روشن کنار اسباب‌بازي‌هاي پخش‌شده روي زمين قرار گرفته‌اند و تماس‌هاي کاري، با صداي گريه کودک يا نگراني مادري خسته قطع مي‌شود.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل ازفرارو، در اين ميان، زمان مي‌گذرد اما هنوز پاسخ روشني وجود ندارد؛ نه براي مادري که نگران شغلش است، نه براي خانواده‌اي که توان پرداخت پرستار ندارد و نه براي کودکاني که بي‌آنکه چيزي از جنگ يا بحران بدانند، نخستين تجربه‌هاي جمعي زندگي‌شان ناگهان متوقف شده است.


برچسب ها:

تاریخ: 1405/03/02 10:13 ق.ظ | دفعات بازدید: 1714 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور