تخریب جایگاه معلم درسریال افعی به چه معنی است

تخریب جایگاه معلم درسریال افعی به چه معنی است

نبی الله الهیاری
گروه جامعه: از آنجایی که سکانسی از قسمت هشتم سریال افعی تهران علاوه بر تخریب و تحقیر شان و مقام ومنزلت معلّم به عنوان یکی از سه مولفه ی هر تمدن چون جوانمردی و مروّت و مهمان نوازی ایرانی را به سخره گرفته قابل نقد و بررسی است .
به گزارش آراز آذربایجان،در سکانسی از قسمت هشتم »پیمان معادی« نویسنده و بازیگر سریال افعی بعنوان »آرمان بیانی« معلم دوران کودکی اش آقای »شکوهی «را که جای پای گذر غمها بر چهره اش نقش بسته و صدها طوفان مهیب زندگی بر پیشانی اش چین انداخته و پیرش ساخته برخورد می کند و با رفتار احترام آمیز دروغین و با تعارفات ریاکارانه اعتماد او را جلب کرده و به بهانه رساندن ایشان به مقصد بعنوان مهمان سوار ماشینش می کند و سپس با رفتار تحقیر آمیز تنبیه های دوران مدرسه را به او یادآوری می نماید . معلمش که حکم مهمان درماشین او را دارد در یک حالت ماخوذ به حیا به دفعات ادعای »آرمان بیانی« را انکار می کند و م یگوید یادم نمی آید کسی را تنبیه کرده باشم امّا »آرمان بیانی« به معلمش می گوید( یادم نمیاد کسی را زده باشم یک غلط کردم محترمانه است،آدم هر …. را دلش بخواهد بکند و بعد از چندسال بزند زیرش قابل قبول نیست) و سپس با خفت و خواری در وسط راه او را از ماشین پیاده می کند علیهذا بدیهی است امروزه تنبیه بدنی بخصوص در دوره ابتدایی به هر دلیلی کاری ناپسند و غیر تربیتی است و قابل دفاع نیست امّا در این سکانس بسیار ماهرانه شاهد فرو ریختن شاکله انسانیت هستیم و ویرانی خرد و خردمندی و به سخره گرفتن مهمان و مهمان نوازی دیده می شود. حضرت علی(ع) می فرماید :»مهمانت را گرامی بدار هر چند در نظرت حقیر و کوچک باشد و به احترام استاد و پدر از جای برخیز هرچند که خود حاکم و فرمانروا باشی.« به نظر این حقیر که سی سال معلّمی کرده ام ویران کردن جایگاه معلّم به این شکلِ مشمئز کننده در قاب تصویر و رسانه ملّی بسیار تاسف بار است این صحنه مطلبی از جبران خلیل جبران در کتاب جاودانه ها را در ذهنم زنده کرد. جبران خلیل جبران میگوید: »برای انهدام یک تمدن سه چیز لازم است،اوّل خانواده ،دوّم الگوها،سوّم نظام آموزشی.«
برای اولی باید منزلت زن را شکست تا خانواده متلاشی گردد زیرا اگر زنان بیدار شوند یک نسل تغییر می کند و آنان فرزندان آگاه و خردمند و مسئولیت پذیر تربیت می کنند . برای دومی باید منزلت دانشمندان و قهرمانان و اسطوره ها را تخریب کرد زیرا ملت ها بدون اسطوره ها و قهرمانان مردمی مرده هستند بنابراین اسطوره ها چارچوب فکری و ایدئولوژی فرهنگ یک ملّت را تشکیل می دهند و با سنتها و آیینهای یک ملت در ارتباط هستند.برای سومی باید منزلت معلم را نابود کرد زیرا معلم نماد خردمندی و خردورزی و علم و آگاهی است.
علیهذا آنچه در سریال افعی دیده شد بجز تخریب جایگاه معلم هیچ معنای دیگری ندارد زیرا این یک اصل مسلّمِ منطقی است که حرف هیچکس حُجیّت حرف و آموزش معلم بر شاگرد را ندارد زیرا معلم نمی تواند حقایق طبیعی و علمی را تحریف کند و یا نادیده بگیرد در فلسفه و سیاست و حتی در بعضی از فرقه های مذهبی عامداً جمع دو بعلاوه دو را هر عدد بجز چهار را که صلاحشان باشد به خورد مردم میدهند اما کسی که بعنوان معلم در حال اثبات قوانین حاکم بر طبیعت و جهان و تکنولوژی است قهراً و قطعاً در کلامش حاصل جمع دو با دو باید چهار شود تا هواپیمایی از زمین بلند شود و کشتی ها در دریا ها جابجا شوند و فضاپیمایی در مریخ فرود آید و بیماری از فاصله چندهزارکیلومتری عمل جراحی شود. علی ایّحال در جایی که قرار است تعلیم و تربیت صورت گیرد تا خِرَد دانش آموز بیدار و روانش پاک و تنش توانا و چشمش روشن و بختش بلند و کامش شیرین و رزمش پیروز و بزمش پرنور گردد.
طبق نظر اصولیون حرف و نظر معلم بر شاگردش حُجیّت دارد بهمین دلیل تکلیف بر شاگردی که می خواهد درس بخواند منجز میگردد زیرا بخشی از عقود به محض انعقاد عقد ( مثل ثبت نام برای درس خواندن و یا مثل رفتن به سربازی ) قطعی و دارای اثر هستند بدیهی است مخالفت و سرپیچی و سهل انگاری و بازیگوشی و بی انظباطی و دهها بزه دیگر که در مدارس توسط دانش آموزان بی قید و بند و معروف به نسل زد که تحت تاثیر برآیند دهها نیروی مخرب ماهواره ها و گوشی های هوشمند و فضاهای مجازی آلوده و فریبنده و تبلیغات مسموم قرار می گیرند مستوجب عقوبتند.
حال با استناد به اصل( منجزیت قطع) در تمامی ادیان و مذاهب و اجتماعات و مدارس دنیا از گذشته تا بحال استنکاف از قوانین شرع و عرف و جامعه مجازات دارد.
حال براساس آنچه که گفته شد هیچ عذری در ترک تکلیف،چه اخلاقی و چه درسی از ناحیه شاگرد مُکلّف پذیرفته نیست و شخص سهل انگار و مسئولیت گریز و گاهاً خاطی بقول »شمس تبریزی« اگر با دست شکسته به خانه برگردد حق اوست و به قول مولانا :
»شرّ جزئی از برای خیر عام
شرع رخصت می دهد بگذار گام«
حال هیچگونه عذری در ترک تکلیف از ناحیه دانش آموز مکلف پذیرفته نیست و شخص خاطی که به ضرب و شتم دیگر دانش آموزان می پردازد و بعضاً تمایل به تعرض جنسی به سایر دانش آموزان و همسالان نشان می دهد و بسیاری از عادت های زشت ناشی از بلوغ جنسی را در بین همسالان خود که هنوز به آن مرحله نرسیده اند اشاعه می دهند و کارشان دائم زور گویی و زور گیری و شرارت است و نسبت به درس و معلم و مدرسه بی علاقه و بی اعتنا می باشند و به لطف گوشی های هوشمند دوربین دار سعی میکنند با معلم درگیر شده و همدستانش از صحنه فیلم بگیرند و در فضای مجازی آبروی معلم را ببرندسزوار تبنیهی هستند که قانون تعیین میکند و از طرفی بعلت گزینش های میلی و سلیقه ای در استخدام معلمان که بیشتر به صلاحیت سیاسی و عضویت او در بعضی نهادها توجه می شود و سایر فاکتورهای شاخص معلمی مانند اشراف وکنترل بر کلاس،سواد کافی و علاقه مندی به شغل معلمی و بیان گیرا و توانایی ارائه مطلب نادیده گرفته می شود به همین دلیل محیط آموزش و پرورش مدینه فاضله نیست و بدیهی است در میان جمعیت یک و نیم میلیون نفری معلمان افراد ناباب و عقده ای و بیسواد و آزارگرهم پیدا می شود که تنبیهات قانونی مجاز راعامداً یا جاهلاً مساوی با تنبیه بدنی تلقی کرده و تنبیه بدنی کرده اند شناسایی و تنبیه و اصلاح و حتی اخراج شده اند اما افرادی تحت عنوان هنرمند که در واقع هنرمند نیستند و بازیگرند و هر روز به نقش یکی فرو می روند و روز دیگر به جلد کسی دیگر در می آیند زیرا هنرمند به میزان هنری که دارد انسان است و میتواند با هنرش طبیعت را تزیین و جامعه را زیبا کند زیرا هنر تجلّی روحی است که آنچه هست سیرش نمی کند و آنچه هست را به آنچه که باید باشد نزدیک می کند اما بازیگر برخلاف مرام و آیین معلمی
چون همیشه سود را بر ارزش ترجیح میدهد و برای جلب مخاطب و دیده شدن طبق اصل هدف وسیله را توجیه می کند به هیچکس و هیچ چیز رحم نمی کند و بدیهی است در سریال افعی نویسنده فیلمنامه و بازیگر با قصد قبلی و با بروز یک کینه شتر گاو پلنگی شان و مقام معلم را نشانه رفته و با تولید سکانسی موهن در قسمت هشتم سریال (قبح توهین و تعرض به ساحت معلم را به کلی از بین برده)
گویند افلاطون گفته :»در جامعه ای که در آن پزشک از همه محترم تر و وجودش نیازمندتر باشد آن جامعه بیمار است و اگر در جامعه ای نظامیان در اوج اقتدار و قدرت باشند و محترم و موجه جلوه داده شوند تا مردم از آنها بترسند آن جامعه وحشی است و در جامعه ای که در آن معلم از همه ارزشمندتر باشد و اگر بهترینها معلم شوند مردم آن جامعه با فرهنگ هستند.« و بدیهی است بی اعتنایی به نظام آموزشی و تحقیر سیستماتیک مقام معلم به معنی سقوط اخلاقی آن جامعه است. در خاتمه مقام معلم در سریال افعی با مقام و احترام معلم در چند کشور مختلف مقایسه می شود تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد .
آنجا که مقام معلم و رهبرش یکی است آنجا چین است و کشوری که بالاترین نشان افتخار از آن معلم است آنجا انگلستان است و کشوری که معلمش بجز کار معلمی حق انجام کار دیگری را ندارد آنجا روسیه است و کشوری که به معلمش سقف حقوق تعیین نمیکنند آنجا ژاپن است و کشوری که حقوق معلم و پزشکش یکی است آنجا آلمان است و کشوری که میانگین حقوق برای معلمش در ماه سه هزار و ششصد دلار آمریکاست آنجا امارات عربی است و اما در کشوری که در آن یک بازیگر جعلق به خود اجازه تحقیر و تخریب و توهین به مقام معلم را با ساخت سریال افعی میدهد آنجا ایران است.
رسم است گویند انسان دو نوع معلم دارد:
»آموزگارو روزگار«
هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی دومی با تلخی به تو می اموزد
اولی به قیمت جانش
دومی به قیمت جانت
وختم کلام سخن زنده یاد دهخدا:
»پادشاهی پسر به مکتب داد لوح سیمین در کنار نهاد
بر سر لوح این نوشته به زر
جور استاد به زمهر پدر«.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۹:۲۹ ق.ظ

دیدگاه


شش − = 3