گروه فرهنگي:حنيفي ميگويد: از نظر من هيچ موضوعي، هيچ کاري، هيچ چيزي به اندازه دفاع از ميهن در روزهاي تجاوز اهميت ندارد؛ حتي معتقدم دفاع از ميهن بالاتر از خانواده است. وي اعتقاد دارد: براي شناخت ذات پليد دشمنان و اطلاع از جناياتي که در حق ما کردهاند؛ حتما بايد تاريخ بخوانيم و لازم است که اخبار را از رسانههاي مزدور و معاند دنبال نکنيم.
اگر به من بگويند به هر ايراني يک پيام بده حتما بيدرنگ ميگويم: اينترنشنال را دنبال نکن. قاعدتا در تمام وقايع تاريخي و جنگهاي کوچک و بزرگ داخلي و خارجي، ايستادن در جايگاه درست دغدغه همه افراد و البته هنرمندان، بوده است. معمولا هنرمند دغدغهمند و متعهد در چنين مواقعي بايد چه کند؟ سکوت کند؟ جانب يکي از جناحها را بگيرد؟ دست به عمل بزند؟ از دشمنان خارجي جهت مطالباتش کمک بگيرد؟ يا اينکه وارد ميدان سياسي شود و دست به روشنگري بزند؟ در ميان هنرمندان موزيسين، تعددي در جاي درست تاريخ ايستاده و دست به توليد و نشر در حمايت از مردم و کشورشان زدهند. حامد حنيفي نوازنده و آهنگساز را بايد جزو اين دسته از هنرمندان دانست. او تا پيش از قطع شدن اينترنت بين المللي در کشور به دليل جنگ، در صفحات شخصي خود روشنگري ميکرد و تلاش داشت مخاطبانش را نسبت به دشمنان آمريکايي صهيوني آگاه کند. او هنوز در حال ادامه دادن اين رويه است. حامد حنيفي همکاري با خوانندگان داخلي و آنطرف آبي را در کارنامه دارد اما به انتخاب خود تصيم گرفته در جبهه وطن باشد و خام وطن فروشان نشود. گفتگو با اين آهنگساز را در ادامه ميخوانيد.
از سال گذشته تا به امروز چه فعاليتهايي داشتهايد؟
در يک سال گذشته من هم مثل تمام مردم دوران رکود کار را تجربه کردم. بيکاري کشيدم و بيتعارف تحت فشار اقتصادي بودم؛ اما رسالت خودم ميدانستم در اين سال سخت و طاقت فرساي جنگي يکي ديگر از شاخههاي هنر که همان روشنگري براي مردم عزيز هست را پيش ببرم؛ اما در عالم موسيقي قطعاتي در موضوع ايران با نامهاي «بچههاي ميناب» و «مادرماي سرزمينم» روي ترانههاي ناب استاد بابک صحرايي ساختم، قطعاتي که با اشک در روزهاي جنگ و زير موشک باران تهران ساختم. هنوز صداي بمبها حين ساخت اين قطعات در گوشم هست. من ساکن نارمک تهرانم چند سالي است و ميدانيد که از شديدترين نقاط بمباران شده بود. به هر حال منتظر اجراي آنها هستم، ضمنا قطعهاي بيکلام با عنوان »جنگ در خانه« ساخته و ضبط کردم که دوئت شنيدني پيانو و ويولن هست و بزودي منتشر خواهم کرد.
به عنوان يک آهنگساز و نوازنده چه تعريفي از آثار موسيقايي ملي ميهني ارائه ميدهيد؟
ببينيد در موضوع موسيقي ملي/ ميهني، ما بايد بيشتر کار کنيم، شاعران ما بايد تاريخ را با دقت مطالعه کنند و در تک تک واژهها غرور ملي را تزريق نمايند. کلام به خصوص در اين آثار بسيار مهم است. ضمن اينکه مهمترين نماد يک موسيقي ملي ميهني، »سرود ملي« هر کشور است و من سالهاست منتقد اين سرود فعلي هستم.
انتقادتان نسبت به سرود ملي کشورمان چيست؟
قبلا توضيحاتي دادم ولي به طور خلاصه مجدد عرض ميکنم اساس اين سرود ملي از نظر کلامي آن شور و هيجاني که بايد را ايجاد نميکند و از لحاظ خط ملودي و ساختار »ارکستراسيون« و »کنترپوان« هم برداشتي از موزيک ملي کره جنوبي هست و بايد مسئولان به اين موضوع رسيدگي کنند. من که 20 سال است مشغول ساخت موسيقي هستم و به تازگي هم دوره معادل دکترا در رشته پژوهش هنر را تمام کردهام، آخرين آرزوي شغليام اين است که بتوانم به عنوان کارشناس ارشد موسيقي در ساخت و توليد سرود ملي جديد نقشي داشته باشم. پيگيريهايي در اين موضوع کردهام، تا ببينيم تقدير چيست و آيا سعادتش را دارم يا خير!
با وجوه انبوه توليدات قطعات، چرا بيشتر آنها نه تنها ماندگار نميشوند بلکه شنيده هم نميشوند. و اينکه توليد آثار سفارشي را درست ميدانيد يا خير؟
ببينيد ما در موضوع پژوهش هنرِ موسيقي به شکل آکادميک، به بررسي اين موضوع ميپردازيم که اساس ماندگاري از کجا ميآيد؟ و جوابش ساده است؛ از مردم! حالا چرا ماندگار نميشود؟ چون براي مردم ساخته نشده! هر وقت کاري سفارشي و با اعمال نفوذ يک نهاد ساخته شود، مخاطب متوجه اين موضوع شده و آن کار هنري را جدي نميگيرد. مثلا کسي براي شما ساعتي ديواري هديه ميآورد، شما با ذوق آن کادو را باز ميکنيد؛ اما ميبينيد روي آن تبليغ يک شرکت مثلا يک خودروساز است! خب اول دلخور ميشويد که چرا طرف براي شما اين هديه را تهيه نکرده و چيزي که خودش ذات تبليغاتي داشته را براي شما آورده! و دوم به سادگي ميفهميد هدف از آوردن اين کادو رفع تکليف بوده و نه يک هديه واقعي! موضوع کار سفارشي هم به همين شکل است، مخاطب امروز باهوش است، هزاران موسيقي در پلي ليست خود دارد، فورا ميفهمد اين کار دلي ساخته شده و ذاتش هنرمندانه است يا سفارشي و تبليغاتي هست! پس در واقع اگر کسي مثلا براي ايران کاري ميسازد بايد براي همه 90 ميليون ايراني بسازد! لرها و کردها و آذريها و … بايد همه دوستش داشته باشند! اينجاست که دوباره موضوع ساختار موسيقي مردمي و البته کلام قابل فهم و قابل قبول براي همه اقشار در آهنگ يا جلوه ميکند يا آن قطعه هم مثال بقيه به بايگاني تاريخ تبعيد ميشود! يکي ديگر از پاشنههاي آشيل اين آثارِ کم رمق در واقع »خط ملودي« آنهاست، ملودي که حفظ شدني و البته شيرين نباشد هرگز زمزمه نخواهد شد! پس به ماندگاري هم نميرسد!
اگر ناگفتهاي مانده دربارهاش توضيح دهيد.
خوشحالم گفتگوي ما سمت موضوعات تخصصي موسيقي رفت؛ اما در آخر دوست دارم به مردم عزيز ايران يادآوري کنم دو جنگي که به ما تحميل شد از طرف بزرگترين ارتش تمام تاريخ بشريت بود. ما جانهاي ارزشمندي را فداي اين دفاع به واقع مقدس کرديم؛ مقدس از اين جهت که از خاک و ناموس دفاع ميکرديم و به ما حمله شده بود. بايد قدر اين پيروزي بزرگ را بدانيم. اکثريت مردم نميدانند در زمان حمله مغولها به ايران، چه سلسله و خانداني حاکم ايران بودند! اصلا اهميتي هم ندارد! يک قوم وحشي به ايران ما حملهور شده! فقط مام ميهن ارزشمند است. پس براي شناخت ذات پليد دشمنان و اطلاع از جناياتي که در حق ما کردهاند؛ حتما بايد تاريخ بخوانيم و لازم است که اخبار را از رسانههاي مزدور و معاند دنبال نکنيم.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا، اگر به من بگويند به هر ايراني يک پيام بده حتما بيدرنگ ميگويم: اينترنشنال را دنبال نکن! ممنون از شما و وقتي که گذاشتيد، به اميد سربلندي ايران و ايراني.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


از حصار تا بازار؛ بازخواني استراتژيک مثلث مرزي شمال غرب در عصر بازپيکربنديهاي منطقهاي
بخش قابلتوجهي از ظرفيتهاي مرزي استان بلااستفاده مانده است
رصد مستمر عملکرد مديران براي جذب و تسهيل سرمايهگذاري در آذربايجانغربي
انحراف از جاده اتوبوس در محور تسوج _ سلماس ۲۹ مصدوم داشت
انهدام کامل یک تیم از گروهکهای معاند و تجزیهطلب در مرزهای شمالغرب کشور
ظرفيتهاي آذربايجانغربي ميتواند زمينهساز تحول اقتصادي منطقه باشد
گذرگاههاي جديد مرزي ايران و ترکيه توسعه تجارت و گردشگري را تقويت ميکند
راه اندازي پايانه مرزي کوزه رش سلماس مطالبه جدي مردم است
پارادوکس مناطق آزاد؛ بهشت سرمايه يا جهنم معيشت
اشتغال دانشآموختگان در گرو تقویت پیوند دانشگاه و صنعت است
