چالش‌هاي کودک بلاگرها در عصر ديجيتال


چالش‌هاي کودک بلاگرها در عصر ديجيتال

گروه فرهنگي: کودکي ديگر نه يک تجربه زيسته که يک نمايش قابل فروش است. کودکاني که بايد بازي کنند، حالا اجرا مي‌کنند و لايک مي‌گيرند.


در عصر شبکه‌هاي اجتماعي، به کارگيري کودکان در قالب اينفلوئنسر و بلاگر، از مرز سرگرمي عبور کرده و به يک چرخه سودآوري بي‌رحمانه تبديل شده است؛ چرخه‌اي که هويت، حريم خصوصي و رشد سالم کودک را قرباني مي‌کند. چالشي فرهنگي که يک مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بين‌الملل کودکان در يادداشتي به ابعاد آن پرداخته و راهکاري براي رفع آن ارائه داده است. محمدمهدي سيدناصري ـ حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بين‌الملل کودکان ـ در اين يادداشتي آورده است: »کودکي، لطيف‌ترين و حساس‌ترين دوره زندگي انسان است؛ دوراني که بذرهاي هويت، تخيل، خلاقيت و ارزش‌هاي فردي در وجود کودک کاشته مي‌شود. در نگاه سنتي، کودکي فضايي براي بازي، يادگيري آزاد، تجربه‌هاي اصيل و شکل‌گيري شخصيت مستقل تلقي مي‌شد. اما در جهان امروز، با گسترش شتابناک رسانه‌هاي ديجيتال و تسلط منطق تجاري بر توليدات فرهنگي، کودکي از معنا و جايگاه اصيل خود فاصله گرفته و به‌ تدريج به »کالايي پر ارزش« در بازار سرگرمي و مصرف تبديل شده است. کودکان امروز، علاوه بر اين‌ که مصرف‌کنندگان اصلي محتواهاي ديجيتال هستند، به ابزاري براي توليد محتوا و سودآوري اقتصادي نيز بدل شده‌اند. از سريال‌ها و انيميشن‌ها گرفته تا بازي‌هاي موبايلي و شبکه‌هاي اجتماعي، همه و همه، کودکان را در مرکز توجهات تبليغاتي و اقتصادي قرار داده‌اند. اين بازنمايي جديد، فراتر از ابعاد اقتصادي، تبعاتي عميق بر هويت، شخصيت و آينده کودکان بر جاي مي‌گذارد.
سوال مهم اين است که وقتي کودکي به کالايي در خدمت بازار تبديل مي‌شود، چه بر سر هويت و کرامت انساني او مي‌آيد؟
1_ -کودک؛ از مخاطب منفعل به ابزار سودآوري
در محصولات فرهنگي ديجيتال، کودکان ديگر تنها مخاطب نيستند، بلکه در قالب شخصيت‌ها، اينفلوئنسرها و حتي»محتواي زنده« به بازي گرفته مي‌شوند. پديده‌هايي چون »کودکان اينفلوئنسر«، حضور پررنگ کودکان در ويدئوهاي تبليغاتي، چالش‌هاي شبکه‌هاي اجتماعي و بازي‌هاي آنلاين نشان مي‌دهند که کودک، به يک برند جذاب و درآمدزا تبديل شده است.
والدين، توليدکنندگان محتوا و برندها، به جاي حمايت از نيازهاي رواني و عاطفي کودک، او را به منبعي براي جذب لايک، فالوئر و درآمد بيشتر تبديل مي‌کنند. کودکي که در گذشته بايد جهان را تجربه مي‌کرد، اکنون جهان را در قاب دوربين و زير نگاه بي‌امان مخاطبان تجربه مي‌کند.
2- بحران هويت و مرز ميان واقعيت و نمايش
کودکي که از سنين پايين ياد مي‌گيرد خود را براي دوربين و نگاه ديگران «بازي» کند، به تدريج مرز ميان هويت واقعي و شخصيت ساختگي خود را از دست مي‌دهد. اين کودکان، ارزش خود را بر مبناي تاييد بيروني، آمار بازديد و درآمد خانواده مي‌سنجند. نتيجه آن، بروز بحران‌هاي عميق رواني، از دست دادن اعتماد به نفس واقعي، اضطراب اجتماعي و وابستگي به ديده شدن است. فراتر از فرد، اين بحران هويتي به سطح فرهنگي جامعه نيز سرايت مي‌کند و نسلي را پرورش مي‌دهد که به جاي خلاقيت، کنجکاوي و تفکر انتقادي، صرفاً به دنبال جلب توجه است.
3_- ترويج مصرف‌گرايي و فرسايش ارزش‌هاي فرهنگي
تجاري‌سازي کودکي، کودکان را به سوژه‌اي براي تبليغ برندها و کالاها تبديل کرده و از سنين پايين، ذهن آنان را به سمت مصرف‌گرايي و ارزش‌گذاري مادي سوق مي‌دهد. اين وضعيت، نه تنها هويت فردي بلکه انسجام فرهنگي و ارزش‌هاي مشترک جامعه را نيز تهديد مي‌کند. کودکان امروز با انبوهي از تصاوير اغراق‌شده، زيبايي‌هاي تصنعي، سبک زندگي لوکس و نمادهاي مصرفي بمباران مي‌شوند و اين روند، به تدريج آنان را از هويت بومي، ريشه‌هاي فرهنگي و ارزش‌هاي اخلاقي جدا مي‌کند.
4_- غفلت از حق بر خلوت و حريم خصوصي
يکي از اساسي‌ترين حقوق کودک، حق بر خلوت و حريم خصوصي است. در حالي که کودکان، به دليل سن و شرايط رشدي، قادر به دفاع از اين حق نيستند، بسياري از والدين يا توليدکنندگان محتوا بدون رضايت يا آگاهي کودک، زندگي خصوصي او را به نمايش مي‌گذارند. اين روند، کودکي را از تجربه‌هاي ناب، اشتباه کردن و رشد آزادانه محروم کرده و کودکان را در معرض خشونت رواني، قضاوت و سوءاستفاده قرار مي‌دهد.تجاري‌سازي کودکي در محصولات فرهنگي ديجيتال، زنگ خطر جدي براي آينده جامعه است. کودکاني که به جاي زندگي کردن، »نمايش« مي‌دهند؛ به جاي خلاقيت، »کپي« مي‌کنند و به جاي رشد سالم، اسير نگاه‌هاي بيروني مي‌شوند، در آينده به بزرگسالاني بدل خواهند شد که هويت خود را نه بر مبناي ارزش‌هاي انساني، بلکه بر اساس ارزش بازار مي‌سنجند.
اين پديده، علاوه بر فروپاشي آرام هويت فردي، بنيان‌هاي فرهنگي و اجتماعي کشور را نيز تهديد مي‌کند. جامعه‌اي که کودکي را به ابزار بازاريابي و سودآوري تنزل مي‌دهد، آينده خود را در عرصه فرهنگ، هنر، علم و حتي اقتصاد نيز به خطر انداخته است. بازيابي هويت کودکي، احترام به کرامت او، و توقف روند تجاري‌سازي، نيازمند تغيير نگاه ريشه‌اي در سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي، رسانه‌اي و حتي خانواده‌هاست.
اما راهکارهاي پيشنهادي در اين موضوع چيست؟
1. وضع قوانين حمايتي: تدوين مقررات سختگيرانه جهت حفظ حريم خصوصي کودکان در فضاي ديجيتال و جلوگيري از بهره‌ برداري تجاري از آنان
2. آگاهي‌بخشي به والدين: آموزش والدين درباره‌ي پيامدهاي رواني و هويتي نمايش کودک در شبکه‌هاي اجتماعي و توليدات تجاري
3. ترويج توليدات فرهنگي جايگزين: حمايت از محصولات فرهنگي بارويکرد آموزشي، خلاقانه و غيربازاري که هويت اصيل کودک را تقويت کند
4. تقويت رسانه‌هاي اخلاق‌محور: توسعه‌ي پلتفرم‌ها و رسانه‌هايي که کرامت و حقوق کودکان را در اولويت قرار دهند
5. مشارکت کودکان در توليد محتوا به‌عنوان خالقان، نه کالا: تشويق کودکان به خلق آثار مستقل (نقاشي، داستان، فيلم کوتاه) به‌ جاي ايفاي نقش ابزاري در محتواهاي بازاري.«
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


تاریخ: 1404/05/04 03:45 ب.ظ | دفعات بازدید: 2055