گروه گزارش:کارگراني که پيش از طلوع آفتاب با بيل و کلنگ بر دوش به ميدان ميآيند، ساعتها منتظر ميمانند تا شايد خودرويي توقف کند و آنها را براي يک روز کار به باغ، زمين کشاورزي يا ساختمان ببرد، اما گاهي ظهر ميرسد و آنها بدون آنکه کاري پيدا کرده باشند، با دست خالي به خانه برميگردند.
ميدان آزادي اروميه براي کارگران فصلي، نه محل عبور و مرور معمول شهر، بلکه محل انتظار براي پيدا کردن کار است، جايي که هر روز صبح مرداني با ابزار کار بر دوش، چشم به خودروهاي عبوري دارند تا شايد صاحب کاري براي انجام کار روزانه به سراغشان بيايد. اينجا خبري از قرارداد، حقوق ثابت و امنيت شغلي نيست، کار هست اگر کسي کارگر بخواهد و درآمد هست اگر همان روز کاري پيدا شود.
هر روز صبح، يک انتظار تازه
يکي از کارگران فصلي ، ميگويد: صبح زود از خانه بيرون ميآييم و خودمان را به ميدان ميرسانيم. بيل و کلنگ را هم با خودمان ميآوريم که اگر کسي کارگر خواست، معطل نشويم. بعضي روزها خيلي زود کار پيدا ميکنيم، اما بعضي روزها ساعتها منتظر ميمانيم و کسي نميآيد.
وي ادامه ميدهد: وقتي تا ظهر کاري پيدا نميشود، ديگر اميدي نميماند. برميگرديم خانه، در حالي که براي همان روز هيچ درآمدي نداشتهايم.
يک روز بدون کار، يعني يک روز بدون درآمد
کارگر ديگري با اشاره به بيثباتي درآمدش ميگويد: ما حقوق ماهانه نداريم که بدانيم آخر ماه چقدر پول دستمان را ميگيرد. درآمدمان به تعداد روزهايي بستگي دارد که کار پيدا کنيم. اگر چند روز کار نباشد، زندگي واقعاً سخت ميشود.
به گفته وي، هزينههاي زندگي اما منتظر پيدا شدن کار نميمانند: اجاره خانه، پول آب و برق، هزينه خورد و خوراک و خرج بچهها سر جاي خودش است. وقتي کار پيدا نميکنيم، اين هزينهها متوقف نميشود، فقط دست ما خاليتر ميشود.
دستمزد روزانه در برابر هزينههاي سنگين
کارگر ديگري ميگويد: دستمزد يک روز کار شايد بتواند بخشي از خرج همان چند روز را تأمين کند، اما وقتي قيمتها بالا رفته، ديگر درآمد روزانه کفاف زندگي را نميدهد. قبلاً با چند روز کار ميتوانستيم بخشي از هزينههاي خانه را جور کنيم، اما امروز همان پول خيلي زود تمام ميشود.
وي از هزينههاي بالاي مواد غذايي هم گلايه دارد و ميگويد: براي خريد گوشت و مرغ و لبنيات بايد حساب کنيم. اگر چند روز کار پيدا نشود، اول از همه خريدهاي غيرضروري را کنار ميگذاريم و بعد کمکم از مواد غذايي هم کم ميکنيم.
نه بيمهاي، نه امنيتي، فقط اميد به پيدا شدن کار
يکي ديگر از کارگران فصلي نبود امنيت شغلي و بيمه را از مهمترين مشکلات خود عنوان ميکند و ميگويد: اگر امروز کار کنيم، پول ميگيريم و اگر کار نباشد، درآمدي هم نداريم. بيماري يا حادثه هم براي ما دردسر بزرگي است،
وي ادامه ميدهد: ما دنبال کار هستيم، نه کمک. اگر کار باشد، خودمان زحمت ميکشيم و خرج خانواده را درميآوريم، اما انتظار داريم شرايطي فراهم شود که کارگر فصلي مجبور نباشد هر روز چند ساعت در خيابان منتظر بماند تا شايد کسي او را براي کار ببرد.
ميدان آزادي روايت مرداني که با دست خالي برميگردند
براي اين کارگران، صبح هر روز با اميد آغاز ميشود و گاهي با دست خالي پايان مييابد. آنها نه درآمد ثابتي دارند و نه اطميناني از اينکه فردا کسي به نيروي کارشان نياز خواهد داشت. با اين حال، هر صبح دوباره بيل و کلنگ را برميدارند و راهي ميدان ميشوند، چراکه براي کارگر فصلي، انتظار هم بخشي از زندگي کاري است.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا ، مطالبه اين کارگران روشن است: ايجاد فرصتهاي شغلي پايدار، ساماندهي کارگران فصلي، دسترسي به بيمه و حمايتهاي اجتماعي و فراهم شدن سازوکاري براي اتصال مستقيم کارگران به کارفرمايان تا معاش خانوادههاي آنان به ايستادن يک خودرو در ميدان و پيدا شدن يک روز کار وابسته نباشد.