خيابان و خانواده


خيابان و خانواده

دکتر رقيه پورغفار

گروه جامعه: در روزهايي که دفاع از ايران، ارزشها و تماميت ارضي کشور عزيزمان به يک وظيفه تبديل شده، خيابان؛ خانه‌ دوم مردم سربلند و ولايتمدار ايران زمين به شمار مي آيد. به گزارش آرازآذربايجان،اين روزها وقتي از خيابان سخن مي‌گوييم، سخن از يک مسير عبور و مرور ظاهري نيست؛ از صحنه‌اي سخن مي‌گوييم که در آن اراده يک ملت تجلي يافته است.


خيابان در چنين لحظاتي به امتداد خانه‌هاي ما و پشتيبان ميدان‌هاي رزم و دفاع ملي از مرزهاي هوايي، دريايي، خاکي و فرهنگي تبديل شده است؛ جايي که خانواده ايراني، با همه نسل‌هايش، براي پاسداري از سرزمين و عزت خود حضور پيدا مي‌کند آن هم حضوري پرشکوه و دل‌انگيز ‌و به ياد ماندني، همراه همه اعضاي خانواده از طفل در آغوش تا پيرمرد و پير زن سالخورده.
در شرايطي که کشور با هجمه‌ها و حملات خصمانه و نظامي رژيم کودک‌کش آمريکايي صهيونيستي خونخوار اپستيني مواجه گرديده، با فشارها و تهديدهاي گوناگون روبه‌روست و مهم‌ترين و اولويت‌دارترين سرمايه ما نه سلاح و نه امکانات، بلکه مردمي هستند با دل دريايي که هنوز دلشان براي اين خاک مي‌تپد.
امروز خيابان جايي است که در يک پيوند ملي و علي رغم شرايط جوي نامساعد در شبانه روز، پدران، مادران، جوانان و حتي کودکان در کنار هم مي‌ايستند و مي‌گويند ايران فقط يک جغرافيا نيست، يک هويت مشترک است.
حضور خانواده‌ها در چنين صحنه‌هايي معناي عميقي دارد. وقتي مادري دست فرزندش را مي‌گيرد و به تجمع هاي شبانه در خيابان مي‌آورد، در واقع به او درس تاريخ و هويت مي‌دهد؛ همان درسي که نسل‌هاي پيشين در روزهاي سخت دفاع مقدس آموختند. وقتي پيرمردي که سال‌ها از عمرش گذشته، آرام در ميان جمعيت قدم مي‌زند، گويي روايت زنده‌اي از روزهاي مقاومت را با خود حمل مي‌کند. وقتي جوانان پرچم‌هاي ايران را در دست مي‌گيرند، در حقيقت پرچم‌دار استمرار همان راهي مي‌شوند که با خون شهيدان گشوده شده است.
امروز ايستادن در خيابان، در کنار هم و در آرامش، نوعي علمداري مدني است؛ صفي از انسان‌هايي که شايد سلاحي در دست ندارند، اما با حضورشان پيام روشني مي‌دهند: اين سرزمين بي‌صاحب نيست. اين پرچم بر زمين نمي‌ماند. در چنين شبها و روزهايي، پرچم‌هايي که در دست مردم بالا مي‌رود فقط پارچه‌اي رنگين نيست؛ نشانه وفاداري به تاريخي است که با فداکاري‌هاي بسيار شکل گرفته است. از سال‌هاي انقلاب پرشکوه سال 1357 از سالهاي هشت سال دفاع مقدس، از جنگ دوازده روزه در خرداد سال 1404 که به عنوان جنگ تحميلي دوم از آن ياد مي‌شود و نيز جنگ تحميلي سوم (جنگ رمضان از 9 اسفند 1404 تا امروز، از روزهايي که جوانان اين سرزمين در ميدان‌هاي نبرد جان دادند تا به امروز که نسل تازه‌اي در خيابان‌ها از همان آرمان‌ها دفاع مي‌کند، يک رشته پيوسته ديده مي‌شود: ايران عزيز، تنگه هرمز، خليج فارس، وجب به وجب از اين آب و خاک، براي مردمش ارزش دارد و مردم براي ايران خود جان نثار مي‌کنند و مي‌ايستند.
جنگ رمضان نيز يادآور همين حقيقت است؛ يادآور لحظاتي که ملت ايران نشان داد وقتي پاي دفاع از سرزمين در ميان باشد، مرز ميان خانه و جبهه از ميان مي‌رود. امروز نيز خيابان‌ها مي‌توانند همان روحيه را بازتاب دهند؛ روحيه‌اي که در آن وحدت، همدلي و ايستادگي جاي ترس و ترديد را مي‌گيرد.
البته حضور در خيابان فقط به معناي تجمع نيست. اين حضور بايد آرامش‌بخش، اميدآفرين و آگاهانه باشد؛ حضوري که نشان دهد مردم براي حفظ کشور و فرهنگ و تمدن و ارزشهاي ملي - معنوي‌شان آمده‌اند، نه براي ايجاد شکاف و تنش.
همان‌گونه که در يک خانواده، اعضا در روزهاي سخت کنار هم مي‌ايستند و از خانه خود محافظت مي‌کنند، در مقياس بزرگ‌تر نيز ملت بايد مراقب باشد که اتحاد و اعتماد، آسيب نبيند. در اين ميان، نقش خانواده‌ها بسيار تعيين‌کننده است. وقتي نسل‌ها در کنار هم در چنين صحنه‌هايي حاضر مي‌شوند، پيامي روشن به دنياي حال و آينده داده مي‌شود: اين سرزمين صاحب دارد و صاحبان آن مردمي هستند که تاريخ و خون شهيدانشان را فراموش نکرده‌اند و مي‌دانند امنيت و استقلال، حاصل فداکاري‌هاي بسيار بوده است. ايستادن در صف علمداري اين پرچم، افتخاري است که به نسل امروز سپرده شده است. شايد شکل ميدان‌ها تغيير کرده باشد، اما اصل مسئوليت همان است: پاسداري از ايران، حفظ تماميت ارضي و صيانت از عزت ملي. اگر خيابان‌ها با حضور آگاهانه مردم پر شود، نه‌تنها نشانه قدرت يک ملت خواهد بود، بلکه سرمايه‌اي اجتماعي مي‌سازد که مي‌تواند بسياري از تهديدها را خنثي کند. دشمنان کشور ما، بيش از هر چيز از وحدت مردم هراس دارند؛ از اينکه ببينند خانواده‌ها، نسل‌ها و طبقات مختلف جامعه در کنار هم ايستاده‌اند.
امروز خيابان مي‌تواند تصوير همين همبستگي باشد؛ تصوير مادري که پرچم را در دست فرزندش مي‌گذارد، پدري که با افتخار در کنار مردم مي‌ايستد، جواني که با اميد به آينده نگاه مي‌کند و پيرمردي که آرام مي‌گويد: "اين خاک ارزش ايستادن دارد." اگر چنين باشد، خيابان ديگر فقط يک مسير شهري نخواهد بود؛ بلکه يک مکتب است و به ميدان همبستگي ملي تبديل مي‌شود. ميداني که در آن خانواده بزرگ ايران، با ياد شهيدان و با اميد به فردا، براي پاسداري از وطن خود، تنگه هرمزش، خليج فارسش و...
در کنار هم مي‌ايستد، دعاي فرج مي‌خواند، دل‌ را متوجه خدا مي کند، انگاري که همه در صفي واحد به نماز جماعت ايستاده‌اند!
پيوند خوردن خيابان و خانواده با هدفي ملي و الهي در دوره‌هايي که از آن با عنوان جنگ رمضان يا جنگ‌هاي اخير ياد مي‌شود، بيشتر از چند واقعيت اجتماعي و رواني ناشي مي‌شود:
1- تبديل شدن دفاع از کشور به امر عمومي: وقتي جامعه احساس مي‌کند موضوع فقط يک درگيري نظامي محدود نيست بلکه پاي امنيت و تماميت سرزمين ايران در ميان است، دفاع از حالت تخصصي و صرفاً نظامي خارج مي‌شود و به يک مسئوليت عمومي تبديل مي‌شود. در چنين شرايطي خيابان به فضايي تبديل مي‌شود که مردم حضور خود را نشان مي‌دهند و خانواده‌ها به عنوان هسته اصلي جامعه وارد صحنه مي‌شوند.
2- نقش خانواده در انتقال حافظه تاريخي جنگ: در جامعه ايران، تجربه جنگ تحميلي اول هنوز در حافظه جمعي خانواده‌ها زنده است. روايت‌هاي پدران و مادران از جبهه، شهدا و روزهاي سخت، باعث مي‌شود نسل‌هاي جديد نيز احساس کنند بخشي از همان نسل هستند. بنابراين حضور خانواده‌ها در خيابان نوعي تداوم و احياي حافظه دفاع مقدس است.
3- خيابان به عنوان عرصه نمايش همبستگي ملي: در شرايط بحراني، جامعه نياز دارد نشانه‌هايي از وحدت و همدلي را ببيند. خيابان يکي از قابل‌مشاهده‌ترين فضاها براي بروز اين همبستگي است. وقتي خانواده‌ها، پير و جوان، زن و مرد و حتي اطفال و نوجوانان با شور و شوق زايد‌الوصف کنار هم ديده مي‌شوند، اين تصوير نوعي پيام جمعي در باره ايستادگي جامعه را به نمايش مي‌گذارد
4 - تقويت روحيه اجتماعي در زمان بحران: جنگ فقط در ميدان نبرد اثر نمي‌گذارد؛ فشار رواني زيادي هم بر جامعه وارد مي‌کند. حضور جمعي مردم در خيابان‌ها مي‌تواند نقش مهمي در تقويت روحيه عمومي، کاهش احساس تنهايي و ايجاد اميد ايفا کند. وقتي افراد مي‌بينند ديگران هم کنارشان ايستاده‌اند، احساس قدرت جمعي شکل مي‌گيرد.
5 - پيوند ميان جبهه نظامي و پشت جبهه اجتماعي: در تجربه‌هاي جنگي، هميشه دو سطح وجود دارد: نيروهايي که در ميدان هستند و جامعه‌اي که پشت سر آن‌ها قرار دارد. حضور خانواده‌ها در فضاي عمومي نوعي اعلام حمايت از کساني است که در خط مقدم حضور دارند و اين حمايت براي تداوم مقاومت اهميت نمادين و رواني دارد.
6 - اهميت نمادها و آيين‌هاي جمعي: پرچم، ياد شهدا، راهپيمايي‌ها يا تجمع‌هاي مردمي همگي کارکرد نمادين دارند. اين نمادها کمک مي‌کنند احساس تعلق و هويت جمعي تقويت شود. خانواده‌ها معمولاً حامل اصلي اين نمادها هستند، چون ارزش‌ها و روايت‌ها را به نسل بعد منتقل مي‌کنند. در مجموع، وقتي امنيت، هويت ملي و حافظه تاريخي همزمان فعال مي‌شوند، طبيعي است که خيابان و خانواده به هم گره بخورند؛ خيابان به صحنه بروز اراده جمعي تبديل مي‌شود و خانواده به نيرويي که آن اراده را از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌کند. لذا حضور مردم در خيابان‌ها پشتوانه محکم براي مديريت تنگه هرمز است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي استمرار حضور مردم در ميادين و خيابان‌ها را نعمتي عظيم و قدرت ساز و به مثابه سوخت موشک‌ دانسته و تاکيد کرده: اين حضور مستمر پشتوانه‌اي مستحکم براي تضمين راهبردها و سياست‌ هاي کشور، به ويژه در مديريت جديد تنگه هرمز است.
به اميد پيروزي حق بر باطل.


تاریخ: 1405/02/15 09:11 ق.ظ | دفعات بازدید: 1714