گروه اجتماعي: دو درياچه شور بزرگ يعني درياچه اروميه در ايران و درياچه بزرگ نمک در آمريکا با شرايط و سرنوشتي مشابه به پايان داستان خود رسيدهاند. در دو سوي جهان، دو درياچه شور بزرگ يعني درياچه اروميه در ايران و درياچه بزرگ نمک در آمريکا با شرايط و سرنوشتي مشابه به پايان داستان خود رسيدهاند.
تصاوير ماهوارهاي تازه نشان ميدهد که سطح آب هر دو پهنه به پايينترين حد چند دهه اخير رسيده است؛ در اروميه، پهنه آب تنها کسري کوچک از مساحت پيشين را پوشانده و گستره وسيعي از بستر نمکي سفيدرنگ در معرض باد و آفتاب قرار گرفته است.
آنسوي اقيانوس، در يوتا، خشکسالي و برداشت بيرويه آب براي کشاورزي، درياچه بزرگ نمک را به کوچکترين اندازه ثبتشدهاش رسانده است. اين دو درياچه، با وجود فاصله هزاران کيلومتري، اکنون سرنوشت مشترکي دارند: کاهش شديد آب، افزايش شوري، و خطر تبديلشدن به بيابانهاي نمکي.
شباهتهاي طبيعي و انساني
درياچه اروميه و درياچه بزرگ نمک، هر دو جزو درياچههاي فوقشور و کمعمق جهان هستند. شوري بالاي آنها به دليل عدم خروجي طبيعي آب و تبخير شديد شکل گرفته است. عمق متوسط کم باعث شده که نوسانات سطح آب تأثير چشمگيري بر مساحت آنها بگذارد.
درياچه بزرگ نمک آمريکا عمق متوسطي در حدود 14 تا 16 فوت (حدود 4 تا 5 متر) دارد و ميتواند تا کمتر از 24 فوت (7 متر) در شرايط خشکي افت کن. درياچه اروميه نيز بر اثر خشکسالي و مديريت ناکارآمد منابع آب، شاهد کاهش شديد آب و ظهور بستر نمکي است.
هر دو درياچه در دهههاي اخير تحت فشار تغيير اقليم، افزايش دما، کاهش بارندگي، و مهمتر از همه برداشت گسترده آب براي کشاورزي قرار گرفتهاند؛ عاملي که به گفته کارشناسان، بيشترين نقش را در افت شديد تراز آبي داشته است. در آمريکا، حدود 63.5 درصد از آب ورودي براي مصارف کشاورزي استفاده ميشود. در اروميه نيز کشاورزي حقابه سالانه درياچه را سرکشيده به طوري که افزايش 140هزارهکتاري سطح زيرکشت را در اين حوضه آبريز شاهد هستيم.
برداشت نمک؛ تجربه آمريکا و ظرفيت ايران
در يوتا، برداشت صنعتي نمک از بستر درياچه بزرگ نمک سالهاست که انجام ميشود و حجم آن به ميليونها تُن در سال ميرسد. بيش از 2 ميليون تن نمک سالانه از طريق حوضچههاي تبخيري خورشيدي شرکتهاي معدني استخراج ميشود. اين صنعت سالانه حدود 300 ميليون دلار درآمدزايي دارد. اين برداشت هم براي توليد نمک خوراکي و صنعتي و هم براي صنايع شيميايي و کشاورزي استفاده ميشود.
در ايران، برآوردها نشان ميدهد که بستر درياچه اروميه بيش از 6?5 ميليون تُن نمک قابل برداشت دارد و ميزان ذخاير نمک بهقدري بالاست که اگر سالانه 2 ميليون تن نمک برداشت شود، حدود 3000 سال طول خواهد کشيد تا اين ذخيره به پايان برسد. اکنون که بخشهاي وسيعي از بستر درياچه خشک و دسترسي آسانتر شده، اين فرصت وجود دارد که برداشت سازمانيافته نمک به بخشي از برنامه مديريت بحران و احياي درياچه تبديل شود.
چگونه برداشت نمک به احياي درياچه کمک ميکند؟
برداشت کنترلشده نمک سه اثر مثبت اصلي دارد:
منبع مالي براي احيا: فروش نمک ميتواند منبع درآمد قابلتوجهي ايجاد کند که مستقيم به پروژههاي احياي درياچه اختصاص يابد؛ از تأمين آب از مسيرهاي انتقال گرفته تا اجراي طرحهاي مديريت مصرف کشاورزي.
بهبود شرايط فيزيکي بستر: در مناطقي که ضخامت لايههاي نمک زياد است، برداشت ميتواند به تعميق موضعي بستر کمک کند. اين تعميق باعث ميشود در صورت ورود آب، ظرفيت نگهداشت آن افزايش يافته و تبخير سطحي کمتر شود.
کاهش اثرات زيستمحيطي گرد و غبار نمکي: پوشش نمکي خشک ميتواند منبع گرد و غبار خطرناک باشد. برداشت و مديريت اين لايهها ميتواند ميزان ذرات معلق نمکي در هوا را کاهش دهد و سلامت جوامع اطراف را حفظ کند.
به گفته پژوهشهاي منتشرشده و همچنين گزارشهاي سازمان زمينشناسي آمريکا ، برداشت هدفمند نمک در شرايط خشکسالي ميتواند بخشي از راهکار مديريت پايدار پهنههاي شور باشد، البته به شرط پايش دقيق و رعايت استانداردهاي زيستمحيطي.
آيندهاي مشترک يا متفاوت؟
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از تسنيم،هر دو درياچه امروز در نقطه حساسي از تاريخ خود ايستادهاند. تصميمگيريهاي امروز، چه در يوتا و چه در اروميه، ميتواند مسير آينده را رقم بزند، مسير نابودي کامل يا بازگشت تدريجي حيات. در چنين شرايطي برداشت نمک، اگر با نگاه علمي و مديريت پايدار اجرا شود، ميتواند همزمان يک محرک اقتصادي و يک ابزار فني براي تسريع در روند احيا باشد.