ايران در آستانه فاجعه آبي


ايران در آستانه فاجعه آبي

گروه اجتماعي: سدهاي کشور تنها 37 درصد پر هستند و حجم آب مخازن با کاهش 13 درصدي نسبت به سال گذشته، به 22.17 ميليارد متر مکعب رسيده است.


زمين‌هاي ترک‌خورده، رودخانه‌هاي خشک و نارضايتي کشاورزان، تصوير هولناک کم‌آبي را در سراسر کشور نشان مي‌دهد؛ هشدار کارشناسان و ضعف هماهنگي بين وزارت نيرو، کشاورزي، صمت و سازمان محيط زيست، کشور را در آستانه بحران قرار داده است.خورشيد مثل يک چراغ سرخ داغ، بر آسمان مي تابد. سدهاي استان ها، که روزگاري قلب آب و زندگي مردم بودند، امروز به گودال هاي نيمه‌خالي و ترسناک تبديل شده اند.
سطح آب قهوه‌ اي‌ رنگ و کم‌ رمق، هر لحظه پايين‌ تر مي‌رود و سنگ‌ هاي خشک شده در کناره‌ ها، مثل دندان‌ هاي پوسيده يک موجود بزرگ، ترسناک خودنمايي مي‌ کنند. صداي خش‌ خش زمين ترک خورده، فرياد خاموش بحران است.کشاورزان با دست‌ هايي ترک‌ خورده و چشم‌ هايي پر از نگراني، به آب کم‌ جان نگاه مي‌ کنند و نمي‌ دانند چگونه سال آينده زمين‌ ها را آبياري کنند.
شهرهايي که به صنايع وابسته به آب متکي هستند، کم‌ کم نفسشان بند آمده و صداي چرخش کارخانه‌ ها در سکوت ناپديد مي‌ شود. هر قطره آب که از سد ناپديد مي‌ شود، يک هشدار به همه وزارت‌ ها و مسئولان است؛ اما هنوز هيچ استراتژي جدي و هماهنگ اجرا نشده است.
سدها ديگر فقط مخازن آب نيستند؛ نماد هشدار يک کشور در آستانه فاجعه هستند. اگر وزارت نيرو، وزارت کشاورزي، وزارت صمت و سازمان محيط زيست فوراً وارد عمل نشوند و برنامه‌ هاي عملياتي و هماهنگ نداشته باشند، نيمه‌ خالي بودن سدها به خاکستر بحران تبديل خواهد شد و پيامدهاي آن، فراتر از انتظار، همه کشور را درگير خواهد کرد.
و چرا سدهاي کشور امروز تصوير هشدار دهنده‌ اي از نيمه‌ خالي بودن مخازن و کاهش منابع آبي ارائه مي‌کنند. حجم پرشدگي سدها تنها 37 درصد است و مخازن کشور با 22.17 ميليارد متر مکعب آب، نسبت به سال گذشته 13 درصد کاهش يافته‌اند. پشت اين اعداد، داستاني تلخ از مديريت نادرست، مصرف بي‌رويه و ضعف هماهنگي بين نهادهاي مسئول نهفته است.
سدها که زماني نماد توسعه و امنيت آبي بودند، امروز شبيه ظروف نيمه‌ خالي بحران هستند. خشکسالي و تغييرات اقليمي بخشي از مشکل‌اند، اما سياست‌ هاي کوتاه‌ مدت، برنامه‌ ريزي غيرعلمي و نبود مديريت يکپارچه منابع آب، سهم اصلي را در اين بحران دارند.
وزارت نيرو، متولي اصلي تامين و مديريت منابع آب، مسئول کنترل و بهره‌ برداري از سدها و شبکه‌هاي انتقال است. اما کاهش 13 درصدي حجم آب نشان مي‌دهد که اقدامات پيشگيرانه و استراتژيک در حد مطلوب اجرا نشده و تنها واکنش‌ هاي مقطعي به خشکسالي انجام شده است.
وزارت کشاورزي، به عنوان مسئول تخصيص آب به بخش کشاورزي، نقش مهمي در اين بحران دارد. سهم عمده مصرف آب کشور در کشاورزي هدر مي‌رود، اما الگوي کشت نامناسب، نبود زير ساخت‌هاي نوين آبياري و کم‌ توجهي به صرفه‌ جويي، نشان مي‌ دهد که وزارتخانه نتوانسته تعادل بين نياز کشاورزي و منابع محدود آب ايجاد کند.
وزارت صمت نيز در اين بحران سهم دارد، زيرا صنايع پر مصرف و معادن نياز به آب دارند و برنامه‌ ريزي صنعتي بدون توجه به محدوديت منابع آبي، فشار مضاعفي بر سدها وارد مي‌کند.
در کنار اين‌ ها، سازمان حفاظت از محيط زيست وظيفه دارد که با حفاظت از منابع طبيعي، تالاب‌ ها و رودخانه‌ ها، نقش بازدارنده بحران را ايفا کند. اما تخريب محيط زيست، کاهش سطح آب‌ هاي زيرزميني و عدم پايش دقيق وضعيت منابع آبي، نشان مي‌ دهد که اين نهاد نيز در اجراي وظايف پيشگيرانه و نظارتي خود ناکام مانده است.
اين ضعف هماهنگي بين نهادها، سدهاي نيمه‌ خالي را به ساعت شني بحران تبديل کرده است. شهروندان و کشاورزان هر روز با کم‌ آبي مواجه‌اند، صنايع پر مصرف همچنان ادامه مي‌دهند و سياستگذاران همچنان در واکنش‌هاي کوتاه‌مدت غرق شده‌اند، نه در برنامه‌ريزي بلند مدت و پايدار.
سدها امروز تنها مخازن آب نيستند؛ آينه‌اي از ضعف مديريتي و ناتواني در سياستگذاري يکپارچه هستند. اگر تدابير فوري براي اصلاح مصرف، بهينه‌ سازي مديريت و ايجاد هماهنگي بين وزارت نيرو، وزارت کشاورزي، وزارت صمت و سازمان محيط زيست انجام نشود، نيمه‌ خالي بودن سدها به بحران کامل و غيرقابل بازگشت منابع آب تبديل خواهد شد.
سدها امروز نيمه‌خالي‌اند، زمين ترک خورده و رودخانه‌ ها خالي، و هر روز که مي‌ گذرد، سايه بحران گسترده‌ تر مي‌شود. اگر وزارت نيرو همچنان به مديريت واکنشي ادامه دهد، اگر وزارت کشاورزي به الگوي کشت بي‌پروايانه ادامه دهد، اگر وزارت صمت فشار صنايع را بدون محدوديت اعمال کند، و اگر سازمان محيط زيست در حفاظت از تالاب‌ها و منابع طبيعي کوتاهي کند، روزهاي خشک و پر تنش نزديک‌تر از هميشه هستند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از رکنا،اين وضعيت ديگر هشدار نيست؛ يک فرياد است. هر روز تأخير در تصميم‌ گيري، هر روز بي‌توجهي به هشدار کارشناسان، به قيمت از دست رفتن منابع حياتي و زندگي مردم خواهد بود. سدها، زمين‌ها و مردم، منتظر اقدامات فوري و هماهنگ‌اند؛ آينده‌اي که امروز رقم زده نشود، فردا غيرقابل بازگشت خواهد بود.


تاریخ: 1404/12/09 09:00 ق.ظ | دفعات بازدید: 1714