رقيه پورغفار
گروه جامعه: از گذشته هاي بسيار دور و طي قرون و اعصار متوالي، شعار و بلکه سنگ بناي آموزش و مکتبخانه ها و مدارس در انديشه و فرهنگ غني ايراني، مبتني بر مهرورزي محبت بوده و اين بيت بسيار مشهور نمايانگر اين فرهنگ ديرينه ايراني - اسلامي است: درس معلم ار بُوَد زمزمه محبتي/جمعه به مکتب آورد طفل گريزپاي را.
به گزارش آرازآذربايجان، مژده بازگشايي مدارس به شکل آموزش حضوري در طليعه سال تحصيلي جديد 1405 – 1406 نويدبخش شکوفايي، پويايي و تکاپوي نسل کودک، نوجوان و جوان در مسير اعتلاي ايران عزيز است؛ البته آغاز سال تحصيلي پيش رو تفاوت و جلوهاي ويژه دارد. زيرا در اين سالهاي جنگي که با خون دانش آموزان معصوم ايراني و معلمان مظلوم و تخريب مدارس همراه بوده، بشارت حضوري بودن آموزش، دميدن روح نشاط در شريانهاي علم است.
پس از اين درنگ خونين
جامعه ما پس از پشت سر گذاردن روزهاي حساس تاريخي مقاومت در مقابل جنگ تحميلي خونين که در اذهان و يادها با نام پرصلابت جنگ تحميلي سوم »جنگ رمضان«، از سوي رژيم منحوس و کودک¬کش صهيونيستي و آمريکاي جنايتکار، حک شد، وبا سپري کردن چند ماه درنگ ناگزير آموزشهاي حضوري، و جبران آن با آموزش¬هاي آنلاين و مجازي، اينک بار ديگر درهاي بوستان دانش، مدرسه و دانشگاه را به روي پويندگان آموزش ميگشايد.
بازگشت به کلاسهاي درس، صرفاً يک فرايند اداري و تقويمي نيست؛ بلکه نماد استواري، حيات ملي و تجلي پيروزي آگاهي بر رکود و تحميل نااميدي است. امير مؤمنان، حضرت علي (ع) در کلامي حکيمانه ميفرمايند: »العِلمُ سُلطانٌ؛ مَن وَجَدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صِيلَ عَلَيهِ« (دانش، قدرتي بيبديل است؛ هر کس بدان دست يابد پيروز شود و هر که آن را از دست دهد، مقهور گردد).
امروز ضرورت دستيابي به اين قدرت در دوران پسابحران ناشي از جنگ، بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود که به اجمال ذيل مي¬توان به آن پرداخت:
الف - ارزيابي واقعبينانه: واکاوي قوتها و آسيبشناسي تعطيلي آموزش حضوري؛ هر پژوهشگر منصفي پيش از ترسيم خطمشي آينده، ملزم به تحليل واقعيتهاي ميداني همچون موارد زير است:
يک - نقاط قوت و فرصتها: دوران انقطاع آموزش فيزيکي نشان داد که زيرساختهاي فناوري کشور از انعطاف لازم براي استمرار يادگيري برخوردارند. تقويت سواد ديجيتال نسل نو، توچه به هوش مصنوعي، تعميق روحيه خودآموزي و قدرشناسي مضاعف جامعه مسئولان دولتي و متصديان امور از ارزش بيبديل تعامل چهرهبهچهره، سرمايههاي ارزشمندي هستند که بايد در دوره جديد حفظ و لحاظ شوند.
دو - نقاط ضعف و چالشها: نبايد از نظر دور داشت که تعطيلي آموزش حضوري، آسيبهايي نظير »افت تحصيلي پنهان«، »کاهش نشاط و تعاملات اجتماعي«، »فرسايش تابآوري رواني« و »ناهمگوني کيفيت يادگيري« را در پي داشته است. جبران اين خلاءها نخستين رسالت نظام آموزشي در فصل تازه خواهد بود.
ب. رسالت متعالي دانشگاه: سنگر انديشهورزي، مسئلهمحوري و همبستگي ملي دانشگاه در دوران پساجنگ نيز همچون سالهاي قبل، نميتواند صرفاً يک ماشين توليد مدرک يا فضاي ايزوله آموزش نظري باشد. دانشگاه کانون زنده »انديشهورزي و همبستگي ملي« و سنگر پاسداري از آينده کشور است. نسل جوان دانشجو، گرانبهاترين سرمايه هر کشور و ملتي هستند و بايد افقهاي اميدبخشي را در ساحت عمل تجربه کنند.
خطمشي نويني که بايد در دستور کار نهاد آموزش عالي قرار گيرد عبارت است از:
1. مسئلهمحوري و گرهگشايي ميداني: ظرفيت عظيم علمي و پاياننامههاي دانشگاهي بايد به سمت رفع معضلات انباشته جامعه، از چالشهاي اقتصادي، فرهنگي، زيستمحيطي و مديريت منابع گرفته تا توسعه پايدار مرزها و اشتغال جوانان هدايت شود.
2. پيوند راهبردي دانشگاه و صنايع با نهادهاي اجرايي: دانشگاهها بايد متناسب با نيازهاي توسعه صنعتي، فناوريهاي نوين و ظرفيتهاي بومي هر استان بازآرايي و تجهيز شوند. سرمايهگذاري روي توان نخبگان، کوتاهترين مسير براي نيل به استقلال اقتصادي و اقتدار درونزا است.
3. منظومه پيشنهادي؛ تدابير و راهکارهاي جامع براي موفقيت دانشآموزان و دانشجويان. براي گذار موفق از فضاي پسابحران به دوران بالندگي علمي، چند راهبرد اساسي پيشنهاد ميگردد: _ براي مقطع مدارس (ابتدايي و متوسطه): اجراي طرحهاي ترميم و تثبيت يادگيري با اختصاص ساعات آغازين سال تحصيلي به بازآموزي مفاهيم پايه و سنجش وضعيت تحصيلي بدون اضطرابزايي (جبران ما فات)-اجراي طرح سلامت روان و نشاطافزايي با احياي زنگهاي پرورشي، ورزش، کارگاههاي مهارتي و اردوهاي نشاطآور براي تخليه اضطرابهاي ناشي از دوران ناآرامي و جنگ.
براي مقطع آموزش عالي و دانشگاهها:
_ توسعه آموزشهاي ترکيبي و کاربردي: بهرهگيري هوشمندانه از بسترهاي آنلاين در کنار جلسات همانديشي، کارورزي و پژوهشهاي ميداني._ تسهيل مسير مهارتآموزي و شتابدهندهها: راهاندازي ميزهاي تخصصي حل مسائل استانها با حضور دانشجويان و اساتيد جهت پيوند علم با بازارهاي کسبوکار نوپا.
4. ساحت مسئوليتها؛ مثلث حمايتي «مسئولان، خانوادهها و شهروندان« بازگشايي موفق و آرام مراکز آموزشي بدون همافزايي ارکان مختلف جامعه ناممکن است.
پيشنهادها براي تعامل مديران و دستگاههاي اجرايي:
_ حمايت ويژه مالي و تجهيزاتي از مراکز آموزشي مناطق مرزي و کمبرخوردار _ ساماندهي ناوگان حملونقل عمومي و بهينهسازي سرويسهاي مدارس و دانشگاهها براي جلوگيري از ازدحام شهري _ پيوند دادن طرحهاي کلان توسعهاي دستگاههاي اجرايي به بازوي پژوهشي دانشگاهها
وظايف خانوادهها:
_ تنظيم الگوهاي رفتاري، ساعت خواب و انضباط فردي فرزندان پس از ماهها فراغت تحميلي_ پرهيز از اعمال فشار مضاعف و کمالگرايي افراطي در روزهاي نخستين_ تمرکز بر آرامشبخشي و تقويت انگيزه دروني فرزندان.
مسئوليت اجتماعي شهروندان: در روزهاي بازگشايي، مديريت ترددها، خودداري از سفرهاي غيرضروري در ساعات پيک صبحگاهي و عصرگاهي، و مدارا و داشتن حوصله در ترافيک، جلوهاي روشن از احساس مسئوليت عمومي است. پيامبر اکرم (ص) فرمودند:»کُلُّکُم راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَعِيَّتِهِ«؛ همه شما مسئوليد و همه شما نسبت به زيردستانش بازخواست مى شويد. شايد اين يعني همه ما در قبال آرامش و سهولت تردد فرزندان اين آبوخاک در مسير مدرسه و دانشگاه مسئوليم. لذا پايان سخن اينکه؛ سال تحصيلي جديد پس از آزمون دشوار جنگ رمضان، نه يک آغاز معمولي، بلکه رستاخيز اراده، علم و خودباوري ملي است. اين دوره بايد نقطه عطفي در تاريخ آموزش کشور شود؛ نقطهاي که در آن کلاسهاي درس گوشه دنج اميد، دانشگاهها اتاق فکر حل بحرانها و فرزندان ايران طلايهداران ساختن فردايي آباد، پيشرفته و مستقل باشند. وظيفه امروز ما در قامت مسئول، شهروند، پژوهشگر، معلم، مدير و والدين، هموار کردن اين مسير پراميد با خرد، تدبير و همبستگي است.