الهه جعفرزاده
گروه اجتماعي: تداوم تعطيلي مدارس و گسترش آموزش مجازي، حالا ديگر فقط يک تصميم موقت و اضطراري تلقي نميشود؛ بلکه به باور برخي کارشناسان، به تدريج در حال تبديل شدن به يک الگوي پايدار در نظام آموزشي ايران است.
همزمان با افزايش نگرانيهاي امنيتي و اقتصادي، آموزش حضوري بيش از گذشته به حاشيه رفته و کيفيت آموزش نيز با افت محسوسي مواجه شده است.
»آموزش در ايران عملاً از اولويت خارج شده است«؛ اين گزارهاي است که اين روزها بيش از هر زمان ديگري در ميان کارشناسان آموزشي تکرار ميشود. تداوم تعطيلي مدارس، گسترش آموزش مجازي، نگرانيهاي امنيتي ناشي از جنگ و بحرانهاي اقتصادي، حالا نظام آموزشي ايران را وارد مرحلهاي تازه کرده؛ مرحلهاي که بسياري معتقدند ديگر نميتوان آن را صرفاً يک وضعيت موقت يا اضطراري دانست.
در چنين شرايطي، پرسش اصلي اين است که آموزش در ايران تا چه اندازه قرباني بحرانهاي پيدرپي شده و آيا »مجازيسازي آموزشن به تدريج در حال تبديل شدن به يک سياست دائمي است؟
محمدرضا نيکنژاد، کارشناس آموزش ، با نگاهي انتقادي به وضعيت کنوني مدارس، از افت گسترده کيفيت آموزش، شکاف طبقاتي در دسترسي به امکانات آموزشي، ناکارآمدي آموزش مجازي و کاهش اولويت آموزش در سطح دولت و جامعه سخن ميگويد: »در ايران ماههاست که آموزش عملاً تعطيل مانده و حالا هم با هر بحران تازه، اولين راهحل، تعطيلي مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازي است. ما نهفقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطيلي روبهرو بودهايم؛ از آلودگي هوا و کمبود انرژي گرفته تا مسائل امنيتي و جنگ. اين حجم از تعطيليها نشان ميدهد آموزش عملاً ديگر اولويت نيست.«
80 درصد آموزش مجازي عملاً تعطيل است
نيکنژاد با اشاره به شرايط جنگي و نگرانيهاي امنيتي، تعطيلي مدارس در وضعيت بحراني را قابل درک ميداند، اما معتقد است اين مسئله نبايد به حذف تدريجي آموزش حضوري منجر شود: در شرايط جنگي يا بحرانهايي مثل کرونا، طبيعي است که عقل و پروتکلهاي ايمني حکم کنند مدارس تعطيل باشند، چون جان دانشآموزان از هر چيز ديگري مهمتر است؛ حتي مهمتر از آموزش.
با اين حال، او تأکيد ميکند که بسياري از کشورهاي پيشرفته، حتي در شرايط بحراني، آموزش را پس از امنيت جاني در اولويت قرار ميدهند: در کشورهايي مثل ژاپن، کرهجنوبي، سنگاپور، چين يا کشورهاي اسکانديناوي، بعد از جان دانشآموز، ذهن و روح او اولويت دارد. براي همين آموزش را تعطيلبردار نميبينند.
مثلاً در بريتانيا، وقتي شدت کرونا کم ميشد، مدارس را دوباره باز ميکردند و فقط در مقاطع اوج بيماري، تعطيليهاي کوتاهمدت اعمال ميشد. يعني اصل بر باز نگه داشتن مدارس بود.
در ايران ماهها آموزش عملاً تعطيل ماند و حالا هم با هر بحران تازه، اولين راهحل، تعطيلي مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازي است. ما نهفقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطيلي روبهرو بودهايم؛ از آلودگي هوا و کمبود انرژي گرفته تا مسائل امنيتي و جنگ. اين حجم از تعطيليها نشان ميدهد آموزش عملاً از اولويت خارج شده است.
نيکنژاد با اشاره به آمارهاي جهاني دوران کرونا توضيح ميدهد: برآوردهاي جهاني نشان ميداد حتي در کشورهاي پيشرفته، حدود 60 درصد افت در مهارتهاي پايه مثل خواندن، نوشتن و حساب کردن اتفاق افتاد؛ که مستقيماً ناشي از آموزش مجازي و تعطيلي طولاني مدارس در دوران پاندمي بود.
او اضافه ميکند: امروزه در کشور ما شايد 70 تا 80 درصد آموزش در فضاي مجازي عملاً تعطيل است. دانشآموز فقط حضورش را ثبت ميکند، اما يا خواب است يا مشغول کار ديگري.
آموزش مجازي؛ راهحل اضطراري يا سياست دائمي
اين کارشناس آموزش معتقد است آنچه در ايران رخ داده، ديگر صرفاً استفاده موقت از آموزش مجازي نيست: به نظر ميرسد آموزش مجازي ديگر فقط يک راهحل اضطراري نيست، بلکه کمکم دارد به يک سياست دائمي تبديل ميشود؛ چون براي مديران و دولت، سادهترين و کمهزينهترين گزينه است.
به گفته او، پژوهشهاي جهاني بعد از دوران کرونا نشان دادهاند که آموزش مجازي، حتي در کشورهاي توسعهيافته، نتوانسته جايگزين مؤثري براي آموزش حضوري باشد: در سطح جهان هم پژوهشها بارها بر ناکارآمدي آموزش مجازي تأکيد کردهاند. حالا تصور کنيد در ايران، با اينترنت محدود و پلتفرمهاي ضعيف داخلي، اين ناکارآمدي چند برابر ميشود. در همين شرايط اختلال اينترنت، دانشآموزان مجبور شدهاند به سامانههايي مثل شاد بروند؛ در حالي که اين پلتفرمها اصلاً قابل مقايسه با ابزارهايي مثل گوگلميت، اسکايروم يا ديگر بسترهاي حرفهاي نيستند.
فروش آموزش مجازي در مدارس؛ حتي شاد هم رايگان نيست
نيکنژاد يکي از مهمترين چالشهاي آموزش مجازي را مسئله هزينهها ميداند؛ موضوعي که به گفته او با اصل 30 قانون اساسي، مبني بر رايگان بودن آموزش، در تضاد است.
او توضيح ميدهد: الآن مدير مدرسه براي استفاده از برخي امکانات شاديا فضاهاي مشابه، بايد مبلغي پرداخت کند و اين هزينه طبيعتاً از خانوادهها گرفته ميشود. يعني آموزشوپرورش عملاً دارد فضاي شاد را ميفروشد. بنابراين حتي آموزش مجازي هم ديگر رايگان نيست.
همين مسئله شکاف آموزشي ميان طبقات مختلف را عميقتر کرده است. مدارس برخوردار، پلتفرم اختصاصي و امکانات بهتر دارند، اما مدارس دولتي و خانوادههاي ضعيفتر مجبورند با حداقل امکانات ادامه دهند. اين يعني کيفيت آموزش، بيش از گذشته وابسته به وضعيت اقتصادي خانوادهها شده است.
هشدار درباره عاديسازي تعطيلي مدارس
اين کارشناس معتقد است: متأسفانه آموزش در ايران فقط مورد بيتوجهيِ دولت نيست؛ در بخشهايي از جامعه هم اهميت گذشته را ندارد. مشکل اينجاست که آموزش عملاً در بحرانهاي بزرگتر گم شده است. اگر شرايط عادي بود، الان بايد درباره »آموزش در بحران« برنامهريزي جدي ميشد؛ بايد سازوکارهاي حمايتي، رواني و آموزشي ويژهاي براي دانشآموزان طراحي ميشد. اما الان نه براي دولت، نه براي جامعه و نه حتي براي بخشي از خانوادهها، آموزش در اولويت نيست و اين بسيار نگرانکننده است.»
او ميگويد: وقتي از آسيب آموزش صحبت ميکنم، منظورم فقط تعطيلي فيزيکي مدرسه نيست؛ الان دانشآموزان کشور بهشدت در حال آسيب ديدن هستند. اگر خطر واقعي وجود داشته باشد، تعطيلي قابل درک است؛ اما چيزي که من و بسياري از کارشناسان آموزشوپرورش را نگران کرده، اين است که به نظر ميرسد دولت هم اساساً با تعطيلي مدارس مسئلهاي ندارد، بلکه تا حدي از آن استقبال هم ميکند. دليلش هم روشن است؛ آموزش مجازي از چند جهت به نفع دولت تمام ميشود؛ مهمترينش مسئله بودجه است. آموزشوپرورش سالهاست با کسري بودجه جدي روبهروست و فضاي مجازي اين امکان را فراهم کرده که بخشي از اين بحران پنهان شود.
نيکنژاد به دليل ديگري هم اشاره ميکند: يک مسئله مهم ديگر هم وجود دارد و آن کنترل فضاي اجتماعي است. وقتي مدارس و دانشگاهها تعطيل ميشوند، فضاهاي جمعي هم از بين ميروند و طبيعتاً براي حکومت، کنترل جامعه سادهتر ميشود. دانشآموز و دانشجو در خانهاند و آن فضاي تعامل و تجمع ديگر وجود ندارد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از خبرآنلاين،او تأکيد ميکند: مسئله اصلي من دولت است. دولت بايد اولين نهادي باشد که نگران آموزش است، اما انگار نه انگار. مضاف بر اين، دولت در زمينه اعتمادسازي و تضمين امنيت عملکرد قابل قبولي نداشته؛ وظيفه دولت اين است که امنيت ايجاد کند و براي خانوادهها توضيح دهد که ميتوانند با اطمينان فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. اما الان نه توضيحي داده ميشود و نه حتي به نظر ميرسد آموزش دغدغه دولت باشد.