گروه فرهنگي:اکران محدود فيلمهاي دفاع مقدسي مانند »اتاقک گلي«، »صياد« و »اسفند« در برابر سالنهاي پر از آثار گيشهاي، شکاف عميق ميان سينماي تجاري و سينماي متعهد را آشکار کرده است. کارشناسان معتقدند اين نابرابري، نتيجه بيتوجهي به سياستگذاري فرهنگي و عدم تبليغ آثار ارزشمحور است.
سينماي ايران در سالهاي اخير بيش از هر زمان ديگر در اختيار فيلمهاي گيشهاي قرار گرفته است.
آثار طنز و تجاري با داستانهاي ساده، شوخيهاي دمدستي و بازيگران پرطرفدار توانستهاند بخش عمدهاي از سالنهاي سينما را تصاحب کنند. اين نوع فيلمها بهدليل جاذبه لحظهاي و بازاري، مخاطبان زيادي را جذب ميکنند و در گيشه موفق هستند. با اين حال، اين روند به تدريج آثار متفکر و ارزشمحور را به حاشيه برده است.
تداوم چنين وضعيتي ميتواند تنوع سينماي ايران را به شدت تهديد کند.
نمونه بارز اين شرايط در اکران اخير »فرمانرواي آب« و »اتاقک گلي« ديده ميشود. »فرمانرواي آب« از هشتم مرداد با 200 سالن اکران شده و تا امروز به فروش 14 ميليارد توماني رسيده است.
اما واقعيت آن است که اين ميزان فروش در برابر آثار گيشهاي ديگر چندان مطلوب نيست! همچنين فيلم سينمايي »اتاقک گلي« از 15 مرداد فقط با 38 سالن وارد چرخه اکران شد و تاکنون 427 ميليون تومان فروش داشته است فروش موفق نداشته است! اين اختلاف فاحش در فروش، عمق نابرابري در توزيع سالن و امکانات را آشکار ميکند.
محدوديت سانس و کمبود ظرفيت نمايش، نه به دليل ضعف محتوايي، بلکه نتيجه بيتوجهي و نابرابري در تخصيص فرصتهاست؛ نابرابرياي که آثار متعهد و ارزشمحور را به حاشيه ميراند.
نابرابري در توزيع سالن، تنها يک مشکل اجرايي نيست بلکه ريشه در نگاه مديريتي دارد. طي سالها، اولويتبندي غلط در اکران باعث شده آثار متعهد، اجتماعي و دفاع مقدسي در حاشيه قرار گيرند. اين سياستها بهجاي ايجاد رقابت سالم ميان ژانرها، عملاً به حذف تدريجي برخي گونههاي سينمايي منجر شده است. نتيجه اين رويکرد، کاهش تنوع و تکصدايي شدن فضاي سينماست. چنين شرايطي نهتنها به زيان فرهنگ عمومي، بلکه به زيان اقتصاد بلندمدت سينماست.
وضعيت فيلمهاي »صياد«، »اشک هور« و »اسفند« نمونه روشني از اين روند است.
هر سه فيلم از نظر ساختار، روايت و پرداخت قصه، آثاري قابل دفاع و خوشساخت محسوب ميشوند. با اين حال، به دليل کمبود سالن و تبليغات نامناسب، نتوانستند در گيشه موفق شوند و پس از پايان زودهنگام اکران، اين آثار تنها به پلتفرمهاي آنلاين منتقل شدند.
اين اتفاق نشان ميدهد که کيفيت به تنهايي براي موفقيت در بازار فعلي سينما کافي نيست.
کارشناسان بر اين باورند که »سليقهسازي« يکي از عوامل اصلي اين بحران است. سالها تبليغ و اکران آثار کممحتوا اما پرفروش، ذائقه مخاطب را به سمت سرگرميهاي ساده و کمعمق سوق داده است. وقتي مخاطب عادت ميکند تنها با داستانهاي سطحي مواجه شود، طبيعي است که با آثار انديشهمحور ارتباط کمتري برقرار کند.
اين تغيير سليقه، به مرور زمان، عرصه را براي فيلمهاي متعهد تنگتر کرده است. البته ذات سينماي گيشه چنين است که به دليل سادگي روايت و سرگرمکنندگي، مخاطب بيشتري جذب کند اما اين واقعيت نميتواند بهانهاي براي حذف يا محدوديت آثار متفکر باشد.
انتظار ميرود مديران اکران، شرايط برابر را براي همه ژانرها فراهم کنند. تنوع در عرضه فيلم، به رشد سليقه مخاطب کمک ميکند. حذف يک ژانر، بهخصوص ژانر دفاع مقدس به معناي از بين بردن بخشي از هويت سينماي ملي است.
تنوع ژانر، تضمينکننده پويايي سينماست. اگر سينما صرفاً به آثار طنز و تجاري محدود شود، هم از نظر فرهنگي فقير خواهد شد و هم در بلندمدت با بحران جذب مخاطب مواجه ميشود. سينماي دفاع مقدس علاوه بر ارزشهاي فرهنگي، ظرفيتهاي بالاي دراماتيک دارد. اين ژانر ميتواند با روايتهاي جذاب و انساني، هم پيام منتقل کند و هم سرگرمکننده باشد؛ اما بيتوجهي به آن، اين ظرفيت را هدر ميدهد.
مشکل ديگر، بيعملي سينماهاي دولتي و نهادهاي وابسته در حمايت از آثار متعهد است. اين سينماها که بايد بخشي از ظرفيت خود را به اکران آثار انقلابي و دفاع مقدسي اختصاص دهند، معمولاً اولويت را به فيلمهاي پرفروش ميدهند. اين رويکرد، وظيفه حمايتي آنها را زير سؤال ميبرد. حمايت نکردن از اين آثار، در عمل به معناي تأييد روند تکصدايي گيشه است.
نبود حمايت، پيامدهاي مستقيم بر انگيزه فيلمسازان دارد. وقتي کارگردان ميبيند حاصل ماهها تلاشش تنها در چند سالن محدود نمايش داده ميشود، انگيزه ساخت آثار مشابه کاهش مييابد. در چنين فضايي، بسياري از فيلمسازان ترجيح ميدهند به سمت ژانرهاي پرفروش بروند تا شانس موفقيت تجاري بيشتري داشته باشند. اين تغيير مسير، خسارت بزرگي به سينماي متعهد وارد ميکند
ضعف تبليغات، معضل ديگري است که آثار متعهد با آن مواجه هستند. فيلمهاي گيشهاي معمولاً با تبليغات گسترده در رسانهها، بيلبوردها و فضاي مجازي همراهاند. در مقابل، فيلمهاي دفاع مقدسي و اجتماعي با کمترين تبليغات اکران ميشوند. اين کمبود اطلاعرساني باعث ميشود حتي مخاطبان بالقوه هم از زمان و مکان اکران مطلع نشوند. براي اصلاح اين وضعيت، نياز به سياستگذاري دقيق و برنامهريزي جدي وجود دارد. اختصاص سهم ثابت از سالنهاي سينما به آثار متعهد، ايجاد بستههاي حمايتي تبليغاتي و برگزاري اکرانهاي ويژه از جمله اقداماتي است که ميتواند وضعيت را بهبود بخشد. اين اقدامات نه تنها به نفع سينماي متعهد است، بلکه تنوع سينمايي کشور را نيز حفظ ميکند.
سينماي ايران بايد ميان فروش و رسالت فرهنگي تعادل ايجاد کند. رسالت سينما تنها سرگرمي نيست، بلکه انتقال پيامهاي اجتماعي، فرهنگي و تاريخي نيز بخشي از مأموريت آن است. اگر اين جنبه ناديده گرفته شود، سينما به صنعتي صرفاً تجاري و بيريشه تبديل خواهد شد. تعادل ميان اين دو رويکرد، کليد ماندگاري سينماي ملي است.
ادامه روند فعلي، خطر حذف کامل سينماي انديشهمحور را در پي دارد. اين ژانرها در گذشته افتخارات بينالمللي بسياري براي ايران به ارمغان آوردهاند.
امروز بيش از هر زمان ديگر، ضرورت دارد مديران سينمايي با نگاه جامع و مسئولانه، توازن در اکران را برقرار کنند.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايکنا، در غير اين صورت، سينماي ايران به بازاري يکدست و محدود بدل خواهد شد که جايي براي آثار متعهد در آن وجود ندارد.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


کشف ۲۲ هزار دلار ارز قاچاق در مرز تمرچین
صدور ۱۴۱ پروانه بهرهبرداری صنعتی در آذربایجان غربی
رؤياي خانهدارشدن دورتر شد
توسعه مناطق آزاد و ويژه اقتصادي موجب ايجاد شغل پايدار ميشود
پرواز آنکارا اروميه برقرار شود
وتوي ملي زيادهخواهي در راهپيمايي 22 بهمن
دو ژنوتیپ امیدبخش در مرکز تحقیقات آذربایجانغربی معرفی شد
افتتاح پروژههای مخابراتی شهرستان مهاباد با سرمایهگذاری ۲۷۰ میلیارد ریالی
صادرات ۴.۴ میلیارد دلاری از گمرکات آذربایجانغربی
تسهيلات خريد نهادههاي دامي در آذربايجانغربي فراهم شد
