ARAZAZARBAIJAN

کودکان ايران و انزواي ديجيتال در سايه بحران زيست‌فرهنگي


کودکان ايران و انزواي ديجيتال  در سايه بحران زيست‌فرهنگي

گروه فرهنگي:کودکان حق دارند بازي کنند؛ نه در انزواي ديجيتال، بلکه در کوچه‌ها و ميدان‌هايي که بوي زندگي و فرهنگ مي‌دهد. به‌رسميت شناختن و احياي اين حق، مسئوليتي است بر دوش همه‌ ما: دولت‌ها در سياست‌گذاري، خانواده‌ها در تربيت، رسانه‌ها در روايت، و جامعه‌ مدني در کنشگري.


بازي، جوهره‌ زندگي کودکانه و شالوده‌ رشد فردي و اجتماعي کودکان است. در تاريخ اجتماعي ايران، بازي‌هاي خياباني نه تنها شکلي از سرگرمي، بلکه بسترهاي عميق فرهنگي براي انتقال ارزش‌ها، هويت‌ها و مهارت‌هاي اجتماعي بودند. کوچه‌ها و ميدان‌ها، مدرسه‌ غيررسمي کودکان به شمار مي‌رفتند؛ جايي که اصول همکاري، رقابت عادلانه، دوستي، عدالت و حتي مسئوليت‌پذيري در دل بازي‌هاي جمعي نهادينه مي‌شد. بااين‌حال، طي دو دهه‌ اخير، اين ميراث فرهنگي در معرض فروپاشي قرار گرفته است. تغييرات شهري، ناامني‌هاي اجتماعي، سلطه‌ي آپارتمان‌نشيني و غلبه‌ بازي‌هاي ديجيتال، کودکان را از زيست‌جهان طبيعي و اجتماعي‌شان جدا کرده است. آنان به‌جاي تجربه‌ کوچه و بازي‌هاي سنتي، در دنياي مجازي غوطه‌ور شده‌اند؛ جهاني که گرچه پر از هيجان و فناوري است، اما به‌شدت فردمحور، مصرف‌گرا و منزوي‌کننده است.
از منظر حقوق کودک، اين وضعيت صرفاً يک تغيير در سبک زندگي نيست؛ بلکه به معناي بحران زيست‌فرهنگي است. زيرا کودکان از يک حق بنيادين يعني حق بر بازي به‌عنوان يک حق فرهنگي و اجتماعي محروم مي‌شوند. اين يادداشت در پي آن است که با رويکردي تحليلي–حقوقي، ابعاد اين بحران را واکاوي کند و نشان دهد چگونه از دست رفتن بازي‌هاي خياباني، يک مسأله‌ حقوقي، فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي است.
بازي؛ فراتر از سرگرمي، يک حق بنيادين انساني
کنوانسيون حقوق کودک، در ماده 31، به روشني بيان مي‌کند: دولت‌ها حق کودک را براي استراحت و فراغت، مشارکت در بازي و فعاليت‌هاي تفريحي متناسب با سن کودک و مشارکت آزادانه در زندگي فرهنگي و هنري به رسميت مي‌شناسند. اين ماده نشان مي‌دهد که بازي، نه تنها ابزاري براي سرگرمي، بلکه حق انساني و فرهنگي کودک است. بازي بستر رشد جسماني، شکوفايي خلاقيت، تقويت تعاملات اجتماعي و حتي تمرين براي مشارکت دموکراتيک در جامعه است.
محمدمهدي سيدناصري پژوهشگر حقوق بين‌الملل کودکان بازي به‌عنوان ميراث فرهنگي ناملموس
بازي‌هاي کودکانه در هر جامعه، بخشي از ميراث فرهنگي ناملموس هستند. در ايران، بازي‌هايي مانند »هفت‌سنگ«، »وسطي«، »لي‌لي«، »گرگم‌به‌هوا«، »قايم‌باشک« و »يه قل دو قل« حامل ارزش‌هاي مشترک، زبان‌هاي محلي، شعرهاي کودکانه و قوانين نانوشته‌ي اجتماعي‌اند. حذف اين بازي‌ها، به معناي حذف بخشي از حافظه‌ي فرهنگي جامعه است.
تحولات اجتماعي و ظهور بحران زيست‌فرهنگي
رشد شهرنشيني و تراکم ساختمان‌ها، خيابان‌ها را از بستر بازي کودکانه به معابر پرترافيک و خطرناک بدل کرده است. کودکان ديگر نمي‌توانند آزادانه در کوچه‌ها بازي کنند، چراکه امنيت جاني آنان در برابر وسايل نقليه يا آسيب‌هاي اجتماعي تضمين‌شده نيست.
افزايش نگراني والدين نسبت به تهديدهاي اجتماعي (از خشونت‌هاي خياباني تا آسيب‌هاي اخلاقي) سبب شده است که آنان کودکان را از حضور در فضاهاي عمومي بازدارند. نتيجه اين است که کودکان در چهارديواري خانه و پشت صفحه‌ نمايش‌ها محصور مي‌شوند.
پيامدهاي اجتماعي و رواني بحران
بازي‌هاي ديجيتال تعاملات واقعي را کاهش مي‌دهند و کودکان را به روابط مجازي محدود مي‌کنند. نتيجه آن است که مهارت‌هاي اجتماعي همچون همدلي، حل تعارض و همکاري تضعيف مي‌شود.
تحقيقات جهاني نشان مي‌دهد کاهش بازي‌هاي بدني و جمعي با افزايش افسردگي، اضطراب و اختلالات توجه در کودکان مرتبط است. کودکي که در کوچه‌ها ندود و فرياد نزند، کودکي است که بخش مهمي از رشد رواني خود را از دست مي‌دهد.
با حذف بازي‌هاي سنتي، نسل آينده بخشي از حافظه‌ فرهنگي مشترک خود را فراموش خواهد کرد. اين امر نه تنها هويت کودکان، بلکه پيوند نسل‌ها را نيز از هم مي‌گسلد.
براي مقابله با اين بحران، بايد رويکردي چندسطحي اتخاذ شود:
بازآفريني فضاهاي شهري کودک‌محور: ايجاد خيابان‌هاي امن براي بازي، پارک‌هاي محلي با طراحي سنتي و فضاهاي باز رايگان براي کودکان.
ثبت و احياي بازي‌هاي سنتي به‌عنوان ميراث فرهنگي ناملموس: سازمان ميراث فرهنگي مي‌تواند بازي‌هاي بومي را در فهرست ملي ثبت و از طريق مدارس و رسانه‌ها احيا کند.
ترويج بازي‌هاي فرهنگي–ديجيتال: طراحي بازي‌هاي رايانه‌اي بومي بر اساس ارزش‌ها و سنت‌هاي ايراني، تا کودکان در فضاي ديجيتال نيز با هويت فرهنگي خود پيوند داشته باشند.
آموزش والدين و مربيان: آگاهي‌بخشي درباره اهميت بازي‌هاي جمعي و ضرورت ايجاد تعادل ميان بازي ديجيتال و بازي واقعي.
عدالت فرهنگي: تخصيص منابع به مناطق محروم براي ايجاد فضاهاي رايگان و امن بازي، تا همه‌ کودکان از حق خود بهره‌مند شوند.
نقش رسانه‌ها و نهادهاي مدني: رسانه‌ها مي‌توانند روايت‌هاي تازه‌اي از بازي‌هاي خياباني و اهميت فرهنگي آنها بسازند و نهادهاي مدني مي‌توانند کمپين‌هايي براي بازگشت بازي به خيابان‌ها راه‌اندازي کنند.
بحران زيست‌فرهنگي کودکان در ايران، از دست رفتن بازي‌هاي خياباني و جايگزيني آن با انزواي ديجيتال، نه فقط يک تغيير در سبک زندگي، بلکه يک چالش حقوقي، فرهنگي و اجتماعي است. کودکان از يک حق بنيادين حق بر بازي و مشارکت فرهنگي محروم مي‌شوند و اين محروميت پيامدهاي عميق رواني، اجتماعي و هويتي دارد.
آينده‌ کودکان، آينده‌ي ايران است. اگر امروز فضاهاي بازي و ميراث فرهنگي آنان را بازآفريني نکنيم، فردا با نسلي روبه‌رو خواهيم شد که از حافظه‌ فرهنگي خود گسسته و گرفتار انزواي فردي است. کودکان حق دارند بازي کنند؛ نه در انزواي ديجيتال، بلکه در کوچه‌ها و ميدان‌هايي که بوي زندگي و فرهنگ مي‌دهد. به‌رسميت شناختن و احياي اين حق، مسئوليتي است بر دوش همه‌ ما: دولت‌ها در سياست‌گذاري، خانواده‌ها در تربيت، رسانه‌ها در روايت، و جامعه‌ مدني در کنشگري.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايرنا، تنها در اين صورت است که مي‌توانيم نسل آينده‌اي بسازيم که به‌جاي زيستن در انزوا، در يک زيست‌جهان فرهنگي–اجتماعي غني و انساني باليده شود.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


برچسب ها:

تاریخ: 1404/10/30 02:16 ب.ظ | دفعات بازدید: 1715 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور