ARAZAZARBAIJAN

نوشتن براي بچه‌ها بايد تکليف باشد نه اختيار


نوشتن براي بچه‌ها بايد تکليف باشد نه اختيار

گروه فرهنگي:آموزش و پرورش چه در ترويج کتابخواني چه افزايش تيراژ کتاب‌هاي کودک و نوجوان و چه تربيت نويسندگان آينده نقش غيرقابل انکاري دارد.


آموزش و پرورش چه در ترويج کتابخواني چه افزايش تيراژ کتاب‌هاي کودک و نوجوان و چه تربيت نويسندگان آينده نقش غيرقابل انکاري دارد. با برگزاري رويدادهاي کتابخواني، مسابقات مطالعه، تاکيد بر اهميت داستان و کلاس‌هاي داستان‌نويسي اين نهاد مهم مي‌تواند بر رشد جامعه، صنعت چاپ و نشر و درآمدزايي نويسندگان کمک کند. از همه مهم‌تر، پرورش نسلي از نويسندگان آينده که به اصول داستان‌نويسي تسلط کامل داشته و بر ادبيات کشور خود تسلط دارند.
ترويج کتابخواني در آموزش و پرورش
نرگس ملک‌زاده، معلم آموزش و پرورش گفت: ميان آنچه مسئولان آموزش و پرورش درباره ترويج کتابخاني بيان مي‌کنند و آنچه ما در مدرسه مي‌بينيم فاصله زيادي وجود دارد. در مدرسه ميل و اشتياقي براي مطالعه ديده نمي‌شود؛ نه براي کتاب درسي و نه براي کتاب غيردرسي.
او افزود: مسابقات کتابخاني برگزار مي‌شود، اما اينکه کتاب‌ها واقعا خوانده شوند جاي ترديد دارد. معمولاً ثبت‌نام و ثبت آمار انجام مي‌شود، اما خواندن کتاب اتفاق نمي‌افتد. گاهي مدارس براي اينکه آمار بدهند مجبور به خريد تعداد مشخصي کتاب مي‌شوند، اما اين خريد تاثيري در کتابخوني دانش‌آموزان ندارد.
ملک‌زاده گفت: شايد اين برنامه‌ها بتواند تيزار برخي کتاب‌ها را بالا ببرد، اما تاثير پايداري بر کتابخوني دانش‌آموزان نمي‌گذارد. مشارکت دانش‌آموزان در فعاليت‌هاي اختياري بسيار کم است و علاقه چنداني به اين برنامه‌ها وجود ندارد.
او افزود: تنها زماني نتيجه مثبت حاصل مي‌شود که فعاليت‌هاي پرورشي با آموزش تلفيق شود. بايد مطالعه را در دل برنامه درسي قرار دهيم، نه در قالب يک فوق‌برنامه اختياري. حتي اگر ابتدا به صورت تکليف باشد، ممکن است به تدريج علاقه مطالعه در دانش‌آموز شکل بگيرد.
ملک‌زاده گفت: در معرفي کتاب هم محدوديت‌هاي زيادي داريم. نمي‌توانيم هر کتابي را معرفي کنيم و بسياري از معلم‌ها اطلاعات کافي درباره کتاب‌هاي مناسب گروه‌هاي سني ندارند. اگر معلم خودش مطالعه کرده باشد و بتواند کتاب را به درس مرتبط کند، دانش‌آموز ناخواسته به خواندن سوق داده مي‌شود، اما اين اتفاق عمومي نيست.
او افزود: کتابخانه‌هاي مدارس عملاً فعال نيستند. کتاب‌ها قديمي‌اند و دانش‌آموزان با وجود دسترسي آسان به گوشي، ترجيح مي‌دهند همه چيز را از فضاي مجازي جست‌وجو کنند. اگر دانش‌آموزي در خانه اهل مطالعه باشد همان عادت را ادامه مي‌دهد، اما مدرسه هنوز نتوانسته اين عادت را بسازد.
آموزش داستان‌نويسي
ملک‌زاده درباره وضعيت نگارش و داستان‌نويسي بيان کرد: بچه‌هاي دوران کرونا در نوشتن بسيار ضعيف شده‌اند. بسياري از کلمات را فقط شنيده‌اند و شکل درست نوشتاري را نديده‌اند. مطالعه کم بوده و دايره لغاتشان محدود مانده است و طبيعي است که بدون خواندن، نوشتن تقويت نمي‌شود.
او افزود: کتاب‌هاي نگارش خوبي داريم و اگر درست آموزش داده شوند دانش‌آموز تا پايان متوسطه مي‌تواند يک متن قابل قبول بنويسد. هدف ما تربيت نويسنده نيست، بلکه توانايي نوشتن يک انشا يا يادداشت است.
نقش غيرقابل انکار آموزش و پرورش
مصطفي باباخاني، نويسنده گفت: آيا ديده‌ايد در مدرسه کتابي را براي مسابقه معرفي کنند و بگويند اين کتاب را بخريد، بخوانيد، از آن سؤال طراحي مي‌کنيم و اگر جواب درست داديد جايزه مي‌دهيم؟ هر بار کودکي رماني دست گرفته، پدر و مادر گفته‌اند درس واجب‌تر است، در حالي‌که رمان گاهي از کتاب درسي واجب‌تر است و والدين اين را درک نکرده‌اند.
او با اشاره به رکود جدي تيراژ کتاب گفت: اگر 16 ميليون دانش‌آموز در کشور داريم و کتابي مناسب گروه سني مشخصي چاپ شود، بايد حداقل يک ميليون نسخه آن منتشر شود، اما امروز در کشور 100 نسخه از يک کتاب چاپ مي‌شود.
او با يادآوري تجربه شخصي خود افزود: اولين کتاب من با نام دست‌هاي مادرم در چاپ اول 15 هزار نسخه منتشر شد و ناشر مي‌گفت تازه دفتر گرفته و يک اتاق شش‌متري دارد. اگر کتاب را به ناشران ديگر مي‌دادم 30 هزار نسخه چاپ مي‌کردند. همان کتاب ظرف دو سال دو بار تجديد چاپ شد و هر بار 100 نسخه اضافه مي‌زدند تا به عنوان هديه بدهند. اکنون اما تيراژ هر کتابي به 100 نسخه رسيده است.
او تأکيد کرد: اگر آموزش و پرورش موظف بود هر کتاب کودک و نوجواني را که مجوز رسمي مي‌گيرد در تعدادي مشخص خريداري و ميان استان‌ها و کتابخانه‌هاي مدارس توزيع کند، تيراژ کتاب بالا مي‌رفت. او گفت مردم مشکلات مالي فراواني دارند؛ چطور انتظار داريد پول بدهند و براي بچه کتاب بخرند؟ مردمي که براي نيازهاي ابتدايي زندگي مانده‌اند
چطور مي‌توان از آنها انتظار خريد کتاب داشت؟
لزوم آموزش داستان‌نويسي در مدارس
علي شروقي، هم گفت: آموزش داستان‌نويسي در مدارس وضعيت مناسبي ندارد و نوشتن خلاق در محيط آموزشي به خوبي اجرا نمي‌شود. در مقاطع تحصيلي بالاتر بسياري از دانش‌آموزان اصول اوليه زبان فارسي را نمي‌شناسند و اشتباهات فاحش دارند که انتظار مي‌رود يک کودک دبستاني رعايت کند.
او افزود: فارسي‌نويسي بايد جداي از آموزش داستان تدريس شود. نه توانايي آموزش داريم و نه زيرساخت مناسبي براي آن فراهم شده است که نتيجه آن فاجعه‌آميز است. فضاي مجازي نيز در اين زمينه اثرگذار است و اعتبار فرهنگستان فارسي نزد عمومي خدشه‌دار شده که نيازمند بررسي جدي است.
او افزود: در آموزش داستان بسياري از افراد در محيط کاري توان ارائه ساده يک گزارش يا افکار خود در قالب منسجم را ندارند. به همين دليل آموزش قصه‌گويي در برندينگ و تبليغات با استقبال مواجه شده است و محتوا نشان مي‌دهد که در دبيرستان و دبستان بايد اين مهارت‌ها آموزش داده مي‌شد.
شروقي گفت: به جاي ارائه موضوعات انشا مانند علم بهتر است يا ثروت، بايد آموزش خلاق ارائه مي‌شد. آموزش خلاق بايد از سنين پايين آغاز شود و در رده‌هاي بالاتر اصول اوليه داستان‌نويسي تدريس شود. در برخي کشورها مردم با ارجاع‌ها و دلالت‌هاي فيلم به اسطوره‌ها آشنا هستند، اما در کشور ما اين مهارت وجود ندارد.
او گفت: ما هم با نوشتن داستان و هم با خواندن داستان غريبه‌ايم و بايد با آموزش داستان و خواندن آن، فهم داستان و تاثير آن در زندگي و پيشبرد اهداف آموزش داده شود.
او افزود: بسياري نمي‌دانند هدف از خواندن يا نوشتن داستان چيست. کتاب معروفي وجود دارد با عنوان قصه‌گو برنده است. وکيلي که خوب دفاع مي‌کند، روايت قدرتمندي ارائه مي‌دهد و پيش پزشک با شرح حال منسجم نتيجه بهتري مي‌گيرد. به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا،آموزش روايت و تاثيرگذاري روايي بايد در مدارس و پيش از تحصيلات تکميلي به دانش‌آموزان ارائه شود.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


برچسب ها:

تاریخ: 1404/08/28 10:21 ق.ظ | دفعات بازدید: 1802 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور