ARAZAZARBAIJAN

نقش هنر در ترويج سبک زندگي ايراني


نقش هنر در ترويج سبک زندگي ايراني

رقيه پورغفار

گروه جامعه: هنر به عنوان زبان عاطفي و نمادين، مي‌تواند ارزش‌هاي سبک زندگي ايراني را از سطح شعار به رفتار روزمره منتقل کند.


به گزارش آرازآذربايجان، با استفاده آگاهانه از آن مي‌توان سبک زندگي ايراني را به زبان زيبايي و تجربه تبديل کرد چرا که هنر به عنوان جلوه¬اي از احساس، معنا و تفکر، نقش مهمي در شکل دهي به فرهنگ و سبک زندگي جوامع دارد.
رابطه هنر و زندگي
در جامعه ايران که هويت فرهنگي و ديني در هم تنيده، بهره¬گيري صحيح از هنر مي¬تواند زمينه¬ساز ترويج سبک زندگي ايراني باشد. هنر، رسانه¬اي عميق و تأثيرگذار براي آموزش غيرمستقيم، تلطيف روح و ترويج رفتار مبتني بر ايمان، اخلاق و اصالت فرهنگي است و به مثابه پلي ميان عالم محسوس و نامحسوس، ابزاري قدرتمند براي نهادينه ساختن مؤلفه¬هاي سبک زندگي مطلوب است.در جهان معاصر، سبک زندگي به عنوان يکي از ارکان اصلي فرهنگ مورد توجه دانشمندان اجتماعي و فرهنگي قرار گرفته و مجموعه¬اي پيچيده از الگوهاي مصرف، روابط اجتماعي، جهان¬بيني و نگرشهاي فردي است که نحوه زيست يک جامعه يا گروه را تعريف مي¬کند. سبک زندگي ايراني ، الگويي است که در آن ارزشهاي ديني، اخلاقي و ملي در قالب رفتارهاي فردي و اجتماعي ظهور و بروز دارند و بر محورهايي چون توحيد، خانواده، اعتدال در مصرف و تعهد اجتماعي بنا شده است.هنر، توانايي بنيادين در انتقال و حتي احيا و نشر اين ارزشها دارد. آفرينشهاي هنري، از معماري باشکوه ابنيه مساجد، مدارس، کليساها، معابد سنگ¬نگاره¬ها و کاروانسراها گرفته تا ظرايف کتيبه¬نگاري، خوشنويسي قرآن، تصويرسازي مينياتوري و پردازشهاي تصويري در سينما و تئاتر، همواره حامل پيامهاي فرهنگي ومعنوي بوده¬ است. امروزه با وجود پيشرفت فناوري ديجيتالي و هوش مصنوعي و گسترش رسانه¬ها، هنر هنوز هم مؤثرترين بستر براي ترويج اصول سبک زندگي است؛ زيرا بر قلب و احساس انسانها اثر مي¬گذارد وبا دل انسانها بازي مي¬کند و انسان را به سطح آگاهي عميق و ماندگار ميرساند. يک اثر هنري مؤثر مي¬تواند يک آموزه اخلاقي خشک را به يک سطح درک و تجربه زيستي و شعور متکثر تبديل کند. بنابراين شناخت نقش هنر در شکل¬دهي به سبک زندگي ايراني، اعم از اسلامي و ساير اديان ايراني، ضرورتي انکارناپذير براي حفظ اصالت فرهنگي و هويت ملي در برابر جريانهاي جهاني شدن است.
از نظر جامعه شناسي
سبک زندگي از منظر جامعه شناسان مجموعه¬اي از الگوهاي رفتاري، سليقه¬ها، عادات و انتخاب¬هاي روزمره است که نشانه پايگاه فرهنگي، طبقاتي و اجتماعي افراد بشمار مي¬رود که ساختارهاي اجتماعي را دروني کرده و فرد را به سمت رفتارهاي خاص سوق مي-دهد. سبک زندگي ايراني صرفاً مجموعه¬اي از اعتقادات نيست، بلکه با مفاهيمي و مصاديقي چون »عبوديت« (بندگي خدا)، »اعتدال« (دوري از افراط وتفريط)،»قناعت«، »تقدير« (رضايت به آنچه خدا مقدر کرده) »اخلاق اجتماعي«، »عدالت«، »مبارزه با ستم«، »انصاف« و ... پيوند خورده است. اين سبک زندگي يک نظام ارزشي است که بايد در تمام شئونات زندگي روزمره، از نوع پوشش تا نحوه تعاملات اجتماعي منعکس شود. مفهوم هنر نيز از ديدگاه اسلام تلاشي هدفمند بودن، صداقت محوري و کمال گرايي براي بازنمايي حقيقت، نظم و زيبايي الهي است. کلمات پيامبر اسلام و پيشوايان دين، اين مفهوم را تأکيد و تأييد مي کند مانند اين کلامي متعالي از رسول گرامي (ص): » ِانَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ«. در نگاه جهان بيني، هنر تقليد محض از واقعيت نيست، بلکه تلاشي هدفمند براي بازنمايي حقيقت، نظم و زيبايي الهي است. هنر بايد آينه اي از نظم کيهاني باشد داراي سه ويژگي اصلي: هدفمند بودن، صداقت و حقيقت محوري، زيبايي و کمال را دارا باشد.
نقش هنر در بازنمايي ارزشهاي ايراني
هنر ايراني، همواره با مفاهيمي چون عشق الهي معنا و وحدت (توحيد) گره خورده و سبب شده است که عناصر سبکي منحصر به فردي در هنر ايراني به تفاسيري همچون: تجلي مفاهيم در معماري وخوشنويسي، خوشنويسي (کاليگرافي)، نقش هنر در ترويج مفاهيم اخلاقي را بپردازد که در معماري ايراني نمونه بارز ترويج سبک زندگي توحيدي را شاهد هستيم. مساجد، با معماري طرحهاي متمرکز بر مياني (صحن) و فضاهاي روحاني، و نيز استفاده از تقارن، هندسه دقيق و نقوش اسلامي (نماد بينهايت بودن خداوند) در کاشي کاري ها، مفهوم نظم کيهاني را به ناظر القا ميکند. از طرفي خوشنويسي، بويژه خط ثلث و نسخ که براي نگارش قرآن به کار مي روند، اوج هنر ديني است. خطاطي آياتي مانند »و ما خلقت الجن و الإنس الا ليعبدون« که بر سردرب ها ديده مي شود، مستقيما ً ارزش محوري زندگي (عبادت) را به زيباترين شکل ممکن منتقل مي کند.
ترويج مفاهيم اخلاقي
در شعر و نثر ادبي بزرگان زبان فارسي از جمله آثار مولانا، سعدي و حافظ، همچنين در هنرهاي تصويري سنتي مانند نگارگري، مفاهيمي همچون گذشت، عدالت، قناعت، و احترام به طبيعت به صورت نمادين بيان شده اند. اين آثار هنري و انديشه¬اي، که از دوران کودکي با فرهنگ ايراني عجين شده¬اند، به صورت ناخودآگاه، الگوهاي رفتاري مناسب را در ضمير ناخودآگاه نسلها نهادينه مي¬کنند. در دوران معاصر، هنر رسانه اي، بويژه سينما و تلويزيون، به ميدان اصلي اين نبرد فرهنگي تبديل شده است.
فيلمهايي که توانسته¬اند در عين پرداختن به مسائل روزمره، چارچوب هاي اخلاقي اسلامي (مانند وفاي به عهد، ايثار و پرهيز از اسراف) را به نمايش بگذارند. هنر مي¬تواند مفاهيم انتزاعي اخلاقي و عرفاني را به تجربيات حسي ملموس تبديل کند. موسيقي آييني (مانند نوحه¬خواني، نمايش ديني، مولودي خواني و مداحي) و موسيقي اصيل ملي، خانقاني و موسيقي اقوام (آذري، لري، مازني، کُردي، جنوبي، بلوچي، ارمني، آشوري و ...) تأثير عميقي بر برانگيختن حس همدردي و تعلق به جامعه ايماني دارد و بر تلفيق هويت ايراني و روح ديني و معنوي استوار است و حس جذاب هويت ملي را مانند سدي محکم در برابر پذيرش کورکورانه سبک¬هاي زندگي بيگانه و تهاجم فرهنگي بيگانگان تقويت مي¬کند و به ايجاد وحدت اجتماعي و همدلي منجر مي¬شود.
کارکردهاي هنر در ترويج سبک زندگي ايراني
ازکارکردهاي چند وجهي هنر در راستاي اهداف سبک زندگي ايراني مي¬توان به آموزش غيرمستقيم و نمادين، کژديسي زدايي، تقويت هويت ملي_ديني، ايجاد وحدت اجتماعي و همدلي، مقابله با برخي هجمه هاي فرهنگي اشاره نمود که در برخي از شهر هاي کشور ايران عزيز، من جمله شهر اروميه در استان آذربايجان غربي که به عنوان مهد اقوام و آيين هاي مختلف مي باشد و از آن به عنوان رنگين کمان اقوام و اديان ياد مي گردد، اين کارکردهاي مهم را در گردهمايي ها شاهد هستيم که با رفتار و اقدامات روشن بينانه و اعمال روشنفکرانه مردم ايران زمين، در برخود با موارد ايجاد شده، علاوه بر تقويت بعد معنوي، روابط اجتماعي مبتني بر ارزشهاي مشترک را تقويت کرده و مفهوم »امت« را در ذهن مخاطب زنده نگه ميدارد، چرا که عملکرد مردم ايران در هر گوشه و کنار از اين سرزمين، چون هميشه پيام آور آزادي، عزت و احترام است.
چالش ها و آسيب ها
البته نبايد از ياد برد که در مقابل ظرفيتهاي عظيم هنري، موانعي نيز در مسير تحقق نقش حداکثري آن در ترويج سبک زندگي مطلوب وجود دارد، همچون فرم زدگي و غفلت از محتوا، تجاري سازي افراطي هنر، گسست نسلي در مخاطب شناسي،کمبود سياست گذاري فرهنگي منسجم، که براي بهينه سازي نقش هنر در تحقق سبک زندگي ايراني، تدوين راهبردهاي مشخص و عملياتي به شرح ذيل ضروري است مانند سرمايه گذاري در آموزش هنر ديني و بومي، حمايت از هنرمندان متعهد و توليدات فاخر، تقويت رسانه هاي هنري و فرهنگي هدفمند، که البته مهم¬ترين راهبرد هم در اين راستا، ايجاد گفتمان ميان هنرمندان و نهادهاي فرهنگي، ديني و مردمي مي باشد که دولت و نهادهاي فرهنگي بايد با ايجاد صندوقهاي حمايتي، تسهيلات، و تضمين بازار براي آثار فرهنگي فاخر، ريسک سرمايه گذاري هنرمندان متعهد را کاهش داده و"هنر متعهد" را که فراتر از توليدات صرفا ً تبليغي بوده با چارچوبهاي اخلاقي توسعه دهند.
در اين مسير يکي از نهادهاي فعال که هميشه در کنار هنرمندان متعهد جوان و پيشکسوت بوده حوزه هنري انقلاب اسلامي است که در سراسر کشور ايران ، فارغ از تمرکز بر هر دين و مذهب و اديان و اقوام مختلف از هنرمندان و هنر دوستان، در اکثر فعاليت هاي گروهي و تيمي، کارگاه ها، رويدادها، مناسبتها، پاتوقها و نشستهاي مختلف هنري و غيره حضوري فعال از خود نشان داده است و براي بهينه سازي نقش هنر در تحقق سبک زندگي ايراني ، راهبردهاي مشخص و عملياتي را با سرمايه گذاري هوشمندانه و هدفمند در اين حوزه، که تضمين کننده سلامت و اصالت فرهنگي نسلهاي آينده است، تدوين نموده است. باشد که سازمانها و مراکز فرهنگي و هنري در کشور عزيزمان ايران، چنين سرمايه گذاري هدفمندي را سرلوحه اقدامات و فعاليتهاي خود قرار دهند.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/10/17 07:52 ق.ظ | دفعات بازدید: 1754 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور