ARAZAZARBAIJAN

رستم و سهراب از پس هالک و اسپايدرمن برمي‌آيند


رستم و سهراب از پس هالک و اسپايدرمن برمي‌آيند

گروه فرهنگي:کافي است چند دقيقه کنار يک کودک بايستيد تا بفهميد قهرمان‌هاي نسل جديد از کجا مي‌آيند. يکي لباس اسپايدرمن مي‌خواهد، يکي دفتر باب اسفنجي برمي‌دارد، يکي با لگوهاي ماينکرفت بازي مي‌کند و ديگري ويدئوهاي السا و فروزن را مي‌بيند.


شخصيت‌ها فقط بخشي از انيميشن‌ها نيستند، آنها وارد زندگي کودکان شده‌اند؛ روي کيف مدرسه، عروسک، بازي موبايلي، پازل، قمقمه آب و حتي مدل حرف زدن و بازي‌کردن بچه‌ها ديده مي‌شوند.
با وجود اينکه کودکان امروزي در معرض توليدات تصويري بيشتري نسبت به نسل‌هاي قبلي هستند و خيلي زودتر از گذشته با شخصيت‌ها آشنا مي‌شوند، اما اگر کمي دقيق‌تر به جهان آنها نگاه کنيم، يک پرسش جدي مطرح مي‌شود؛ کودک ايراني امروز بيشتر با چه چهره‌هايي زندگي مي‌کند و قهرمان‌هاي ذهني‌اش از کجا مي‌آيند؟ سهم شخصيت‌ها و کاراکترهاي ايراني در اين جهان تا چه اندازه است؟
پاسخ اين سوال شايد «هيچ» نباشد اما قطعا نمي‌توان منتظر شنيدن پاسخي اميدوارکننده بود. در سال‌هاي گذشته توليدات مختلفي در حوزه کودک شکل گرفته‌اند و بعضي شخصيت‌ها هم براي مدتي مورد توجه قرار گرفته‌اند. »شکرستان« توانست بخشي از مخاطبان کودک و حتي بزرگسال را با شخصيت‌هايش همراه کند، »کلاه قرمزي« که سال‌ها در حافظه دهه شصتي‌ها و هفتادي‌ها باقي مانده بود با يک ري‌برندينگ و اضافه کردن شخصيت‌هاي ديگري همچون »فاميل دور«، »ببعي« و... به جهان کودکان دهه هشتادي و نودي راه پيدا کرد، آثاري مانند »بچه زرنگ« و »پسر دلفيني« و... نيز تلاش کردند شخصيت‌هايي تازه وارد دنياي کودک کنند، اما با اين حال مسئله اينجاست که بخش زيادي از اين کاراکترها، عمر کوتاهي داشتند و کمتر به بخشي از زندگي روزمره کودک و دنياي پر از تخيل او تبديل شدند.
اقامت شخصيت‌هاي وارداتي در جهان خيالي کودکان
شخصيت‌هاي خارجي اما معمولا فقط در يک انيميشن، کار عروسکي يا فيلم باقي نمي‌مانند. کودکي که »باب اسفنجي« را مي‌شناسد، احتمالا دفتر، عروسک، بازي ويديويي، استيکر، لباس يا حتي خوراکي مرتبط با او را هم ديده است. »ميکي‌ماوس« فقط يک شخصيت کارتوني نيست و نزديک به يک قرن است که در قالب‌هاي مختلف بازتوليد مي‌شود. »بن‌تن« فقط يک داستان و انيميشن نبود و خيلي زود وارد بازار اسباب‌بازي و بازي شد و حتي مدل بازي کودکان را تغيير داد. در سال‌هاي اخير هم بازي‌هايي مانند »ماينکرفت« و »روبلاکس« نشان دادند که نسل جديد، شخصيت‌ها و جهان‌هاي خيالي خود را فقط در قالب توليدات سينمايي و تلويزيوني نمي‌پذيرد و بخش مهمي از اين ارتباط در فضاي بازي‌هاي ديجيتال شکل مي‌گيرد.
موج زودگذري که فراموش مي‌شود
در مقابل، بسياري از شخصيت‌هايي که در ايران خلق مي‌شوند، معمولا در محدوده همان اثر باقي مي‌مانند. يک انيميشن يا کار عروسکي براي مدتي ديده مي‌شود و حتي فضاي مجازي را تحت تاثير حضور خود قرار مي‌دهد و بعد شخصيت‌ها به تدريج کنار مي‌روند؛ بدون اينکه وارد بازار اسباب‌بازي شوند، بازي مرتبط با آن‌ها ساخته شود، نوشت‌افزاري با نقش آنها توليد شود و در نهايت بدون اينکه کودک بتواند آن‌ها را در زندگي روزمره‌اش همراه خود داشته باشد.همين مسئله باعث مي‌شود بخش مهمي از همان توليداتِ حداقلي کودک در ايران، بيشتر شبيه موج‌هاي کوتاه‌مدتي باشند که زودتر از آنکه بتوانند جريان‌سازي خاصي کنند فراموش شوند. شايد کودکان در مقطعي نام يک شخصيت را بشنوند و طرفدار پر و پا قرص محسنِ بچه‌زرنگ يا پسردلفيني باشند، اما آن شخصيت کمتر فرصت پيدا مي‌کند که مانند نمونه‌هاي جهاني، در طول چند دهه همراه کودک باقي بماند و نسل به نسل ادامه پيدا کند.
ماجراي يک حلقه مفقوده
بخشي از اين ماجرا به موضوع »بازارپردازي فرهنگي« برمي‌گردد؛ مفهومي که هنوز در فضاي فرهنگي ايران چندان جدي گرفته نشده است. در بسياري از کشورهاي صاحب صنعت سرگرمي، شخصيت‌پردازي فقط به ساخت يک انيميشن، بازي يا کتاب محدود نمي‌شود و از همان ابتدا، مسير حضور آن کاراکتر در اسباب‌بازي، بازي روميزي، بازي ديجيتال، نوشت‌افزار و ديگر محصولات فرهنگي طراحي مي‌شود.در ايران اما اين زنجيره معمولا ناقص مي‌ماند. گاهي انيميشني توليد مي‌شود، اما محصول جانبي مناسبي ندارد، گاهي اسباب‌بازي توليد مي‌شود اما کيفيت و طراحي آن کودک را جذب نمي‌کند و گاهي هم هيچ پيوندي ميان توليدکنندگان انيميشن، بازي و اسباب‌بازي شکل نمي‌گيرد. نتيجه اين مي‌شود که کودک ايراني، حتي اگر يک شخصيت داخلي را دوست داشته باشد، در نهايت بيشتر با محصولاتي ارتباط برقرار مي‌کند که حضور گسترده‌تر و جذاب‌تري در بازار دارند.
خودمان که بهترش را داريم!
در چنين شرايطي، برخي اين پرسش را مطرح مي‌کنند که ايران با اين حجم از روايت، افسانه، اسطوره و شخصيت‌هاي ريشه‌دار تاريخي چرا امروز نه‌تنها سهم پررنگي در جهان شخصيت‌هاي کودک دنيا ندارد، بلکه کودکانش هم تا اين اندازه مشتاق کاراکترهاي وارداتي هستند؟ بسياري معتقدند سرزميني که شخصيت‌هايي مانند رستم، آرش، سهراب و سيمرغ را در حافظه فرهنگي خود دارد، بايد توانايي خلق و حتي صدور شخصيت به جهان را داشته باشد؛ نه اينکه کودکانش بيشتر با ابرقهرمان‌ها، انيميشن‌ها و کاراکترهايي زندگي کنند که در کشورهاي ديگر متولد شده‌اند.اما آنچه اهميت دارد اين است که خلق شخصيت موفق، صرفا با تکيه بر هويت تاريخي يا پيام‌هاي مستقيم فرهنگي اتفاق نمي‌افتد و کودک پيش از هر چيز با شخصيت جذاب يا پرداخت جذاب شخصيت، قصه خوب و جهاني متناسب با ساختارهاي ذهني‌اش ارتباط برقرار مي‌کند. شخصيت‌ها زماني ماندگار مي‌شوند که ابتدا براي کودک سرگرم‌کننده و دوست‌داشتني باشند، نه اينکه قرار باشد به شکل سفارشي حامل يک پيام مشخص باشند.شايد به همين دليل باشد که بسياري از شخصيت‌هاي موفق جهاني نتيجه شناخت دقيق مخاطب کودک و توجه به قصه‌گويي، تداوم و جهان‌سازي‌اند. کودک شخصيت‌ها را انتخاب مي‌کند؛ همان‌طور که سال‌هاست بعضي قهرمان‌ها را با خود نگه داشته و بعضي ديگر را خيلي زود فراموش کرده است.
شخصيت‌هايي که جهان‌بيني کودک را مي‌سازند
شخصيت‌هايي که کودک امروز با آن‌ها مواجه مي‌شود، تنها ابزار سرگرمي نيستند و به‌تدريج بخشي از جهان تربيتي، تخيل و حتي الگوهاي رفتاري او را شکل مي‌دهند؛ از نحوه بازي و خيال‌پردازي گرفته تا تصويري که از قهرمان، قدرت و حل مسئله در ذهن او ساخته مي‌شود. به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايسنا ،در چنين وضعي، اين پرسش پررنگ‌تر مي‌شود که تداوم حضور کاراکترهايي مانند هالک، اسپايدرمن و ديگر ابرقهرمان‌هاي وارداتي در زندگي روزمره کودک، چه نسبتي با شکل‌گيري ذهنيت او دارد و چه سهمي براي شخصيت‌هاي بومي در اين فرآيند باقي مي‌گذارد.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


برچسب ها:

تاریخ: 1405/03/10 08:53 ق.ظ | دفعات بازدید: 1814 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور