گروه فرهنگي:مؤلف کتاب »هفت آهنگ براي سهتار« ميگويد: ناديده گرفتن رابطه ميان بيان موسيقايي و تکنيک رايجترين اشتباه است بسياري از هنرجويان ممکن است نتها را درست بنوازند، اما ارتباط عاطفي با موسيقي نداشته باشند.
اصلاح اين مشکل با تمرين همزمان تکنيک و شنيدن معنا انجام ميشود تا هر حرکت انگشت و تغيير دايناميک با درک و احساس موسيقايي همراه باش آنچه در موسيقي دستگاهي اهميت بسيار دارد، وجود رديفها و روايتها و شيوههاي نواختنها در سازهاي مختلف است که بر اهميت تاليف آثار مکتوب ميافزايد.
طي تمام اين سالها با توجه به تعدد نوازندگان، آهنگسازان و مقامدانها و مقامخوانها، افراد معدودي به تاليف و نگارش کتاب پرداختهاند. و بايد اين گفت اين عدم تلاش در آينده موسيقي ايراني را دچار آسيب خواهد کرد.
رامتين کاکاوندي يکي از نوازندگان و آهنگسازان سنتي و مقامي است که به تازگي کتابي در حوزه موسيقي سنتي تاليف کرده است.
کتاب او »هفت آهنگ براي سهتار« نام دارد. اين اثر به گردآوري قطعات تخصصي براي سهتار پرداخته و کاکاوندي تلاش کرده ايدهها و تکنيکهاي خلاقانهاي که طي سالها تمرين، تدريس و تجربه عملي به دست آورده را در جهت آموزش درست به رشته تحرير درآورد. لذا ميتوان گفت؛ اين کتاب فرصتي براي شناخت دنياي موسيقي مولف، نحوه تلفيق سنت و نوآوري او، همچنين ايجاد تعامل بين آموزش و خلق اثر محسوب ميشود. اين نوازنده ، مسير هنري، تجربههاي آموزشي، ريتم، سکوت و و نگاهش به موسيقي را مرور کرد.
پس از همان ابتدا با سازي کوبهاي، با مقوله ريتم آشنا شديد؟
آغاز آموزش ريتم و موسيقي جدي من با تمرين در گروه نوازان »باباطاهر« و هديه گرفتن دف از استاد شکل گرفت. پس از آن، »دف« و »تنبور« را فرا گرفتم و به همراه پدربزرگم، استاد عبدالمحمد شربتي (شاگرد مستقيم نسدين خاموشي جيحونآبادي)، ادبيات کلامي و مقامهاي تنبور را ادامه دادم.
در ادامه، تار و سهتار را فرا گرفتم و با شيوه استاد حسين عليزاده آشنا شدم.
در کارهاي شما، »ريتم« نقش پررنگي دارد؛ ريتم برايتان بيشتر يک عنصر فني است يا يک زبان احساسي؟
در آثار من، ريتم جايگاه ويژهاي دارد و پيش از آنکه ابزار فني باشد، زبان احساس است. فن موسيقي فقط راهي براي قابل شنيدن کردن معناهاست و ريتم بيان تپش و معناست.
تنبور براي خاندان شما ساز اصلي است، با اين اين حال چرا سهتار برايتان منحصر به فرد است؟
سهتار فضايي براي خلوت و بيان دروني فراهم ميکند. سهتارسازي است که ميتواند بيواسطه آه درون را به ذکر تبديل کند. هرچند در آثار من پيچيدگي تکنيکال ملودي و انگشتگذاريهاي مختلف وجود دارد؛ اما همواره به دنبال صداي خلوت و اوج ديدگي در سهتار بودهام.
آيا کتاب »هفت آهنگ براي سهتار« براي سازهاي ديگر هم کاربرد دارد؟
اين کتاب کاملاً تخصصي براي سهتار نوشته شده و تکنيکها، مضرابها و انگشتگذاريهاي آن، منحصراً براي سهتار طراحي شدهاند؛ هرچند که تار نيز قابليت اجراي آنها را دارد. تعدد گوشهها و آوازهاي مختلف در قطعات حول يک محور است و تمام آثار زير لواي يک احساس و ايده شکل گرفتهاند. ويژگي مهم کتاب تمرکز کامل بر سهتار و ارائه تکنيکهاي ويژه اين ساز است.
در اثرتان همچنين به شعر و موسيقي پرداختهايد. اين سوال مطرح ميشود که اگر شعر نباشد، موسيقي شما چه چيزي را روايت ميکند؟
در نبود شعر يا سواد، موسيقي من حرکت دروني، احساس و انديشه را روايت ميکند. اين روايت ميان شهود و حافظه است و موسيقي خود را به تنهايي کافي ميدانم.
اگر بخواهيد موسيقي خودتان را در يک جمله تعريف کنيد، آن جمله چه خواهد بود؟
موسيقي سفري از گوش به دل و از دل به نامعلوم است. موسيقي من به مانند سفري است از گوش به دل و از دل به جايي که نام ندارد. اين جمله بهترين تعريفي است که ميتوانم درباره موسيقي خودم ارائه دهم.
شما همواره ميان آموزش و خلق اثر حرکت کردهايد؛ آيا تا به حال احساس نکردهايد اين دو مسير در بخشهايي مقابل يکديگر قرار ميگيرند و با هم در تضاد هستند؟
آموزش و خلق اثر دو روي يک حقيقت هستند. براي من هيچ تضادي بين آموزش و خلق اثر وجود ندارد. آموزش يک هنرجو و خلق يک اثر موسيقايي، هر دو جزء يک حقيقت محض هستند. در کلاسهاي آموزشي، ملوديها و متدهايي که پيش ميرود، گاه به طور همزمان منجر به خلق اثر ميشوند و هنرجو نيز با آن درک و تجربه پيدا ميکند.
در کار با هنرجويان، بيشترين اشتباهي که ميبينيد چيست و چگونه آن را اصلاح ميکنيد؟
ناديده گرفتن رابطه ميان بيان موسيقايي و تکنيک رايجترين اشتباه است بسياري از هنرجويان ممکن است نتها را درست بنوازند، اما ارتباط عاطفي با موسيقي نداشته باشند.
اصلاح اين مشکل با تمرين همزمان تکنيک و شنيدن معنا انجام ميشود تا هر حرکت انگشت و تغيير دايناميک با درک و احساس موسيقايي همراه باشد.
اگر قرار باشد موسيقي ايراني را براي يک مخاطب غير ايراني معرفي کنيد، از کجا شروع ميکنيد؟
براي معرفي موسيقي ايراني به يک مخاطب غيرايراني، ابتدا از سکوت و فاصله بين نتها صحبت ميکنم و تأکيد دارم که موسيقي ايراني پيش از آنکه براي گوش باشد، براي درون است و روايت حال ميکند نه نمايش مهارت.
سکوت در روند آهنگسازيتان چه جايگاهي دارد؟ آيا سکوت را بخشي از موسيقي ميدانيد؟
سکوت غيبت موسيقي نيست، بلکه شرط تولد موسيقي است. سکوت همان جايي است که معنا شکل ميگيرد و صدا تصميم ميگيرد که حق بودن دارد يا نه.
اگر قرار باشد يک همکاري رؤيايي داشته باشيد، دوست داريد با چه هنرمندي (ايراني يا غيرايراني) کار کنيد؟
نامم با پيوند ميان نوآوري، حفظ سنت و آموزش گره خواهد خورد. دوست دارم نام من با ترکيبي از نوآوري و حفظ سنت گره بخورد، جايي که ريشهها الهامبخش خلقهاي تازه باشند و هر نوآوري احترام به گذشته را در دل داشته باشد.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا، آموزش نقش حياتي ايفا ميکند و تجربه و درک موسيقي به نسلهاي بعد منتقل ميشود تا جريان هنر زنده بماند و تنها به خاطره تبديل نشود.
.Arazazarbaiijan.farhangi@gmail.com


بهبود نسبي وضعيت تراز درياچه اروميه
دستگاههاي اجرايي خدمات مورد نياز طرحهاي اقتصادي را تامين کنند
سقوط تکاندهنده قدرت خريد حداقل دستمزد در 1404
ضرورت بازسازي اعتماد عمومي
کشف ۲۲ هزار دلار ارز قاچاق در مرز تمرچین
صدور ۱۴۱ پروانه بهرهبرداری صنعتی در آذربایجان غربی
رؤياي خانهدارشدن دورتر شد
توسعه مناطق آزاد و ويژه اقتصادي موجب ايجاد شغل پايدار ميشود
پرواز آنکارا اروميه برقرار شود
وتوي ملي زيادهخواهي در راهپيمايي 22 بهمن
