ARAZAZARBAIJAN

درياچه اروميه 41سال پس از يک پيش‌بيني کردواني درست گفت يا منتقدانش


درياچه اروميه 41سال پس از يک پيش‌بيني  کردواني درست گفت يا منتقدانش

درياچه اروميه 41سال پس از يک پيش‌بيني؛ کردواني درست گفت يا منتقدانش گروه گزارش: 4دهه از پيش‌بيني مرحوم کردواني درباره خشکي قطعي درياچه اروميه گذشت؛ اين روزها که وضعيت درياچه اروميه به بحراني‌ترين وضعيت تاريخ حياتش رسيده است، بايد از مخالفان کردواني پرسيد: کدام نظر به واقعيت نزديک‌تر شد؛ احيا و تثبيت حيات درياچه اروميه يا مرگ آن؟ 27 مرداد سالروز فوت مرحوم پرويز کردواني پدر کويرشناسي ايران است؛ کسي که درباره ظرفيت‌ها و معضلات مرتبط با محيط زيست ايران ازجمله خشکسالي و کم‌آبي و کشاورزي نظرات خاص و متعددي داشت.اين روزها که وضعيت بحراني درياچه اروميه کنار کمبود شديد منابع آبي در ايران، تقريباً به‌عنوان مسئله مورد بحث تمام جامعه قرار گرفته است و بازخواني نظرات و پيش‌بيني مرحوم کردواني درباره سرنوشت درياچه اروميه که به‌گفته مسئولان احتمالاً آخرين نفس‌هاي حيات را مي‌کشد، خالي از لطف نيست.


شايد نشانه‌هاي آغاز بحران کم‌آبي درياچه اروميه و هشدارهاي اوليه درباره لزوم مداخله براي مديريت منابع آب، به اواسط دهه 1370 شمسي بازگردد. در آن سال‌ها، ميزان بارندگي سالانه نسبت به ميانگين بلندمدت کاهش محسوسي داشت و کنار آن، طرح‌هاي متعدد توسعه کشاورزي و حفر گسترده چاه‌ها منجر به جهش در مصرف آب زيرزميني حوضه شد، همچنين، اجراي ده‌ها سد بزرگ و کوچک بر رودخانه‌هاي تأمين‌کننده آب درياچه، نظير زرينه‌رود و سيمينه‌رود، از اواسط همين دهه آغاز شد و به‌شکل محسوسي از ورودي آب طبيعي به درياچه کاست.
اما اوج تشديد بحران و نمايان شدن خسارات جدي، به اوايل دهه 1380 شمسي بازمي‌گردد. بنا بر آمار شرکت مديريت منابع آب ايران، حجم آب درياچه اروميه از حدود 30 ميليارد مترمکعب در سال 1374 به کمتر از 5 ميليارد مترمکعب در سال 1393 رسيد و سطح آب درياچه طي حدود 20 سال بالغ بر 5 متر کاهش پيدا کرد. اين کاهش شديد باعث شد وسعت آبي درياچه از بيش از 5000 کيلومترمربع به کمتر از 2000 کيلومترمربع برسد و شوري آب هم تا حدود 400 گرم در ليتر افزايش يابد در حالي که حد نرمال غلظت 180 تا 220 گرم در ليتر اعلام شده است.همه اين تحولات در حالي مقابل چشم همه رخ داد که کردواني که از او با نام »پدر علم کويرشناسي ايران« ياد مي‌شود از ابتداي دهه شصت و زماني که شايد نه‌تنها خشکي کامل درياچه اروميه، بلکه حتي ايجاد بحران کم‌آبي در آن قابل تصور نبود، پيش‌بيني کرده بود که مرگ درياچه اروميه قطعي است و بايد به فکر مديريت اين پهنه وسيع، پس از مرگ آن بود.
کردواني در گفته‌ها و آثار مکتوب خود تأکيد کرده بود که تداوم برداشت بي‌رويه از منابع آب سطحي و زيرزميني و گسترش بي‌برنامه کشاورزي، مي‌تواند سرانجام به خشک شدن کامل درياچه منجر شود.
او ضمن اشاره به نوسانات طبيعي سطح آب در گذشته، اين بار بحران را اساساً نتيجه دخالت‌هاي انساني و فقدان مديريت جامع منابع آب مي‌دانست و بارها، از طريق مقالات، رسانه‌ها و سخنراني‌ها، هشدار داده بود که فقدان اقدام مؤثر مي‌تواند به تبديل شدن بستر درياچه به کانون بحران زيست‌محيطي و اقتصادي منجر شود.
کردواني مهرماه 93 در گفت‌وگو با تسنيم گفته بود: درباره مخاطرات خشکسالي و راهکارهاي جلوگيري از مشکلات ناشي از آن توضيح داده بودم، اما توجهي نشد. درباره راه‌هاي مقابله با خشکسالي و چگونگي تغيير آب و هوا مطلب نوشتم و حرفم نهايتاً ثابت شد.
درباره درياچه اروميه بايد بگويم که همه يک طرف هستند و من يک طرف ديگر، چراکه همه مي‌گويند درياچه اروميه قابل احيا است ولي بنده اين موضوع را قبول ندارم، من مي‌گويم امکان ندارد اين درياچه را بتوان احيا کرد.
حوزه تخصصي من اکولوژي است و من به شما مي‌گويم که تا 20 سال ديگر اصلاً کوير هم در ايران وجود نخواهد داشت؛ کوير با بيابان فرق دارد و اين‌که مدير منابع طبيعي هنوز تفاوت اين دو را نمي‌داند و آنها را باهم اشتباه مي‌گيرد جاي تأمل دارد.کساني که آب در درياچه اروميه مي‌ريزند، خائن هستند چراکه اين درياچه نمکزار است. اين درياچه حوزه آبريز است. اين درياچه ريزگرد ندارد چون بلور نمک است و به هشت دليل بايد اين نمک را برداشت کرد.
کردواني، پاييز 1393: درياچه اروميه تا سال 1405 هم قابل احيا نيست!
کردواني همچنين پاييز 1393 در يک نشست خبري در نمايشگاه مطبوعات گفته بود: درياچه اروميه فوت شده است و قابل احيا نيست.او با تأکيد بر اينکه “مي‌توانيم از نمک درياچه اروميه استفاده درست کنيم.” گفت: برخي طرفداران افراطي محيط زيست متوجه نيستند که چاه‌هاي اطراف درياچه در حال شور شدن است، درست است 50 سانت آب درياچه اروميه بالا آمده است اما بايد بگويم درياچه اروميه احيا نخواهد شد و انتقال آب»زاب صغير« نيز فايده ندارد، چرا که نبايد آب به درياچه بريزند، درياچه اروميه به‌نوعي دچار اسهال شده است(احتمالاً اشاره به نظرش مبني بر اينکه با وجود چاه‌هاي عميق‌، عمده آب ورودي به درياچه، همراه با نمک از آن خارج و وارد چاه‌ها مي‌شود). درياچه اروميه تا 12 سال ديگر هم احيا نخواهد شد و اگر هم اصراري هست، ابتدا بايد نمک درياچه را جمع کنند و بعد به فکر احياء آن باشند.
درياچه اروميه فقط بايد به پارک تبديل شود؛ به فکر درآمدزايي از نمک درياچه باشيد
کردواني با ابراز اينکه نمک درياچه اروميه به‌دليل شکل بلوري و کريستالي آن به ريزگرد تبديل نمي‌شود، درباره استفاده از اين نمک گفت: مي‌توان از اين نمک براي خمير دندان به‌عنوان مواد اوليه استفاده کرد. با درآمدزايي حاصل از برداشت نمک از درياچه اروميه مي‌توان به اقتصاد کمک کرد. هرروز ده‌ها ميليون تن براي چاه نفت نمک لازم است، چرا از نمک درياچه اروميه استفاده نمي‌کنند، وقتي دوسوم نمک ايران مربوط به اين درياچه است؟او نهايتاً راهکار خود درباره وضعيت درياچه اروميه را اين‌گونه تشريح کرد: ابتدا بايد نمک را جمع‌آوري کنند و بعد با ايجاد پوشش گياهي مناسب، برخي حيوانات مانند آهو را در آنجا پرورش داد. درياچه اروميه مي‌تواند به‌عنوان پارک گياهي و حيواني محسوب شود و براي اطراف آن نيز کشاورزان مي‌توانند محصولاتي مثل پسته بکارند و با آبياري قطره‌اي چنين کشتي داشته باشند.
او همچنين در سال 96 در گفت‌وگو با خبرآنلاين گفته بوده: ما 2 نوع خشکسالي داريم؛ يکي اقليمي يکي آبي، ما هر دوي اينها را داريم ولي بيشتر درگير دومي هستيم، يعني منابع آب کم شده است که علتش کاهش بارندگي نيست بلکه افراط ماست، يعني اگر در تهران يک‌هزار ميلي‌متر هم باران بيايد ما باز کمبود آب داريم چون ساخت‌وساز در آن افزايش پيدا کرده است، پس به‌طورکلي خشکسالي اقليمي بهانه است.
خشکسالي آبي يعني ولخرج هستيم، به همين دليل است که اگر يک سال هم باران بيايد ما وضعمان خوب نمي‌شود، چون چاه‌هاي ما پايين رفتند و سدهاي ما هم قابليت ذخيره آب ندارند.انقلاب که شد گفتند؛ “اول کشاورزي را توسعه دهيم که خودکفا شويم.”
، بعد هم گفتند؛ “صنعت خوب است.”، بعد باز هم گفتند؛ “نه.”، و به‌سمت صنايع بزرگ مثل فولاد رفتند، کشورهاي خارجي که اين کار را مي‌کردند کنار دريا بودند، اصلاً نمي‌فهمند که آب نيست، بعد بهانه هم مي‌آورند که خشکسالي وجود دارد، علت اين اتفاقات خشکسالي نيست بلکه علتش افراط است و حتي برنامه‌هاي الآن دولت هم وضعيت را روز به روز بدتر مي‌کند.
چاه‌هاي عميق همه چيز را نابود کرد
همين وزارت آب و برق و وزارت نيرو با کمک نماينده‌هاي مجلس از 3 تکنولوژي مختلف استفاده کردند تا آب را به‌شکل کافي در اختيار مردم قرار دهند؛ يکي چاه‌هاي عميق و نيمه‌عميق بود. کشاورز، مش‌محمد، مش‌حسن چه مي‌دانست چاه چيست، توسط چاه مردم هرچقدر دلشان مي‌خواست آب برمي‌داشتند، قنات چنين اجازه‌اي را به مردم نمي‌داد.بعد از نيمه‌عميق، چاه عميق ساخته شد که همه چيز را نابود کرد، اين چاه را ساختند و به مردم گفتند؛ “برويد توسعه بدهيد.”، همه هم از اين خوشحال بودند. الآن فرض کنيد مي‌خواهيد دستتان را وارد جيب يکي کنيد و خوراکي برداريد اگر دستتان را ته ببريد مي‌توانيد همه خوراکي را ببريد. با قنات که هيچ با چاه نيمه‌عميق هم نمي‌شد همه آب را برد، اين روند ساخت چاه‌هاي عميق آن‌قدر ادامه پيدا کرد که الآن وضعيت ما به اين شکل است، اين کار را وزارت نيرو انجام داد، مردم که نمي‌دانستند چاه عميق چيست.
50 سال ديگر نه آب سطحي داريم نه آب زيرزميني
بيچاره کسي که 50 سال ديگر به دنيا بيايد، تا آن زمان ديگر نه آب سطحي داريم، نه آب زيرزميني، البته اين اتفاق شايد زودتر هم بيفتد، چراکه در حوزه آب زيرزميني حداقل فاصله 2 چاه بايد 1 کيلومتر باشد، اگر در يک ليوان به‌جاي يک ني، 3 ني قرار دهيم آب بيشتري نمي‌گيريم فقط زودتر آن منبع آب را از بين مي‌بريم. وزارت نيرو هم که دارد مي‌گويد؛ “چاه بزنيد.”، اتفاقي که باعث شده است دشت تهران هم 36 سانتي‌متر نشست پيدا کند.
ديگر امکان ندارد درياچه اروميه احيا شود کردواني سال 1394 در جمع کارکنان سازمان مديريت و برنامه‌ريزي حاضر شد و گفت: ديگر امکان ندارد درياچه اروميه احيا شود، هر چقدر آب به درياچه اروميه ريخته شود به چاه مي‌رود و ديگر محال است اين درياچه احيا شود.
دليل خشک‌شدن زاينده‌رود نيز همين است، زاينده‌رود را چاه خشک کرد و اين رود نيز مانند درياچه اروميه محال است که احيا شود زيرا زمين‌ها به‌دنبال عميق‌ترشدن چاه‌ها نشست کرده است يا در بهشت زهرا(ع) در گذشته وقتي حفاري صورت مي‌گرفت، آب فوران مي‌کرد اما در زمان حاضر به‌دليل حفاري بي‌رويه چاه، زمين در آن منطقه نشست کرده است يا حفر چاه عميق به‌دليل وجود نيروگاه‌هاي اطراف فامنين و کبودرآهنگ سبب شده است آب چاه کل روستاهاي اطراف خشک شود و به‌دنبال آن زمين‌ها نشست کند. امروزه شاهد هستيم که زمين نشست مي‌کند يا پل‌ها کج مي‌شود که به‌دنبال آن لوله آب و گاز مي‌شکند؛ اما هيچ‌کسي نمي‌داند علت آن چيست، بايد گفت علت آن برداشت بي‌رويه از آب زيرزميني و حفر چاه‌هاي عميق است.
کردواني: اکثر چاه‌هاي غيرمجاز و مخرب اطراف درياچه اروميه زمان مسئوليت کلانتري حفر شد
شهريور 1395 نيز پس از اينکه عيسي کلانتري مشاور رئيس‌جمهور و دبير ستاد احياي درياچه اروميه در مراسم امضاي اسناد فائو در پروژه درياچه اروميه با تأکيد، از قطعي بودن احياي درياچه اروميه درباره مفاد اين اسناد گفته بود، مرحوم کردواني با ابراز تأسف از سوء‌استفاده از احساسات جامعه به‌منظور جذب اعتبار داخلي و خارجي اين‌گونه به اظهارات کلانتري واکنش نشان داد: اکثر چاه‌هاي غيرمجاز و مخرب اطراف درياچه اروميه در دهه‌هاي 60 و 70 در زمان وزارت چندين‌ساله آقاي کلانتري در وزارت کشاورزي، که اتفاقاً اکنون دبير ستاد احياي درياچه اروميه هستند، حفر شد و کار را به جايي رساند که وزارت نيرو در همايشي اعلام کرد از سال 70 جريان آب در درياچه اروميه به‌عکس شده است و حالا امروز، آقاي کلانتري چاه‌هايي را که در زمان وزارت خودشان حفر شده بود مسدود مي‌کند.
او ادامه داده بود که عمق درياچه اروميه در عميق‌ترين نقطه به 16 متر مي‌رسد در حالي که عمق چاه‌هاي حفرشده اطراف آن به‌مراتب بيشتر است و به بيش از 100 متر هم مي‌رسد که همين موضوع سبب شده است طبق قانون ظروف مرتبط، آب درياچه به‌سمت چاه‌ها جريان پيدا کند که نتيجه آن، شور شدن آب چاه‌هاست، بنابراين هرچه آب در درياچه اروميه بريزيم، وارد اين چاه‌ها مي‌شود و نهايتاً به شورتر شدن آب شيرين اطراف درياچه اروميه مي‌انجامد.
عيسي کلانتري آن سال گفته بود مبلغ کمک فائو در اين اسناد 3 ميليون و 800 هزار دلار و مدت اجراي پروژه 4 سال تعيين شده است و درياچه اروميه تا سال 1402 به وسعت چهار هزار و 200 کيلومتر با حدود 15 ميليارد مترمکعب آب خواهد رسيد که لازمه آن تداوم روند احيا و سرمايه‌گذاري‌ها است.
مديرکل محيط زيست آذربايجان غربي سال 1404: نيمه شمالي درياچه فقط 4 سانتي‌متر آب دارد
اين اظهارات کلانتري در حالي است که الآن که در سال 1404 و 2 سال پس از افق اعلام‌شده توسط او هستيم، وسعت درياچه اروميه به‌گفته حجت جباري مديرکل حفاظت محيط زيست استان آذربايجان غربي در چنين شرايطي قرار دارد؛ در بخش شمالي درياچه که حدوداً نيمي از مساحت درياچه است، آب بسيار کمي در مساحت 100 کيلومترمربع باقي مانده است؛ شايد فقط لايه‌اي به‌ضخامت چهار يا پنج سانتي‌متر که در واقع مي‌توان گفت ديگر آبي وجود ندارد،اين براي نخستين‌بار است که احتمال مي‌دهيم طي پنج يا شش روز آينده، بخش شمالي درياچه به‌طور کامل خشک شود،البته از نظر محيط‌زيستي، همين الآن هم فقط يک لايه بسيار نازک و پراکنده در شمال باقي مانده است و به‌سختي مي‌توان گفت آبي وجود دارد، فعلاً در اين عرصه وضعيت بحراني است و از نظر اکولوژيکي بايد آن را خشک‌شده در نظر بگيريم.
جباري گفت: در جنوب درياچه نيز حدود 600 تا 700 کيلومتر از مساحت درياچه به‌عمق حدود 15 تا 20 سانتي‌متر آب باقي مانده است کهبا ادامه اين روند، تا پايان تابستان احتمال خشک‌شدن کامل آن هم وجود دارد که به‌معني خشکي کامل و 100درصدي درياچه اروميه خواهد بود،البته هنوز به آن مرحله نرسيده‌ايم، ولي نزديک هستيم.
تمام اين آمار يعني درباره نتيجه هدف‌گذاري و افق پيش‌بيني‌شده آقاي کلانتري براي آينده درياچه اروميه با وسعت بيش از چهار هزار کيلومترمربعي و حجم آب 15ميليارد مترمکعبي مي‌توان گفت: تقريباً هيچ!
بيش از 40سال از پيش‌بيني، هشدار و استدلال‌هاي مکرر و متعدد پروفسور کردواني درباره خشکي قطعي درياچه اروميه گذشت. در اين چند دهه نيز به‌گفته خودش هيچ کس توجهي به حرف‌ها و استدلال‌هايش نکرد، اما اين روزها که وضعيت درياچه اروميه به بحراني‌ترين وضعيت تاريخ حياتش رسيده است و حتي به‌گفته برخي الآن حال احتضار درياچه را مشاهده مي‌کنيم، بايد از مخالفان چنددهه‌اي کردواني پرسيد: کدام نظر به واقعيت نزديک‌تر شد؛ احيا و تثبيت حيات درياچه اروميه يا مرگ آن؟
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از تسنيم، در تمام اين چند دهه که هشدارهاي داخلي و خارجي آغاز شده بود، درياچه اروميه وضعيت پيکري را داشت که به سرطاني دردناک مبتلا شده است، مسئولان و نهادهايي هم که مسئوليت حفظ سلامت اين پيکره را به‌عهده داشتند، اقداماتي را به‌کار گرفتند که اگر هم همه آنها را خيرخواهانه و عالمانه بدانيم، اين اشکال به آن وارد است که هيچ احتمالي براي مرگ اين بيمار سرطاني در نظر نگرفتند و انبوهي از بودجه‌ها و امکانات را صرف زنده نگه‌داشتن آن کردند، در حالي که اگر حتي نه به‌جاي اين اقدامات بلکه کنار آنها، نيم‌نگاهي به اين سوي ماجرا داشتند و خود را در اين بازه بيش از 40سال براي مرگ درياچه اروميه و راهکارهاي کاهش خطرات پس از آن آماده مي‌کردند، شايد الآن سال‌هاي زيادي بود که اساساً زنده و مرده درياچه اروميه براي ايران و ايراني مسئله نبود و نياز نبود بدون هيچ برنامه مشخصي، صرفاً قطره‌ آبي بر لب جسم در حال جان‌دادن آن بريزيم و به‌اميد شفاي آن دست به دعا برداشته باشيم.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/05/12 08:56 ق.ظ | دفعات بازدید: 2061 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور