گروه اقتصادي: در شرايطي که تورم افسارگسيخته، سفره بازنشستگان تأمين اجتماعي را بهشدت کوچک کرده و حداقلهاي معيشت به رؤيايي دستنيافتني تبديل شده است، تبليغ فروش »قسطي« برنج و کالاهاي اساسي با عنوان »خبر خوب«، به نماد تازهاي از فروپاشي کرامت معيشتي بازنشستگان بدل شده است.
بازنشستگان و مستمريبگيران سازمان تأمين اجتماعي، کساني که جواني و عمر خود را پاي خطوط توليد و ساختن زيربناهاي اين جامعه صرف کردهاند، اکنون در دوراني که بايد »زنگ تفريح« و زمان استراحتشان پس از 30 سال کار سخت باشد، با کابوسي به نام »تأمين نان شب« روبرو هستند. قرار بود پس از سه دهه تلاش، خيالشان از آينده و معيشت راحت باشد، اما آنچه امروز در کف جامعه ميبينيم، نشان ميدهد که براي اين قشر شريف، استراحتي در کار نيست. سازمان تأمين اجتماعي و دولتها، برخلاف شعارهاي پرطمطراق خود مبني بر حق تامين آينده براي جامعه ايي که سرگرم کار است، عملاً به فراموشکاران وعدهها تبديل شدهاند. امروز به وضوح ميبينيم که اين شعارها تا چه اندازه تهي از واقعيت است و سرنوشت و کرامت بازنشستگان در اولويت تصميمگيران نيست.
تأمين اجتماعي مدام در پرداخت حقوق ماهانه و تسويه معوقات درماني بازنشستگان با بحران مواجه ميشود و از سوي ديگر، اميدي به اعداد دولت در لايحه بودجه سال آينده براي افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان خود نيست؛ اعداد ناچيز بودجه سيگنالي خطرناک براي کارگران و بازنشستگان تأمين اجتماعي است و نشان ميدهد قرار نيست تغيير چشمگيري در سفرههاي آنان رخ دهد.
در چنين شرايطي که تورم افسارگسيخته هر روز رکورد تازهاي ميزند و قيمت مواد خوراکي و اقلام اساسي لحظهاي بالا ميرود، اکثريت بازنشستگان تأمين اجتماعي همچنان »حداقلبگير« هستند. وقتي سبد معيشت واقعي و خط فقر به ارقام نجومي (بيش از40 ?? ميليون تومان) رسيده است، حقوق ناچيز بازنشستگان که بخش بزرگي از آن هم صرف هزينههاي کمرشکن درمان ميشود، چگونه ميتواند کفاف زندگي را بدهد؟ حذف گوشت تا قسطي شدن برنج؛ سقوط آزاد معيشت بازنشستگان
نتيجهي بدعهدي دولت و سازمان تأمين اجتماعي و بيتفاوتي نسبت به کساني که ديگر توان کار کردن ندارند، پديدار شدن صحنههايي دردناک در سطح شهر است؛ بنرهايي که با تيتر »خبر خوب« از فروش اقساطي بديهيترين ملزومات حيات خبر ميدهند. اگر در گذشته ميشنيديم که گوشت قرمز از سفرهها پر کشيده يا قسطي شده است، امروز شاهد آنيم که برنج، حبوبات و حتي شويندهها نيز به ليست کالاهاي لوکس و قسطي پيوستهاند. سوال اينجاست اين سقوط آزاد معيشتي تا کجا قرار است پيش برود. در همين رابطه، يدالله فرجي (فعال صنفي بازنشستگان کارگري) ، با انتقاد شديد از وضعيت موجود و با اشاره به تبليغات فروش اقساطي مواد غذايي براي بازنشستگان گفت: »اخيراً تصاويري ميبينيم که در آن فروشگاهها با افتخار بنر زدهاند و برنج را به صورت اقساط ? ماهه به بازنشستگان تأمين اجتماعي ميفروشند و نام آن را هم »خبر خوب« گذاشتهاند. ديدن اين صحنهها براي جامعه کارگري دردناک است. بازنشستهاي که 30 يا 40 سال زحمت کشيده و چرخ توليد را گردانده، آيا بايد به حدي از استيصال برسد که برنج و بديهيترين ملزومات زندگياش را قسطي بخرد؟ «وي افزود: »تا پيش از آمدن دولت آقاي پزشکيان، وضعيت تعريف چنداني نداشت و بازنشستگان به سختي روزگار ميگذراندند، اما متأسفانه از روزي که دولت چهاردهم مستقر شده، وضعيت روز به روز بدتر شده است. من قبلاً در مصاحبهاي گفته بودم که بازنشسته ديگر توان خريد گوشت ندارد و شايد برخي مسئولان باور نميکردند و ايراد ميگرفتند که »مگر ميشود کسي گوشت نخورد؟« اما واقعيت تلخ اين است که با حقوق 10 تا 12 ميليون تومان، به خصوص اگر بازنشسته مستأجر هم باشد، نهتنها گوشت نمي خورد، بلکه اکنون به خريد قسطي برنج، پياز و سيبزميني روي آورده است.«
فرجي با اشاره به شايعات و آمارهاي نگرانکننده اقتصادي تصريح کرد: »با اين وضعيت بنزين که صحبت از نرخهاي بالا ميشود و تورمي که خود مرکز آمار آن را بالاي 40 تا 50 درصد اعلام ميکند (که واقعيت بازار بسيار بالاتر است)، اوضاع معيشتي بازنشستگان به شدت خراب است. فردي که 30 سال يک سوم حقوقش را به صندوق تأمين اجتماعي داده، اکنون در دوران پيري بايد تلاش کند که فقط خودش و همسرش را زنده نگه دارد؛ ديگر بحث نوه، عروس و داماد، مهماني دادن، شب يلدا يا عيد نوروز کاملاً منتفي است. اصلاً خريد لباس و کفش امکانپذير نيست و تمام تلاش بازنشسته صرفاً براي تأمين حداقل کالري براي زنده ماندن است« اين فعال صنفي کارگري با انتقاد از سياستهاي اقتصادي گفت: «ميوه و لبنيات که مدتهاست از سفرهها حذف شده؛ يک قالب پنير 120 هزار تومان گران شده و قيمتِ يک کيلو برنج به سيصد هزار تومان و بالاتر رسيده است. متأسفانه ما نميدانيم داستان چيست؛ اين همه برنج که در بنادر و انبارها دپو شده، چرا اجازه ورود به بازار را با قيمت پايين نميدهند؟ آيا ميخواهند قحطي مصنوعي ايجاد کنند؟ هرچند وقتي منِ بازنشسته توان خريد هيچ چيزي را ندارم، همين الان هم براي من قحطي است.« افزايش ناچيز حقوق بر چه مبنايي تعيين شده است؟
يدالله فرجي در ادامه با انتقاد صريح از دولتمردان و به ويژه معاون اول رئيسجمهور اظهار داشت:»بحث زندگي بازنشستگان ديگر از آمار و ارقام گذشته است. نقد جدي من به آقاي عارف و تيم اقتصادي دولت است. آقاي عارف! شما که به عنوان معاون اول رئيسجمهور و نماد »ژن خوب« شناخته ميشويد، اين رقمهاي افزايش حقوق براي سال آينده را از کجا درآورديد؟ آقاي پورمحمدي در سازمان برنامه و بودجه بر چه مبنايي بودجهريزي ميکنند؟ وقتي دولت حقوق کارمندان خودش را 20 يا سي درصد افزايش ميدهد، فردا در شوراي عالي کار ميخواهند براي کارگران و بازنشستگان تأمين اجتماعي چقدر افزايش دهند؟ چهل درصد؟«
وي افزود: »آقايان مسئول! مگر 20 درصد يا 30 درصد روي حقوق پايه چقدر ميشود؟ يک يا دو ميليون تومان؟ 500 هزار تومان آن را که به عنوان حق عائلهمندي يا مسکن اضافه ميکنيد کجاي اين شکاف طبقاتي را پر ميکند؟ آقاي عارف، آقاي پورمحمدي، شما واقعاً کجا زندگي ميکنيد؟ در ايران زندگي ميکنيد؟«
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از ايلنا،فرجي تأکيد کرد: »مسئولاني که حقوقهاي چند صد ميليوني ميگيرند، نميدانند خريد دانهاي سيبزميني يعني چه. من خودم شاهد بودهام که پيرمرد و پيرزن بازنشسته ميآيند و نيم کيلو سيبزميني يا دو عدد پياز ميخرند؛ همانهايي که قبلاً گونيهاي 5 کيلويي و 10 کيلويي ميخريدند. اين يعني فاجعه. قدرت خريد کاملاً از بين رفته است. آقايان دولت و مجلس! حقوقها با اين تورم بايد 100 درصد افزايش يابد تا ما بازنشستگان فقط بتوانيم زنده بمانيم.«


دو ژنوتیپ امیدبخش در مرکز تحقیقات آذربایجانغربی معرفی شد
افتتاح پروژههای مخابراتی شهرستان مهاباد با سرمایهگذاری ۲۷۰ میلیارد ریالی
صادرات ۴.۴ میلیارد دلاری از گمرکات آذربایجانغربی
تسهيلات خريد نهادههاي دامي در آذربايجانغربي فراهم شد
ميزباني از هيأتهاي 57 کشور نشانه جهش تعاملات آذربايجانغربي است
کف سبد معيشتي 70 ميليون تومان شد
تقويت تابآوري زيرساختهاي حياتي باجديت دنبال ميشود
حوادث تلخ اخير کشور زخم عميقي بر جان جامعه ايراني بود
تورم در آستانه رکوردشکني تاريخي
تداوم بارشهای متناوب باران و برف در آذربایجانغربی
