بخش اول
گروه گفت و گو:»75 تا 80 درصد بحران آب ايران ساخته دست بشر است، نه طبيعت! عليرضا شريعت از نابودي درياچه اروميه بهعنوان يکي از بزرگترين فجايع ملي و منطقهاي خبر ميدهد و ميگويد: »اين فاجعه حاصل حکمراني شلخته آبي است، مديريتي که حتي نخبگان و کارشناسان را خسته و نااميد کرده و آينده کشور را تهديد ميکند.«
درياچه اروميه ديگر فقط يک خاطره است؛ قرباني سياستهاي غلط و مديريت نادرست آب. عليرضا شريعت، دبيرکل فدراسيون صنعت آب ايران، ميگويد اين بحران، نتيجه»حکمراني شلخته آبي«است و نه خشکسالي يا تغييرات اقليمي. او هشدار ميدهد: اگر مسئولان شکست خود در مديريت آب را نپذيرند، ايران زودتر از پيشبينيها به »روز صفر آب« خواهد رسيد و فاجعهاي ملي در انتظار کشور است.چند روز پيش ، سازمان فضايي ناسا تصويري منتشر کرد که بار ديگر نگاهها را به سمت درياچه اروميه جلب کرد. در اين تصوير ماهوارهاي، درياچه عملاً محو شده و ديگر نشاني از آن در نقشه ديده نميشود. به بيان سادهتر، يکي از مهمترين منابع آبي کشور به کلي از دست رفته است. اين رخداد نه تنها به معناي از بين رفتن يک پهنه آبي ارزشمند است، بلکه پيامدهاي سنگين و گستردهاي در ابعاد گوناگون محيطزيستي، اقتصادي و اجتماعي خواهد داشت. اگر از گذشته چشمپوشي کنيم و به آينده نگاه کنيم، پرسش اصلي اين است که حالا چه اتفاقاتي در انتظار ماست و براي درياچهاي که ديگر وجود ندارد چه ميتوان کرد؟
عادي سازي خشک شدن درياچه اروميه خطرناک ترين بخش ماجراست
عليرضا شريعت، دبيرکل فدراسيون صنعت آب ايران، توضيح داد:»واقعيتها اين است که درياچه اروميه خاطره شد. من سالها پيش هشدار داده بودم که خشک شدن يک تالاب، مانند تالاب گاوخوني، زنجيرهاي از بحرانها را به دنبال خواهد داشت. گروهي از فعالان محيطزيست آن زمان تلاش کردند در برابر اين روند بايستند و هشدار دهند، اما به جاي حمايت، با برخوردهاي سياسي و امنيتي مواجه شدند. طبيعي بود که آن افراد دلسرد شده و کنار رفتند. نتيجه اين شد که تالاب بعدي و سپس درياچه بعدي يکي پس از ديگري خشک شدند و جامعه کمکم به اين وضعيت عادت کرد. اين عاديسازي، خطرناکترين بخش ماجراست. وقتي مردم ديگر نسبت به سرزمين و منابع طبيعي خود حساسيتي نشان ندهند، فاجعه به يک واقعيت روزمره بدل ميشود.
درياچه اروميه و زاينده رود هر دو تمام شده اند مگر اينکه ...
درياچه اروميه اکنون تنها يک خاطره است؛ درست مانند زايندهرود. هر دو تمام شدهاند، مگر اينکه تغيير بنياديني در نگاه و مديريت منابع آب کشور رخ دهد. خشک شدن درياچه اروميه تنها از دست دادن يک منبع آبي نيست، بلکه يکي از بزرگترين بحرانهاي زيستمحيطي ايران و منطقه محسوب ميشود. اين بحران تبعاتي گسترده در حوزههاي محيطزيست، بهداشت عمومي، اقتصاد، اجتماع و حتي امنيت ملي خواهد داشت.
آغاز اثرات جزيره گرمايي پس از خشک شدن درياچه اروميه
به عنوان نمونه، بستر نمکي که پس از خشک شدن درياچه ايجاد شده، نور خورشيد را به شدت بازتاب ميدهد. اين پديده باعث شکلگيري آنچه متخصصان "اثر جزيره گرمايي" مينامند، ميشود. در مقياس منطقهاي، چنين اثري دماي هوا را افزايش داده و شرايط اقليمي را به سمت گرمي و خشکي بيشتر سوق ميدهد. اين به معناي آن است که از اين پس مناطق اطراف اروميه، بازرگان، کردستان و حتي نواحي شرقي آذربايجان بايد با آبوهواي گرمتر و خشکتر از گذشته روبهرو شوند.
از سوي ديگر، با از بين رفتن سطح آبي درياچه، ظرفيت طبيعي آن براي ايجاد خنککنندگي نيز از دست ميرود. اين مسئله به کاهش ميزان بارندگي، افزايش طول دورههاي خشکسالي و شدت گرفتن بيابانزايي منجر خواهد شد. به همين دليل است که ميگويم بحران درياچه اروميه تنها محدود به يک پهنه آبي نيست، بلکه تبعات آن سراسر کشور را درگير خواهد کرد.
افزايش بروز بيماريهاي پوستي، چشمي و ريوي در ميان ساکنان منطقه در آيندهاي نهچندان دور، افزايش چشمگير بيماريهاي آلرژيک، مشکلات ريوي و بيماريهاي مزمن تنفسي در ميان جمعيت محلي اجتنابناپذير خواهد بود.
نمونهاي از اين وضعيت پيشتر توسط دانشگاه علوم پزشکي تبريز بررسي شد. پژوهشگران اين دانشگاه گزارش دادند که از همان دورههاي اوليه خشکي درياچه، بروز بيماريهاي پوستي، چشمي و ريوي در ميان ساکنان مناطق اطراف افزايش يافته است. اين آسيبها بهويژه در کودکان و دانشآموزان ديده ميشود و گروههاي آسيبپذيرتر مانند سالمندان و بيماران مزمن بيشترين صدمه را متحمل ميشوند. به همين دليل اکنون ديگر در مرحله هشدار نيستيم؛ بلکه بايد بهطور جدي براي مديريت پيامدهاي بهداشتي ناشي از اين گردوغبار نمکي آماده شويم.
عملا کشاورزي و دامداري منطقه فلج خواهد شد و نارضايتي اجتماعي ايجاد مي_شود
اما بحران تنها به سلامت ختم نميشود. نابودي منابع آبي عملاً کشاورزي و دامداري منطقه را فلج کرده است. معيشت اصلي ساکنان، که قرنها بر پايه کشاورزي و دامپروري شکل گرفته بود، امروز در معرض نابودي قرار دارد. کشاورزان و دامداران وقتي امکان ادامه فعاليت نداشته باشند، ناچار به مهاجرت ميشوند؛ مهاجرتي اجباري که مقصد اصلي آن، حاشيه شهرهاي بزرگ خواهد بود. تجربه تهران، اصفهان و حتي کلانشهرهاي آذربايجان شرقي نشان داده است که مهاجران روستايي نه از سر علاقه، بلکه به دليل اجبار اقتصادي وارد اين شهرها ميشوند و اغلب در مشاغل خدماتي کمدرآمد به کار گرفته ميشوند. اين روند، خود زمينهساز فقر، بيکاري پنهان، نارضايتي اجتماعي و حتي بروز مسائل امنيتي در شهرهاي بزرگ است.
امکان بروز تنش سياسي منطقه اي پس از خشک شدن درياچه اروميه
بحران آب تنها در داخل مرزها باقي نميماند؛ بلکه اثرات فرامرزي هم دارد. ايران و کشورهاي همسايه، از جمله ترکيه، منابع آبي مشترک دارند. سدسازيهاي بيرويه ترکيه بر رودخانههاي تغذيهکننده درياچه اروميه، به يکي از کانونهاي تنش سياسي تبديل شده و ميتواند در آينده روابط منطقهاي را بيش از پيش تحت تأثير قرار دهد.
گونه هاي گياهي و جانوري منطقه درياچه اروميه در معرض انقراض
ابعاد اکولوژيک اين بحران نيز به همان اندازه هشداردهنده است. درياچه اروميه سالها زيستگاه پرندگان مهاجر بود. فلامينگوها که به نماد اين درياچه بدل شده بودند، امروز به تدريج از دست رفته و حضورشان به خاطرهاي دور بدل شده است. علاوه بر آن، گونههاي گياهي و جانوري منحصر به فرد درياچه نيز در معرض انقراض قرار گرفتهاند.
خشک شدن درياچه دست ساز بشر است نه فقط حاصل تغييرات اقليمي عليرضا شريعت در ادامه گفت:خشک شدن درياچه اروميه پديدهاي طبيعي يا حاصل تغييرات اقليمي صرف نيست؛ بلکه دستساز بشر است. اين بحران، به شکل مستقيم بر اقتصاد، اجتماع، مهاجرت و حتي امنيت ملي تأثير گذاشته و خواهد گذاشت.
درياچه اروميه به يکي از فاجعهبارترين بحرانهاي زيستمحيطي منطقه و خاورميانه بدل شده است
تلاشهايي براي احياي درياچه صورت گرفت، اما چون سياستگذاريها منسجم نبود، مشارکت بينالمللي در کار نبود و همکاري جوامع محلي هم جلب نشد، نتيجهاي حاصل نشد. امروز ميتوان با اطمينان گفت که درياچه اروميه به يکي از فاجعهبارترين بحرانهاي زيستمحيطي منطقه و خاورميانه بدل شده است.
درياچه وان همچنان زنده است اما درياچه اروميه خشک شده است
شما کافي است همين تصاوير ناسا را با تصاوير درياچه وان در ترکيه مقايسه کنيد تا ببينيد تفاوت از کجا ناشي ميشود. درياچه وان همچنان زنده است، اما درياچه اروميه خشک شده است. اين مقايسه نشاندهنده چيزي جز »حکمراني شلخته آبي« در ايران نيست. لطفاً اين عبارت را حتماً ذکر کنيد: حکمراني فشل و شلخته آبي. من باور دارم درياچه اروميه قرباني خشکسالي يا تغييرات اقليمي نشد؛ قرباني سياستهاي غلط و مديريت نادرست آب شد. اقليم آن را خشک نکرد، بلکه اين سياستهاي ما بود که آن را از بين برد.
اراضي کشاورزي اطراف درياچه اروميه پيشتر 600 هزار هکتار بود، امروز به حدود 700 هزار هکتار رسيده است!
براي روشنتر شدن موضوع کافي است به اعداد نگاه کنيم، در اطراف درياچه، اراضي کشاورزي که پيشتر 300 هزار هکتار بود، امروز به حدود 700 هزار هکتار رسيده است. براي آبياري اين سطح از زمين، سالانه حدود چهار و نيم تا پنج ميليارد مترمکعب آب نياز است. اما آورد منطقه کمتر از چهار ميليارد مترمکعب است که بخش قابل توجهي از آن هم در فرآيند تبخير از بين ميرود. اين يعني عملاً معادله از همان ابتدا نادرست چيده شده بود. نتيجه اين سياستگذاريها چيزي جز نابودي درياچه نيست. به همين دليل است که من ميگويم امروز درياچه اروميه را فقط بايد در کتابهاي تاريخ يا در عکسهاي قديمي جستوجو کنيم؛ ديگر نشاني از آن در واقعيت باقي نمانده است.
اين در حالي است که درياچه اروميه زماني ميتوانست به يک ظرفيت مهم براي گردشگري و توسعه معيشتهاي جايگزين بدل شود. ميشد با سرمايهگذاري روي گردشگري و بهرهگيري از ظرفيتهاي طبيعي آن، فرصتهاي شغلي ايجاد کرد و معيشت مردم را از وابستگي مطلق به کشاورزي خارج ساخت. در چنين شرايطي هم درياچه حفظ ميشد و هم اشتغال پايدار ايجاد ميشد. اما متأسفانه ما همچنان در همان مدار گذشته حرکت ميکنيم؛ مداري که نه تنها موجب نابودي منابع طبيعي شد بلکه ميتواند به الگويي منفي براي ساير کشورها نيز تبديل شود. امروز دنيا به ما نگاه ميکند و ميگويد: «همان کاري را که ايران با درياچه اروميه کرد، ما تکرار نکنيم.»
مشکل ما حکمراني شلخته آبي است
خبرنگار: يکي از بحثهايي که در کنار خشکي درياچه مطرح شد، موضوع برداشت ليتيوم از بستر آن بود. آيا واقعا درياچه اروميه خشک شده است که ليتيوم برداشت شود؟
عليرضا شريعت: شخصاً اعتقادي به اين نوع تئوريهاي توطئه ندارم. درست است که اگر چنين چيزي صرفاً براي استخراج مواد معدني رخ ميداد، ميشد آن را به اين فرضيه ربط داد، اما واقعيت اين است که پيش از اروميه، ما زايندهرود و گاوخوني را هم از دست داديم. اين اتفاقها همه ريشه در همان بيانسجامي حکمراني آب دارد.
ادامه در شماره بعدي


کاهش چشمگير تعداد واحدهاي اقتصادي مشکلدار درآذربايجانغربي
مرز بازرگان با رفع موانع و رونق تجارت متحول ميشود
عدالت در دسترس/ وقتي کاتب اجراي حقوق را برخط ميکند، آگاهي شهروندي ديجيتال شرط اول است
کالابرگ اقتصاد خانواده را پويا نمي کند
۸۰ میلیارد تومان برای روکش آسفالت جاده میاندوآب - سرچم اختصاص یافت
پهنه درياچه اروميه بيش از چهار برابر شده است
بازرگان نقشي کليدي در تجارت ايران و ترکيه دارد
نسخه مجلس براي حمايت از معيشت مردم از افزايش کالابرگ تا مهار تورم
روستابازار؛ حلقهي گمشده در زنجيرهي اقتصاد شهرستان تکاب
تاب آوري؛ انتقال بار مسئوليت به دوش جامعه
