ARAZAZARBAIJAN

اخبار ناگوار با روان کودک چه مي‌کند


اخبار ناگوار با روان کودک چه مي‌کند

گروه خانواده و سلامت: يک متخصص اعصاب و روان گفت: کودکان زير 12 سال نمي‌دانند که چگونه بايد مسائل را تحليل کنند، به همين دليل گفتن اخبار ناگوار به کودکان باعث آسيب در آنان مي‌شود.


مواجهه مداوم کودکان با اخبار خشونت‌آميز مي‌تواند باعث افزايش اضطراب، ترس، کابوس‌هاي شبانه و رفتارهاي پرخاشگرانه شود. به گفته آنان، کودکان توانايي کافي براي درک و پردازش اين تصاوير و خبرها را ندارند و ممکن است احساس ناامني در دنياي اطرافشان شکل بگيرد.در همين راستا با مهري نجات متخصص اعصاب و روان و زوج درمانگر گفتگويي داشته است که در ادامه مي‌خوانيد؛
تفاوت درک اخبار نگران‌کننده در کودکان و بزرگسالان چگونه است؟
نجات: کودکان به‌طور کلي به دو گروه سني تقسيم مي‌شوند: گروه اول کودکان تا سن 10 يا 12 سال و گروه دوم کودکان بالاي 12 سال. در مورد کودکان زير 12 سال، يک نکته اساسي وجود دارد و آن نداشتن تفکر انتزاعي است. اين به آن معناست که قدرت تحليل، آناليز و پيش‌بيني پيامدها در اين گروه سني به‌طور کامل شکل نگرفته است.
کودکان زير 12 سال نمي‌توانند مانند افراد بالغ تشخيص دهند که يک خبر يا اطلاعات خاص چه اثري بايد بر زندگي آن‌ها داشته باشد يا چگونه بايد آن را تحليل و دسته‌بندي کنند. در نتيجه، هر خبر، روايت يا حادثه‌اي، بدون توجه به شدت واقعي آن، مي‌تواند براي اين کودکان هيجان بسيار زياد و در عين حال آسيب جدي به همراه داشته باشد.
در مقابل، افراد بالغ ممکن است تحت تأثير رويدادهاي مختلف قرار بگيرند، دچار اضطراب شوند، ناراحتي را تجربه کنند يا نگران آينده باشند. با اين حال، به دليل برخورداري از تفکر انتزاعي و قدرت تحليل، مي‌توانند ميزان نگراني خود را کنترل کنند و تشخيص دهند که هر مسئله تا چه اندازه بايد بر آن‌ها اثر بگذارد. يک فرد بالغ معمولاً در مواجهه با هر خبر يا موضوعي، دچار نگراني شديد و فراگير نمي‌شود و قادر است شرايط را مديريت کند.
اين تفاوت دقيقاً همان نقطه‌اي است که کودکان را آسيب‌پذيرتر مي‌کند. در مورد کودکان، مواجهه با اخبار نگران‌کننده مي‌تواند منجر به نهايت استرس و نااميدي شود. براي مثال، زماني که در حضور کودک گفته مي‌شود »ممکن است وضع ما بد شود«، يک فرد بالغ ممکن است اين جمله را به مشکلات احتمالي اقتصادي يا تغيير شرايط کاري تفسير کند. اما براي کودک، اين جمله مي‌تواند به معناي از دست دادن همه‌چيز، ايجاد ناامني شديد و حتي ترس از آسيب ديدن خود تعبير شود.
همين تفاوت در نوع تحليل باعث مي‌شود يک خبر يا روايت واحد، اثر کاملاً متفاوتي بر کودک و بزرگسال بگذارد. کودکان پس از شنيدن يا ديدن صحنه‌هاي خشونت، جنگ يا رفتارهاي نگران‌کننده، ممکن است با پيامدهاي رواني متعددي مواجه شوند. از جمله اين پيامدها مي‌توان به اختلال در خواب، اضطراب شديد، بروز مشکلات ادراري و از بين رفتن احساس امنيت اشاره کرد.
همچنين برخي کودکان پس از چنين تجربه‌هايي ديگر تمايلي به جدا شدن از پدر و مادر ندارند، از رفتن به مدرسه يا حضور در محيط‌هاي بازي خودداري مي‌کنند و به‌طور مداوم نگران وقوع يک فاجعه يا اتفاق بد هستند. اين نگراني دائمي مي‌تواند زندگي روزمره کودک و خانواده را تحت تأثير قرار دهد.
آگاهي والدين از تفاوت‌هاي شناختي و رواني کودکان و بزرگسالان، نقش مهمي در کاهش آسيب‌هاي ناشي از مواجهه کودکان با اخبار و رويدادهاي نگران‌کننده دارد. توجه به سن کودک، نحوه بيان مسائل و مديريت اطلاعات دريافتي، مي‌تواند از بروز بسياري از مشکلات رواني در کودکان جلوگيري کند.
نقش والدين در محافظت رواني کودکان چيست؟
نجات: اگرچه ممکن است والدين و بزرگ‌ترها در برخي مواقع نتوانند اضطراب و نگراني‌هاي خود را کنترل کنند يا ناخواسته درباره مسائل مختلف صحبت کنند، اما يکي از مهم‌ترين وظايف آن‌ها مراقبت از سلامت روان کودکان است. کودکان نبايد به شريک ناراحتي‌ها و دغدغه‌هاي بزرگسالان تبديل شوند.
اگر مسئله‌اي وجود دارد که به‌شدت والدين را ناراحت کرده يا حتي باعث شده نسبت به آن موضع‌گيري خاصي داشته باشند يا بخواهند اقدامي انجام دهند، اين موضوع لزوماً نبايد در حضور کودک مطرح شود يا به‌طور مکرر درباره آن صحبت شود. کودک توانايي مشخص کردن موضع، کنترل هيجانات و مديريت اثرات رواني چنين موضوعاتي را ندارد و نمي‌تواند بر ميزان تأثير آن بر خود تسلط داشته باشد.
از جمله عواملي که اثرگذاري بسيار شديدي بر کودکان دارد، بمباران خبري و سيل مداوم اطلاعات است. قرار گرفتن دائمي کودک در معرض فضاي مجازي، راديو يا تلويزيون و شنيدن پي‌درپي اخبار جنگ، ترس، ناراحتي و خشونت، نه‌تنها به افزايش آگاهي کودک کمک نمي‌کند، بلکه آسيب‌زا است. برخي تصور مي‌کنند که کودکان بايد از همه چيز مطلع باشند، در حالي هر کودک متناسب با سن خود بايد اطلاعات دريافت کند.
بمباران خبري براي کودکان نتيجه‌اي جز افزايش ترس، اضطراب، ناراحتي، انزوا و اضطراب جدايي ندارد و نه‌تنها موجب رشد و تکامل آن‌ها نمي‌شود، بلکه مي‌تواند در آينده زمينه‌ساز اختلالات اضطرابي، استرسي و حتي تروماي پس از سانحه شود.
در همين راستا، نظارت مستقيم والدين بر محتوايي که کودکان از فضاي مجازي، رسانه‌ها و ارتباط‌هاي اجتماعي دريافت مي‌کنند، از اهميت بالايي برخوردار است. اين نظارت بايد واقعي و مستمر باشد تا کودکان از قرار گرفتن در معرض حجم بالاي اخبار نگران‌کننده و خشونت‌آميز دور بمانند.
مشاهده صحنه‌هاي خشونت تأثير بسيار مخربي بر کودکان دارد و ممکن است اين تصاوير براي سال‌ها در حافظه و خاطره آن‌ها باقي بماند و آثار رواني ماندگاري برجاي بگذارد.
مديريت گفت‌وگوهاي خانوادگي، کنترل ورودي‌هاي خبري و نظارت آگاهانه والدين بر مصرف رسانه‌اي کودکان، نقش کليدي در پيشگيري از آسيب‌هاي رواني کوتاه‌مدت و بلندمدت در کودکان دارد.
خشونت کلامي والدين چگونه به پرخاشگري کودک منجر مي‌شود؟
نجات: والدين بايد در گفت‌وگو با فرزندان خود، مفاهيمي مانند شفقت، مهرباني، صلح و سازگاري را برجسته کنند. به گفته آن‌ها، اگر مسائل مختلف با خشم، جانبداري و لحن خشونت‌آميز براي کودکان مطرح شود، احتمال بروز رفتارهاي پرخاشگرانه در کودکان افزايش مي‌يابد.
بر اساس اين ديدگاه، کودکان نمي‌دانند احساسات و دريافت‌هاي هيجاني‌اي را که از والدين خود مي‌گيرند، در کجا و چگونه بروز دهند. در نتيجه، اين هيجانات ممکن است به شکل خشونت در محيط‌هاي مختلف ظاهر شود و حتي به خود کودک يا دوستانش آسيب برساند.
نبايد تصور شود مطرح کردن زودهنگام و هيجاني اين مسائل، موجب رشد فکري، تکامل يا آشنايي بيشتر کودکان با واقعيت‌ها مي‌شود. به گفته آن‌ها، در اين سنين، چنين مواجهه‌اي نه‌تنها به رشد کودک کمک نمي‌کند، بلکه مي‌تواند آسيب‌زا باشد.
گوش دادن فعال به صحبت‌هاي کودکان، ايجاد آرامش و اطمينان خاطر، و پاسخ دادن به پرسش‌ها با زباني ساده و قابل فهم، از اصول مهم ارتباط سالم با کودک است. آن‌ها تصريح مي‌کنند که نيازي به گفتن دروغ به کودک نيست، اما واقعيت بايد به‌صورت ساده و در حد نياز او بيان شود.
گاهي ممکن است خود والدين دچار اضطراب شديد باشند و نتوانند شرايط را به‌خوبي مديريت کنند. در چنين مواقعي، مراجعه والدين به درمان و دريافت کمک تخصصي، اقدامي ضروري تلقي مي‌شود. زيرا در برخي شرايط، کنترل اوضاع از دست خارج مي‌شود و افراد ممکن است ناخواسته به اطرافيان و عزيزان خود آسيب بزنند.
اگر کودک با صحبت کردن، برقراري ارتباط، تفريح و فعاليت‌هاي روزمره به آرامش لازم نرسيد و نشانه‌هايي مانند اختلال خواب، تغييرات رفتاري، استرس شديد يا مشکلات متعدد در او مشاهده شد، مراجعه به متخصص و آغاز درمان براي کودک ضروري است. همچنين والدين بايد در اين شرايط، با دقت بيشتري رفتارهاي کودک را زير نظر داشته باشند.
ترويج مهرباني و صلح در گفت‌وگوهاي خانوادگي، گوش دادن آگاهانه به کودکان و اقدام به‌موقع براي درمان والدين يا فرزندان در صورت بروز علائم هشداردهنده، از مهم‌ترين راهکارهاي پيشگيري از آسيب‌هاي رواني و رفتاري در کودکان است.
تأثير اخبار منفي بر نوجوانان بالاي 12 سال چگونه است؟
نجات: در مورد نوجوانان و کودکان بالاي 12 سال، شرايط تا حدي تغيير مي‌کند. اين گروه سني نسبت به کودکان خردسال، حالت متفکرانه‌تري دارند و ممکن است تحليل متفاوت‌تري از رويدادها و اخبار ارائه دهند. با اين حال، يک نکته بسيار مهم درباره نوجوانان، شدت بالاي هيجانات آن‌هاست.
هيجانات در اين سن ممکن است به‌قدري افزايش يابد که کنترل آن براي نوجوان دشوار شود و در برخي موارد، واکنش‌هاي تند و ناگهاني به همراه داشته باشد. گاهي مشاهده مي‌شود که هنگام ابراز ناراحتي يا صحبت والدين درباره يک موضوع نگران‌کننده، نوجوان واکنش بسيار شديدي نشان مي‌دهد؛ واکنشي که مي‌تواند به خود نوجوان يا ديگران آسيب برساند.
اگرچه والدين در بسياري از شرايط خاص قادرند هيجانات و مشکلات خود را کنترل کنند يا دست‌کم آن‌ها را بروز ندهند، اما اين موضوع در مورد نوجوانان به‌سادگي صدق نمي‌کند. هيجانات نوجوانان ممکن است به سطحي برسد که قابل کنترل نباشد و در نهايت منجر به رفتارهايي شود که بعداً موجب پشيماني آن‌ها شود.
در برخورد با نوجوانان نيز بايد از زبان خودشان استفاده شود. گوش دادن به درد دل‌ها و نگراني‌هاي آن‌ها، بدون قضاوت و با صبر، نقش مهمي در کاهش تنش‌هاي رواني دارد. همچنين بايد از در اختيار قرار دادن مداوم افکار منفي و خشونت‌آميز براي نوجوانان پرهيز شود و آن‌ها را به سمت مفاهيمي مانند محبت، صلح و مهرباني سوق داد.
هدف اصلي در ارتباط با نوجوانان اين است که ميزان اضطراب و هيجان آن‌ها در حد قابل کنترل باقي بماند. طبيعي است که همه افراد، از جمله والدين، گاهي ناراحت يا عصباني شوند و واکنش‌هاي هيجاني داشته باشند، اما نکته مهم اين است که والدين همواره تأثير رفتار و گفتار خود بر فرزندانشان را در نظر بگيرند و بررسي کنند که آيا اين رفتارها به نوجوان کمک مي‌کند يا به او آسيب مي‌زند.
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از مهر، انتقال مداوم اخبار منفي، افکار منفي و باورهاي نااميدکننده، و بمباران نوجوانان با تصاوير و روايت‌هاي خشونت‌آميز، نتيجه‌اي جز بروز مشکلات رواني شديد در آينده نخواهد داشت و دستاورد مثبتي براي خانواده‌ها به همراه ندارد.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/10/14 11:12 ق.ظ | دفعات بازدید: 1766 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور