عدالت و حکمراني قضائي در منظومه فکري امام شهيد حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي


عدالت و حکمراني قضائي  در منظومه فکري امام شهيد حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي

نگاهي تحليلي به کتاب مديريت قضائي در انديشه‌ي حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي

گروه فرهنگي: در روزگاري که جامعه بيش از هر زمان ديگر به اعتماد عمومي انصاف نهادي و کارآمدي واقعي نياز دارد بازخواني انديشه هاي امام شهيد حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره عدالت و قضا ضرورتي فراتر از يک مطالعه نظري پيدا مي کند.


به گزارش آراز آذربايجان، اين حقيقت به روشني ديده مي شود که ايشان تنها يک رهبر سياسي نبودند بلکه صاحب منظومه اي فکري منسجم در باب حکمراني عدالت محور فرهنگ ديني و سامان اجتماعي هستند. در همين چارچوب کتاب مديريت قضائي در انديشه شهيد زنده يادحضرت آيت الله العظمي خامنه اي را بايد کوششي جدي براي فهم نسبت ميان فقه مديريت و عدالت دانست. اين اثر به ما يادآوري مي کند که دستگاه قضا در نظام اسلامي تنها يک ساختار حقوقي نيست بلکه يکي از اصلي ترين ارکان تحقق امنيت معنوي و اجتماعي در جامعه است.
آنچه در سير رسمي انديشه شهيد معظم حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي برجسته است نگاه تمدني به انقلاب اسلامي است. در اين نگاه انقلاب نقطه آغاز است نه نقطه پايان و حرکت جامعه اسلامي بايد از مرحله انقلاب و نظام اسلامي عبور کند و به دولت اسلامي جامعه اسلامي و نهايتا تمدن اسلامي برسد. در چنين افقي عدالت نه يک شعار اخلاقي بلکه شرط بقا و پيشرفت جامعه است. اگر عدالت در نهادهاي حاکميتي و از جمله در قوه قضائيه نهادينه نشود نه اعتماد عمومي پايدار مي ماند و نه آرمان هاي انقلاب در متن زندگي مردم حضور واقعي پيدا مي کند. از همين رو کتاب حاضر تنها درباره مديريت قضائي سخن نمي گويد بلکه يک نقشه راه براي فهم جايگاه قضا در پروژه بزرگ تمدن سازي اسلامي ارائه مي دهد.
کتاب مديريت قضائي در انديشه شهيد حضرت آيت الله العظمي خامنه اي که از دل بيانات و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب استخراج شده است با اين فرض بنيادين پيش مي رود که قضا در جمهوري اسلامي بايد هم به مباني شرعي وفادار بماند و هم در روش ها و سازوکارها تحول پيدا کند. اين دو در منطق کتاب در برابر هم نيستند بلکه مکمل يکديگرند. تحول به معناي عدول از مباني نيست بلکه به معناي يافتن شيوه هاي بهتر براي تحقق همان مباني است. دستگاه قضا اگر بخواهد در تراز انقلاب اسلامي بايستد بايد هم فقه را بشناسد و هم مديريت را بفهمد. بايد هم در فهم حکم الهي استوار باشد و هم در تنظيم فرآيندها سرعت دقت و کارآمدي داشته باشد. اينجا است که کتاب از سطح يک اثر گردآوري شده فراتر مي رود و به يک متن راهبردي براي مديران قضائي تبديل مي شود.
يکي از مهم ترين پيام هاي اين کتاب آن است که قوه قضائيه بايد نقطه اميد مظلومان باشد. اين عبارت در ظاهر ساده اما در معنا بسيار عميق است. نهادي که اميد اجتماعي نمي سازد نمي تواند در لحظه بحران پشتوانه اعتماد مردم باشد. در دستگاه قضا مردم بايد عدالت را نه فقط در متن قانون بلکه در رفتار در سرعت رسيدگي در انصاف در صلابت و در کرامت انساني لمس کنند. اگر قاضي و مدير قضائي بتوانند اين تجربه را براي مردم ايجاد کنند آنگاه قضا به نهادي زنده و موثر در زندگي روزمره تبديل مي شود. کتاب با همين منطق تلاش مي کند نشان دهد که عدالت واقعي تنها در صدور حکم درست خلاصه نمي شود بلکه در نحوه مواجهه با مردم در دقت در تشخيص و در صيانت از حقوق آنان نيز معنا پيدا مي کند.
در ساختار محتوايي اين اثر چند محور کليدي برجسته است.
نخست اهميت دستگاه قضا در حفظ سلامت جامعه.دوم جايگاه قاضي به عنوان رکن اعتماد و صلابت.سوم نسبت ميان عدالت و تحول. چهارم پيشگيري از وقوع جرم و فساد.و پنجم احقاق حقوق عامه به عنوان يکي از مهم ترين رسالت هاي قوه قضائيه.
اين محورها نشان مي دهند که قضا در انديشه شهيد عزيز حضرت آيت الله العظمي خامنه اي نهادي صرفا واکنشي نيست، قضا بايد قبل از آنکه جرم و فساد به بحران تبديل شوند وارد صحنه شود. بايد با نگاه پيشگيرانه عمل کند و با تقويت سازوکارهاي نظارتي و اصلاحي از گسترش آسيب ها جلوگيري کند. چنين برداشتي از دستگاه قضا آن را از يک نهاد صرفا رسيدگي کننده به يک نهاد راهبردي و آينده نگر تبديل مي کند.
در اين ميان احقاق حقوق عامه جايگاهي ممتاز دارد. در منظومه فکري امام شهيد حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي حقوق مردم فقط يک موضوع حقوقي نيست بلکه شاخصي براي سلامت حکمراني است. هر جا حقوق عامه مورد توجه واقعي قرار گيرد جامعه احساس امنيت و عدالت مي کند و هر جا از آن غفلت شود شکاف ميان مردم و نهادهاي حاکميتي افزايش مي يابد. از اين رو کتاب حاضر با تاکيد بر حقوق عامه در واقع از قوه قضائيه مي خواهد که مدافع کرامت مردم باشد. اين دفاع نيز فقط در سطح داخلي معنا ندارد بلکه در مقياس بزرگ تر به صيانت از منافع و کرامت ملت در برابر فشارها و نابرابري هاي جهاني نيز گسترش مي يابد. چنين نگاهي قضا را در افق مسئوليت ملي و تمدني قرار مي دهد.
از منظر رسانه اي اين کتاب ظرفيت مهمي براي بازنمايي چهره انساني و اخلاقي عدالت دارد. در بسياري از روايت هاي عمومي دستگاه قضا تنها با اخبار پرونده ها و احکام شناخته مي شود اما در اين اثر قضا با زبان اميد مسئوليت و آينده نگري معرفي مي شود. اين تغيير زاويه ديد بسيار مهم است زيرا افکار عمومي زماني با يک نهاد پيوند عميق برقرار مي کند که آن نهاد را در زندگي واقعي خود حاضر ببيند. عدالت اگر به تجربه زيسته مردم تبديل شود اعتماد عمومي از سطح ذهني به سطح اجتماعي ارتقا پيدا مي کند. اين کتاب دقيقا همين مسير را پيشنهاد مي کند و مي کوشد نشان دهد که قوه قضائيه مي تواند پناهگاه مردم باشد نه صرفا مرجع رسيدگي اداري.
نکته مهم ديگر در اين اثر آن است که عدالت را با کرامت انساني گره مي زند. در منطق انديشه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي عدالت تنها در برابر ظلم معنا نمي يابد بلکه در نسبت با انسان محترم و جامعه مسئول معنا پيدا مي کند. قوه قضائيه اگر بخواهد در تراز انقلاب اسلامي عمل کند بايد هم مقتدر باشد و هم اخلاقي هم دقيق باشد و هم مردم باور. سرعت در رسيدگي دقت در تشخيص صلابت در برخورد با فساد و رعايت حرمت مراجعان از لوازم اين نگاه است. کتاب مديريت قضائي در انديشه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي با همين رويکرد به ما مي گويد که کارآمدي بدون عدالت ناقص است و عدالت بدون کارآمدي اثر اجتماعي کافي ندارد. جمع اين دو است که مي تواند يک دستگاه قضا را در تراز حکمراني اسلامي قرار دهد.
براي مديران قضائي به ويژه در سطح استان ها خواندن اين کتاب يک ضرورت عملي نيز دارد. زيرا اثر حاضر تنها يک متن نظري نيست بلکه نوعي آموزش حکمراني است. اين کتاب به مدير قضائي مي آموزد که در اداره مجموعه خود بايد ميان فقه و تدبير ميان قاطعيت و رحمت ميان سرعت و دقت و ميان اقتدار و مردم داري توازن برقرار کند. قاضي و مدير قضائي در اين چارچوب فقط مجري قانون نيستند بلکه حاملان عدالت اجتماعي و پاسداران سرمايه اعتماد عمومي هستند. از همين رو تحول واقعي در قوه قضائيه نه با شعار بلکه با تربيت مديراني شکل مي گيرد که هم به مباني ديني وفادار باشند و هم زبان اداره امروز را بفهمند.
در جمع بندي مي توان گفت کتاب مديريت قضائي در انديشه شهيد حضرت آيت الله العظمي خامنه اي يک اثر مهم در ادبيات عدالت و حکمراني اسلامي است. اين کتاب نشان مي دهد که در منظومه فکري امام شهيد حضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي قضا تنها محل صدور حکم نيست بلکه محل صيانت از اميد مردم پيشگيري از فساد دفاع از حقوق عامه و تقويت اعتماد اجتماعي است. اين نگاه اگر در عمل محقق شود قوه قضائيه نه تنها يک نهاد حقوقي موفق خواهد بود بلکه به يکي از ستون هاي اصلي پيشرفت و اقتدار ملي بدل مي شود. از اين رو بازخواني اين اثر براي مديران قضائي پژوهشگران رسانه و همه کساني که دغدغه عدالت دارند يک فرصت جدي براي فهم عميق تر نسبت ميان فقه عدالت و حکمراني است.
*رئيس کل دادگستري استان آذربايجان غربي


تاریخ: 1405/04/31 09:22 ق.ظ | دفعات بازدید: 1718