فرهاد طالبيان
گروه اجتماعي: استاد زلزلهشناسي ميگويد: تغيير در کشش گرانشي در ماهگرفتگي مانند افزايش اندک نيروهاي جزر و مدي در طول ماه کامل يا نو ميتواند باعث تغيير شکلهاي جزئي در پوستهي زمين شود، اما اين فشار براي ايجاد يک فاجعهي طبيعي بزرگ مانند آتشفشان يا زلزله بسيار ضعيف است.
ماهگرفتگيها به طور منظم – چندين بار در سال – اتفاق ميافتند و سوانح طبيعي نيز يک اتفاق مداوم در زمين هستند. با توجه به اينکه هر دو رويداد چقدر مکرر اتفاق ميافتند، اجتنابناپذير است که گاهي اوقات همزمان شوند.
ماهگرفتگي هميشه يکي از پديدههاي جذاب آسماني بوده که توجه بسياري را جلب ميکند. اما آيا اين رويداد ميتواند باعث زلزله شود؟ در اين گفتوگو، مهدي زارع، استاد زلزلهشناسي، به بررسي دقيق رابطهي احتمالي ميان ماهگرفتگي و زمينلرزهها ميپردازد. خصوصا که ماه گرفتگي هفته گذشته حواشي و شايعاتي نيز در پي داشت.
زارع توضيح ميدهد که گرچه تغييرات جزر و مدي در طول ماهگرفتگي ميتواند تنشهايي را در زمين ايجاد کند، اما اين فشارها به تنهايي براي وقوع زلزلههاي بزرگ کافي نيستند. با اين حال، در برخي مناطق حساس زمينساختي، احتمال افزايش اندک رخداد زلزله وجود دارد. اين گفتوگو نگاهي علمي و دقيق به اين موضوع تاريخي و جذاب دارد.ادامه اين گفتوگو را اينجا بخوانيد:
درباره اهميت ماهگرفتگي و ارتباط آن با زلزلهها خصوصا به بهانه ماهگرفتگي اخير توضيح دهيد.
اولين ماهگرفتگي کامل پس از هفت سال – از 5 مرداد 1395 – در ايران در شامگاه 16 شهريور 1404 بحث در مورد اهميت ماهگرفتگي را برانگيخته است. ارتباط علّي مستقيمي بين ماهگرفتگي و زلزله تاکنون اثبات نشده است. ماهگرفتگيها موارد خاصي از ماه کامل و ماه نو هستند و همبستگي کمي بين تنش جزر و مدي در مراحل ماهگرفتگي و فعاليت لرزهاي وجود دارد، ولي تا کنون به اندازهي کافي قوي نبوده تا براي پيشبيني زلزله استفاده شود.
ماهگرفتگي دقيقاً چگونه رخ ميدهد؟
ماهگرفتگي در زمان ماه کامل رخ ميدهد و زمين سايهاي بر روي ماه مياندازد. همترازي خورشيد، زمين و ماه در ماهگرفتگي، مورد خاصي از يک همترازي کليتر است که در هر دو فاز ماه نو و ماه کامل اتفاق ميافتد. اين همترازي که به عنوان syzygy شناخته ميشود، باعث ميشود نيروهاي گرانشي خورشيد و ماه با هم ترکيب شوند و منجر به جزر و مدهاي قويتر از حد متوسط به نام جزر و مد بهاري شود.
آيا اين تغييرات گرانشي ميتوانند باعث زلزله شوند؟
تغيير در کشش گرانشي در ماهگرفتگي مانند افزايش اندک نيروهاي جزر و مدي در طول ماه کامل يا نو ميتواند باعث تغيير شکلهاي جزئي در پوستهي زمين شود، اما اين فشار براي ايجاد يک فاجعهي طبيعي بزرگ مانند آتشفشان يا زلزله بسيار ضعيف است. ماهگرفتگيها به طور منظم – چندين بار در سال – اتفاق ميافتند و سوانح طبيعي نيز يک اتفاق مداوم در زمين هستند. با توجه به اينکه هر دو رويداد چقدر مکرر اتفاق ميافتند، اجتنابناپذير است که گاهي اوقات همزمان شوند.
نيروهاي گرانشي ماه و خورشيد چه تاثيري بر زمين دارند؟
نيروهاي گرانشي ماه و خورشيد نه تنها در اقيانوسها، بلکه در پوستهي جامد زمين نيز باعث جزر و مد ميشوند که به عنوان»جزر و مد زمين« شناخته ميشود. حداکثر تنش جزر و مدي بر روي پوستهي زمين زماني رخ ميدهد که خورشيد، زمين و ماه در يک راستا قرار گيرند، و به عنوان همترازي شناخته ميشود و در ماههاي کامل و ماه نو (و در جريان ماهگرفتگي) اتفاق ميافتد.
آيا اين تنشهاي جزر و مدي ميتوانند باعث زلزله شوند؟
البته اين افزايش تنش جزر و مدي ميتواند احتمال زلزله را کمي افزايش دهد، به ويژه در مناطقي که از قبل تنش زمينساختي بالايي دارند، مانند گسلهاي فشاري کمژرفا – که در ايران فراواناند – و در مناطق فرورانش مانند ساحل مکران احتمال رخداد زلزله ميتواند بيشتر شود. اين تنشهاي اضافي کوچک ممکن است براي »رها کردن« گسلهايي که در آستانهي لغزش هستند، کافي باشد.
پس آيا ميتوان گفت ماهگرفتگي باعث زلزله ميشود؟
البته اين تصور که يک ماهگرفتگي به طور خاص باعث ايجاد زلزله شود، تصور غلطي است که اغلب با همزماني اين دو رويداد تقويت ميشود. نيروهاي دخيل در حرکت ورقههاي زمينساختي بسيار زياد هستند و کشش گرانشي از اجرام آسماني، در حالي که وجود دارد، در مقايسه با آن نيروها ناچيز است.
سابقه تاريخي هم وجود دارد که به رابطهي ميان رويدادهاي آسماني و زلزلهها اشاره کند؟
همزمانيهاي باستاني و تاريخي در ارتباط بين رويدادهاي آسماني و زلزله، ايدهاي بسيار قديمي است. به عنوان مثال، توسيديد، مورخ يوناني، که در قرن چهارم پيش از ميلاد ميزيست، به يک خورشيدگرفتگي و زلزلهاي اشاره کرد که با فاصلهي ده روز از يکديگر رخ دادند. اين نوع مشاهدات روايي منجر به اعتقاد ديرينه به يک رابطهي علي و معلولي شد که اغلب با تفاسير آخرالزماني يا ماوراءالطبيعه مرتبط بودهاند.
زلزلههاي بزرگي بودهاند که در زمان ماه کامل يا نو رخ داده باشند؟
زلزله و سونامي سوماترا در سال 2004 با بزرگاي 9.1 در اقيانوس هند در 26 دسامبر 2004 در جريان يک ماه کامل رخ داد. اين رويداد اغلب به عنوان نمونهاي مدرن از يک زلزلهي بزرگ که در دورهاي از تنش جزر و مدي بالا رخ ميدهد، ذکر ميشود که در طول ماههاي نو و کامل به حداکثر ميرسد. زلزلهي توهوکو با بزرگاي 9.0 در 11 مارس 2011 سواحل ژاپن را لرزاند نيز در حوالي زمان ماه نو، دورهي ديگري از افزايش تنش جزر و مدي، رخ داد.
شما بررسياي در خصوص زلزلههاي ايران انجام دادهايد؟
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از خبرآنلاين،بررسيهاي من نشان ميدهد که حدود 75 درصد از زلزلههاي شديد با بزرگاي بيش از 6.0 ايران در سدهي بيستم و ابتداي سدهي بيست و يکم در حوالي اول و وسط ماه قمري رخ دادهاند. برخي مطالعات علمي به دنبال همبستگي آماري بين زلزلههاي بزرگ و فازهاي ماه بودهاند. يک مطالعه اي نشان داد که احتمال وقوع زلزلههاي بسيار بزرگ (با بزرگاي 8.2 و بالاتر) در دورههاي تنش جزر و مدي بالا، که در طول ماه نو و کامل (و بنابراين در طول ماهگرفتگي) اتفاق ميافتد، بيشتر است. اين مطالعه نشان داد که اگرچه احتمال گسترش يک شکست کوچک در سنگ به يک گسيختگي با تنش جزر و مدي کمي افزايش مييابد، اما اثر کلي آن براي پيشبيني زلزله هنوز قابل اندازهگيري نيست.