خروج بي‌صدا از سنگر کلاس درس


خروج بي‌صدا از سنگر کلاس درس

فاطمه‌بهار فيضي

گروه جامعه: اين روزها تصوير استعفانامه يک معلم در شبکه‌هاي اجتماعي دست به دست مي‌شود. موج استعفا به گونه‌اي است که ديگر نمي‌توان ماجرا را فقط به تصميم چند نفر براي ترک شغلشان محدود دانست.


وقتي يک معلم ترجيح مي‌دهد امنيت شغل ثابت را رها کرده و وارد بازار کار آزاد، مشاغل پلتفرمي يا رانندگي در تاکسي اينترنتي شود، مسئله ديگر تغيير سليقه يا نياز به تنوع در فضاي کاري نيست؛ مسئله، پيشي گرفتن هزينه روزمره ماندن در کلاس از ريسک خروج از آن است.
طبق برآورد‌هاي اقتصادي، در شهري مثل تهران و اغلب کلان‌شهر‌هاي کشور، خط فقر و اجاره‌بهاي ماهانه يک واحد مسکوني 70متري، فرسنگ‌ها از کل فيش حقوقي يک معلم با رتبه‌بندي‌هاي اداري بالاتر ايستاده است. در سالياني نه‌چندان دور، استخدام رسمي در آموزش‌وپرورش براي بسياري از افراد به معناي رسيدن به آينده‌اي قابل پيش‌بيني بود، اما اکنون انتشار تصوير استعفاي معلماني با چندين سال سابقه، پرسش ديگري را پيش مي‌کشد: چه اتفاقي افتاده که ماندن در شغلي با امنيت استخدامي، براي بخشي از معلمان ديگر انتخاب اول نيست؟
وقتي استعفانامه يک معلم به‌جاي کارگزيني ادارات آموزش و پرورش استان‌ها در شبکه‌هاي اجتماعي دست‌به‌دست مي‌شود، ديگر نمي‌توان ماجرا را فقط به تصميم چند نفر براي ترک شغلشان محدود دانست. براي دهه‌ها، استخدام رسمي در آموزش و پرورش معادل نوعي امنيت رواني پايدار تعريف مي‌شد؛ درآمدي اندک، اما تضمين‌شده، بازنشستگي مطمئن و شأني که کسري دريافتي ماهانه را با »منزلت اجتماعي« جبران مي‌کرد.
استعفاي معلمان در فضاي مجازي ترند شد!
موج استعفاي اخير فرهنگيان، اما نشان مي‌دهد که اين معادله ديگر کار نمي‌کند. وقتي يک معلم ترجيح مي‌دهد امنيت شغل ثابت را رها کرده و وارد بازار کار آزاد، مشاغل پلتفرمي يا رانندگي در تاکسي اينترنتي شود، مسئله ديگر تغيير سليقه يا نياز به تنوع در فضاي کاري نيست؛ مسئله، پيشي گرفتن هزينه روزمره ماندن در کلاس از ريسک خروج از آن است.طرح رتبه‌بندي که به عقيده برخي فرهنگيان در اجرا با بي‌عدالتي‌هايي همراه شد، قرار بود ترمز فرسايش معيشتي معلمان باشد نيز پس از ماه‌ها کشمکش اداري و فرم‌پروري، اين طرح تنها به افزايشي جزئي انجاميده که در همان ماه اول با تورم خوراکي‌ها و جهش مسکن خنثي شده است. معلمان امروز در کلاسي درس مي‌دهند که بهاي يک جفت کفش دانش‌آموز مي‌تواند بخش قابل‌توجهي از دريافتي ماهانه‌شان باشد.
با پديده گزينش معکوس مواجهيم
پديده »موج استعفا« يا فرسايش بدنه آموزشي کشور، صرفاً يک مسئله صنفي محدود به درون مدارس نيست؛ زنگ خطري ملي براي کيفيت بازتوليد نيروي انساني است. وقتي نظام پاداش‌دهي يک اقتصاد به سمتي مي‌رود که دلالان خرد يا کار‌هاي غيرتخصصي چند برابر يک کارشناس آموزشي درآمد دارند، با پديده‌ي »گزينش معکوس« مواجه مي‌شويم.معلمان مسلط‌تر، متخصص‌تر و داراي مهارت‌هاي جانبي اولين کساني هستند که استعفا مي‌دهند و آنهايي که مجبور به ماندن هستند، ساعات فراغت و تمرکز ذهني خود را در شغل دوم و سوم جا مي‌گذارند. خستگي مزمن، نتيجه استهلاک معلمي است که صبح بايد ادبيات، هندسه و شيمي تدريس کند و عصر‌ها تا پاسي از شب در ترافيک به مسافرکشي مشغول باشد.
اما فاجعه فقط در بخش دستمزد نيست؛ احساس بي‌عدالتي ساختاري و قفل شدن دارايي‌هاست که انگيزه ماندن را مي‌سوزاند. نهادي مانند صندوق ذخيره فرهنگيان، که با کسر درصدي از حقوق ماهانه صد‌ها هزار معلم و با وعده سرمايه‌گذاري براي آينده آنان شکل گرفت، سال‌هاست در هاله‌اي از گزارش‌هاي غيرشفاف، انتصابات پرحاشيه و ابهام در ارزش واقعي مالکانه قرار دارد.معلمي که توان پرداخت اقساط يک عمل جراحي ساده يا اجاره خانه را ندارد، مي‌بيند سهمش از هلدينگ‌ها و پتروشيمي‌هاي بزرگ صندوق ذخيره، تنها روي کاغذ وجود دارد و در بحراني‌ترين روز‌هاي زندگي‌اش هيچ دسترسي نقدي يا منفعتي از آن نمي‌برد.
مشکلات معيشتي و درماني زندگي روزمره فرهنگيان را تحت فشار قرار داده است
محمدرضا انتظاريان، نويسنده کارزار »هشدار جدي به مسئولان؛ معلم را به نقطه انفجار نرسانيد«، مي‌گويد که شکل‌گيري اين کارزار حاصل سال‌ها مشاهده، تجربه و پيگيري مشکلات فرهنگيان، به‌ويژه معلمان بازنشسته بوده است.به گفته او، مشکلات معيشتي و درماني از جمله مسائلي هستند که زندگي روزمره فرهنگيان را تحت فشار قرار داده‌اند و مطالبات اين گروه صرفاً به افزايش حقوق محدود نمي‌شود.در نهايت، استعفا دادن و ترک سيستم پاسخي انفرادي به ساختاري فرسوده‌کننده است؛ شايد انتخابي براي نجات شخصي از تله فقر بوروکراتيک. اما مدارس دولتي و نسلي که قرار است در اين کلاس‌ها رشد کند، نمي‌توانند منتظر معجزه فردي بمانند. اگر قرار است چرخه فرسايش آموزش متوقف شود، بايد از گفتمان پنهان‌کاري و وعده‌هاي مناسبتي فاصله گرفت.
لزوم تعيين تکليف فوري ارزش مالکانه صندوق ذخيره فرهنگيان و متناسب‌سازي واقعي دستمزد
حقوق قانوني معلمان، تعيين تکليف فوري ارزش مالکانه صندوق ذخيره فرهنگيان و متناسب‌سازي واقعي دستمزد با سبد زيست اجتماعي، يک لطف حاکميتي نيست بلکه کف لازم براي حفظ پايه‌هاي آموزش عمومي است.
به گزارش آرازآذربايجان به نقل از اقتصاد24، اين هشدار پيش‌تر در قالب مطالبات مستند و کارزار‌هاي جمعي نيز مطرح شده است. کارزار معلمان شاغل و بازنشسته که در پلتفرم کارزار با کد پيگيري 352303 منتشرشده، نمونه‌اي از همين مقاومت مدني و اصرار بر مسير‌هاي مسالمت‌آميز است. صدايي که هشدار مي‌دهد بي‌اعتنايي به معيشت معلم، به فروپاشي انگيزه در قلب کلاس‌هاي درس منتهي خواهد شد.


تاریخ: 1405/08/03 08:44 ق.ظ | دفعات بازدید: 1728