گردشگری پزشکی و دورخیز برای حذف دلالی

گردشگری پزشکی و دورخیز برای حذف دلالی

نفیسه حاجاتی
گروه اقتصادی: گردشگری سلامت این روزها از یک سو بسیار مورد توجه فعالان صنعت گردشگری قرار گرفته و از سوی دیگر توجه فعالان بخش درمان را جلب کرده به سه شاخه »گردشگری پزشکی«، »گردشگری تندرستی« و »گردشگری پیشگیرانه« تقسیم می‌شود؛ گردشگری را که با نسخه پزشک و برای درمان در بیمارستان به کشوری سفر می‌کند، مثالی برای شاخه اول یعنی گردشگری پزشکی محسوب می‌کنند. یک گردشگر که برای درمان آسم به غار نمکی می‌رود یا به دنبال آب‌درمانی، لجن‌درمانی و جلبک‌درمانی است، در حیطه گردشگری تندرستی قرار می‌گیرد.
از طرفی اگر گردشگران برای تمدد اعصاب و دستیابی به سلامتی و آرامش سفر کنند؛ مثل کسانی که به دهکده‌های سلامت می‌روند یا در تورهای یوگا حاضر می‌شوند، در حقیقت، گردشگری پیشگیرانه را تجربه کرده‌اند. کشور ایران توانایی میزبانی از گردشگران هر سه شاخه را دارد.جدیدترین اخبار از این حوزه ورود تامین اجتماعی به این حیطه با طرح جامع گردشگری پزشکی است. طبق این طرح امکانات مختلفی که این سازمان در زمینه‌های درمان، اقامت، حمل و نقل و گردشگری داشته از این به بعد، به طور منسجم برای فعالیت‌های در زمینه گردشگری پزشکی به کار گرفته می‌شوند و در ۱۵ استان از جمله بیمارستان‌هایی در شهرستان‌های مرزی به جذب بیماران یا گردشگران بین‌المللی خواهند پرداخت.
کمی بیشتر از یک سال پیش، از طرف ریاست سازمان تامین اجتماعی به هلدینگ گردشگری آن دستور داده شد تا با استفاده از امکاناتی که در اختیار این سازمان است از جمله ۷۵ بیمارستان، ۴۰۰ کلینیک، حدود ۱۰ هزار پزشک متخصص و پرستار، ۱۵ کارخانه تولید دارو، ده‌ها هتل، حمل و نقل ریلی و امکانات گردشگری و سفر یک طرح جامع تدوین شود و هلدینگ گردشگری سازمان نیز سیاست کلانی را با عنوان دوری از کارهای پراکنده، سنتی و محدود در نظر گرفت.
منظور از »سنتی« این بود که دوباره گردشگران را به ترکیه یا تورهای شبیه این نفرستیم. منظور از »محدود« هم این بود که مثل همیشه اصفهان، یزد، شیراز و تهران را در دستور کار قرار ندهیم، فعالیت‌هایمان را محدود به این چهار مقصد توریستی نکنیم و نگاه گسترده‌تری داشته باشیم. منظورمان از »پراکنده عمل نکردن« هم این بود که امکانات و ظرفیت‌های اقامتی، حمل و نقل ریلی و آژانس خدمات مسافرتی متعلق و تابعه سازمان تامین اجتماعی وجود داشته که به صورت پراکنده و جدا از هم کار می‌کردند اما قرار بر این شد که همه این امکانات در قالب یک طرح منسجم به کار گیری شوند.
این سیاست کلی ما را به طرحی رساند به نام گردشگری سلامت که در حال حاضر، شاخه گردشگری پزشکی آن را مطالعه و فرایندهایش را بررسی کرده‌ایم. سپس آماده‌سازی بیمارستان‌ها با توجه به بازار هدفی که برایشان تعریف شده بود، انجام شد. این روند شامل بازنگری در تعرفه‌های بیمارستانی برای پذیرش بیماران خارجی، تجهیز بیمارستان‌ها به تابلوهای دو زبانه، آموزش زبان دوم به کارکنان و سایر اقدامات می‌شد و به این ترتیب ۱۷ بیمارستان برای حضور در این طرح آماده شدند.
رشت، اردبیل، پارس‌آباد مغان، تبریز، ارومیه، مشهد، گنبد، زابل، کرمانشاه، کرمان، کردستان، بندر عباس و اصفهان هر کدام با یک بیمارستان و تهران با سه بیمارستان در این طرح شرکت دارند.
کشورهایی بازار هدف طرح عراق، آذربایجان، عمان و افغانستان را با اولویت یک، البته در بیش از ۲۰ کشور کارگزارانی داریم که فعالیت گردشگری انجام می‌دادند که اخیراً فعالیت‌هایمان را به سمت درمانی تغییر جهت دادیم؛ گرجستان، روسیه، داغستان، ارمنستان، ازبکستان و کشورهای آفریقایی مانند کنیا، اوگاندا، تانزانیا و نیجریه از جمله این کشورها هستند که نمایندگانی هم در آنها داریم.
آمار و اطلاعات نشان می‌دهد که در این ۱۷ بیمارستان ۲۵ تا ۳۰ درصد تخت خالی در طول سال داریم. بیمار را متناسب با ظرفیت بیمارستان‌ها ارجاع می‌دهیم. برخی از فیلدهای درمانی در بیمارستان ها برای اتباع ایرانی ممکن است خلوت تر باشد در حالی که همان فیلد درمانی برای عراق یا آذربایجان ممکن است متقاضی زیادی داشته باشد. به عبارتی با حفظ اولویت سرویس‌دهی به بیمه شدگان ایرانی در نظر داریم بر اساس بررسی ضریب اشغال بیمارستانها و فیلدهای درمانی پرتقاضا و کم تقاضا و نیازی که در کشورهای هدف وجود دارد، تعادل را برقرار کنیم و به نوعی یکی از اصلی ترین نقش گروه گردشگری پزشکی تامین اجتماعی شناسایی ظرفیت های خالی بیمارستان های ملکی تامین اجتماعی و ارجاع صحیح بیمار برای بهره گیری از این امکانات موجود و خالی است و البته که اولویت سرویس دهی به بیمه شدگان تامین اجتماعی و هموطنان همواره در راس قرار خواهد داشت.
دخالت دلال‌ها در نقل و انتقال مسافر، دخالت شرکت‌های فاقد مجوز، مشکلاتی که برای بیمارستان‌ها و بیمارها به وجود می‌آمد، یا مشکلات ترانسفر، ویزا و راهنما تا حد قابل قبولی مرتفع می‌شوند. مهمترین حسن اجرای این طرح شناسایی و ساماندهی ابعاد پنهانی است که در حوزه گردشگری پزشکی وجود دارد. همچنین بازار گردشگری کشور وسیع‌تر می‌شود. تا پیش از این، نگاه‌ها به توریست اروپایی بود که در فصول خاصی به ایران بیایند و فقط در ۴ یا ۵ شهر ایران اقامت کنند. اما ایران این امکانات را دارد که با فعالیت در زمینه گردشگری پزشکی، بازار زمانی و مکانی‌اش را بزرگتر کند و استان‌های بیشتری را هم در این زمینه فعال نماید. قبلاً ما نگاهمان به غرب بود در حالی که نگاه به شرق در توسعه گردشگری، بازار بزرگتری را با توزیع مکانی و زمانی مناسبتر در اختیارمان می‌گذارد.
بررسی کردیم که هر کدام از کشورهای هدف به چه خدماتی نیاز دارند. مثلاً عراقی‌ها بیشتر برای چکاب، قلب، گوارش و کلیه می‌آیند. برای اروپایی ها کاشت مو، جراحی بینی، زیبایی و دندانپزشکی مهم است. افغانستان اغلب فیلدها را نیاز دارد. این مطالعات البته جزو دانش فنی ماست که از مطالعه ۳۰ کشور به دست آمده. ما سعی می‌کنیم بر اساس اولویت‌های مشتریان خدمات را ارائه دهیم و به این نکته هم توجه می‌کنیم که ارجاع به گونه‌ای باشد که در یک بیمارستان ترافیک ایجاد نشود که این مسئله را با ابزار قیمت تنظیم می‌کنیم. وقتی بیمار مراجعه می‌کند، به او اعلام می‌کنیم که خدمت درمانی مورد نیازش در تهران با یک پزشک به سه قیمت متفاوت که به بیمارستان بستگی دارد، می‌تواند انجام شود یا همان خدمت با همان کیفیت ولی به مبلغ ۴۰ درصد ارزان‌تر در استان دیگری انجام می شود.
کارگزاران ما این قیمت‌ها را به مشتری‌ها ارائه می‌دهند و انتخاب با مشتری است. بیمار پکیجی دریافت می‌کند که در آن هر کدام از خدمات درمانی، اقامتی و حمل و نقلی به سه تا پنج سطح قیمت بر اساس بیمارستان‌ها، استان‌ها، پزشکان و وسایل حمل و نقل و درجه هتل متفاوت ارائه شده‌اند. حتی می‌تواند انتخاب کند که مترجم و راهنما را تمام وقت در اختیار داشته باشد یا نه. بیمار در کشور خودش فرمی را پر می‌کند و هزینه نهایی را قبل از آغاز سفر به دست می‌آورد. تا حدود زیادی هم این قیمت تغییر نمی کند مگر این که اتفاقات غیرقابل پیش بینی در پروسه درمان وی بیفتد. بنابراین بیمار قبل از سفر با ضریب اطمینان ۹۵ درصد قیمت خدمات خودش را می‌داند. بر اساس آئین نامه وزارت بهداشت، بیمارستان‌هایی که می‌خواهند در بخش پزشکی سلامت فعالیت کنند، باید بخش بیماران بین الملل (IPD) خودشان را راه اندازی کنند. مسئولین این بخش باید اطلاعات پزشکی داشته باشند. معمولا در بیمارستان‌های ما مسئولین این بخش پزشکان مسلط به زبان دوم و آگاه از تعرفه‌های پزشکی و قوانین بین المللی هستند. در همه بیمارستان‌ها این بخش راه اندازی شده. بیمار به این بخش مراجعه می‌کند و خانواده هم از طریق این بخش وضعیت بیمار را دنبال می‌کنند. از لحظه پذیرش تا ترخیص بیماران به این دپارتمان مراجعه می‌کنند.
سازمان میراث فرهنگی با وزارت خارجه، نظام پزشکی و وزارت بهداشت شورای یک راهبری تشکیل دادند که وظیفه سیاست گذاری و فراهم کردن بستر و رفع معضلات و موانع در سطح کلان و ملی را برعهده دارند. هدف این بوده که شرکت‌های بخش خصوصی و فعالانی که در حوزه درمان و گردشگری هستند بتوانند راحت‌تر کار را جلو ببرند. ولی این چهار سازمان وظیفه کار اجرایی ندارند فقط ناظر هستند.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۰۴ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۸:۴۳ ق.ظ

دیدگاه


7 × = چهارده