اختصاصي آرازآذربايجان //

چهل سالگی و نزاع گفتمانی غرب با انقلاب اسلامی

چهل سالگی و نزاع گفتمانی غرب با انقلاب اسلامی

وحید جلال زاده
گروه سیاسی : به شهادت دوست و دشمن ، انقلاب اسلامی مردم ایران در شمار اثرگذارترین نهضت های بشری دوران معاصر است که توانسته افق نویی را به روی انسان جدید بگشاید و نوید بخش تمدن نوئی باشد.
گفتمان حاکم بر این انقلاب ، مرزهای روشنی را با گفتمان جاری در غرب به نمایش گذاشته و توانسته توجه متفکرین عالم را به خود جلب نماید. نزاع انقلاب اسلامی با غرب جدید، یک نزاع گفتمانی است که نباید به دعواهای سیاسی و اقتصادی و احیانا حقوق بشری فروکاسته شود.البته تمام تلاش رسانه های غربی ،پوشاندن اصل موضوع است و آن اینکه مکتب اسلام حرف و طرح جدیدی برای اداره بشر دارد.
برخی از داخلی ها در مواجهه با این سخن که انقلاب اسلامی برای مدیریت جهان و ساختن تمدن جدید برنامه دارد .به سرعت به سراغ نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی حال حاضر ایران رفته و آن را همچون چماغی بر سر بانیان گفتمان انقلاب اسلامی فرود می آورند.غافل از اینکه رد و قبولِ کم و کیف این مشکلات در اصل وصحت و بنیان مرصوص تفکر حاکم بر انقلاب اسلامی تاثیری ندارد.
هرچند محل اصلی اشکال آقایان عمدتا در حوزه اجرا و مدیریت کشور است اما مقایسه چهل سالگی انقلاب اسلامی با برخی از انقلاب های مدعی قرن بیستمی می تواند حقایق دست اولی را برای فهم موضوع در دسترس این جماعت داخلی قرار دهد.
نکته مهمتری که غالبا در تحلیل و برسی های چهل سالگی انقلاب اسلامی در فضای رسانه ای فراموش می شود و وزن و جایگاهی را در این تحلیل ها به خود اختصاص نمی دهد وجود گفتمان های رقیب ، مجهز و سرسخت انقلاب اسلامی است که با تمان امکان های موجود خود در برابر آن صف آرایی کرده و با تمام توان در همه عرصه های زندگی بشری به مبارزه برخواسته اند.
این مبارزه جدی و سرنوشت ساز برای هر گفتمانی است که در پی حذف آن دیگری است.اثبات هر گفتمانی در حذف و ضعف دیگری است و شایان توجه است که غربی ها برای سلطه و حاکمیت گفتمان دست سازِ زمینی خود در هیچ برهه ای با گفتمان رقیب مجهزی دست به یقه نشده اند.
اما امروزه انقلاب اسلامی به عنوان نهضتِ فکریِ منبعث از وحی در برابر سونامی های مداوم گفتمان رقیب ،ایستاده و به پیش می رود.اژدهای مدرنیته از همه راه ها و با ابزارهای ممکن حمله می کند و زخم می زند و در پی نابودی رقیب است .
تقلیل منازعه تمدنیِ دو طرز تلقی، دو جهان بینی به انسان و جهان ،ظلم فاحش به بشریت است.البته خود غربی ها ،خطای داخلی های ما را مرتکب نمی شوند و به کرات از جنگ تمدن ها سخن می گویند.البته ناگفته پیداست که جنگ از سوی آنان است و تحمیلی به رقب. شوخی هم ندارند. زحمت کشیده اند و مجاهدت! کرده اند و دنیای جدیدی برای خود ساخته اند.طبیعی است که اجازه ندهند یک رقیب دیرین ، بخواهد دودمانشان را به باد دهد.
پیشنهاد گفتگو به رقیبی که انگاره اصلی او ،عدم و هدم شماست بی معنی ،دست کم گرفتن او و خطای راهبردی است .گفتمان انقلاب اسلامی نه با غرب که با هیچ گفتمان دیگری از سر جنگ در نیامده است و این طرف مقابل بوده که مدام یورش می برد و هژمونی خود را به رخ می کشد.
گفتمانی که چند صد سال است خراب کرده و ساخته. اندیشیده و نوشته، جنگ ها کرده و میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستاده، استعمار کرده و مستبدانه با جهان غیر خود مواجهه کرده ، نژادپرستی را ارزش دانسته و غیرسفید را از دم تیغ خود گذرانده، سلاح کشتارجمعی ساخته و ذخیره کرده و هرزمان که منافعش اجازه داده برای خفه کردن دشمنانش از آنها بهره برده است و دهها خط و تیتر دیگری که ذیل آنها فاجعه آفریده است.
اندیشکده ها و موسسات پژوهشی فراوانی در غرب و عمدتا در آمریکا سال هاست که برای حفظ هژمونی موجود و نظم ! حاکم برجهان تلاش کرده وعرق می ریزند و در پی وقوع انقلاب اسلامی ،بخشی از فعالیت های خود را بر تضعیف و اسقاط نظام ایران متمرکز کرده اند.
مصداق بارز جنگ نرم،همین آوردگاه گفتمانی است که غربی ها در تلاشند که برنده آن باشند.اسلام در درجه اول و آنگاه آرمان های انقلاب اسلامی در مقابل سلطه گفتمانی غرب ایستاده و در برخی جهات به موفقیت هایی دست پیدا کرده است.پایان تاریخ و انسان آخر و بسندگی به لیبرال دمکراسی به عنوان دست آورد نهایی بشر زمانی رنگ باخت که نسیم انقلاب اسلامی شروع به وزیدن گرفت و ردّی شد بر جهان شمولی لیبرالیزم.
البته پرواضح است که غرب سرکش و توسعه طلب ،بازی خود را به میدان گفتمانی صرف خلاصه ننماید و در تمامی جبهه ها با جمهوری اسلامی که نمایش عینی تفکرات انقلاب اسلامی است به مبارزه برخیزد. آمریکایی ها هم بدنبال خشکاندن ریشه اند و هم در پی زدن شاخه های این شجره طیبه هستند. هم باورهای انقلاب اسلامی را هدف گرفته اند و هم موفقیت های آن را برنمی تابند و در هر شکل و فرمی که باشد با آن مقابله می کنند اما اصالت مبارزه غرب با نظام اسلامی ،گفتمانی است و نه حقوق بشر،هسته ای ،موشکی و هر بهانه من بعد وتشکیک در آن خلاف عقل و منطق است.
از همین روی برخی که معتقدند اگر در سَر و شکل و فرم جمهوری اسلامی تغییراتی برای رضایت حضرات اروپایی صورت گیرد می توان آن ها را همراه خود ساخت ، سخت در اشتباهند. این قدرت جمهوری اسلامی است که در برخی از مقاطع آنان را از زدن بنیان های این کشور مایوس و به اصلاحات رفتاری راضی می کند. اما هر زمان که در این چهل سال ضعفی در دولت ها ویا کورسویی از اختلافات داخلی مشاهده کرده اند مجددا بر میثاق تاریخی خود که همان اسقاط نظام است پای فشرده اند.
جمهوری اسلامی ،شاخه مبارکی است از شجره طیبه انقلاب اسلامی و نه همه آن.این شکل از حکومت داری توافقی بوده از نخبگان صدر انقلاب که البته به مُهر تایید حضرت امام خمینی (ره) که تبلور فقاهت و ولایت بود و همچنین به رای “آری” مردم مزین است.او بود که فرمود”جمهوری اسلامی ،نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر و این شد که جمهوری اسلامی با رای بالای مردم تشکیل گردید .
واقعیت نبردهای تمدنی، جنگ اراده هاست.اراده ای برای شکستن و بردن به محاق رقیب.اینکه بند دل طرف مقابل را از داشتن آینده ای روشن پاره کنی و بذر یاس و ناامیدی را در اردوگاهش بپراکنید.گفتمان بی آینده محکوم به شکست و منبطل است.سلاح بُرنده شیطان نیز در به زانو درآوردن مومنین ،ناامید ساختن از الطاف الهی است. انسداد واقعی جامعه ناامیدی آحاد ملت است.
آموزه های دینی، تجربه بشری و چهار دهه مقاومت بهترین آموزگار ملت ایران برای ایستادگی و ادامه راه انقلاب اسلامی است.هرچند اختلال کارکردی در برخی از دستگاهها کورسوی امیدی برای آسیب پذیری جمهوری اسلامی در ذهن دشمن ایجاد کرده است اما واقعیت حال حاضر نظام اسلامی آن چیزی نیست که دشمن در فضای مجازی در پی اثبات آن است.
تجربه انقلاب ایران با رویکرد دینی و موفقیت های جمهوری اسلامی در برخی از جهات داخلی ،منطقه ای و بین الملل ،به تنهایی توانسته است برنامه ریزی های غرب را برای یک دست کردن دنیا ذیل مدیریت جهانی خود متزلزل سازد و این بهترین دلیل دشمنی آنها با جمهوری اسلامی است.ساحت گفتمانی انقلاب اسلامی فراتر و وسیع تر از جمهوری اسلامی در بین اندیشمندان و ملت ها نافذ گردیده است و این را آمریکائی ها بهتر از همه می دانند.
ملت ایران با انقلاب اسلامی و سابقه تاریخی تمدنی خود ،رقیب جدی تمدن انسان محور حاکم بر غرب است و تمامی دشمنی ها و رقابت های غرب در طول این چهل سال ذیل رقابت تمدنی تعریف می شود و نباید ساده انگارانه آن را با حوادث سیاسی و اقتصادی اشتباه گرفت.
غرب حاضر است ایران اسلامی امروز را با تمامی شرایطش بپذیرد به شرط آن که از ادعای تمدنی خود عدول کند.مدیریت جهانی را بپذیرد و در تقسیم کار جهانی شرکت نماید.آن وقت است که ایران تبدیل می شود به یک بازیگر خوب ،شریک قابل اعتماد و صلح جو.اما نه داعیه دار تمدن اسلامی رقیب غرب.
لیبرالیزم نمی تواند آن طور که ادعا دارد ایستگاه پایانی انسان امروز باشد .چون که با فطرت و سرشت انسان سازگار نیست و انقلاب اسلامی ، امکان تاریخیِ بی بدیلِ ملت بزرگ ایران برای ترسیم راه جدید بشری است. ذات ادیان الهی که منبعث از آسمان است جهان شمولی است و اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. چهل سالگی انقلاب اسلامی که از دالان پرفراز و نشیب روزگار عبور کرده ،دشمنی ها را از سر گذرانده و بذر امید را در دل های خسته پراکنده است می تواند نوید بخش نهال پاک سرشت تمدن اسلامی برای تحقق حیات طیبه باشد.
[email protected]

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ

دیدگاه


+ دو = 6