وضعیت سینمای کوتاه در استان

وضعیت  سینمای  کوتاه  در استان

امید برجسته
فیلم کوتاه همان‌طور که از نامش پیداست به فیلم‌هایی گفته می‌شود که زمان کوتاه دارند. البته تنها زمان ملاک این فیلم‌ها نیست. فیلم کوتاه جایگاه موجز گویی، خلاقیت و تجربه‌گرایی است.
فیلم کوتاه امروز در جهان یک ژانر شناخته شده‌ است. فیلم کوتاه همان‌طور که از نامش پیداست به فیلم‌هایی گفته می‌شود که زمان کوتاه دارند. البته تنها زمان ملاک این فیلم‌ها نیست.
فیلم کوتاه جایگاه موجز گویی، خلاقیت و تجربه‌گرایی است. فیلم کوتاه امروز در جهان یک ژانر شناخته شده‌ است. جشنواره‌ های بی‌شماری در سراسر دنیا به فیلم کوتاه اختصاص دارند. همچنین جشنواره‌های بزرگ دنیا نظیر، اسکار، کن، برلین و… در کنار نمایش فیلم‌های بلند، نمایش فیلم کوتاه دارند و این فیلم‌ها جوایز خاص خودشان را هم می‌گیرند. نخستین فیلم‌های تاریخ سینما فیلم‌های کوتاه بودند.
سینمای کوتاه امروزه نیز در جهان وجود دارد و اندیشه‌ها و داستان‌ها را به صورت موجز بیان می‌کند. فیلم‌سازان بزرگی نظیر پیر پائولو پازولینی، کن لوچ، آلن رنه و… سینما را با فیلم کوتاه شروع کردند.
در ایران نیز بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی، بهمن قبادی، جعفر پناهی و … سینما را با فیلم‌های کوتاه آغاز کردند. سینمای کوتاه جهان امروز به وسیله جشنواره‌های متعدد و شبکه‌های هنری تلویزیون‌ها به حیات خود ادامه می‌دهد.
تاریخچه سینمای کوتاه در ایران
در ایران سینمای کوتاه در مهر ماه ۱۳۴۷ توسط بصیر نصیبی با نام سینمای آزاد ایران راه اندازی شد و به مرور شکل گرفت وی با تلاش‌های بی?وقفه خود توانست در سراسر ایران نمایندگی‌هایی را فعال کند هر چند تلویزیون آن دوران حمایت‌های مادی از سینمای آزاد کرد اما فیلم‌سازان آن کوشش کردند که مستقل بمانند. بسیاری از فیلم‌سازان پس از انقلاب از سینمای آزاد وارد سینمای حرفه ای شدند از جمله کیانوش عیاری، مهدی صباغزاده، داریوش ارجمند، فریدون جیرانی و… سینمای کوتاه در حال حاضر گرچه از سویی به وسیله انجمن سینمای جوانان ایران حمایت می‌شود که سازمانی دولتی است و فیلم‌سازانی نظیر : نقی نعمتی، وحید موساییان، آرش رصافی، ایرج سالاروند، شهرام مکری، محمد شیروانی، پناه بر خدا رضایی، مهدی بوستانی، امیر توده روستا لقمان خالدی، میردولت موسوی و… را پرورش داده است. از سوی دیگر برخی فیلم‌سازان مستقل نظیر:مرضیه وفامهر، ناصر صفاریان، بیژن زمانپیرا انوشیروان مسعودی، امید عبدالهی، مهدی وفایی رضا سیادت، محمود رحمانی، فرهاد پدوین و … نیز بخش‌های دیگری از این نوع سینما را پیش می‌برند.
فیلم کوتاه، با فشرده سازى زمان، ذهن مخاطب را به تفکر و تأمل دعوت می‌کند و اگر متولیان فرهنگى سینماى کشور عزیزمان طالب عرصه اى اندیشمند در این زمینه هستند، یکى از مهم‌ترین و ضروری‌ترین اقدامات، بها دادن به فیلم کوتاه است، نکته اى که نه در قالب سخنرانى و بزرگداشت و شعار، بلکه در عمل است که نتیجه می‌بخشد. حدود ??-?? سال پیش عده اى از سازندگان فیلم کوتاه در اروپا جلسات و پژوهش‌هایی را درباره ماهیت و علت استقبال کم از فیلم کوتاه برگزار کردند که در آن به نتایجی رسیدند.
معضل سرمایه و مخاطب در خصوص فیلم کوتاه ابعاد جهانى دارد و البته این بدان معنا نیست که تلاش مسئولان هم در همه جا براى رفع این معضل یکسان است.در واقع آنچه به احیای فیلم کوتاه کمک می‌کند توجه به همین نکته است.
واقعیت آن است که فیلم کوتاه همواره احتیاج به حمایت دارد. در برخى کشورهاى اروپایى، تهیه کنندگان سینما ملزم هستند در ازاى هر فیلم موفق، ? فیلم کوتاه تولید کنند یا بخرند؛ و در بسیاری از کشورهای دنیا پیش از اکران فیلم‌های سینمایی بزرگ یک فیلم کوتاه و یا مستند پخش می‌شود و این در حالی است که ما از این امکان برای دیده شدن فیلم‌های کوتاه کمتر استفاده می¬کنیم؛ این یک نمونه از راهکارهاى حمایتى از این نوع سینما است.
این در حالی است که در کشور عزیزمان فیلم‌ساز فیلم کوتاه باید برای مخاطبی که در جشنواره‌ها فیلمش را می‌بیند، فیلم بسازد، برای مخاطبی خاص با سلیق? خاص. پس فیلم‌ساز کوتاه به مرور زمان فیلم‌ساز جشنواره‌ای می‌شود و نظر جشنواره‌ها و جایزه‌ها برایش مهم‌تر از نظر مردم عادی می‌شود. چرا که مردم عادی که چیز زیادی از سینما نمی‌داند و ما به تعداد زیادی از فیلم‌ساز جشنواره‌ای یا جشنواره ‌زده می‌رسیم که دیگر مخاطب برایش اهمیت ندارد.
نتیجتاً فیلم‌ها به فروش نمی‌رود و بین مخاطب و فیلم‌ساز فاصله می‌افتد. فیلم کوتاه یک سینمای مستقل است، اما عده ای هم به عنوان عرصه ای برای تجربه های بیشتر و یا سکویی برای پرواز به آن نگاه می‌کنند. چرا که به هر حال کارگردان فیلم بلند نیاز به تجربیاتی دارد که تنها در ساخت فیلم کوتاه آن‌ها را به دست می‌آورد و به نوعی حمایت مالی از فیلم کوتاه کمک بزرگی به سینمای بلند کشور نیز خواهد بود.
جایگاه و اهمیت خاص فیلم کوتاه در راستای رشد سینمای کشور در آنجاست که می‌تواند عرصه ای مناسب برای آموزش عملی فیلمسازی و پرورش استعدادهای جوان باشد.
فیلمسازی، صنعتی بسیار پر خرج است و جوانان با خرج شخصی هرگز نمی‌توانند اقدام به ساختن فیلم کنند. بنابراین، حمایت گسترده از تولید فیلم‌های کوتاه ضرورتی است غیر قابل انکار در جهت تربیت فیلم‌سازان جوان و رشد سینمای این مملکت. در بحث حمایت از سینما می‌شود اشاره ای کوتاه به بحث تمرکز زدایی کرد. مسئله آموزش، مسئله جشنواره‌ها، مسئله مدیریت ناکارآمد و کمبود امکانات فنی در شهرستان‌ها مسئله تقسیم بودجه و … این‌ها همه مسائلی هستند که در این سال‌ها کمتر کسی در این باره صحبت کرده است و همیشه با بی تفاوتی از کنار این گونه مسایل گذشته‌اند. در جزئی‌ترین حالتش بعضا ارگان‌های به ظاهر حامی فیلم‌سازان هیچ گونه رحم و انصاف در کارشان نیست. فیلمسازی در یک جشنواره با ۳ فیلم و کت و شلوار شیک حضور دارد که فیلم‌هایش یکی از یکی بدتر و فیلمسازی دیگر در آرزوی داشتن یک سوم از مبلغ حمایتی یکی از کارهای آقای ایکس.
آیا این در جامعه ای که دم از عدالت و برابری و برادری می‌زنیم کاری شایسته است … واقعیت این است که فیلم‌سازان و مسئولین نهادهای حمایتی مقیم تهران و بعضاً شهرستان‌ها فقط خودشان را دیده‌اند و بس… فیلمساز با عبور از مرحله آموزش و آزمون – خطا با یک واژه ای درگیر می‌شود به نام »جهانی شدن« که به دنبال آن سعی در کشف ناگفته‌هایی دارد که بتواند با زبان سینما کشفیات خود را برای جهانیان بیان کند.
به گفته مک لوهان سیاره زمین به دهکده ای جهانی تبدیل شده است. در حوزه فرهنگ جهانی که تجارب و سنت‌های ملل گوناگون جهان باید بررسی شود رسانه کاربردی‌ترین ابزار برای بده بستان است که در این میان سینما می‌تواند به خوبی خودنمایی کند. پس سینما جهانی می‌شود و فیلمساز باید به این موضوع آگاهی کامل داشته باشد و فیلمی جهانی بسازد به طوری که به مخاطبان دهکده جهانی اطلاعاتی چون اعتقادات و ارزش‌های انسانی که همه جهانیان در آن مشترک هستند را بدهد تا یک نوع احساس سمپاتی میان همه جهانیان ایجاد شود. سینماهایی که الان جهانی هستند چون امریکا با هالیوود هندوستان با بالیوود و فرانسه با سینمای فاخرش و … توانستند با دنیا ارتباط برقرار کنند و ایران در مقابل آن‌ها چه کرده است. ایران با فرهنگ غنی خود و مشخصه های ملی‌اش همچنان دور افتخاری میزند و در مقابل سینمای دنیا در حال تسخیر اذهان و فرهنگ چند هزار ساله ایرانیان است.
سینمای ایران با تاکید بر سینمای کوتاه می‌توان گفت که یک سینمای مضمون گر است در حالی که سینمای تکنیکی در دنیا حرف اول را می‌زند و ما به لحاظ تکنیک خیلی از سینمای دنیا عقبیم و در مقابل به لحاظ مضمون چند قدمی جلوتر چرا که در برنامه‌ها و جشنواره های فرا مرزی مرور آثار ایرانی که برپا می‌شود به گفته فیلم‌سازان آن دیار مضمون در اولویت است و آن‌ها برای گرفتن ایده برای کارهای خود راغب به تعقیب سینمای کوتاه ایران هستند.
سینمای کوتاه در حال حاضر در جوامعی که به سینما و عواملش ارزش بیشتری قائلند به صورت مستقل در حال حیات است و این فیلم‌های کوتاه هستند که مسیر جدیدی را بعد از تجربه به سینمای بلند معرفی می‌کنند و سینمای آن جوامع با شیوه های روایت جدید و تکنیک‌های داستان پردازی جدید چشم دنیا را به طرف خود خیره می‌کنند.
این در حالی است که در کشور عزیزمان عوامل فیلم بلند فیلم‌سازان کوتاه را با تمسخر نگاه می‌کنند و خودشان را در منجلاب ورشکستگی سینمای بلند نمی‌بینند.
فیلم کوتاه برادر کوچک‌تر فیلم بلند است با شیطنت‌های کودکانه خود و می‌تواند خیلی اتفاقات جدیدی را تجربه کند و به برادر بزرگ‌تر خود انتقال دهد اگر تعاملی بین آن‌ها اتفاق بیفتد. سینمای ایران می‌تواند با غرور و اکتفا به سینمای کوتاه خود وجهه جهانی خود را به دست آورد و این جشنواره های داخلی هستند که می‌توانند بدون اعمال سلیقه فیلم‌هایی را معرفی کنند که در جهت رشد سینمای ایران موثر باشند.
فیلم کوتاه و مستند نیازمند تغییرات اساسی است. مشکل سینمای ایران در بخش فیلم کوتاه و مستند در حوزه تولید و اکران است. متأسفانه در این بخش تهیه کننده‌ای وجود ندارد تا از ساخت یک اثر سینمایی کوتاه و یا مستند حمایت کند زیرا ساخت این نوع فیلم‌ها در کشور از لحاظ اقتصادی محکوم به شکست است.
در حوزه فیلم جوان، نیازمند انقلابی هنری هستیم و باید اتفاقات جدیدی در نهادهایی همچون انجمن سینمای جوان رخ دهد در غیر این صورت جای امیدواری وجود ندارد. یکی از معضلات ما در عرصه ساخت فیلم کوتاه و مستند موضوعی شدن فیلم‌ها است.
وقتی کارها به سمت سفارشی شدن حرکت می‌کند کیفیت آثار افت کرده و فیلمساز خلاقیت خود را از دست داده و به دلیل مسائل مالی به ساخت چنین فیلم‌هایی روی آورد. فیلم‌سازان جوان باید در ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند به دور از هر اجباری با فراغ بال فعالیت کند زیرا تنها در این صورت است که فیلمساز به مثابه یک منتقد، جامعه را به نقد کشیده و از قدرت تصویر برای بیان معضلات استفاده می‌کند.
نظرات فیلم‌سازان جوان در ساخت یک اثر سینمایی باید شنیده شود و فضایی مساعد برای کار کردن آنان فراهم شود. زیرا تنها این‌گونه می¬توان از تفکرات بدیع آنان در عرصه فیلمسازی استفاده کرد.
لحظه¬های فراموش شده با دو عمق؛ دریاچه ارومیه و سینمای ارومیه
اورمیا شهری بود، با هفت دروازه، هفت درب بسته، به هفت قفل آهنین گران. اورمیا شهری بود با هفت مجمر آتش، روشن به هفت سو، در کنار هفت رود آرام و سرگردان. اورمیا شهری بود خیس از نم باران، در دمادم هر صبح که خورشید چشم می¬گشود بر ساحت روز، می‌شکفتند بر لب دریا، هفت زنبق عشق با هفت غنچه گل سرخ روشن به آتش مجمر، چون تاب گیسوان نور تا بپیچند، رنگ بپاشند، بر سنگ، سنگ (دکتر اسماعیل یوردشاهیان).
بیوگرافی : وحید معصومی سرای هستم ۲۹ ساله متولد اورمیه. از سال ۱۳۸۵ با تئاتر آشنا شدم و از سال ۸۷ با دستیاری تدارکات در سریال ۱۳ قسمتی آنا به کارگردانی باقر پیران وارد عرصه فیلم-سازی شده و تا به امروز در چندین فیلم و سریال به عنوان دستیار صحنه حضور داشته¬ام و در تولیدات اخیر صدا و سیما از جمله مستند و سریال آداخلی ۱ و بخت هور طراح صحنه بودم حال نیز با گذشت ۷ سال فعالیت تلاش خود را دو چندان نمودم تا به لطف خدای مهربان به اهدافی که مد نظرم است برسم؛ و در حال حاضر نیز به عنوان طراح صحنه در سریال ۲۶ قسمتی آداخلی ۲ به کارگردانی محسن خدابنده که در حال تولید است فعالیت می¬کنم و همچنین دانشجوی رشته کارگردانی نمایش نیز هستم. و اخیرا فیلم کوتاهی به همت دوستان و حول موضوع دریاچه ارومیه ساختیم که تجربه اول من بود و امیدوارم مورد توجه همه طیف‌های مخاطب علی‌الخصوص همشهریانم و دوستان و اساتید متخصص واقع شود.
روایت لحظه¬های فراموش شده حکایت مرد نقاشی که بعد از گذشت زمانی طولانی به روستای پدری باز می‌گردد و با ویرانی روستا و کوچ اهالی مواجه می¬شود. مرد نقاش شروع به کشیدن نقاشی از درختان خشکیده می¬کند و در این حین دختری در تصورات مرد ظاهر می‌شود مرد برای رسیدن به این تصویر تلاش می‌کند که در انتها موفق نمی¬شود اما در پایان داستان نقاش از کشیدن درختان خشک منصرف شده و به جای آن دریایی مواج و آبی را در مقابل سنگ معروف کاظم داشی که نماد رشادت¬های مردمان منطقه در تاریخ معاصر است و به یاد لاله های قرمز و زنبق¬هایی که نماد اورمیای بنفش هستند را نقاشی می¬کند در واقع شخصیت دختر در اینجا نماد دریا است در عمق تصویر محو می¬شود و برای همیشه از دریا تابلویی در ذهنیت مرد نقاش که نماینده تک تک افراد جامعه است می¬ماند. مرد نقاش به دنبال دریا می‌رود ولی نمی¬تواند به آن برسد پس در واقع دریا در حالی که هست نیست.
هدف ما از تولید لحظه¬های فراموش شده این بود که: دینی را که به عنوان یک ایرانی و سپس یک ترک آذری نسبت به دریاچه ارومیه داریم ادا کرده باشیم. ما همان کودکان و نوجوانانی هستیم که در دامان طبیعت سرسبز آذربایجان زاده شده¬ایم و در کنار دریای مواج و خروشان چیچست، اورمیه بزرگ شده¬ایم و آب این دریا با تن¬های ما عجین شده است، هنوز هم که هنوز است شوری آب دریاچه را در چشمانمان احساس می¬کنیم، چه سوزناک بود؛ گرمی لجن¬های کنار دریاچه، ولی اما چه کنیم که این‌ها همه فقط احساس است. وقتی درخشش ماه روی موج¬های بلند دریاچه اورمیه را به یاد می¬آوریم اشک از چشمانمان سرازیر می¬شود و به خدای دانا و مهربان پناه می¬بریم. دریاچه اورمیه نگین آذربایجان، جزایر کبودان، اشک، اسپیر، قویون داغی، آرزو، فلامینگو، آرتیمیا و … برایمان رویا شده است … این بود که تصمیم گرفتیم این حس را با ساختن فیلمی کوتاه به مسئولین هم منتقل کنیم که دریا حالش خوب نیست.
دکتر یورد شاهیان جمله خوبی دارد که می‌گوید : اما آیا کسی؟ فانوس خواهد آویخت بر شاخه درخت نگونسار آن سوی ساحل، خواهد دید راز شکفتن بنفش را؟ اما آیا واقعا کسی خواهد دید موج¬های خروشان و آبی دریاچه اورمیه را؟ من که جوابم به این سوال آری هست و هیچ وقت نا امید نشده و نخواهم شد و امیدوارم که نگین آذربایجان باز خواهد گشت.
ایده این فیلم از کجا به ذهن ما رسید : من خودم زاده¬ی اورمیه هستم و روستای ما نیز یکی از روستاهای جزایر دریاچه اورمیه با نام سرای است. وقتی که من طبیعت ۲۰ سال پیش کنار دریاچه را با آن درختان سرسبز و دریای خروشان با موج¬های بلند را به یاد می‌آورم و با امروز آن مقایسه می¬کنم همه¬ی این¬ها خشک شده و کیلومترها به شوره¬زار تبدیل شده است جرقه¬ای در ذهنم زده شد که این وضعیت را از دید یک فیلمساز به طریقی به سمع و نظر مسئولین محترم برسانم.
اول طرح کلی را مطرح کردیم و سپس نوشتن فیلمنامه را آغاز و با مشاوره برخی از دوستان و با چند بار بازنویسی متن فیلمنامه آماده شد.
تکنیک ساخت فیلم : ما در لحظه¬ای فراموش شده سعی کردیم زیاد اسیر تکنیک نشویم علاوه بر اینکه ما با یک فیلمنامه سمبولیستی روبرو بودیم طوری دوکوپاژ کردیم که به مفهوم بیشتر توجه داشته باشیم و از پلان¬های فیکس و بدون حرکت استفاده کنیم و بازی¬ها نیز بیشتر در راستای رساندن کلیت داستان بود. نحوه تولید فیلم: حدود سه ماه قبل از فیلم برداری مراحل پیش تولید را آغاز کردیم و چون این فیلم از هزینه¬های شخصی تولید می¬شد کم کم شروع به جمع آوری آکساسوار مورد نیاز کردیم و برای پیدا کردن لوکیشن¬های مناسب و انتخاب بازیگر و طراحی لباس و صحنه کلی زمان صرف شد.
بعد اکیپ تصویر برداری را تکمیل کردیم و حتی بدون هیچ چشم¬داشتی صادقانه هم تمام وقت خود و امکانات شخصی¬شان (ماشین و…) را در اختیار ما گذاشتند. ما لحظه های فراموش شده را در طول یک هفته کار کردیم. این فیلم لوکیشن¬های متعددی داشت از جمله کاظم داشی، روستای میقاطلو، سرای، رشکان که دورترین لوکیشن ما از اورمیه ۸۰ کیلومتر فاصله داشت، بالاخره با وجود مشکلات زیاد لحظه¬های فراموش شده تولید شد و در نهایت با زحمات بی دریغ آرش رفیعی تدوینگر، کار تدوین و صدا گذاری شد.
یک تقاضا از مسئولین امورات سینمایی و آن این است که : فیلم هایی که به دست جوانان فیلمساز تولید می¬شود اکثرا ًبرای جشنواره است، اگر دری به تخته بخورد و فیلم هم انتخاب هم شود برای بخش مسابقه چند نفری این فیلم را می¬بینند و دیگر همه چیز تمام می¬شود ضروری است که مکانی برای پخش عمومی چنین فیلم¬هایی در نظر گرفته شود تا با این ظرفیت پخش عمومی هر روز شاهد ارائه کار های بهتری باشیم و در این صورت است که تنها به جشنواره فکر نخواهیم کرد.
آیا مسئله‌ی دریاچه اورمیه در میان دیگر جوانان نیز دغدغه شده است : به نظر من که دریا چه وارد زندگی مردم شده است، امروزه ماجرای خشکیدن تدریجی دریاچه خانه به خانه نقل صحبت¬ها است ولی در جو عمومی متأسفانه از دست هیچ کسی کاری ساخته نیست. جوانان ایرانی خصوصا ًجوانان آذربایجان برای نشان دادن احساسات خود نسبت به دریاچه اورمیه دست به عمل و عکس‌العمل‌های گوناگونی زدند که در مواردی جلوه¬های عجیب و نادرستی داشت اعتقادم بر این است که هرکدام از این جوانان به جای انداختن سنگ با هر هنری که دارند اگر احساسات خود را از این طریق بیان کنند تأثیر خیلی زیادی خواهد داشت. خاطره¬ای در مورد فیلم : یک روز صبح از خواب بیدار شدیم ساعت هفت صبح! قرار بود به یکی از دورترین لوکیشن¬های کار برویم که ۸۰ کیلومتر از اورمیه فاصله داشت. صبح که از خواب بیدار شدیم باران شدیدی می¬بارید خواستیم آفیش را کنسل کنیم اما منصرف نشدیم و رفتیم به محل لوکیشن به امید اینکه شاید هوا بهتر شد و توانستیم کار کنیم. اما محل لوکیشن هم هوا ابری بود ولی باران نمی¬بارید. پتو انداختیم تا بشینیم و صبحانه¬ای بخوریم اولین اتفاقی که افتاد آقای مهدی زاده بازیگر شخصیت نقاش کمردرد شیدی گرفت از شناس بد ما باران هم شروع به باریدن کرد. بساط مان را جمع کردیم و رفتیم داخل ماشین تا باران بند بیاید. بعد از گذشت ۱ ساعت هوا کمی آفتابی شد اما هنوز کمر آقای مهدی¬زاده درد می¬کرد ما با این وضعیت رفتیم سکانس را شروع کردیم. قرار بود در این سکانس دود هم داشته باشیم وسط پلان رفتیم مقداری چوب خشک پیدا کردیم تا با روشن کردن آن‌ها دود درست شود ولی باد شدید و سردی هوا و بارش باران مانع کارمان شد بعد از کلی تلاش و گرفتن سکانس ناقص تصمیم گرفتیم که کار را تعطیل کنیم و برگردیم.
جا دارد در اینجا از: تهیه کننده فیلم جناب ¬آقای علیرضا نوروزی ریاست محترم حوزه هنری استان آذربایجان غربی و آقای پدرام رحمانی معاونت محترم حوزه و امید برجسته مسئول واحد سمعی بصری که مجری طرح نیز بودند تشکر ویژه¬ای داشته باشم. عوامل تولید فیلم: بازیگران : مهدی مهدی زاده، مهشید جوادی فیلمنامه و کارگردان: وحید معصومی سرای تدوینگر: آرش رفیعی
منشی صحنه : پرستو خانبابازاده
تصویر بردار: محمد مستوفی صدابردار: بهمن ولی پور طراح صحنه: قاسم عیسی نژاد طراح لباس: مریم اصغری طراح گریم: بهمن ولی پور مدیر تولید: ناصر حسینی جلوه های ویژه میدانی: فرهاد صلحی مدیر تدارکات: هاشم حبشی دستیار صدا و تصویر: شهروز اسفندی حمل و نقل : ناصر معصومی و حسین میرزاپور و با تشکر از
آقایان باقر پیران بهنام رضا زاده فرهاد صلحی و بخش داری انزل حوزه هنری استان آذربایجان غربی اهالی روستای میقاطلو که ما را در ساخت این فیلم یاری کردند.
سخن آخر : دعا و توکل می¬کنیم بر خدای مهربان که خالق زیبایی‌هاست، نعمت بزرگ دریاچه ارومیه را از ما دریغ نفرماید و با نازل کردن باران رحمت خود شاهد احیای این دریاچه و این ُدر یتیم باشیم.

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۷:۵۸ ق.ظ

دیدگاه


× 2 = دوازده