نگاه همین جوری به همایش های بیخودی!

سونیا بدیع
یکی از مسایلی که ما خبرنگارها به صورت روزمره با آن روبه رو هستیم؛ همایش و گردهمایی های جورواجور است که البته از روزمره گذشته و ثانیه مره شده چون لحظه به لحظه تعداد این قبیل مراسماتِ خیلی مفید و سازنده زیاد می شه. در این برنامه ها ما خبرنگاران ضمن به آغوش کشیدن یک سیب، کیک و گاهی آب معدنی؛ از محضر اساتید مختلف مستفیض می شویم!می گم‌ اساتید چون کلهم همدیگه رو با دست و دلبازی آقای خیلی دکتر و خانم فوق پروفسور صدا می زنند؛ هِی لقب، کنیه، پسوند و پیشوند هست که چون مـُفـته خرج هم می کنند می بینند نه کنتور می اندازد نه بابتش مالیات می گیرند؛ پس بگو بره!یکی از نکات سلسله مراسمات پُرملات؛ سخنران های همه چیزدان و همه فن حریف است گاهی می بینی کارشناس طراحی بیل و کلنگ از روش تولید خربزه یا پرورش بُـز حرف می زند نوبت بعدی یک کارشناس سنگ پا درباره سیاست های ناپلئون و چرایی آب پز شدن آفریقایی ها توسط آمریکایی ها تِـز می دهد.از سخندانان هم بگذریم؛ سخن از حضار بکنیم، که انگار روی نان فانتزی با نوک انگشتانت کنجد ریخته ای؛ طوری که چند نفر اینجا نشستند، چند نفر گوشه دیگه ای جلوس کردند و چند نفر هم آن طرف تر!البته که شش دانگ همه حضار مونث روی دُرافشانی سخنرانان فرهیخته تمرکز کردند؛ مبادا فکر کنید که جلسات دو‌ به دو برای آموزش پخت آبگوشت بُزباش یا روش های نوین کله پا کردن مادرشوهر رو به بحث و بررسی گذاشته اند!آقایون‌ همیشه چُـرتی هم گهگاه با خُـرناس فرد مجاور خود بلند می شوند و جاشون رو مرتب می کنند و دوباره از نو!البته می شود گفت چند تا خبرنگار هستند که رسالت عظیم مُـچ گیری از ناطق برای درج در کانال تلگرامی و جذب ممبر رو بر عهده دارند.
پس برای اینکه سخنرانان همیشه در صحنه، به خاطر این استقبال گرم و سراپا گوش تو ذوق شون نخورد و جهت نـُطـق بعدی دل و دماغ داشته باشند، توصیه می شود برگزارکننده های مراسمات وزین، مستمع آزاد جذب کنند، چیزی هم که زیاده بیکار!نکته دیگر؛ اهدای جوایز نفیس به افراد عتیقه است، اولش که مسئولین گل اندام روی سِن می روند و می ایستند انگار می خوان عموزنجیرباف بازی کنند؛ از طراح گوشت‌کوب دیجیتال به عنوان مخترع سال و از یک فرد کَچَل و کُپُـل به عنوان سفیر سلامت تقدیر می شود.عنوان همایش‌ها گاهی آنقدر عمیق است که یک برنامه ۱۰ روزه کفایت نمی کند و باید ماه ها توی یک گوشه اتاق تاریک نشست و پرده‌ها را کشید و درباره آن فکر کرد؛ از پیش نشست چاقی برای صلح گرفته تا ستاد مدیریت جوب ها و چاله چوله ها هنگام بارش ۲ دونه برف !
در پایان اگر ضیافت ناهار باشد سالن به سرعت برق و باد از سکنه طوری خالی می شود که حتی یوز ایرانی هم نمی‌تواند به گِرد پای مدعوین برسد، چنان با شتاب نور صحنه رو خالی می‌کنند انگار زلزله صد ریشتری اومده و حاضران هراس جان دارند و برای همین شتابان از پله ها سرازیر می شوند.
ولی نه اگر خبرهای خوشی برای دستگاه گوارشی در بین نباشد؛ مسئولان جلسات سرپایی رو برای تیلیت کردن مُخ مهمان تهرانی برگزار می کنند که البته تاکید می کنم مبادا فکر کنید در حال قِر و غَمزه یا چونه زنی برای پُست بالاتر هستند بلکه نیت طرح سوراخ سُمبِه‌های زندگی خلایق است!
حرف آخر هم اینکه راست گفتند مملکت ما دو چیز ارزش ندارد یکی آدمیزاد و دیگری زمان هست، پس چه وقت هایی در این‌ هیرو ویری از خلایق دور ریخته می شود ولی نه نمی شود اگر اینجا نباشیم لابد تلگرام پَلاس هستیم یا اینستاگرام؛ فـِرت فـِرت مقاله علمی نمی نویسیم یا گونی گونی سیمان جا جا نمی کنیم که!یه چیزی هم نگم می تِـرِکَـم؛ تو این همایش ها و نمایش های بیخودی، معمولا مجری برنامه از کسانی که کفش ها رو جفت کردند تا کسانی که حقوق کهکشانی می گیرند قدردانی می کنند اِلـلاّ ما خبرنگارها؛ اصلا انگار همه آدم هستند و ما فقط یک موز هستیم که روی صندلی جا موندیم!
[email protected]

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, ۰۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ

دیدگاه


− پنج = 1