نگاهی جامعه شناختی به پدیده خشونت

نگاهی جامعه شناختی به پدیده خشونت

گروه اجتماعی: خانواده پایه بنیادین اجتماع،سلول سازنده زندگی انسان،خشت بنای جامعه،کانون اصلی حفظ سنت ها،هنجارها و ارزش های اجتماعی است.خانواده شالوده استوار پیوندهای اجتماعی،روابط خویشاوندی و کانونی برای بروز و ظهور عواطف انسانی است.نیاز افراد به قرار و آرامش ایجاب می نماید که در خانواده رابطه ای مبتنی بر عاطفه و عقل آنگونه که احساس امنیت،اطمینان،سلامت،حمایت و رضایت را برای اعضای خانواده به ارمغان آورد؛شکل گیرد.
نقش سازنده اعضای خانواده(مرد،زن و فرزندان) در ایجاد پیوندهای اخلاقی و عاطفی
اعضای خانواده غیر قابل انکار است.اما این هدف جز با ایجاد محیطی آرام،مطمئن و به دور از آسیب های اجتماعی برای همه افراد خانواده میسر نمی شود. اساسا آسیب های اجتماعی ناشی از روابط ناسالم انسانی است که بنیان های جامعه را به طور جدی تهدید می کند و مانع تحقق نیازمندی ها و تقاضاهای افراد کثیری می گردد.به نظر می رسد آسیب اجتماعی وقتی به وجود می_آید که نهاد های تنظیم کننده روابط بین افراد با شکست روبرو شده و دچار تزلزل شوند که نتیجه آن شکل گیری شکاف های عمیق بین افراد است.در چنین وضعیتی قوانین تنظیم کننده روابط انسان ها مورد بی احترامی قرار می گیرند و متزلزل می شوند زیرا قانونمندی و پذیرش قانون ریشه در ساختارهای جامعه دارد و در رابطه با فرهنگ عمومی قابل بررسی است.امروزه شواهد بسیاری حاکی از اختلال در روابط خانوادگی و خشونت ناشی از آن می باشد که مانع تحقق ارزش های خانوادگی و اجتماعی می شود.به طور حتم هرگز نمی توان تعداد واقعی مردان،زنان و کودکانی را که در خانه توسط همسر یا والدین خود مورد خشونت قرار گرفته اند دانست.شرم و حیا و ارزش های حاکم در جامعه باعث می شود که بسیاری از افراد علی الخصوص زنان این عمل را بعنوان یک راز نزد خود نگه دارند.فقط می توان تخمین زد که چه تعداد از زنان یا مردان در مواجهه با این مسئله به مراکز قانونی(کلانتری ،دادگاه،پزشکی قانونی) مراجعه می کنند.اما آمارهای موجود در مراکز قانونی،اغلب میزان پایین تری از خشونت را به علت ارائه کمتر گزارش هانشان می دهد.اگر چه ممکن است هم زن و هم مرد مرتکب اعمال خشونت در خانواده گردند ،ولی تحقیقات نشان می دهد که زنان به میزان بیشتری مورد بدرفتاری قرار می گیرند.برای افراد مورد خشونت قرار گرفته،زندگی مانند راه رفتن بر روی پوسته تخم_مرغ شکننده است.بنابراین شایسته است خانواده ها عواملی را که موجب پیدایش وشکل گیری خشونت می شود و همچنین پیامدها و راهکارهای کاهش خشونت را بشناسد تا در آینده شاهد کاهش خشونت و اثرات منفی حاصل از این آسیب اجتماعی در خانواده ها باشیم.حال برخی از خشونت ها در درون نظام خانواده را مورد تبیین و بررسی قرار می دهیم.
خشونت علیه کودکان
خشونت علیه کودکان یکی از انواع خشونت خانوادگی است که در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و عموما میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت،ارتباط خونی یا قانونی به هم پیوند خورده اند و غالبا این خشونت از سوی والدین نسبت به کودک روا داشته می شود.پژوهش ها نشان می دهندکه در مجموع میزان خشونت مادران به طور متوسط،اندکی بیش از خشونتی است که پدران علیه کودکان اعمال می کنند.سازمان بهداشت جهانی،خشونت علیه کودکان را سوء رفتار جسمی ،عاطفی،آزار جنسی،اغفال یا رفتار اهمال گرانه،استثمار تجاری یا سایر موارد بهره کشی می_داند که منجر به صدمه و آسیب بالفعل یا بالقوه به سلامت،بقاء، تکامل یا منزلت کودک می گردد و به روند طبیعی و رشد وی آسیب می رساند. که در این میان سهم خشونت عاطفی و بی توجهی بیشتر از سهم خشونت جسمانی است.خشونت علیه کودکان در بین تمامی طبقات جامعه کم و بیش رواج دارد.
خشونت جسمانی
خشونت جسمانی شامل هر عمل عمدی است که نتیجه آن صدمه رساندن به جسم کودک است و اعمالی نظیر ۱-هل دادن ۲- کتک زدن ۳-کتک زدن با کمربند ۴-داغ زدن ۵-تنبیه کردن با شلاق و ضربات مشت را شامل می شود.
خشونت عاطفی
خشونت عاطفی یا بدرفتاری روانی هر عمل لفظی تعریف می شود که در آن فرد بزرگسال به عزت نفس و شایستگی های اجتماعی کودک حمله می کند.خشونت عاطفی شامل ۱- توهین ۲-بیرون کردن از خانه ۳- تهدید یا ترساندن ۴-محروم کردن از بازی ۵-شکستن غرور ۶-قطع کردن پول ۷-تبعیض ۸-وادارکردن به همکاری ۹- دادکشیدن

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۶:۴۷ ق.ظ

دیدگاه


شش + = 11