سخني با منتقدان سرمربي تيم

فوتبال شهرداری ارومیه

فوتبال  شهرداری  ارومیه

گروه خبر: انتخاب محرم نشاطی بعنوان سرمربی تیم فوتبال شهرداری ارومیه طی چند روز گذشته بازتاب های مختلفی در میان اهالی فوتبال و اصحاب رسانه داشته است. گروهی موافق و گروه دیگر مخالف ، هر کدام از این گروه ها نیز دلایل خاصی برای نظراتشان ارائه کردند.
مخالفان این انتخاب موضوعاتی چون نداشتن تجربه قابل اعتنا در سطح ملی ،نداشتن موفقیت آنچنانی در عرصه مربیگری فوتبال سالنی و نداشتن رزومه قوی را مهم ترین دلایل مخالفت خود عنوان می کنند و در مقابل موافقان نیز بغیر از دو دهه سابقه فوتبالی و داشتن مدرک حرفه ای مربیگری ، بومی بودن و لزوم ایجاد بستر لازم برای شکوفایی استعدادهای بومی را مهم ترین دلیل موافقت خود عنوان می کنند.
هر چند دلایل مطرح شده از سوی گروه مخالف نیز دلیل هایی عقلانی و قابل احترام هستند ، اما بدون شک طرح چند سوال و پاسخ منطقی به آنها فوتبالدوستان ارومیه ای را برای تحسین این انتخاب و حمایت همه جانبه از تیم شهر و استانشان بیش از پیش راسخ تر خواهد کرد.چرا محرم نشاطی ؟ چرا گزینه تاپ و معروف ملی نه ؟در انتخاب سرمربی برای تیم شهرداری ارومیه که قرار است چند هفته آینده در مسابقات لیگ دسته ۲ کشور به میدان برود گزینه های مختلفی می توانست مورد انتخاب قرار بگیرد. اولین گزینه، انتخاب مربی تاپ و درجه یک ملی و بین المللی بود .
مربیانی که یا با تیم های لیگ برتری و دسته یکی قرارداد داشتند یا در شرف عقد قرارداد بودند. اصولا این قبیل مربیان در شرایط معمولی به هیچ عنوان حاضر به مربیگری در چنین تیم نوظهوری که قرار است استارت کارش را از دسته ۲ بزند نمی شوند و تنها در صورت فراهم آوردن شرایط مالی ایده آل شاید می شد پای یکی از این مربیان به اصطلاح تاپ را به ارومیه باز کرد.
تازه این قبیل مربیان هم بعد از جلوس در صندلی تیم ، به هیچ عنوان افتخار نمی دهند با بازیکن ارومیه ای که تجربه بازی خارج از استان را ندارد تیم را ارنج کنند.
این قبیل مربیان بلافاصله بعد از امضاء قرارداد لیست طویلی از بازیکنان درجه ۱ غیر بومی ارائه می دهند و میلیاردها میلیارد هزینه روی دست مدیران کم تجربه تیمی چون شهرداری ارومیه و امثال آن می گذارند.
نتیجه هم که معلوم است ،آقایان قول نمی دهند و فقط توکل می کنند به خدا و بعد از هر باختی زمین را به زمان می دوزند و هزار بهانه می تراشند.دومین گزینه ، مربیانی بودند که به لحاظ فوتبالی جزو چهره های مطرح کشوری محسوب می شوند.
کسانی که با کنار گذاشتن فوتبال حرفه ای و روی آوردن به مربیگری دنبال تیم – آزمایشگاهی – هستند برای بروز توانایی هایشان .این قبیل مربیان جوان هم که فقط اسمشان اطراف تیم سایه می اندازد بدلیل نداشتن تجربه کافی ، درصد خطایشان به مراتب بیشتر است. مربیانی که دلشان به حال جوان ارومیه ای (به اندازه خودی ها ) هیچ گاه نخواهد سوخت.
برای اینها مهم جاه طلبی خودشان است تا پیشرفت فوتبال ارومیه و شکوفا شدن استعدادهای فوتبالی جوانان این دیار ، مثال تیم شهرداری ارومیه برای این افراد به مثابه فرد خامی است که برای یادگیری آمپول زدن گیر می آورند و با سوراخ – سوراخ کردن بدنش، تزریق یاد می گیرند .سومین گزینه هم نگاه به گزینه های داخلی و بومی است.
همه ارومیه ای ها بدون شک با این سخن موافق هستند که طی سالهای گذشته استعدادهای بسیار زیادی از این استان بدلیل نبود بسترهای مناسب و تیم های مطرح در سطح کشور، در زمین های خاکی تباه شده اند و هیچ کس پرده از استعداد آنها برنداشته است. با اطمینان می توان گفت اگر تعداد زیادی از این جوانان فوتبالی محل سکونتشان تهران یا اصفهان بود الان در سطح کشوری جزو چهره های شاخص بودند. در واقع ارومیه دروازه ورودی اش به فستیوال فوتبالی این سرزمین کهن سالیان سال بود که مسدود بود.
این دروازه اما اکنون آرام آرام در حال باز شدن است و از طریق این دروازه قرار است استعدادهای فوتبالی این دیار از بازیکن گرفته تا مربی ، داور و کمک داور ، سَری میان سَرها بجنبانند. حال می توان با – هِلی بُرن – بازیکن و مربی غیر بومی در مرکز شهر و عبور دادن از این دروازه ، این را به دروازه توجهات به غیر بومی ها تبدیل کرد و یا از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را برد و جوان ارومیه ای را به حق سوخته اش رساند.
حال سوال اساسی اینجاست …
اگر امثال محرم نشاطی ها قرار نیست در تیم های خودی و آن هم در جایی مثل لیگ دسته ۲ ، استعدادشان شکوفا شود پس محل این شکوفایی ها کجا خواهد بود؟ تصور کنید از گزینه های قبلی مطرح شده ، هادی طباطبایی سکاندار این تیم می شد . چه اتفاقی می افتاد؟ تیم پشت سر هم موفقیت ها را درو می کرد؟ فوتبالی ها می دانند و به راحتی پیش بینی می کنند که بدلیل فراهم نبودن هم شرایط موفقیت تیم ، هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد . فقط ارومیه ای ها هادی طباطبایی را از نزدیک می دیدند والسلام .امروز دروازه ای از سرزمین خوبان به فستیوال فوتبال این کشور پهناور باز شده است . شاید در ابتدای راه معجزه ای صورت نگیرد اما بلا شک در آینده ای نزدیک و با تشکیل تیم های پایه ای در این باشگاه ، ایران و ایرانی بیش از پیش به ارومیه و ارومیه ای خواهد بالید . موضوعی که امروز در والیبال در حال رخ دادن است . والیبالی که زیربنایش را همان جوانان دو دهه قبل ارومیه بنا نهادند. موقعی که جرقّه پا گذاشتن ارومیه به جرگه حرفه ای ها در حال شکل گرفتن بود همین جوانان بومی و غیرتمند فعل خواستن را با تمام وجود و بی ادعا صرف کردند. فعلی که امروز باید فوتبالی ها صرفش کنند. به گزارش آراز آذربایجان به نقل از اروم نیوز شمشیرها را برای چند صباح غلاف کنیم و منتظر نتایج ضعیف تیم نباشیم.
به هم کیشان خودمان اعتماد کنیم و حامی واقعیشان باشیم . باید به این جوانان فرصت داد، فرصتی برای بروز توانایی هایشان ، هرچند سرمربی و اعضاء کادر فنی تیم هم نباید چشم و گوششان را به روی منتقدان ببندند و یکه تازی کنند. تعامل منتقدان و حمایتشان به معنای بَح بَح و چَح چَح الکی نیست . نقد منصفانه ، توام با ارائه راهکار ، تیم ارومیه با حمایت و یکدلی همه تیم خواهد شد .

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۵:۰۷ ق.ظ

دیدگاه


چهار + 8 =