اختصاصي آرازآذربايجان//

فقر و محرومیت به دلیل قومیتی به بهانه امنیتی

فقر و محرومیت به دلیل قومیتی به بهانه امنیتی

فیروزه خاوه
قسمت اول- شاخص سلامت و درمان
گروه اجتماعی: فقرهمان بلایی است که به فرموده امیرمومنان علی¬بن ابی¬طالب از هر در که وارد شود ایمان از آن خارج می‌شود.
فقر و نابرابری دروازه گشوده به جهنم جرم و جنایت است و علت¬العلل آسیب‌های بی شمار اجتماعی .
بی‌عدالتی و نابرابری در سطح بین فردی قصه تلخی است که در طول حیات بشر هر سکانس پایانیش با صد سرآغاز تلخ‌تر آغاز می شود .
نابرابری ، شکاف طبقاتی وقتی بین دو انسان قرار بگیرد طبیعتا آنها را از هم کُف بودن که شاید نخستین فاکتور برای تفاهم و هم‌اندیشی است باز می‌دارد.
حال اگر این نابرابری بی¬عدالتی و شکاف طبقاتی در سطح یک شهر باشد پدیده شوم حاشیه نشینی را رقم می‌زند.
که خود پیامد قصور، بی‌تفاوتی و صد البته رفتارهای جهت ‌دار و عامدانه مسئولان آن شهر می‌باشد. حاشیه نشینی، فقر و نابرابری رفتارهای ضد اجتماعی در پی‌خواهد داشت ؛ کودکان فرسوده و ناامید خواهد زایید ،دنیای تاریک و ‌‌‌بیماری خواهد بود از زنان عاصی منزجر از زنانگی و مردان خشمگین و حتی بعضا منفعل جوانان بیکار، معتاد و بی‌انگیزه و سالخوردگانی که مردگان خارج از گورها هستند.
همه اینها فاجعه است اما فاجعه از آنجا غم‌انگیزتر می‌شود که این نابرابری و بی‌عدالتی به شکل منطقه‌ای و در سطح کشور بروز کند چون دیگر قضیه هم کف بودن یا نبودن نیست بلکه فاتحه همدلی ملی خوانده است.
البته باورش سخت است در کشوری با حکومت و دولت واحد، فقر و حاشیه نشینی منطقه¬ای وجود داشته باشد ، اما متاسفانه حقیقت دارد ، شاهد نیمه زنده¬اش اینجاست ، آذربایجان حاشیه نشین و مرزنشینان مغفول .
از احوال آذربایجان¬غربی غریب در وطن اگر خواسته باشید ، سه میلیون جمعیت دارد، هفتمین استان پر جمعیت و دوازدهمین استان به لحاظ مساحت است و البته مرز مشترک با سه کشور بر سر جاده ابریشم و دروازه ایران به اروپا،البته که معادن غنی دارد با معدنچیان فقیر حتی قطب سنگهای معدنیست ، پتانسیل کشاورزی و باغ¬های سیب سرخش مشهور است و باغدارانش که با سیلی صورت سرخ می‌کنند.
سرانه در آمدش کمتر از نصف متوسط کشوری، رتبه ۲۹ در سرانه فضای آموزشی ، وضعیت شاخص فرهنگیش با تنها ۴ سینمای فعال از ۱۹ سینمای موجود در استان پیداست که آن ۴ سینما بیشتر از نیم قرن قدمت دارد و خسته از روزهای بی رونق ، مردمانی ذوق مرده و مسئولانی ناآشنا با غم و درد هنر از اول تاهفتمینش،
و اما غم بزرگ و زخم سرطانی شده آذربایجان ، شاخص مصیبت و تحمیل مالا یطاق مردم نجیب آذربایجان ، شاخص شخیص محیط زیست با کشته دریاچه ارومیه بر دستانش ، که چیزی نگوییم که بغض رسوب کند در حلقوم خاموش مظلوم و بی زبان آذربایجان، بهتر از فریادی که کشیده می شود اما شنیده نمی شود،
بنویسید دریاچه ، بخوانید درد بخوانید سرطان و بخوانید رتبه ۲۹ شاخص سلامت در بن بستی که حتی امکان پس رفت هم ندارد امکان قهقرا هم ندارد.
*شاخص سلامت آذربایجان¬غربی از صحت صداقت بی بهره است
شاخص سلامت آذربایجان¬غربی از صحت صداقت هم بی بهره است ، این را آمارهای ضد و نقیض می‌‌‌‌گوید، روح الله حضرت‌پور نماینده اورمیه پیش از خطبه های نماز آخرین جمعه دی ماه همین امسال می گوید : آذربایجان غربی در زمینه بهداشت و سلامت جزو محرومترین و آخرین استانهاست و به حال این استان شهید پرور و جانباز و غیور تاسف میخورد بماند که وظیفه نماینده ، تاسف خوردن نیست !
و البته نماینده ولی فقیه وامام جمعه هم با اشاره به درآمد سرانه پایین تر از متوسط کشوری آذربایجان همین گفته ها را تائید کرده است.
رسول خضری نماینده پیرانشهر وسردشت، اخیرا در صحن مجلس محرومیت آذربایجان را فریاد زد ، نشان به آن نشان که در کنار تمام عقب افتادگی¬ها در تمامی شاخص¬های توسعه ، رتبه ۲۹ شاخص بهداشت و سلامت را دارد .اما معمای عجیب این داستان تراژدیک ، ادعای مکرر و مصرانه دکتر آقازاده رئیس دانشگاه علوم پزشکی است و سعی ایشان برای قبولاندن باور ناممکن رتبه هفتم شاخص سلامت و بهداشت استان است که این ادعا چند روز پیش در بازدید از بیمارستان شهرستان مهاباد مجددا از طرف ایشان تکرار شده است و البته ظاهرا شاهد این ادعا هم معاون ایشان جناب منتظرالمهدی است که مدعی است آذربایجان غربی رتبه دوم دسترسی به خدمات نوین سلامت در کشور را دارد!
جالب تر اینکه ارتقای ۲۱ رتبه‌ای شاخص بهداشت و سلامت که شهریور امسال و در روز بهورز از طرف آقازاده رئیس علوم پزشکی استان اعلام شد و یک باره آذربایجان غربی را (علی‌رغم تکرار همزمان رتبه ۲۸ از جانب نمایندگان استان در همان مقطع زمانی و بعد از آن ) در رتبه هفتم قرار داد، فقط می‌تواند وقوع یک معجزه باشد که چون در ظاهر اتفاق تازه‌ای نیفتاده است ، ظاهرا با پدیده معجزات چراغ خاموش در استان مواجه هستیم و در این استان که دریاچه به آن عظمت می‌خشکد و آب از آب تکان نمی‌خورد چه اشکالی دارد مسئولان و مدیران استانی گاه و بیگاه جهت رفع ملال ، ما و خودشان را با معجزاتی از این دست سرگرم کنند!
در هر حال آنچه مسلم است ، بیماری و سلامت قابل پنهان کردن نیست . هر کس دست بر وجدانش بگذارد و نبض و فشار آذربایجان را بینی و بین الله وجدان کند، می‌داند این تن رنجور در وضعیت رقت‌بار غیر قابل کتمانی قرار دارد.
حال آنکس که باید بپرسد و آنکس که باید پاسخ بدهد معلوم است.
اما آیا شاخص های نابسامان در این استان مرزی که همواره ایجاد زیر ساخت‌های مطلوب و امکانات معمول با توجیه امنیتی صورت نگرفته است، دلیلش تفاوت فرهنگی ، زبانی و قومیتی است و آیا این گونه اندیشیدن و عمل کردن به تفکر قومیتی دامن نمی‌زند؟

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۶:۴۳ ق.ظ

دیدگاه


− 7 = هیچ